
«در روزهای اخیر و با تشدید فضای تنش میان ایران و آمریکا، دوگانه جنگ یا مذاکره میان دو طرف بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. در این میان عدهای معتقدند که به دلیل کوتاه نیامدن ایران در برابر خواستههای ترامپ، گزینه جنگ حتمی است و عدهای دیگر به این مساله اشاره دارند که ترامپ صرفا به دنبال مذاکره است و بر آن است تا از رهگذر طرح تهدید علیه ایران به این هدف در بهترین حالت خود برسد. از این رو، تهدیدات وی علیه ایران چیزی جز بلوفزنی نیست و الا او هم خوب میداند ماجراجویی علیه تهران گزینهای خطرناک است.»
فرارو- در روزهای اخیر شاهد طرح گمانه زنیهای مختلف در مورد قریب الوقوع بودنِ حمله آمریکا به ایران و به طور خاص سایتهای اتمی کشورمان بودهایم. در این راستا، "جفری ساکس"، اقتصاددان برجسته آمریکایی در موضع گیری هشدار داده که دولت ترامپ امکان دارد که به زودی وارد جنگ با ایران شود. وی تاکید کرده که سیاستهای دولت جدید آمریکا در رابطه با خاورمیانه کاملا تحت تاثیر اسرائیل است و نشانهای از استقلال در تصمیم گیریها دیده نمیشود. او معتقد است که اکنون این نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل است که به سیاست خارجی خاورمیانهای آمریکا خط میدهد.
به گزارش فرارو؛ برخی منابع دیگر نیز از نقل و انتقالات گسترده نیروی هوایی ارتش آمریکا در منطقه صحبت میکنند و به طور خاص از انتقال چند جنگنده بی ۵۲ به پایگاه دیگو گارسیا در اقیانوس هند و البته تشدید پروازهای جاسوسی آمریکا در خلیج فارس و مناطق مجاور با آبهای کشورمان حرف میزنند. ترامپ و اعضای تیم امنیت ملی و سیاست خارجی وی نیز مدام و در موضع گیریهای مختلف خود اقدام به طرح تهدید علیه ایران میکنند. به طور خاص رئیس جمهور آمریکا در روزهای گذشته و پس از ارسال نامه به ایران تاکید کرده که اگر ایران به گزینه دیپلماتیک و مذاکره مطلوبِ آمریکا پاسخ مثبت ندهد، گزینههای نه چندان خوشایند دیگری روی میز هستند.
در نقطه مقابل، مقامهای ارشد ایرانی از جمله مقام معظم رهبری نیز در موضع گیریهای مختلف خود قویا گزینه مذاکره با آمریکا تحت فشار را رد کردهاند. به تازگی نیز ایران، پاسخ نامه ترامپ را به عمان داده و گزارشهای مختلف حاکی از این هستند که ایران در عین خویشتنداری، مواضع خود را به صراحت را بیان کرده و هرگونه تسلیم شدن در برابر زیادهخواهیها را رد کرده است.
مجموع این مسائل سبب شدهاند تا عدهای از قریب الوقوع بودن اقدام نظامی آمریکا علیه برنامه اتمی ایران صحبت کنند. با این همه، برخی دیگر از تحلیلگران نیز نظیر پروفسور جان میرشایمر، استاد روابط بین الملل دانشگاه شیکاگو بر این باورند که ترامپ و ترامپیستها ماجراجو هستند و در مورد ایران، بیش از آنکه واقعبین باشند، در حال بلوف زدن هستند.
حامیان این ایده به این مساله اشاره دارند که فلسفه رفتار سیاسی ترامپ بر اغراق و ایجاد هیجان زیاد استوار است و او بدون هرگونه برنامهریزی، عمدتا متمرکز بر کسب منافع کوتاه مدت است. با این همه، اینطور به نظر میرسد که حتی اگر سناریوی حمله دولت ترامپ به ایران را جدی بدانیم، او با ۳ چالش محوری برای پیاده سازی آن رو به رو است.
یکی از مسائلی که در ماهها و سالهای اخیر، به کرات از سوی منابع غربی و مخصوصا اندیشکدههای آنها مورد تایید قرار گرفته این است که قدرتهای غربی به معنای واقعی کلمه هیچ درک و ذهنیت روشنی در مورد توان نظامی و تسلیحاتی ایران ندارند. به طور خاص در مورد پدیده شهرهای موشکی زیرزمینی کشورمان، هنوز سرویسهای اطلاعاتی غربی نمیدانند که به راستی ایران چند مورد از این پایگاهها را در اقصی نقاط جغرافیای خود ایجاد کرده است.
ورای همه این ها، این سرویسها هنوز نمیدانند که ایران چه طیفی از تسلیحات را در اختیار دارد و میتواند حامل چه شگفتانههایی برای متجاوزان به خاک خود باشد. اساسا به همین دلیل هم است که میبینیم یکی از درخواستهای اصلی ترامپ از ایران از همان روزهای نخستین حضورش در قدرت، معطوف به خلع سلاح تهران بوده است. در جدیدترین نمونه نیز شاهد بودیم که پنتاگون به تازگی تایید کرده که ایران به فناوری تسلیحات پلاسمایی دست یافته و حتی سخنگوی پنتاگون از رصد این تسلیحات و استفاده ایران از آنها توسط ماهوارههای ناسا خبر داده است. نکته قابل تامل اینکه ایران تنها کشوری در جهان است که به صورت عملیاتی به این تسلیحات دست یافته است.
در عین حال، نباید از یاد ببریم که ایران در سالهای گذشته با پیشرفتهای خود در حوزه فناوری موشکی و پهپادی، توانسته بازارهای صادراتی قابل توجهی را نیز به دست آورد. موضوعی که مورد تایید بسیاری از محافل مطالعاتی و اندیشکدهای در جهان هم بوده است. بدون تردید حمله و ماجراجویی نظامی علیه یکچنین کشوری، با تبعات بسیار مخربی برای هرگونه طرفِ مهاجم همراه است. مسالهای که ترامپ و ترامپیستها به آن بیتفاوت نیستند.
هر گونه اقدام نظامی دولت ترامپ علیه ایران میتواند به نحو چشمگیری دریانوردی بین المللی در تنگه هرمز و باب المندب به عنوان دو آبراه مهم بین المللی را مختل کند و شوکهای سنگینی را به اقتصاد جهانی تحمیل نماید. در عین حال، نباید از یاد ببریم که بیش از ۶۰ درصد از انرژی مصرفی جهان از طریق تنگه هرمز جابجا میشود که این مساله میتواند بازارهای انرژی را وارد دورهای بحرانی کند.
البته که تهران پیشتر هم تهدید کرده که اگر قرار باشد ناامنی و تنش برای ایران در خلیج فارس ایجاد شود و به زیرساختهای نفتی و انرژی ایران خسارت وارد شود، دلیلی ندارد که دیگران امنیت داشته باشند و به راحتی مبادلات اقتصادی و تجاری خود را از طریق تنگه هرمز انجام دهند. اساسا به همین دلیل است که در مدت اخیر برخی گزارشها حاکی از این بودهاند که شماری از دولتهای عرب حاشیه خلیج فارس فعالانه سعی در میانجیگری میان ایران و آمریکا دارند تا از سناریوی تشدید درگیری میان آنها جلوگیری کنند.
از این رو، هم از منظر دریانوردی بین المللی و هم تجارت انرژی و نفت جهان، نه آمریکا و نه کلیت دنیا به هیچ عنوان آمادگی یک ماجراجویی بزرگ علیه ایران را ندارند. البته که برخی تئوریسینهای سیاست بین الملل معتقدند که اولویت اصلی ترامپ، معطوف به چین است و او نمیخواهد خود را در خاورمیانه و در جریان درگیری با ایران دچار بحران کند. زیرا این مساله میتواند بخش قابل توجهی از منافع آمریکا در قالب رقابت هایش با چین را تضعیف کند و موقعیت بین المللی آمریکا را بیش از پیش وارد فاز بحرانی کند.
حمله به سایت اتمی بوشهر، به اذعان بسیاری از رهبران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میتواند مشکلات زیست محیطی را به مدت بیش از یک دهه به این منطقه تحمیل کند. مسالهای که هم آب آشامیدنی و هم صنعت شیلات این دسته از کشورها را با بحران رو به رو میکند. این همان موضوعی است که میتواند اقتصاد و معیشت کشورهای عربی منطقه را به کل فلج کند و بحرانهای جدی را برای آنها خلق کند. در عین حال، حمله به ایران به عنوان یک قطب مهمِ محور مقاومت در منطقه، میتواند کلیت منطقه خاورمیانه را به آتش بکشد و طیفی از کنشگران را به نفع ایران وارد درگیری مستقیم با واشینگتن و متحدانش کند.
در صورت وقوع این سناریو، حتما قطبهای شرقی قدرت جهان نظیر چین و روسیه نیز بیکار نمینشیند و به دنبال تشدید مواضع تقابلی علیه غرب برخواهند آمد. به هر حال، جنگ افروزی آمریکا علیه ایران نوعی هشدار صریح برای آنها نیز است. از این رو، شاید آمریکا درگیری با ایران را کلید بزند، با این حال، قابل انکار نیست که ابتکار حداکثری با واشینگتن نخواهد بود. به هر حال، ایران و طیف متحدانش نیز خود را برای روز مبادا آماده کردهاند و میتوانند نظام محاسباتی دولت آمریکا را دچار اختلال کنند. موضوعی که حداقل آمریکایِ کنونی آمادگی مواجهه با آن را ندارد.
باید صبر کرد و دید که آینده تحولات در قالب تنشهای ایران و آمریکا چیست با این حال، هرکدام از مولفههایی که در این مقاله به آنها اشاره شد، میتوانند سیلی از بحرانها را برای طرفِ آمریکایی ایجاد کنند.