پایان روزهای طلایی همپیمانی نظامی غرب؛
با تضعیف تعهدات امنیتی ایالات متحده، اروپا به تدریج مسئولیت دفاعی بیشتری میپذیرد. بازگشت ترامپ به کاخ سفید و رویکردهای تحریکآمیز او علیه ناتو و اوکراین، رهبران اروپایی را وادار کرده تا بهدنبال یک شورای امنیتی غیررسمی اروپایی باشند. این تغییرات نهتنها نهادهای سنتی مانند ناتو را در معرض بحران قرار داده، بلکه آزمونی جدی برای توانایی اروپا در مدیریت امنیت خود در دنیای بیثبات قدرتهای بزرگ خواهد بود.
ترامپ؛ متحد دیروز، دردسر امروز ملیگرایان اروپا؟
ترامپ در میان اروپاییها چندان محبوب نیست: بر اساس یک نظرسنجی در ماه مارس، تنها شش درصد از فرانسویها و هشت درصد از ایتالیاییها او را «دوست اروپا» میدانند. این تصویر منفی، پیامدهایی برای رهبران ملیگرا در اروپا دارد. هرچه مواضع ترامپ بیشتر بهعنوان تهدیدی برای اروپا تلقی شود، رأیدهندگان در کشورهایی مانند ایتالیا و فرانسه ممکن است با تردید بیشتری به سیاستمداران محلی با رویکردهای مشابه اعتماد کنند.
نشریه بریتانیایی فایننشال تایمز از تصمیم کشورهای اروپایی برای جایگزین کردن آمریکا در ناتو تا سال ۲۰۳۵ پرده برداشت.
پشت پرده بازی قدرت میان واشنگتن و مسکو
سیاست ترامپ در قبال روسیه، قمار بزرگی است که با هدف مهار چین و بازتنظیم نظم جهانی انجام میشود، اما با هزینههایی سنگین همراه است. اعطای امتیازات گسترده به پوتین بدون تضمین تعهدات متقابل، مشروعیت این راهبرد را زیر سؤال برده است. تاریخ نشان میدهد که کرملین به تعهدات واشنگتن بیاعتماد است و هر توافقی را موقتی تلقی میکند. در نهایت، این سیاست ممکن است بیش از آنکه آمریکا را تقویت کند، هزینههای استراتژیک آن را افزایش دهد.
ترامپ؛ بزرگترین دشمن اتحاد ترنسآتلانتیک؛
سیاستهای ترامپ، ناخواسته به عاملی برای همبستگی بیشتر اروپا تبدیل شده است. تضعیف ناتو ، فشارهای اقتصادی و بیاعتمادی به واشنگتن، رهبران اروپایی را به سمت تقویت استقلال دفاعی و اقتصادی سوق داده است. اتحادیه اروپا در حال ایجاد ساختارهای مالی و نظامی مستقل است تا وابستگی خود به آمریکا را کاهش دهد. همگرایی دوباره بریتانیا و اروپا نیز سرعت گرفته است. در میان این چالشها، اروپا فرصتی برای بازتعریف جایگاه خود در نظم جهانی یافته است.
اروپاییها با تهدیدات جدید امنیتی، رشد احزاب افراطی و چالشهای اقتصادی روبهرو هستند و بهویژه نگران سیاستهای ترامپ و احیای قدرت روسیهاند. مقامات اروپایی در حال بازنگری اصول دفاعی خود هستند و به فکر تقویت صنایع دفاعی و بازگشت به خدمت سربازی اجباری هستند. کاهش هزینههای اجتماعی و استفاده از داراییهای بلوکهشده روسیه برای جبران خسارتهای جنگی نیز مطرح است.
آیا دولت ترامپ به دنبال تضعیف دلار است؟
اکونومیست گزارش میدهد که سیاستهای ترامپ و ونس در تضاد با سنت اقتصادی آمریکا، بهدنبال تضعیف دلار هستند. سقوط ارزش دلار در برابر یورو و ین، بازارهای مالی را متأثر کرده و شکاف در دولت آمریکا بر سر رویکرد ارزی را آشکار ساخته است. افزایش تعرفهها، تغییرات سیاست خارجی و تحولات اقتصادی اروپا نیز بر کاهش قدرت دلار تأثیر گذاشتهاند. این روند پیامدهای عمیقی برای فدرال رزرو، تجارت جهانی و جایگاه دلار در اقتصاد بینالمللی خواهد داشت.
ترامپ و بازگشت دکترین مونرو؛
سیاستهای ترامپ نظم جهانی را متزلزل کرده و جایگاه آمریکا را به عنوان یک قدرت باثبات به خطر انداخته است. از توقف کمک به اوکراین و اعمال تعرفه بر متحدان تا تمایل به روسیه و ادعاهای توسعهطلبانه، ترامپ رویکردی بیسابقه اتخاذ کرده است. اروپا در حال تجدیدنظر در امنیت خود است و سیاستهای نئو-مرکانتیلیستی و امپریالیستی او، جهان را به سمت بیثباتی و احتمالاً یک بحران بینالمللی جدید سوق میدهد.
دلار در لبه پرتگاه؛ اروپا به دنبال پایان امپراتوری مالی آمریکا
سیاستهای ترامپ، نظم جهانی را به چالش کشیده و اعتماد متحدان آمریکا را تضعیف کرده است. اروپا به دنبال استقلال نظامی و کاهش وابستگی به چتر امنیتی و اقتصادی آمریکا است. آلمان خواهان گسترش چتر هستهای فرانسه و بریتانیا شده و برخی کشورها احتمال تسلیح هستهای را بررسی میکنند. خروج آمریکا از تعهدات بینالمللی، دلار را در معرض خطر قرار داده و رقابت اقتصادی با چین و روسیه را تشدید کرده است.
معاهده آتلانتیک رو به افول؛
روابط آمریکا و اروپا تحت دولت ترامپ به شکاف عمیقی رسیده است. ترامپ با تضعیف حمایت از اوکراین و تغییر رویکرد جهانی آمریکا، متحدان سنتی را بیاعتماد کرده است. اروپا برای مقابله با این وضعیت، در حال افزایش بودجه دفاعی، تقویت بازدارندگی هستهای و کاهش وابستگی به چتر امنیتی آمریکا است. فرانسه و بریتانیا به دنبال ایجاد یک ائتلاف دفاعی مستقل هستند تا در برابر تهدیدات روسیه و چین آماده باشند.
استقلال دفاعی اروپا؛ رویا یا واقعیت؟
در پی کاهش حمایت آمریکا از اوکراین و متحدانش، اروپا ناچار به تجدیدنظر در راهبردهای امنیتی خود شده است. نشست شورای اروپا در مارس منجر به توافقی کلیدی برای افزایش سرمایهگذاریهای دفاعی و نقشآفرینی مستقیمتر در اوکراین شد. اروپاییها برنامهای را برای کاهش وابستگی به واشنگتن و تقویت توان دفاعی مستقل خود تدوین کردهاند، در حالی که همزمان با ایالات متحده در قالب ناتو همکاری میکنند تا از هماهنگی و انسجام استراتژیک بهره ببرند.
دیپلماسی زیر سایه تهدید؛
دولت ترامپ اولویت خود را پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین قرار داده و برای دستیابی به این هدف، ترکیبی از بازدارندگی و دیپلماسی را پیشنهاد میدهد. پیشنهاد میشود نهادی مشورتی با ساختاری کوچکتر از سازمان امنیت و همکاری اروپا متشکل از ایالات متحده، روسیه، ناتو و اتحادیه اروپا ایجاد شود. این نهاد میتواند نقش مهمی در کاهش تنشها و مدیریت بهتر بحرانها ایفا کند. به جای تصمیمگیری، این سازوکار بر ایجاد اعتماد، شکلدهی به هنجارهای رفتاری و بررسی راههای خروج از بحرانها تمرکز خواهد داشت.
آیا خیانت ترامپ، اروپا را بیدار میکند؟
دموکراسی سابقاً تحسینشدهٔ آمریکا به دست افراطیون راستگرا گروگان گرفته شده و ترامپ با خیانت و تهدید قطع کمکهای نظامی، اوکراین را در معرض تسلیم به روسیه قرار داده است. اروپا تنها راه نجات باقیمانده برای مقاومت اوکراین است. رهبران اروپایی باید برای تأمین تسلیحات، کمکهای بشردوستانه و ضمانتهای امنیتی اقدام کنند و در برابر تجاوزات پوتین و فشارهای واشنگتن ایستادگی نمایند. عدم مقابله، جهان را به سوی دنیایی تمامیتخواه و خشونتآمیز سوق خواهد داد.
ترامپ با بیان اینکه اگر ناتو پول نپردازد، آمریکا از کشورهای عضو دفاع نخواهد کرد افزود: کشورهای ناتو هنوز کمتر از مقدار مورد نیاز پرداخت میکنند.
تقویت توان دفاعی اوکراین؛ اولویت راهبردی اروپا
با این حال، در واکنش اروپا به بحران، نوعی تنش و دوگانگی پنهان به چشم میخورد. از یک سو، اروپا در تلاش است با تقویت اوکراین و حفظ توانایی این کشور برای ادامه مبارزه، پایبندی خود را به این درگیری نشان دهد. از سوی دیگر، دونالد ترامپ به دنبال آن است که اروپا را تحت فشار قرار دهد و جنگ را به پایان برساند. این اختلاف رویکرد میان اروپا و آمریکا، بهجای ترمیم، ممکن است شکاف میان این دو را عمیقتر کند.
چرا ترامپ دیپلماسی را قربانی منافع شخصی میکند؟
دونالد ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش، سیاست خارجی را به ابزار خودنمایی شخصی تبدیل کرده است. او با تصمیماتی مانند خرید گرینلند و توقف کمک نظامی به اوکراین، سیاست خارجی را به شوی تبلیغاتی بدل ساخته است. این اقدامات، اصول سیاست خارجی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم را تضعیف کرده و نمایانگر تمرکز ترامپ بر منافع شخصی بوده است. رهبران دیگر کشورها نیز برای پیشبرد اهداف خود ناچارند با غرور ترامپ سازگار شوند.
واقع گرایی بدون نقاب دیپلماسی؛
هنری کیسینجر در سال ۲۰۱۸ پیشبینی کرد که ترامپ ممکن است پایانی بر تظاهرهای کهنه دورانها باشد. اکنون به نظر میرسد سیاست خارجی ترامپ بر واقعگرایی استوار است، کنار زدن افسانهها از قدرت هژمونیک آمریکا، محدودیتهای اروپا و واقعیتهای جنگ اوکراین را آشکار میکند. این تغییرات، با وجود کمبود زبان دیپلماسی سنتی، بر نیاز به رویکردی جدید در سیاست بینالملل تأکید دارد.
چرا آمریکا دیگر از آزادی حمایت نمیکند؟
طی هفتههای اخیر، ترامپ با تغییرات جنجالی در سیاست خارجی آمریکا و برخوردهای عجیب با متحدان، دیپلماسی سنتی این کشور را دگرگون کرده است. او از حمایت آشکار از اوکراین در برابر حمله روسیه خودداری کرده و رفتار تحقیرآمیزی با رئیسجمهور زلنسکی نشان داده است. با فشار بر کانادا، دانمارک و پاناما و توقف کمک به فقیرترین مردم جهان، ترامپ در حال تغییر جهتگیری اخلاقی و سیاست دیرینهای است که برای تقویت آزادی و دموکراسی بهوجود آمده بود.
دبیرکل ناتو به رئیسجهور اوکراین هشدار داد که باید پس از مشاجره با رئیسجمهور آمریکا در کاخ سفید، راهی برای احیای روابط با او بیابد.
مارک روته، دبیر کل ناتو ، در گفتوگو با بیبیسی، مشاجره بین روسای جمهور آمریکا و اوکراین در کاخ سفید را تاسفبار دانست و بر لزوم همکاری آمریکا، اوکراین و اروپا برای دستیابی به صلح پایدار تأکید کرد.