بررسیهای دقیق فنی و تخصصی نشان داد که دو برادر سوئیتی را در آپارتمان مذکور اجاره کرده بودند، اما هیچ مدرکی از حضور آنها وجود نداشت به همین دلیل کارآگاهان به تحقیق در این باره پرداختند و مشخص شد که دو برادر ۵۵ و ۳۸ ساله چند روز قبل از وقوع قتل با متصدی آپارتمان تماس گرفته اند بنابراین بررسی شمارههای تلفن نشان داد که شماره ناشناس و مشکوک مربوط به ساعاتی است که دو برادر اهل تهران با متصدی تماس برقرار کرده اند.
مرد خشمگین، همسرش را به خاطر اختلاف خانوادگی در خانهشان در چابهار با بیش از ۱۴ ضربه تبر و چاقو بیرحمانه به قتل رساند.
از حدود یک ماه قبل هر روز در محله خیابان طلوع ۱۳ کمین میکردم تا او را که صبح سرکار میرود به قتل برسانم، اما جرئت این کار را پیدا نمیکردم تا این که صبح سه شنبه مقداری مواد مخدر از نوع شیشه کشیدم و با پوشیدن لباس گشاد و کلاه کشی سیاهی که تا زیر گلویم را پوشانده بود دوباره پشت درختهای نزدیک خانه پدر زنم مخفی شدم.
دو برادر که به مشهد آمده و در یکی از سوئیتهای آپارتمانی پنج طبقه ساکن بودند با وسوسه مشتی پول و دلار، مالک آپارتمان را به قتل رساندند درحالی که هیچ پولی از این ماجرای هولناک به دست نیاوردند.
وکیل خانواده هکی با تکذیب اعلام وکالت فردی به نام محمد مقیمی در مورد این پرونده، تصریح کرد: وکالتی در خصوص این پرونده از ناحیه هیچکس جز بنده، تاکنون اعلام نشده است.
زن خیانتکار به همراه دوست پسرش، شوهر را خلاص کرد
کارآگاهان در همان بررسی های اولیه میدانی در محل وقوع جرم واقع در بولوار طبرسی شمالی مشهد به این ماجرای آدم ربایی، مشکوک شدند و این احتمال قوت گرفت که ممکن است موضوع کودک ربایی در پی اختلافات خانوادگی باشد چرا که بعد از گذشت چند روز از حادثه کودک ربایی، هیچ کس برای اخاذی یا هر خواسته دیگری تماس نگرفت.
«دیروقت بود، تلفن قطع شد و همسرم جواب نداد. به این رفتارش مشکوک شدم و بعد فهمیدم همسرم مدام پیامک میدهد. وقتی تلفنش را کنترل کردم، فهمیدم هما با کسی ارتباط دارد. آنقدر عصبانی شدم که نتوانستم خودم را کنترل کنم. شدت عصبانیتم آنقدر بود که با همسرم برخورد بسیار تندی کردم و بعد هم گوشی او را گرفتم و از خانه بیرون رفتم...»
با اظهارات مرد میانسال به نام حاتم، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. به دستور بازپرس جنایی مأموران راهی محل شده و با ورود به خانه ویلایی به جست و جوی جسد پرداختند. اما در بازرسی از خانه ویلایی هیچ اثری از حفاری جدید و دفن جسد نبود.
در تحقیقات اولیه پلیس مشخص شد مقتول به هویت (ح-ج) پزشک متخصص داخلی و ساکن اهواز بوده که در مسیر اهواز به رامهرمز به قتل رسیده و جسدش در کنار خیابان رها شده است..
با اعتراف دختر جوان راز جنایت خانوادگی در خیابان خلیجفارس پایتخت فاش شد. حادثهای که در آن زهرا ٣٦ساله با نقشه قبلی خواهر بزرگترش و همدستی مردی جوان که از همسایههای قدیمی آنها بود، به قتل رسید.
دختران خاچاتوریان با نامهای کریستینا، ۱۹، آنجلینا ۱۸ و ماریا ۱۷ ساله، اعلام کردند که به خاطر بدرفتاری پدرشان، او را به ضرب چاقو و به طور مشترک به قتل رساندند. این سه دختر در اعترافاتشان نزد پلیس ادعا کردند که پدرشان به هروئین معتاد بوده و چندین بار آنها را به تجاوز و قتل تهدید کرده است.
جمعیت زیادی مقابل منزل محل حادثه حضور داشتند. با ورود مقام قضایی به محل، بررسی های شبانه برای کشف راز این جنایت آغاز شد. عبدا... که در بازجویی اولیه افتادن فرزندش از بلندی را عامل مرگ وی معرفی کرده بود، وقتی به چشمان متعجب قاضی نگریست، فهمید که چاره ای جز بیان واقعیت ندارد.
گروه تروریستی بوکوحرام که از سال ۲۰۰۰ اعلام موجودیت کرده است، از سال ۲۰۰۹ به بعد در اقدامات خشونت آمیز مختلفی تاکنون نزدیک به ۲۰ هزار نفر را کشته است.
یک روز صبح یکی از بازپرسانی که به اتاق میآمدند، حضور نداشت. سایرین نیز از علت غیبتش اظهار بیاطلاعی کردند و گفتند فقط این را میدانند که روز گذشته کشیک قضایی بوده است. حوالی ساعت 10 صبح بود که بازپرس غایب به شعبه آمد. علت غیبتش را پرسیدیم، گفت: شب گذشته حوالی ساعت 50 دقیقه بامداد، ضابطان به وی اطلاع دادهاند که در یک خانه ویلایی قتلی اتفاق افتاده است
او گفت: فریبرز ساعت 11 صبح به همراه یکی از دوستان قدیمیاش بهنام شاهرخ از مغازهاش در بازار بیرون رفته و دیگر خبری از او نداریم.هر چه با تلفن همراهش تماس میگیرم در دسترس نیست. نگران او شدهام و تصور میکنم که اتفاقی برایش رخ افتاده باشد.
متهم در پاسخ به این سؤال که چرا به همسرش وفادار نمانده است، گفت: زن من زن خوبی است، اما شیما خیلی خوب، فهیم، باشخصیت و بااحساس بود ضمن اینکه من فکر میکردم مثل شیما که نیاز به محبت دارد نیاز به محبت دارم و به همین خاطر هم بههم نزدیک شدیم.
پس از رفتن این افراد، مقتول که شاهد صحنه کتکخوردن من از سوی این افراد بود شروع به تمسخر کرد و من نیز درحالیکه بسیار عصبانی بودم، ناگهان به سمت مقتول حملهور شدم و با چاقوی همراهم ضربهای به سمت او پرتاب کردم و پس از آن از بازار خارج شدم.
دختری جوان ساعت ۱۸:۴۵ دقیقه روز دوشنبه با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ تماس گرفت و به مأموران خبر داد مادر ۵۵ سالهاش بهطرز مرموزی مفقود شده است. او سپس نشانی خانه مادرش را به پلیس داد. دقایقی بعد وقتی مأموران به محل موردنظر رسیدند، دختر جوان نزد آنها رفت و گفت: مادرم همیشه اینموقع در خانه بود و اگر میخواست جایی برود حتما به من خبر میداد، اما حدود یکساعتونیم پیش وقتی تماس گرفتم او در خانه نبود و پدرم هم از او خبری نداشت و از من خواست دنبال مادرم بگردم.
حوالی ساعت ۱۸:۴۵ دیروز دختر جوانی با مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفته و اعلام کرد که از مادرش اطلاعی ندارد و درحالی که باید در خانه باشد، کسی در خانه را باز نمی کند که بلافاصله ماموران کلانتری ۱۱۹ مهرآباد در محل واقع در خیابان دانشگاه هوایی شمالی حاضر شده و بررسی های خود را در این زمینه آغاز کردند.