منصوره (همسر مقتول) که دیگر دسیسه شوم خود را لو رفته میدید درباره این جنایت تلخ به قاضی گفت: از چند سال قبل با «جلال» آشنا بودم و طی ماههای گذشته این ارتباط به صورت پیامکی و تلفنی شدت گرفته بود تا جایی که جلال به من وعده ازدواج داد من هم از همسرم خواستم مرا طلاق بدهد، ولی ابوالفضل موافقت نمیکرد و حاضر به طلاق نبود به همین دلیل وقتی موضوع را برای «جلال-پ» بازگو کردم او تصمیم گرفت تا همسرم را از میان بردارد.
ساعت ۴ صبح ۱۱ مرداد خبر سقوط مرگبار دختری ۱۶ ساله از پشت بام یک دبستان پسرانه در منطقه اتابک به مأموران کلانتری اعلام شد.
وقتی دوست مقتول مورد پرسوجو قرار گرفت، جزئیاتی از ماجرا فاش و معلوم شد مقتول درحالیکه پشت فرمان خودروی پژو ۴۰۵ نشسته بود، همراه دوستش در بزرگراه رسالت در حرکت بود که راننده یک پراید با او مشاجره کرد و راه را بر پژو بست. راننده پراید سپس با مقتول و دوستش درگیر شد و ضربه مرگبار را وارد کرد. در ادامه نیز از محل گریخت.
دو متهم به قتل هنگامی که برای کسب اطلاع از پرونده شان به دادسرای جنایی تهران رفته بودند دستگیر شدند.
مأموران از روی کارت مغازه طلافروشی هویت جسد مردی سالخورد را شناسایی کردند. بررسیها نشان میداد مقتول از اقوام یکی از طلافروشهای معروف پایتخت است که عضو سابق اتاق بازرگانی، بازرس سابق صنف طلافروشان و چند سال قبل نیز دبیر کمیته اسنوبرد اسکی بوده است. اما بعد از مرگ همسرش، طلا و جواهرات را از طلافروشیهای معروف پایتخت میخرید و به طلافروشیهای دیگر میفروخت و مدتی است که مغازه طلافروشی نداشته است.
ادعا میشود که باگتونگ به پلیس گفته است که او مقداری برنج پخته و مغز زن مقتول را بر روی آن برنج قرار داده و خورده است. سپس، جمجمه را در یک حفره نزدیک منزل انداخته است.
قتل کار من بود و نقشه چنین کاری را من ریختم. دخترم به من گفته بود با مردی دوست شده که یک ماشین شاسیبلند و گرانقیمت دارد. به دخترم گفتم او را به خانه بیاورد بعد مسمومش کردیم و کارت عابربانکش را گرفتیم، اما او رمز را اشتباهی گفته بود و دلیل اصلی که باعث شد او را بکشیم، همین رمز اشتباهی بود،
رئیس پلیس آگاهی استان علت این قتل را اختلافات خانوادگی و مالی اعلام کرده و گفت: قاتل به همراه دوست ۲۰ ساله خود که اهل و ساکن رشت است به قتل این خانواده شامل پدربزرگ، پدر، مادر، دختر و میهمان اعتراف کرد.
روز گذشته پسری ۹ ساله به جرم قتل پنج نفر از بستگان خود دستگیر شد، این درحالی است که او حتی مفهوم این اتهام را نمیفهمد!
کارآگاهان دریافتند نامزد دختر دانشجو با زنی متأهل ارتباط پنهانی داشته است؛ با دستگیری و بازداشت سیامک، وی سرانجام به قتل هولناک نامزدش اعتراف کرد.
کارآگاهان با توجه به مشخصاتی که شاکی در اختیارشان گذاشت و نشان دادن تصویر چهره نگاری سارقان سریالی دریافتند وی همان شایان است. بدین ترتیب با مشخص شدن هویت متهمان، تیمی از مأموران وارد عمل شده و دو متهم را خرداد امسال بازداشت کردند. در ادامه تحقیقات متهمان به زورگیریهای خود با سلاح سرد اعتراف کردند.
به دنبال این حادثه مأموران کلانتری ۱۵۹ بیسیم در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت از مرگ مرد جوان خبر دادند. در تحقیقات اولیه مشخص شد که مرد جوان با ضربه چاقویی که به کتفش اصابت کرده به قتل رسیده است. تیم جنایی در ادامه بررسیها به تحقیق از شاهدان عینی پرداختند.
وحید که کارمند یک شرکت خصوصی بود در اعترافاتش گفت: ۵ سال قبل با مهسا ازدواج کردم اوایل زندگی خوبی داشتیم، اما کمکم متوجه شدم همسرم توجهی به خانه و زندگی ندارد حتی وقتی بچه دار شدیم هم او احساس مسئولیت چندانی نداشت. بیشتر وقتش در بیرون از خانه یا ارتباط با زنان همسایه میگذشت. روز حادثه زمانی که از سرکار خسته به خانه برگشتم خانه نامرتب و به همریخته بود نه از غذا خبری بود نه از توجه و محبت. عصبانی شدم از همسرم خواستم که دیگر با همسایهها مراودهای نداشته باشد و بهخانه وزندگیاش برسد.
متهم درباره اینکه چطور جسد را مثله کرد، گفت: من این کار را در چهار روز انجام دادم. وقتی کسی در خانه نبود یا خانه خلوت بود به انباری میرفتم و بخشی از بدن را با اره میبریدم و قصدم این بود که با این کار تکههای جسد را بیرون ببرم تا مشخص نشود چه کسی او را کشته است.
لطفی تصریح کرد: با اعلام این خبر به کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت، تیمی از کارآگاهان به همراه تیم بررسی صحنه جرم و تشخیص هویت و همچنین بازپرس کشیک ویژه قتل، در محل جنایت حاضر شدند و در بررسیهای آنان مشخص شد مقتول در اثر ضربات وارده با جسم تیز به گردنش جان خود را از دست داده است.
مرد افغانستانی پس از کشتن همسر و دختر جوانش با تبر خودش را دار زد
دو روز بود که یک خودروی پراید جلوی در خانهمان پارک کرده بود. شبها مردی درون خودرو میخوابید. پدرم توهم زده بود و میگفت: این مرد به خاطر مادر و خواهرم به اینجا آمده. پدرم میگفت: وقتی من از خانه بیرون میروم این مرد به خانه میآید. دو روز تمام سر همین موضوع با خواهرم و مادرم دعوا میکرد. تا اینکه روز حادثه خواهرم آمد و گفت: که آنها دوباره درگیر شدهاند. وقتی رفتیم دیگر دیر شده بود.
ضارب که همان موقع با حضور همسایهها دستگیر شده بود در بازجوییهای مقدماتی اتهامش را پذیرفت و به این ترتیب صبح روز گذشته با صدور کیفرخواست از زندان به شعبه چهارم دادگاه کیفری به ریاست قاضی اصغر عبداللهی منتقل شد تا محاکمه شود. در ابتدای جلسه محاکمه اولیای دم خواستار قصاص متهم شدند و پس از آن داوود - متهم به قتل - پای میز محاکمه ایستاد و در دفاع از خودش گفت: روز حادثه سهیل با من تماس گرفت و خواست به خانهاش برویم تا با هم مشروب بخوریم.
متهم اصلی پرونده که در بازجوییهای ابتدایی منکر ارتکاب قتل بود، در نهایت چند روز پیش به کشتن دوستش اعتراف کرد و گفت: روز حادثه به همراه سه نفر از دوستانم به پارک بهزادی واقع در میدان رهبر رفتیم. آنجا بر سر موضوعی دعوایمان شد و این مشاجره به درگیری فیزیکی منجر شد. در این هنگام با سلاح سردی که همراهم بود، دو ضربه به سر و گردن مقتول زدم و بهسرعت از محل متواری شدم.
چهارم خرداد خبر رسید نزاعی خونین در منطقه کیانشهر به وقوع پیوسته است. وقتی مأموران در محل حاضر شدند، مشاهده کردند مردی جوان که با چاقو زخمی شده است، خونریزی شدیدی دارد. مأموران به بررسی درباره علت حادثه پرداختند و فهمیدند مرد زخمی جوانی ۲۲ ساله است که سوار بر یک وانت نیسان در تردد بود، اما با یک خودروی پراید تصادف کرد...
از پنج سال قبل به خاطر بیکاری با همسرم اختلاف پیدا کردم.تا اینکه همسرم به دادگاه شکایت کرد و درخواست طلاق داد. بعد هم از خانه قهر کرد و همراه سه فرزندم به خانه مادرش که دو کوچه بالاتر از خانه ما بود رفت. خیلی تلاش کردم او و بچههایم را به خانه برگردانم اما موفق نشدم. همسرم مهریهاش را به اجرا گذاشت و در دادگاه درخواست نفقه داد.