چند سال قبل در یک رستوران که فرهاد صاحب آن بود، مشغول به کار شدم. مدتی بعد از من دختری به نام شبنم در آن رستوران مشغول به کار شد. من به شبنم علاقهمند شدم و از او خواستگاری کردم. بعد از مدتی با هم عقد کردیم. ما دو سال بود عقد کرده بودیم. در این مدت من محل کارم را عوض کردم و در جای دیگری مشغول شدم، اما همسرم همچنان در آن رستوران بود. تا اینکه متوجه شدم همسرم با فرهاد رابطه دارد.
سر بریده یک دختر نوجوان در یک مخزن زباله در سیرجان کشف شد.
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان کرمانشاه گفت: فرد دستگیر شده در بازجوییها به ارتکاب قتل پسرش با همدستی پسر دیگرش اعتراف و انگیزهاش را نیز اختلافات خانوادگی عنوان کرد.
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان تویسرکان با تشریح جزئیات قتل ۵ نفر از اعضای یک خانواده در این شهرستان گفت: افرادی در مظان ارتکاب این قتل هستند که توسط نیروی انتطامی شناسایی شدهاند و دستور تعقیب آنان صادر شده است.
متهم گفت: من عاشق پراید ۱۱۱ هستم. همیشه دلم میخواست که این ماشین را داشته باشم، اما توانایی مالیام در آن حد نبود. برای همین تصمیم گرفتم این آرزویم را برآورده کنم.
گفته شده دستگیری متهم نتیجه تحقیقات پزشکی قانونی و تجزیه و تحلیل بیولوژیکی بوده که نشان میدهد اقدامات جنایی علیه زنان توسط یک فرد انجام شده است. همچنین این ادعا مطرح شده که به نظر الگوی تعدادی از اقدامات مهاجم با رفتار فرد دستگیر شده مطابقت داشته است.
فرمانده انتظامی تربت جام خبر داد:
فرمانده انتظامی شهرستان تربت جام از دستگیری قاتل زن ۲۳ ساله در تربت جام خبر داد.
متهم گفت: مدام با خودم فکر میکردم خواب دیدهام و توهم کشتن شهلا به من دست داده و شهلا زنده است. به تلفن همراهش زنگ زدم، اما او تلفن را جواب نداد و همین بیشتر مرا ترساند. راهی خانهاش شدم، کمی اطراف خانه گشتم و بعد وارد شدم. در آپارتمانش نیمه باز بود و جسدش در حالی که صورتش کبود بود روی تختخواب قرار داشت.
تعدادی از رهگذران روز هشتم نوامبر (۱۸ آبان) در یکی از پارکهای شمال شرق برلین استخوانهایی پیدا کردند که بعدا مشخص شد متعلق به انسان است. بنا به گزارشها گوشت بدن قربانی از این استخوانها جدا شده بود. روزنامه «بیلد» به نقل از پلیس برلین گزارش داده که کارآگاهان با توجه به شواهد به دست آمده بر این باور هستند که فرد مقتول قربانی «آدم خواری» شده است.
بهلول ۷۰ ساله که در ماجرای قتل شیما دختر نوجوان دستگیر شده است میگوید جسد شیما را کنار رودخانه ارس خاک کرده تا راز این جنایت پنهان بماند. برادر بهلول اما میگوید برادرم آدم حسابی بود.
قتل شیما ۱۵ ساله در شکنجهگاه راننده آژانس اینترنتی
هنگامی که پلیس خانه بهلول را بازرسی کرد، من و همسرم در آنجا بودیم. خانه بهلول مثل خانه وحشت بود، تمام درزهای خانه گرفته شده و با پتو خانه را عایقکاری کرده بود. در خانهاش گونی وجود داشت که حاوی دهها جفت کفش دخترانه و بچگانه بود؛ اما اینجا پایان پرونده نبود. از آنجا که با وجود مستندات موجود امکان سفر شیما به مشهد وجود داشت، پرونده به دادسرا مشهد ارجاع شد، اما در آنجا هم هیچ سرنخی پیدا نشد.
این زن به قاضی شعبه ۲۱۱ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد گفت: ضارب قادر احمدی نام دارد، ولی معروف به رضاست. این مرد سالها قبل با خواهرم ازدواج کرد و صاحب فرزند شد، اما در این سالهای زندگی مشترک همواره خواهرم را شکنجه میکرد و آزار میداد. او در میان همین اختلافات خانوادگی و ناسازگاری ها، مدام خواهرم را تهدید به مرگ میکرد تا جایی که حتی دو بار قصد کشتن او را داشت.
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان فیروزکوه گفت: با اعتراف متهم، جسد با حضور مقام قضائی کشف شد و برای انجام تحقیقات در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفت. متهم در بازسازی صحنه جرم اعتراف کرد که همسر خود را با روسری خفه کرده و در محل مورد نظر قرار داده است.
پرونده قاتلانی که تا پای چوبه دار جرم خود را گردن نگرفتند
وقتی دادگاهی شدند، هر سه متهم خود را بیگناه جلوه دادند. بیگناهیشان ثابت نشد. فقط ادعا کردند، اما مدارک روشده، حکم قاتل را بر پیشانی متهمان مُهر کرد. قصاص شدند یکی پس از دیگری؛ فراز دهم بهمن ۸۶، دلآرا یازدهم اردیبهشت ۸۸ و شهلا جاهد دهم آذر ۸۹.
متهم گفت: مدتی بود که متوجه شده بودم رفتار همسرم تغییر کرده است. بههمیندلیل او را زیر نظر گرفتم و متوجه شدم با مردی رابطه دارد. همسر من زنی ۲۸ساله و بسیار جوان است، مردی که زنم را اغفال کرده بود یک مرد میانسال بود. خیلی ناراحت شدم که زندگیام را اینطور خراب کرده است. با زنم تندی کردم و از او خواستم با کاظم قرار بگذارد. وقتی سر قرار رفتیم، کاظم به سمت من حمله کرد و خواست من را بزند که یک ضربه به او زدم و بعد هم فرار کردم.
من گفتههای شهرام را قبول ندارم، البته میپذیرم با او در فضای مجازی ارتباط داشتم، اما اینکه نقشه قتل را طراحی کردم دروغ است. من این کار را نکردم و شهرام دروغ میگوید. امید نیز اتهام را قبول کرد و گفت: من برای کمک به شهرام قبول کردم همراه او بروم، البته شهرام به من نگفته بود قصد قتل دارد. فکر میکردم مسئله گوشمالیدادن است...
متهم گفت: روز حادثه برای صحبت بیرون رفته بودیم که موضوع شک خود را مطرح کردم و بعد از آن درحالیکه عصبانی شده بودم، سر سمیرا را هل دادم و با چاقو ضربهای به کمرش زدم. بعد برای اینکه صحنهسازی کنم با چاقو ضرباتی را نیز به خودم وارد کردم و درحالیکه خونآلود بودم خودم را به پلیس رساندم و ادعا کردم هدف زورگیری قرار گرفتهایم.
آنها یک روز قبل از حادثه سراغ مرد موبایلفروش رفتند و با توجه به شیوع کرونا و تعطیلی مغازهها متهم اصلی پرونده از مرد موبایلفروش درخواست کرده بود تا روز بعد به مغازه بیاید تا او موبایل درخواستیاش را بخرد و مرد موبایلفروش هم قبول کرده بود...
متهم در بازجوییها گفت: از دست شهرام خسته شده بودم و تصمیم گرفتم کاری کنم که دیگر به فکر مزاحمت برای همسرم نیفتد. شب حادثه با او قرار گذاشتم و چاقو هم با خودم بردم. به محل قرار که رسیدیم با شهرام شروع به صحبت کردم. اما بیفایده بود، از دستش عصبانی شده بودم و با چاقو او را زدم.
بعد از گفتههای این مرد، خودروی او توسط کارشناسان بررسی شد و مشکل در سیستم ترمز ماشین مرد جوان مورد تأیید قرار گرفت، اما مطابق نظر پزشکی قانونی ضربه کشنده با میله آهنی به سر مقتول زده شده بود و تصادف نقشی در قتل نداشت.