
این اظهارات نگرانیهای اروپا را بیش از پیش افزایش داده است. اروپاییها نگراناند که ایالات متحده از نقش سنتی خود بهعنوان متحدی قابلاعتماد و محافظ نظم جهانی فاصله گرفته باشد و به قدرتی بدل شود که دیگر تمایلی به حفظ این نظم ندارد و حتی ممکن است آن را تهدید کند. از این منظر، افشای پیامهای سیگنال دیگر تنها یک رسوایی مضحک نیست، بلکه نشانهای از بحران عمیقتری است که در سیاست و امنیت غرب ریشه دوانده است.
فرارو- افشای پیامهای سیگنال نشاندهنده آشفتگی داخلی دولت ترامپ و نگرشهای نگرانکنندهاش نسبت به متحدان اروپایی است. عدم هماهنگی در تیم امنیت ملی، رفتار تحقیرآمیز نسبت به متحدان و تمرکز بر نمایش قدرت نظامی، نگرانیهای جدی درباره مسیر سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرده است. این حادثه نه تنها مشکلات داخلی آمریکا را برجسته کرد، بلکه ترس اروپاییها از رویکرد تهاجمی و کمتوجهی واشنگتن به نظم جهانی را نیز افزایش داده است.
به گزارش فرارو به نقل از پایگاه نشریه بریتانیایی اکونومیست، فرستادن پیام اشتباه به فرد اشتباه اتفاقی است که تقریباً برای همه پیش آمده است؛ اما زمانی که این اشتباه از سوی مایک والتز، مشاور امنیت ملی ایالات متحده رخ دهد و پیام حاوی جزئیات حساس یک طرح نظامی محرمانه باشد، مسئله دیگر فقط شرمندگی نیست، بلکه نشانهای از یک نقص جدی در امنیت ملی به شمار میرود.
کاخ سفید تأیید کرده است که پیامهای ارسالشده به «جفری گلدبرگ» (jeffrey goldberg)، سردبیر مجله آتلانتیک، واقعی به نظر میرسند؛ پیامهایی که نگرانیهای جدی را در واشنگتن برانگیخته است. این حادثه نشان میدهد که تیم امنیت ملی دولت ترامپ اطلاعات طبقهبندیشده را از طریق اپلیکیشن عمومی و رمزگذاریشدهای مانند سیگنال ردوبدل میکرده است. علاوه بر این، اشتباه عجیب افزودن یک روزنامهنگار به گروه چت، سطح بیدقتی و مخاطرات امنیتی را بهوضوح برجسته میکند.
یکی از جنبههای غیرمنتظره و در عین حال نگرانکننده این گفتوگوها، لحن غیررسمی و حتی پر از ایموجی آنهاست؛ نحوه بیپروایی که نشاندهنده نگرش دولت ترامپ به مسائل امنیتی حساس است. در این پیامها، والتز و سایر مقامات کابینه با لحنی تحقیرآمیز درباره متحدان اروپایی صحبت کرده و بارها تأکید کردهاند که این کشورها باید هزینه عملیات نظامی آمریکا را متقبل شوند. همزمان، آنها بر ضرورت نشان دادن چهرهای سرسختتر از دولت بایدن تأکید کردهاند.
این ماجرا آنقدر غیرمنتظره و باورنکردنی است که بیشتر به یک اپیزود از سریال طنز سیاسی «Veep» شباهت دارد تا یک رخداد واقعی. حتی خود جفری گلدبرگ در ابتدا مطمئن نبود که آیا در حال فریب خوردن است یا خیر. او در گزارش خود نوشت: «جهان برای نخستین بار حوالی ساعت ۲ بعدازظهر به وقت شرق آمریکا، در ۱۵ مارس، از بمباران اهداف حوثی در یمن باخبر شد. اما من این اطلاعات را تقریباً دو ساعت پیش از اولین انفجارها، از طریق پیامکی که ساعت ۱۱:۴۴ صبح از پیت هگسث، وزیر دفاع، دریافت کرده بودم، به دست آوردم. این پیام شامل جزئیات دقیقی از بستههای تسلیحاتی، اهداف موردنظر و زمانبندی عملیات بود.»
در ۱۱ مارس (۲۱ اسفند) جفری گلدبرگ از دریافت پیامی عجیب از سوی فردی که خود را «مایک والتز» معرفی کرده بود، خبر داد. این پیام از طریق اپلیکیشن سیگنال ارسال شده بود. ابتدا این موضوع چندان غیرمعمول به نظر نمیرسید؛ چراکه علیرغم موضعگیریهای تند دولت ترامپ علیه «اخبار جعلی»، بسیاری از مقامات این دولت روابط نزدیکی با رسانهها و روزنامهنگاران جریان اصلی داشتند.
اما دو روز بعد، ماجرا وارد مرحلهای عجیبتر شد: گلدبرگ به گروهی به نام «گروه کوچک حوثی» اضافه شد؛ گروهی که ظاهراً برای هماهنگی یک عملیات نظامی قریبالوقوع علیه شبهنظامیان حوثی در یمن تشکیل شده بود. این گروه، متشکل از ۱۸ نفر شامل چهرههای بلندپایهای بود که برخی از آنها در بالاترین سطح دولت قرار داشتند. از «جِیدی ونس»، معاون رئیسجمهور و «مارکو روبیو»، وزیر خارجه گرفته تا «تولسی گبرد» (Tulsi Gabbard)، مدیر اطلاعات ملی، «جان رتکلیف»، رئیس سیا، پیت هگسث، وزیر دفاع، و چند مقام دیگر همگی در این گروه حضور داشتند.
در ۱۴ مارس (۲۴ اسفند) دولت ترامپ خود را برای تشدید حملات علیه مواضع حوثیها آماده میکرد. این اقدام در پی تهدید اخیر حوثیها انجام میشد که اعلام کرده بودند حملات به کشتیهای عبوری از تنگه بابالمندب را از سر خواهند گرفت. این تنگه راهبردی، دریای سرخ را به کانال سوئز متصل کرده و نقش حیاتی در تجارت جهانی ایفا میکند. حوثیها این تهدید را پاسخی به انسداد کمکهای بشردوستانه به غزه توسط اسرائیل توصیف کرده بودند. حملات پیشین آنها باعث شده بود که بسیاری از کشتیها مجبور شوند مسیر طولانیتری از اطراف قاره آفریقا انتخاب کنند.
در همان گروه سیگنال، «جِیدی ونس» نگرانی خود را نسبت به این عملیات مطرح کرد. او تأکید کرد که وابستگی اروپا به تجارت از طریق کانال سوئز بسیار بیشتر از ایالات متحده است و این نکته میتواند تأثیرات گستردهای بر روابط واشنگتن با متحدان اروپایی داشته باشد. ونس در اظهاراتی نادر که اختلافنظر او با رئیسجمهور ترامپ را نشان میداد، گفت: «مطمئن نیستم رئیسجمهور بهطور کامل درک کرده باشد که چنین حملهای تا چه اندازه با پیام کنونیاش درباره اروپا در تضاد است.» با وجود تأیید اولیه ترامپ برای انجام حملات، ونس همچنان تلاش میکرد عملیات را به تأخیر بیندازد.
پیت هگست، وزیر دفاع، ضمن ابراز همدلی با نگرانیهای ونس، تأکید کرد که در صورت انجام عملیات، باید بر دو پیام کلیدی تمرکز شود: «اول، بایدن شکست خورد. دوم، ایران پشت این ماجراست.» او هشدار داد که به تأخیر انداختن عملیات میتواند پیامدهای جدی به دنبال داشته باشد. از نظر او، دو خطر عمده وجود داشت: «اول، اگر خبر درز کند، ما بیتصمیم و ناتوان جلوه خواهیم کرد. دوم، اگر اسرائیل پیشدستی کند یا آتشبس در غزه فرو بپاشد؛ دیگر نمیتوانیم بر اساس شرایط خود وارد عمل شویم.»
مایک والتز، با اشاره به محدودیتهای نیروی دریایی اروپا خاطرنشان کرد که هزینهٔ عملیات را متحدان اروپایی متحمل خواهند شد. در پاسخ، جِیدی ونس با لحنی طعنهآمیز نوشت: «من واقعاً از نجات دادن اروپا متنفرم.» هگست، وزیر دفاع، با تأیید این سخن گفت: «جناب معاون، با شما کاملاً موافقم. نفرتتان از اینکه اروپا همیشه سوار دوش دیگران است، کاملاً موجه است. اما مایک راست میگوید؛ ما تنها طرفی هستیم که میتوانیم در این منطقه کاری انجام دهیم. هیچکس دیگر بهاندازهٔ ما نزدیک نیست. با توجه به دستور رئیسجمهور برای باز کردن مسیرهای دریایی، حالا بهترین زمان برای اقدام است. البته رئیسجمهور هنوز ۲۴ ساعت وقت دارد تا تصمیم نهایی خود را بگیرد.»
در پایان، فردی با نام اختصاری «S M» —که احتمالاً به استفن میلر، معاون رئیس دفتر ترامپ اشاره دارد، بحث را با اعلام اینکه رئیسجمهور ترامپ مجوز حمله را صادر کرده، خاتمه داد. با این حال، میلر بر اهمیت شفافسازی با کشورهای اروپایی دربارهٔ انتظارات آمریکا تأکید کرد. او تصریح کرد: «اگر ایالات متحده هزینهٔ بالایی بپردازد تا آزادی کشتیرانی را بازگرداند، باید از این عملیات به لحاظ اقتصادی دستاورد بیشتری بهدست آورد.»
صبح روز بعد، پیت هگست، وزیر دفاع، آخرین جزئیات عملیات هوایی قریبالوقوع را با اعضای گروه به اشتراک گذاشت. این حملات قرار بود دو ساعت بعد آغاز شوند. هنگامی که نخستین بمبها بر صنعا فرود آمدند، کانال سیگنال دوباره فعال شد و مایک والتز این عملیات را «شگفتانگیز» توصیف کرد. او با سه ایموجی (مشت گرهکرده، پرچم آمریکا و شعله آتش) از این اقدام تمجید کرد. در همین حال، استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ در امور خاورمیانه، با پنج ایموجی پاسخ داد: دو دست دعا، یک بازوی عضلانی و دو پرچم آمریکا.
سخنگوی شورای امنیت ملی اعلام کرد که تحقیقاتی برای روشن شدن چگونگی «اضافه شدن سهوی یک شماره به این زنجیره» در حال انجام است. وی در عین حال تاکید کرد که این تبادلها نشانهای از «هماهنگی عمیق و حسابشده میان مقامات ارشد سیاستگذاری» بوده است. در این میان، مایک والتز که گرایشهای سنتی و جنگطلبانهاش او را از فضای پیرامون ترامپ کمی جدا میکرد، حالا با شرمساری عمومی گستردهای روبهرو است؛ هرچند امیدوار است که این ماجرا برای او به عواقب سنگینی منجر نشود. در مقابل، جِیدی ونس، از چهرههای نزدیک به جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم»، در این تبادل به عنوان صدایی میانهرو ظاهر شده است؛ هرچند نگاه انتقادیاش به متحدان اروپایی همچنان برجای خود باقی مانده است. پیت هگست نیز که همواره بر لزوم بازگرداندن «روح جنگجویانه» به پنتاگون تأکید داشته، در میان این دو دیدگاه قرار گرفته و بر اهمیت «احیای بازدارندگی» از طریق نمایش قدرت نظامی پافشاری میکند.
در میان این بحثهای سیاسی و نظامی، نکتهای که کاملاً مشهود است، غیاب هرگونه توجه به پیامدهای انسانی بمباران یمن است؛ کشوری که سالها تحت تأثیر جنگ و بحرانهای انسانی قرار دارد. در این گفتگوها، هیچ اشارهای به خطر افزایش تنش با ایران یا به تأثیر پیچیده نقش اسرائیل بهویژه در شرایطی که آتشبس با حماس در آستانه فروپاشی است، دیده نمیشود.
نقش استیو ویتکاف در این میان بیش از پیش برجسته شده است. گرچه او سمتی رسمی در سطح کابینه ندارد، اما در سیاست خارجی دولت ترامپ نقشی کلیدی ایفا میکند. پیش از بازگشت ترامپ به قدرت، ویتکاف در مذاکره مرحله اول آتشبس در غزه نقشی اساسی داشت؛ آتشبسی که حالا فروپاشیده است. علاوه بر این، او بهعنوان نماینده دولت ترامپ برای مذاکره با روسیه انتخاب شده بود. در ۲۱ مارس (برابر با اول فروردین) ویتکاف در مصاحبهای جنجالی با برنامه «تاکر کارلسون شو»، از مواضع مرسوم غرب فاصله گرفت و حتی از ولادیمیر پوتین بهطور آشکار تمجید کرد. او در این مصاحبه فاش کرد که رئیسجمهور روسیه، پرترهای از ترامپ را بهعنوان هدیه سفارش داده بود و پس از شنیدن خبر تیر خوردن ترامپ در یکی از گردهماییهای انتخاباتی، به کلیسا رفته بود تا برای بهبودی او دعا کند.
استیو ویتکاف اظهار داشت که هدف او صرفاً پایان دادن به جنگ اوکراین نیست، بلکه ایجاد یک «مشارکت جدید» میان آمریکا و روسیه است. وی این مشارکت را فرصتی برای همکاری در حوزههایی نظیر استخراج انرژی در قطب شمال، حملونقل گاز مایع و توسعه هوش مصنوعی دانست. او همچنین نگرانی اروپاییها را که از پیروزی روسیه در اوکراین وحشت دارند و آن را سرآغازی برای تهاجمهای بیشتر به سایر کشورهای اروپایی میدانند، «مضحک» خواند. ویتکاف گفت: «آنها فکر میکنند همه باید مانند وینستون چرچیل از روسها بترسیم و نگران پیشروی آنها در اروپا باشیم. به نظر من این تصور خندهدار است.»
این اظهارات نگرانیهای اروپا را بیش از پیش افزایش داده است. اروپاییها نگراناند که ایالات متحده از نقش سنتی خود بهعنوان متحدی قابلاعتماد و محافظ نظم جهانی فاصله گرفته باشد و به قدرتی بدل شود که دیگر تمایلی به حفظ این نظم ندارد و حتی ممکن است آن را تهدید کند. از این منظر، افشای پیامهای سیگنال دیگر تنها یک رسوایی مضحک نیست، بلکه نشانهای از بحران عمیقتری است که در سیاست و امنیت غرب ریشه دوانده است.
چرا باید خود را به بیشعوری زد؟