واشنگتن پست گزارش داد؛
دولت ترامپ در تلاش برای احیای تولید داخلی، سیاستهایی حمایتگرایانه نظیر تعرفههای سنگین و معافیتهای مالیاتی را مطرح کرد؛ اما روند اقتصاد جهانی نشان میدهد که بخش خدمات بهویژه فناوری و خدمات حرفهای، جایگاه برتری یافته و بازده بیشتری دارد. تجربه کشورهایی مانند ژاپن و آلمان نشان داده است که سیاستهای حمایتی و محدودیت رقابت، به رکود و کاهش تولید انجامیده است. رقابت آزاد، نه حمایت دولتی، عامل اصلی نوآوری و رشد اقتصادی است.
پوپولیسم در بحران؛
دونالد ترامپ که رهبر جنبش «آمریکا را دوباره عظیم کنیم» است، همزمان بزرگترین نقطهقوت و ضعف این جنبش محسوب میشود. سیاستهای تجاری او بهویژه تعرفههای غیرمنتظره، اقتصاد آمریکا را متزلزل کرده و باعث افزایش تورم و نارضایتی عمومی شده است. در حالی که برخی از تصمیمات اقتصادی و امنیتیاش مخاطرهآمیز هستند، ترامپ به اتخاذ رویکردهای اقتدارگرایانه ادامه میدهد. این سیاستها، اگرچه در کوتاهمدت حمایتهایی برای او به ارمغان آورده، در بلندمدت جنبش او را در معرض فروپاشی قرار داده است.
باتلاق رکود ترامپی یا تکرار کابوس کارتر؛
ترامپ با سیاستهای بیثبات و تصمیمات لحظهای، اقتصاد آمریکا را به لبه پرتگاه کشانده است. جنگ تعرفهای، حمله به بوروکراسی فدرال و کاهش بودجه خدمات اجتماعی، بازارها را متزلزل و سرمایهگذاران را دچار وحشت کرده است. او در حباب اطلاعاتی خود، واقعیتهای اقتصادی را انکار کرده و به تبلیغات راست افراطی متکی است. اما در نهایت، مردم آمریکا متوجه خواهند شد که او چگونه زندگیشان را فقیرتر و کشورشان را بیثباتتر کرده است.
از جنگ تجاری تا جنگ داخلی پنهان؛
ترامپ نماد نارضایتی گسترده در آمریکا بهویژه در میان سفیدپوستان و طبقه کارگر است که خود را قربانی سیاستهای نولیبرالی و جهانیشدن میبینند. او با جنگ اقتصادی، خروج از نهادهای جهانی و تقویت ملیگرایی، به دنبال احیای قدرت آمریکاست؛ اما سیاستهایش موجب تضعیف ائتلافهای سنتی و تغییر نظم جهانی شده است.
چتر امنیتی آمریکا زیر باران تعرفههای ترامپ!
سیاستهای ترامپ پراکنده، غیرمنسجم و تحت تأثیر منافع شخصیاش است. از تعرفههای تجاری و روابط خارجی تا سیاستهای داخلی، همه چیز بر محور وفاداری به او میچرخد، نه اصول اقتصادی یا امنیت ملی. او ساختارهای سنتی نظم جهانی را تخریب کرده و با بیثباتی، رکود تورمی و بحران اقتصادی، ایالات متحده را به دشمن بالقوه متحدانش بدل ساخته است. برخلاف کندی، ترامپ سودجویی شخصی را جایگزین رهبری جهانی کرده و آمریکا را از یک قدرت پایدار به یک «دزد ژئوپلیتیکی» تنزل داده است.
یک درگیری بیپایان در مسیر جنگ تجاری؛
کانادا و مکزیک با دیپلماسی موفق شدند تعرفههای ترامپ را موقتاً به تعویق بیندازند، در حالی که چین رویکردی محتاطانهتر اتخاذ کرده است. شی جینپینگ، رئیسجمهور چین از واکنشهای تند اجتناب کرده و بهجای آن، خود را برای یک جنگ تجاری طولانی آماده میکند. چین با وضع تعرفههای تلافیجویانه و تهدید به مقابله با فشارهای ایالات متحده، نشان داد که در برابر جنگ تجاری ترامپ آماده است.
شکاف در قلب ترامپیسم؛
حمایت از ترامپ، که در ابتدا با شعارهای ضدنخبگانی شروع شد، حالا به دست گروههای نخبه و ثروتمند آمریکا هدایت میشود؛ از جمهوریخواهان محافظهکار گرفته تا ملیگرایان اقتصادی و جناح راست فناوری. این گروهها، با وجود اختلافهای عمیق بهخاطر منافع مشترک کنار هم ایستادهاند. با این حال، تضاد منافع و تفاوتهای ایدئولوژیک میان آنها، خطر فروپاشی این ائتلاف را بیشتر کرده است. در این میان، همان طبقه کارگر کمتحصیل که زمانی موتور اصلی حمایت از ترامپ بود، همچنان بیشترین آسیب را تحمل میکند.
تعرفههای ترامپ: ابزار فشار یا شکست دیپلماتیک؟
دونالد ترامپ برای دستیابی به اهداف گسترده، از تهدید به اعمال تعرفهها و زورگویی در روابط دیپلماتیک استفاده کرده است. اگرچه این رویکرد میتواند در کوتاهمدت مؤثر باشد، اما اعتماد را کاهش داده، همکاریهای اساسی را از بین برده و اعتبار تهدیدات را در بلندمدت تضعیف میکند. بهکارگیری زورگویی علیه کشورهای بزرگتر کمتر موفقیت آمیز است و هزینههای ناشی از آن، احتمال دستیابی به اهداف بلندمدت ایالات متحده را کاهش میدهد.
سیاست دوگانه ترامپ در قبال چین
نشریه فارنپالیسی گزارش داده است که سیاستهای ترامپ، با وجود ظاهر رقابتطلبانه، فرصتی برای تقویت موقعیت چین فراهم کرده است. تغییر تمرکز آمریکا به رقابت با چین، در کنار تنشها با متحدان و سیاستهای ضدائتلافی، زمینهساز بهرهبرداری چین شده است. در عین حال، احتمال توافق اقتصادی یا بیانیه مشترک جدید میان واشنگتن و پکن نیز مطرح است که میتواند موجب بازتعریف مواضع و تنظیم روابط دو کشور شود.
ابزار فشار یا سیاست اقتصادی کارآمد
نگرانی اصلی دربارهی سیاستهای تعرفهای ترامپ این است که او بدون هدف مشخص یا برنامهریزی، این تعرفهها را اعمال میکند و پیامدهای آنها بهویژه برای اکوسیستمهای اقتصادی جهانی قابلتوجه است. در دنیای امروز، تولید محصولات پیچیده نیازمند همکاری و اعتماد میان کشورها و شرکتهاست. این اکوسیستمهای گسترده که بر پایه تقسیم دانش و تخصص استوارند، بدون اعتماد و مقررات شفاف نمیتوانند رشد کنند. اقدامات ترامپ، با تخریب این اعتماد، ممکن است به زیان آمریکا و جهان تمام شود.
از تعرفههای تجاری تا بازگشت فشار حداکثری: دولت ترامپ در مسیر تغییر بازی
دولت ترامپ، در دو هفته آغازین خود، مواضع سختگیرانهای اتخاذ کرده است: اعمال تعرفههای تجاری، تشدید فشار بر ایران و برنامهریزی برای اشغال غزه. هدف اصلی ترامپ، دستیابی به توافقهایی بهتر از گذشته است، اما این رویکردها واکنشهای متفاوتی در داخل و خارج از کشور ایجاد کردهاند. تحلیلگران معتقدند این تصمیمات، در عین جسارت، پیامدهای اقتصادی و امنیتی پیچیدهای به همراه دارند.
پاسخ چین به فشارهای تجاری آمریکا
چین با کسب تجربه نخستین دوره ترامپ، همزمان با تقویت اقتصاد داخلی و کاهش وابستگی به صادرات، به گسترش شبکههای تأمین و توسعه روابط با کشورهای جنوب جهانی پرداخته است. پکن، ضمن ایجاد توازن میان ابزارهای واکنش کوتاهمدت و استراتژیهای بلندمدت، تلاش میکند تا با بهرهبرداری از فرصتهای ژئوپلیتیکی، جایگاه خود را در نظام جهانی تثبیت کند.
توهم اقتصادی ترامپ
تعرفههای جدید ترامپ، نقطه آغاز یک جنگ تجاری گسترده است. او تعرفههایی ۲۵ درصدی بر واردات از کانادا و مکزیک و ۱۰ درصدی بر چین اعمال کرده که میتواند رشد اقتصادی را کند و بازارها را بیثبات کند. در حالی که ترامپ این سیاستها را ابزاری برای حمایت از اقتصاد داخلی میداند، هزینه آن را مصرفکنندگان و کسبوکارهای آمریکایی خواهند پرداخت.
دیپلماسی «آغوش خرسی»؛ راهبرد جدید ترامپ در برابر چین
چین و آمریکا با چالشهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی روبهرو هستند که رابطه آنها را پرتنش کرده است. ترامپ میخواهد از رویکرد آغوش خرسی برای مذاکره استفاده کند، راهکاری که فشار اقتصادی بر چین را کاهش داده و همکاری دوجانبه را تقویت میکند. این استراتژی بر تعامل اقتصادی، تعدیل تعرفهها و کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی با حفظ محوریت دلار تأکید دارد و در صورت موفقیت، میتواند نظم اقتصادی جدیدی شکل دهد.
در مراسم تحلیف، ترامپ با رویکردی متفاوت و تمرکز بر تغییرات سریع، تعداد زیادی دستور اجرایی صادر کرد و وعده بازگرداندن عظمت، امنیت و عدالت به کشور را داد. او ضمن انتقاد شدید از سیاستهای گذشته، از برنامههای بلندپروازانهای، چون احیای نمادهای ملی، افزایش تولید داخلی و تغییر در سیاستهای مهاجرتی، اقتصادی و فرهنگی سخن گفت.
جهان در آستانه یک جنگ سرد جدید
با بازگشت ترامپ به کاخ سفید، روابط شکننده آمریکا و چین به سمت تنشهای جدیتر پیش میرود. سیاستهای ترامپ شامل افزایش تعرفهها، محدودیتهای فناوری و تقویت روابط با تایوان، پکن را به واکنشهای سختتر سوق میدهد. در مقابل، چین با محدودیت صادرات مواد حیاتی و تلاش برای حفظ ثبات داخلی پاسخ میدهد. رقابت استراتژیک دو کشور، با وجود تلاشهایی نظیر میانجیگری احتمالی ایلان ماسک، بهسوی تشدید تنشها پیش میرود.
فارن پالیسی گزارش داد؛
دونالد ترامپ با رویکرد معاملهگرانه و اولویتدادن به منافع آمریکا، نظم جهانی مبتنی بر چندجانبهگرایی را به چالش کشیده و کشورهای کوچکتر و اقتصادهای در حال توسعه را به حاشیه رانده است. در مقابل، بایدن تلاش کرد دیپلماسی و ارزشهای بینالمللی را احیا کند، اما تناقضات در عمل به وعدهها و چالشهای ژئوپلیتیکی، این هدف را تضعیف کرد.
فارن پالیسی گزارش داد؛
دولت دوم دونالد ترامپ با چالشهای پیچیدهای در سیاست خارجی مواجه خواهد شد که از جمله آنها میتوان به پایان دادن به جنگها در خاورمیانه و اوکراین، مدیریت تنشهای تجاری با چین و اتحادیه اروپا و حل بحرانهای داخلی و بینالمللی اشاره کرد. ترامپ برای رسیدن به این اهداف نیازمند اتخاذ رویکردهای جدیدی و تعامل با متحدان و رقبای جهانی خواهد بود؛ چالشهایی که بهطور قابل توجهی تأثیرگذار بر موقعیت آمریکا در عرصه جهانی است.
از تهدیدهای پرطمطراق تا وعدههای پوچ؛ تاکتیک ترامپ در مواجهه با جهان
استفان والت در فارن پالیسی تحلیل میکند که سال ۲۰۲۴ شاهد تقویت اقتدارگرایان نظیر پوتین، نتانیاهو و ترامپ بوده است. ترامپ با تاکتیکهای ارعاب و نمایشهای نمایشی، تلاش میکند قدرت خود را تثبیت کند، اما این روشها در بلندمدت ناکارآمد خواهند بود. والتر معتقد است قلدری ترامپ باعث واکنش منفی متحدان و تضعیف انسجام بینالمللی خواهد شد. رویکردهای کوتاهمدت، ناکامی در مدیریت بحرانها و کابینهای بیتجربه، توانایی ترامپ در شکلدهی به نظم جهانی پایدار را زیر سؤال میبرند.
تطبیق یا تقابل!
بازگشت ترامپ به کاخ سفید نظم بینالمللی را با چالش مواجه کرده است. او با زیر سؤال بردن تجارت، اتحادها و چندجانبهگرایی، موجب بازنگری کشورهای جهان در سیاستهای خود شده است. اروپا به دنبال استقلال دفاعی، چین در حال تقویت جایگاه جهانی، و خاورمیانه درگیر تنشهای جدید است.