
شانزدهمين نشست تخصصي انجمن بازيگران ايران شب گذشته با حضور محمدرضا شجريان و جمع كثيري از بازيگران عرصه سينما، تئاتر و تلويزيون در خانه سينما برگزار شد.
در اين مراسم كه داوود رشيدي و علي دهكردي اجراي آن را برعهده داشتند، رشيدي در سخناني گفت: بابت حضور آقاي شجريان در اين مراسم حال خوشي دارم و بغضي از خوشحالي گلويم را گرفته است. ما همه عاشق ايشان و هنرشان هستيم. من حدود يكسال و نيم است كه دنبال اين هستم كه ايشان را به اينجا بياوريم. دو سال قبل نيز يك بار به ايشان گفتم كه جواب سربالا به ما دادند و من احساس كردم كه آقاي شجريان خيلي با انجمن ما آشنا نيستند.
وي افزود: چند ماه بعد ايشان را دوباره ديدم و گلايه كوچكي كردم كه چرا به انجمن تشريف نمي آوريد. اين بار آقاي شجريان پذيرفتند و گفتند كه مي آيند.خوشحال شديم كه منت بر سر ما گذاشتند و آمدند. البته آقاي عسگرپور نيز خيلي دوست داشتند كه در اين مراسم حضور داشته باشند اما به دليل فيلمبرداري در ساوه نتوانستند به اين مراسم بيايند.
رشيدي در ادامه سخنانش به بيان خاطراتي از اولين ديدارش با شجريان پرداخت و اظهار داشت: چگونه ميشود كه يك هنرمند به اين درجه از نقطه اوج ميرسد؟ پي گيري، خواست، كار كردن و اهميت دادن به هنر در وجود شجريان وجود دارد و ميتواند درسي براي بازيگران ما باشد تا آنها هم هر روز كوشاتر باشند.
به گزارش فارس، ادامه اين مراسم به پرسش و پاسخ از شجريان اختصاص داشت و رشيدي و دهكردي سؤالات حاضران را كه كتبي به آنها ارائه مي شد را از شجريان مي پرسيدند.
يادي از استادان شهناز، عبادي، دادبه و...
اولين سوال اين جلسه اختصاص به استادان و مشوقان شجريان مربوط ميشد كه او در پاسخ گفت: امروز يكي ديگر از روزهاي خوب زندگيم است كه با ارباب هنرهاي مختلف لحظاتي را ميگذرانيم و اين روز يكي از روزهاي خوب زندگي ما خواهد ماند. من سخنران نيستم كه مطلبي را از قبل آماده كرده باشم. من فقط آواز ميخوانم.
وي افزود: اساتيد من يك يا دو نفر نبودند و از هر كسي چيزي ياد گرفتم. زندگيم جز تقليد چيز ديگري نبوده و هرچه دارم از خانواده، شهر، وطن، دوستان و حتي خارج از كشور بوده و در هر جا چيزي ياد گرفتهام. اما در مورد اساتيد موسيقي ام بايد بگويم كه در شهر مشهد نتوانستم كسي را پيدا كنم و فقط گاهي از پدرم يا راديو چيزهايي ياد مي گرفتم. بعد كه به تهران آمدم، اول در تهران آقاي احمد عبادي مرا در راديو به فرزندي قبول كرد و روزي دو روز در خدمت ايشان بودم. هفتهاي سه روز هم نزد استاد مهرتاش ميرفتم. ديگر استاد من فرامرز پايور بود كه سنتور و رديف هاي سوار را حضورشان كار كرديم. استاد دوامي و برومند نيز اساتيد ديكر من بودند.
شجريان در ادامه سخنان خود اظهار داشت: غير از اساتيدي كه در خدمتشان رديف و آواز كار ميكردم، از حضور استاد جليل شهناز استفادههاي بسياري بردم و آن قدر كه به ساز ايشان گوش كردم، هيچ موسيقي ديگري گوش نكرده ام و بيشترين موفقيت هاي من در شاگردي ايشان جمله پردازي و خلاقيت بود. البته نوازندگان ديگري هم بودند كه در نهايت مرا به آنچه كه شما ديديد، تبديل كردند.
در ادامه اين مراسم كه بسياري از حاضران جلسه به دليل استقبال زياد و كمبود جا سرپا ايستاده بودند؛ محمدرضا شجريان درباره ارتباط و پيوند هنر تئاتر با موسيقي تصريح كرد: نوع خوانندگي من بازيگري به همراه ندارد. بازيگري من در بيان من است. ما بايد به گونه اي بيان كنيم كه انگار بازيگري در صحنه بازي ميكند.
وي ادامه داد: من در فرهنگستان هم به شاگردانم كه طي سالهاي آينده خوانندههاي خوبي خواهند شد، درباره بيان شعر مي گويم كه شما شعر را روايت نكنيد. شما بازيگري ميكنيد.
هنرمند تئاتر وقتي روي صحنه ميرود، با بيانش بازي را شروع و همه چيز را نشان ميدهد. بيان اوست كه بيننده و شنونده را تحت تاثير قرار مي دهد. خواننده هم بايد شعر را به گونهاي بيان كند كه به نظر نيايد آن را روايت ميكند. بلكه بايد بازي كند و خواننده ها يادشان باشد كه رديف خواني يا روخواني نكنند. شما مثل يك بازيگر تئاتر بايد به گونهاي شعر را بيان كنيد كه هنرمند از تاثير گذاشتن بر بيننده اش استفاده كند.
وي با بيان اينكه استاد مهرتاش همواره بر فن بيان اصرار داشتند، گفت: خواننده وقتي شعري را ميخواند، بايد آن را خوب بيان كند و از تحليلهاي نا به جا نادرست دوري كرده و كمك كند به اينكه شعر بهتر به شنونده تفهيم شود.
شجريان در ادامه جلسه پرسش و پاسخ با هنرمندان درباره ارتباط بازيگري و موسيقي و اهميت آموختن دانش موسيقي براي بازيگران عنوان داشت: در سالهاي 47 و 48 بود كه در راديو برنامه اجرا مي كرديم. آن زمان استاد بنان دوران بازنشستگي خود را سپري مي كردند و آواز نمي خواند، ولي هفتهاي يك يا دو روز به راديو ميآمدند تا ببينند خوانندگان درست ميخوانند يا خير و تا برنامه خوب اجرا شود. يك روز به من گفتند كه وقتي شعر ميخواني، انگار حرف مي زني و همان گونه كه حرف مي زني، آواز بخوان. من هم همان شيوه را ادامه دادم و خارج از عرف حرف زدن آواز نخواندم چون كشش بي جا آواز را خارج ميكند.
هنرمند و شخصيت او
به گزارش فارس، وي ادامه داد: هنر وسيلهاي براي شناخت هنرمند است. بايست ديد پشت اين هنر چه كسي است و بايد گفت آوازه خان و نه آواز. بايد ديد پشتش چه كسي است و همه ناخواسته آن را دنبال ميكنند. رفتار ما اگر نادرست باشد، مي گويند كاش آن را نمي ديديم و سازي كه گوش مي كرديم، آسماني بود و حالا ديگر سازش هم به درد نميخورد.
شجريان تصريح كرد: هنر براي انسانيت است. در وهله اول بايد انسان باشيم و عاطفه داشته باشيم و با وجدانمان فكر كنيم، قضاوت كنيم و عمل كنيم و هنرمان را دست كم نگيريم.
وي افزود: در هرجايي كه سزاوار هنر نيست، آن را عرضه نكنيم و بايد به گونهاي عرضه شود كه ارزش خود را داشته باشد و هنر موقعي ارزش پيدا مي كند كه هنرمند آن خوب باشد و رفتارش هم براي ما خيلي مهم است.
در ادامه اين مراسم، يكي از حاضران سوال سياسي مطرح كرده بود كه داوود رشيدي در اين باره اظهار داشت: سوالات سياسي و غيره ما نمي پرسيم و در وهله اول سوالات بايد مربوط به بازيگري و نظرات استاد راجع به محافل هنري باشد. پس از آن استاد شجريان پيرامون اعتماد مخاطب به خواننده اظهار داشت: من از استاد دادبه ياد گرفتم كه چگونه زندگي كنم. هيچ هنرپيشهاي پشت دفتر نگاه نميتواند بماند و هرقدر بد باشد و نقشهاي خوب بازي كند يا برعكس، مخاطب به خوبي آن را درك ميكند. دو پديده در انسانهاست كه به صورت تابش و بازتاب و گيرنده و فرستنده وجود دارد. يكي نگاه و ديگري صدا كه تا به حال صد در صد جواب درست دادهاند.
وي تصريح كرد: در زندگيم مواردي بوده كه از كسي خوشم بيايد. يا بدم بيايد. علت اين مساله را بعدا فهميدم كه همان شخصيتي بود كه پشت دفتر نگاهش بود. به همين دليل نگاهها در كنسرتها و برنامههايم برايم خيلي مهم است و از وقتي به اين مساله توجه كرده ام، برايم خيلي بهتر بوده است. من الان حتي از پشت تلفن كسي ميگويد آقاي شجريان سلام! از صداي افراد آنها را ميشناسم و متوجه ميشوم كه با چه فردي ارتباط برقرار كردهام چون تمام زندگيم صدا بوده و مردم را از روي صدايشان خيلي خوب تشخيص ميدهم.
محمدرضا شجريان در ادامه سخنان خود گفت: نگاه و صدا عطري است كه از وجود هر انساني برميخيزد و از روي آن تصميم ميگيريم كه به فردي اطمينان كنيم يا نكنيم. و به صدا و نگاه خيلي توجه دارم و سعي كردهام كه ارتباطم طوري باشد كه نگويند چقدر بد صدا يا بد نگاه بود و يا اينكه وقتي ميخوانم بگويند يك آدم متظاهر است و به من اعتماد كنند.
بازهم سازهاي جديد
سوال بعدي كه در اين مراسم از استاد شجريان پرسيده شد، پيرامون سازهاي جديد او و چگونگي ايجاد تفكر تحول در سازهاي ايراني بود كه وي در پاسخ به آن اظهار داشت: ما در هر زمينهاي ابزار بيشتري داشته باشيم، كار آييمان متنوعتر مي شود. ما حدود 110 تا 115 ساز در ايران داريم كه محلي و بومي است. ما حس كرديم كه در كنار اينها بايد سازهاي ديگري داشته باشيم تا كنسرتهايمان شكوه بيشتري داشته باشند. خارجيها در كنسرتهايشان شكوهي وجود دارد كه در كنسرتهاي ما نيست و اگر زماني هم مي خواستيم از سازهاي خارجي استفاده كنيم، برخي ميگفتند چرا از آنها استفاده مي كنيد.
وي افزود: من در طول ساليان متمادي آن قدر به صحنه و استوديو رفتهام كه كمتر كسي به اندازه من با ساز و آواز كار داشته وهمه كارها نظير ميكس و نظارت و... همه با خودم است و با يكي يكي فركانسها ارتباط دارم. به همين دليل احساس كردم كه سازهاي موجود بسيار كم هستند و بمترين ساز ما عود است در حاليكه ميان سازهاي خارجي تا يك اكتاو و يك اكتاو و نيم بمتر از آن هم هست و ما نداريم. ديدم كسي به فكر اين كار نيست و به اين فكر كردم كه خودم وارد عمل بشوم و در هرجاي دنيا كه مي روم، تمام سازهاي آن را زير و رو مي كنم و آشنايي با سازها مرا دست به كار كرد تا شروع كنم. من هر روز و هرشب در كارگاه كار مي كنم تا سازهاي جديدي ارائه بدهم و هنرمندان بايد به آن ارزش بدهند و قدرش را بدانند.
محمدرضا شجريان در ادامه سخنان خود با بيان اينكه بر اساس نيازهايي كه در اركسترها داريم، سازهايم را طراحي كردهام، عنوان داشت: تا به حال 9 ساز طراحي و ساخته ام. البته 3 ساز ديگر طراحي كرده ام و اينهايي كه ساخته شده، جواب درست به من داده و هنرمندان خوششان مي آيد و اشكالاتشان را ميگويند و من برطرف ميكنم تا هنرمند آن را دوست داشته باشد و اذيتش نكند. اميدوارم در اين زمينه بتوانم قدمي بردارم و ديگران را هم وادار كنم كه فكر كنند و بسازند. همه از سازهاي قديمي كپي ميگرفتند اما ما بايد سازهاي جديد هم داشته باشيم و طرح هاي خوبي در سازها ديدهام كه بايد براي فرهنگ و سليقه مردم ايران آنها را بسازيم.
بنابراين گزارش، شجريان در ادامه اين مراسم درباره اهميت ريتم در موسيقي نيز گفت: همه كارهاي ما مانند جويدن، راه رفتن، صحبت كردن و ... ريتم دارد. ريتم بر اساس زندگي است و اگر در كائنات ريتم به هم بخورد، همه چيز به هم مي خورد. همه اتفاقات در بستر زمان مي افتد و ما يقين مي كنيم كه به چه شكل باشد و چه در صحبت، چه در ساز و چه در تصنيف ريتم حرف اول را ميزند كه همان كشش هاست.
وي اظهار داشت: سكوت هم بايد ريتم داشته باشد و بخشي از موسيقي است. همه شرايطي كه در نت ها وجود دارد، در سكوت هم وجود دارد و كار را زيباتر مي كند. سكوت موسيقي است.
رابطه ادبيات و آواز
در بخش ديگري از اين مراسم، سوالي پيرامون ارتباط ميان ادبيات و آواز از استاد شجريان پرسيده شد كه وي در پاسخ به آن تصريح كرد: شعر و موسيقي مكمل هم هستند. در برنامه اي كه شعر هست، موسيقي فراتر از شعر است. موسيقي فراتر از هر هنر ديگري است و به همه چيز جا داده است. مثلا اگر در سينما موسيقي را بيرون بياوريد، بي ارزش ميشود ولي جايي از فيلم كه موسيقي ناب دارد، ارزشش چند برابر ميشود. موسيقي روان شعر، زبان و ادبيات ماست. اين صحبتي كه ميكنيم، موسيقي است و موسيقي بيانگر شعر است. موسيقي ضربان زبان و ادبيات ماست. موسيقي همه چيز است و فراتر از هر هنري است و فراگيرترين هنر است. موسيقي به شعر و كلام جان مي دهد.
وي ادامه داد: شاعر موسيقي شعر را گذاشته و من بايد آن را كشف كنم و بدانم كه در چه دستگاهي بايد بخوانم تا بهتر شود. بايست شعر را بگرديم و ببينيم كه مفاهيم آن چه است تا بعد آن را بيان كنيم. همچنين هر وقت شعري ارائه ميكنيم، اگر روي كساني كه بيمار هستند متمركز شويم، ميتوانيم موج بفرستيم تا هرچه زودتر از بستر بلند شود.
محمدرضا شجريان در ادامه اين مراسم در پاسخ به سوال ديگري با مضمون ارتباط جوانان با موسيقي گفت: موسيقي به هرشكلي كه باشد خوب است. ما نميتوانيم نسخه بدهيم كه چه كسي چه چيزي گوش كند. ما بايد موسيقي خوب ارائه بدهيم تا مخاطب به آن جذب شود. تاثير موسيقي از دوران جنيني است. روحيات و شرايط مادر و اتفاقاتي كه برايش مي افتد، روي جنين تاثير ميگذارد. مادران هر موسيقي گوش كنند، بچه آن موسيقي را مي گيرد و وقتي به دنيا مي آيد همان را دنبال ميكند.
وي ادامه داد: بايد سعي كنيم براي كودكان موسيقي خوب بگذاريم تا در بزرگسالي نيز جذب موسيقي خوب بشود. همچنين موسيقي پاپ امروز، به دور از موسيقي پاپ ايران است. موسيقي پاپ ايراني موسيقيهاي نظير باباكرم است. البته موسيقي سنتي هم براي بچه ها سنگين است.
آيا موسيقي ما غمگين است و تفاوت سنت و اصالت
در اين مراسم سوالي با اين مضمون پرسيده شد كه چرا موسيقي سنتي ايراني غمگين است، شجريان در پاسخ به اين سوال جواب داد: موسيقي هر ملتي در تاريخ به وجود ميآيد و بيانگر حالات آن ملت از شكست و پيروزي تا عزا و عروسي است. فقط بستگي دارد كه در تاريخ چه گذشته است و مردم چه حالاتي داشته اند و با آن زندگي كردهاند. موسيقي ما همه حالات را به نحو احسن دارد. البته ذكر اين نكته ضروري است كه هر موسيقي سنتي اصيل نيست ولي اگر اصيل باشد، سنتي است. در طول تاريخ ما سنتهاي متفاوتي ساختهايم و هر نسلي يك سنت ايجاد كرده است اما اصالت چيز ديگري است.
وي اظهارداشت: الان بچه هاي ما موسيقي سنتي را نمي پذيرند ولي بسياري از آنها موسيقي اصيل را دوست دارند. البته نبايست جوانان را وادار كنيم تا در موسيقي سنتيگير كنند. آن را احترام ميگذاريم، نگه مي داريم و حفظ مي كنيم، اما نوپردازي هم مي كنيم و اصالت ها را مي توانيم به شكل هاي مختلف استفاده كنيم و اينكه برخي فكر ميكنند موسيقي ما غم انگيز است، به دو دليل است. يكي اينكه در تاريخ چه گذشته است و ديگر اينكه موسيقي ما موسيقي تفكر است و ما را به فكر وا مي دارد. برخي فكر مي كنند كه اين تفكر، غم است. اما ما موسيقي غمگين و شاد داريم و موسيقي ما يكي از موسيقيهاي بسيار غني است و در هيچ چاي جهان پتانسيل موسيقي ما وجود ندارد. اگر همه جاي جهان دو گام دارند، ما پنج گام داريم. اما وقتي موسيقي آموزش داده نميشود هنرمندان نيز در اين زمينه به نحو احسن تربيت نمي شوند.
شجريان در ادامه درباره فعاليتهاي اخير پسرش همايون شجريان نيز گفت: او در حال حاضر مشغول تمرين سمفوني شمس و مولانا در قالب اپراست.
تلفيق شعر نو موسيقي
استاد آواز ايران در ادامه پيرامون تلفيق و تاثيرپذيري موسيقي با شعرنو تصريح كرد: آن چيزي كه براي ما مهم است، مفاهيم دروني است كه در قالب اوزان عروضي يا شعر نو ارائه مي شود. آن چه مهم است، آن است كه ما بيان مي كنيم. هر دو جاي خود را در جامعه ما باز كرده و جايگاه رفيعي دارد و آهنگسازان روي آن كار كرده اند و از نظر من هردوي آنها قابل اعتناست و ما آنها را به كار مي گيريم.
شجريان با بيان اينكه ما مي فرستيم و گيرنده مي گيرد آنچه را ما برايش فرستاده ايم، خوشحالم از اينكه در اين راه توانستم نظرات بسياري را جلب كنم و برايم ارزنده است، درباره بداهه گويي خواننده روي صحنه عنوان داشت: هنر زبان باهم فهمي است. هرچه كه ما از آن آگاهي داشته باشيم، نكات ريز آن را بهتر دريافت مي كنيم. بداهه خواني يا بداهه گويي در صحنه را ديدهايم. ارهام صدر از بداهه بسياري در كارش استفاده مي كرد و همين باعث مي شد كه هرشب مردم زيادي براي ديدن كارهايش بيايند.
وي ادامه داد: در تئاتر زياد داشته ايم كساني را كه بداهه ارائه مي كردهاند. ارزش كار موسيقي ايران بداهه خواني است، در حاليكه در جاهاي ديگر، متنها همه از قبل مشخص شده اند. در آواز ايراني لطف در اين است كه بداهه دارد و به يك شكل ارائه نمي شود. ارزش كار هنرمند اين است كه اگر يك شعر را دوبار سه گام ميخواند، عين هم نباشد.
همكاري با علي حاتمي و «دلشدگان»
در بخش ديگري از اين مراسم شجريان درباره نحوه همكاريش با مرحوم علي حاتمي در فيلم دلشدگان گفت: حاتمي يك مرد بزرگ در سينماي ايران بوده و هست. وقتي به من پيام دادند كه مي خواهند اين فيلم را بسازند من در حال اجراي كنسرتهايم در آمريكا بودم و وقتي برگشتم در اين رابطه با هم صحبت كرديم، آن را به فال نيك گرفتم. از طرفي حسين عليزاده نيز كه موسيقي اين فيلم را نوشته بودند، گفتند اگر تو نيايي من هم آهنگ هايم را از فيلم برمي دارم.
شجريان ادامه داد: گفتم من تا به حال خواننده نبوده ام و تمام سناريو را خواندم و عكس هاي صحنه را ديدم. دوباره نظر عليزاده و حاتمي را پرسيدم. پرهيز داشتم كه در سينما آواز بخوانم و خاطره خوشي از سينما خواندن نداشتم. قبل از انقلاب روي صداي بازيگري معروف، خواننده معروف ديگري مي خواند. تجربه من در اين زمينه خوب نبود و گفتم كه من كارم اين نيست كه در سينما بخوانم و فرد ديگري در فيلم به جاي من لب بزند، ولي كمك مي كنم تا شاگردانم در فيلم بخوانند. ولي آنها قبول نكردند. به سختي خودم را راضي كردم كه در اين فيلم بخوانم و گفتم كه به يك شرط مي خوانم و آن اين است كه اعلام شود من به صورت افتخاري اين كار را مي كنم و ديگران فكر نكنند من خواننده فيلم شده ام و مي خواهم با اين كار كسب درآمد كنم.
وي با بيان اينكه زماني هم كه قصد داشتم اين موسيقي را در دل آواز منتشر كنم، آن را از آقاي حاتمي خريدم، افزود: وقتي سناريوي فيلم دلشدگان را خواندم، شعرها را انتخاب كردم و متوجه شدم برخي از صحنه ها، صحنه هايي نيست كه در استوديو بخوانم. روزي يك ضبط صوت پرتابل داشتم، آن را برداشتم و به كوه هاي پونك رفتم و آنجا خواندم و آوردم كه آقاي عليزاده روي بخشي از آنها ساز زد و چند تا هم بدون ساز بود.
ياد مشيري
شجريان تصريح كرد: جا دارد كه اينجا يادي كنم از روان شاد فريدون مشيري كه وقت بسياري براي اين فيلم گذاشت و براي هر تكه آهنگ يك شعر مي نوشت و ما براي هر بيت و مصرعي از آن با هم هماهنگ مي كرديم. البته فيلم دلشدگان مثله شد. آنچه كه شما ديديد، فيلمي نبود كه حاتمي تهيه كرده بود. آن قدر از فيلم درآورده بودند كه تمام ارتباطات فيلم درآمده بود و يك چيز بي سر و تهي شده بود.
خلوص و فن در اذان مؤذنزاده
آخرين سوالي كه در شانزدهمين نشست تخصصي انجمن بازيگران ايران عنوان شد، درباره اذان مرحوم موذن زاده اردبيلي و پيوند عميق آن با موسيقي ايراني و مردم ايران بود كه شجريان دراين باره اظهار داشت: خصوصيت اين اذان اين است كه در بيات ترك گفته شده و اين سبك هميشه پيام ميدهد. قديم ترها چاووش خوانها براي كساني كه از مكه يا كربلا ميآمدند، بيات ترك ميخواندند كه نويد مي دهد و آگاه ميكند. انتخاب خوبي بوده كه اين اذان در بيات ترك گفته شده و مدام به شما نويد ميدهد. خيلي هم با خلوص خوانده شده كه اين مساله بي تاثير نيست و من بيشتر از 60 سال است كه اين اذان را شنيدهام. آن قدر اين اذان را شنيده ايم كه با آن زندگي كرده ايم و با جان ما پيوند خورده است.
در انتهاي اين مراسم لوح يادبود خانه سينما از سوي محمد سرير به محمدرضا شجريان اهدا شد. از جمله هنرمنداني كه در اين مراسم بودند، مي توان به محمد سرير، داوود رشيدي، علي ده كردي، فاطمه معتمد آريا، مهتاب كرامتي، هما روستا، بيژن امكانيان، فرامرز روشنايي، مريم معترف، آتش تقي پور، ستاره اسكندري، ناصر ممدوح، رضا فياضي، فريده سپاه منصور، كيهان ملكي، محمدصادق آذين، علي اوسيوند، فرهاد توحيدي، رضا عطاران، اصغر بيچاره، حسن پورشيرازي، شهره لرستاني، فريبا كوثري و ... اشاره كرد.