فارین پالیسی گزارش میدهد؛
دو جاسوس بازنشسته روسی اعتراف کردهاند که ترامپ در سال ۱۹۸۷ به شوروی سابق سفر کرده و حتی به وی یک نام مستعار با نام "کراسنوف" هم داده شده است. هیچ بعید نیست که ترامپ در جریان این سفر زیر چتر آژانس اطلاعاتی شوروی سابق قرار گرفته باشد. حتی این دیدگاه مطرح میشود که روسیه در دهه ۱۹۹۰ میلادی به ترامپ پول داده تا امپراطوری تجاری در حال سقوط وی را از خطر ورشکستگی نجات دهد.
اشپیگل گزارش میدهد؛
"الکساندر دالگوپولوف" ۳۶ ساله اهل کییف، زمانی سیزدهمین تنیسور برتر جهان بود. در سال ۲۰۱۱، او به یک چهارم نهایی مسابقات تنیس آزاد استرالیا راه یافت و بعدا توانست رافائل نادال ستاره تنیس اسپانیا را شکست دهد. وی به علت جراحت در ناحیه کمر، به دوران حرفهای خود در بهار سال ۲۰۲۱ خاتمه داد. ۱۰ ماه بعد، روسیه به اوکراین حمله کرد و او به صورت داوطلبانه به خدمت نظامی به نفع کشورش پرداخت.
یکی از بمبهای خبری هفته اخیر این بوده که برخی منابع غربی مدعی شدهاند یک هیات از سوی دولت ترامپ عازم روسیه شده تا مذاکرات مرتبط با امضای توافق آتشبس در قالب جنگ اوکراین را با طرف روسی، راهبری کرده و به سرانجام برسانند. اقدامی که بدون هماهنگی با طرف اوکراینی انجام گرفته و جنجالهای زیادی را در محیط بینالمللی به راه انداخته است.
روایت اشپیگل از یک پدیده عجیب؛
«حتی قبل از حمله روسیه به اوکراین، این کشور (اوکراین) با مشکلات جمعیتی جدی دست به گریبان بود. جمعیت اوکراین در دهه ۱۹۶۰ میلادی رو به پیری گذاشت. سپس در دهه ۱۹۹۰ میلادی، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اقتصاد اوکراین را دچار سقوط کرد و موجب شد که میلیونها زن و مرد اوکراینی هیچ آینده روشنی را پیش روی خود نبینند. آنها تمایل چندانی به فرزندآوری نداشتند و حتی کشورشان را ترک کردند. در شرایط کنونی، با حمله روسیه به اوکراین، مشکل جمعیتی این کشور به یک فاجعه تبدیل شده است.»
میدل ایست مانیتور گزارش میدهد؛
«مسکو، بشار اسد را رها کرد، زیرا این تصور را داشت که وی صرفا حمایت نظامی و البته پوشش سیاسی و امنیتی روسیه را میخواهد و هیچ توجهی به منافع خودِ روسیه ندارد. به بیان ساده تر، نظام سیاسی سابق سوریه صرفا سعی در تامین منافع خود داشت. بشار اسد به خوبی توجیه نبود. او نمیدانست که معنای اتحاد و اینکه هر چیزی بهایی دارد چیست و صرفا سعی داشت تا متحدان کشورش را به صورت ظاهری راضی نگه دارد. وی در عمل دست به اقدامی موثر نمیزد.»
نشریه کانورسیشن گزارش میدهد؛
دولتهای منطقه بالتیک (استونی، لیتوانی و لتونی)، که مرزهای مشترک با روسیه دارند، به طور مرتب اطلاعات عمومی با محوریت آگاهی شهروندان در شرایط اضطراری را بهروزرسانی میکنند. البته که به نظر میرسد این رویکرد آنها تا حد زیادی تحت تاثیر سیاستهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و اشغال این دسته از کشورها است. کشورهای بالتیک اکنون نگرانند که مبادا خاطرات آن دوران بار دیگر زنده شود.
فرارو بررسی میکند؛
«جو بایدن رئیس جمهور آمریکا به تازگی در اقدامی قابل تامل، مجوز استفاده از موشکهای دوربرد "اتکمز" از سوی اوکراین علیه روسیه را صادر کرده است. در این راستا، اخبار مختلفی دال بر آغاز شلیک این موشکها به قلمرو روسیه نیز منتشر شده است. از این رو، اینطور به نظر میرسد که بایدن و دموکراتها از صدور مجوز مذکور به اوکراین اهداف خاصی را مد نظر داشته اند که خوانش آنها از اهمیت زیادی برای تحلیل چشم اندازهای آتی برخوردار است.»
میدل ایست آی بررسی میکند؛
«نگاهی دقیقتر به اقدامات روسیه در سطح منطقه نشان میدهد که مسکو راهبرد سازشکارانهای را در رابطه با رفتارهای تهاجمی اسرائیل در سطح منطقه در دستورکار قرار داده است. این راهبرد سازشکارانه سبب شده تا اسرائیل، روسیه را به مثابه یک مولفه و قدرت بازدارنده در چهارچوب تحولات منطقهای ارزیابی نکند و رویکردهای تهاجمیتری را علیه ایران و محور مقاومت در دستوکار قرار دهد.»
نشنال اینترست گزارش میدهد؛
«غرب و آمریکا این تصور را دارند که خاطرات دوران جنگ سرد در حال تکرار است و جهانی جدید در برابر آنها صفآرایی میکند. ایران، روسیه، کره شمالی و چین بازیگران محوری این صف آرایی جدید هستند. البته که دیگر بازیگران کوچکتر نظیر بلاروس، گرجستان و ارمنستان نیز به این بلوک پیوسته اند. این پیوند و اتحاد حامل تهدیدات جدی و گستردهای علیه آمریکا، و متحدان آن در اروپا، خاورمیانه، شرق دور و دیگر مناطق جهان است.»
در روزهای گذشته آژانسهای اطلاعاتی کره جنوبی و البته پنتاگون، به صراحت از اعزام صدها سرباز کره شمالی به میدانهای جنگ اوکراین به نفع روسیه خبر داده اند. موضوعی که با بازتابهای بین المللی قابل توجهی رو به رو شده و تحلیلهای مختلفی را به دنبال داشته است. با این همه، به نظر میرسد که پیونگ یانگ در این رابطه اهداف راهبردی و معناداری را مد نظر دارد.
فرارو بررسی میکند؛
«برخی تحلیلگران مسائل روسیه به این مساله اشاره می کنند که شجاعت ناوالنی در بازگشت به روسیه تحسین های زیادی را نسبت به او برانگیخته است و همین مساله عملا موقعیت و جایگاهش را از نظر اجتماعی و سیاسی در روسیه ارتقا بخشیده است. "کریل روگوف" تحلیلگر روسیِ مقیم خارج از این کشور در موضع گیری می گوید: "الکسی ناوالنی با بیباکی خود کرملین را به چالش کشید. آن ها بی باکی را تحمل نمی کنند".»
ایران توان موازنه سازی در حوزه مراودات خارجی خود را به ویژه با استفاده از ظرفیتهای توسعه روابط با کشورهای غربی از دست داده و این مساله، قدرتهای شرقی را در تعریف یک شراکت راهبردی با ایران بی انگیزه کرده است.
اینکه پریگوژین پس از سال ها کار با پوتین و آشنایی با عملکرد دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی روسیه و نقش آن ها در سرکوب و ترور مخالفان، دُم به تله داده، حقیقتا عجیب است. مخصوصا اینکه دست راست وی یعنی "دیمتری اوتکین" نیز در هواپیما همراه پریگوژین بوده است. مساله ای که فقط و فقط یک بی احتیاطی فاحش امنیتی را تداعی می کند.
پایان مردهای که راه میرفت
«مرگ "یوگنی پریگوژین" به شیوه ای که تا حد زیادی شبیه به ترورهای هدفمند است، حامل پیام های جدی در مورد بسته شدن بیشترِ فضای سیاسی روسیه است. معادله ای که به طور خاص پس از آغاز جنگ اوکراین، روسیه را درگیرِ خود کرده و شاهد تشدید تسلط طیف حامی پوتین بر ابعاد مختلف جریان حکمرانی در روسیه بودهایم.»
برخی تحلیلگران از احتمال همدست بودنِ پوتین و پریگوژین سخن میگویند. استدلال آنها این است که اساسا منطقی نیست که پریگوژین به تبعاتِ اقدامات نیمه کاره خود فکر نکرده باشد. منطقی نیست که او به وعدههای پوتین و یا لوکاشنکو که یکی از نزدیکترین متحدان پوتین است اعتماد کرده باشد. البته که عدم افشای محتوای توافق کرملین و پریگوژین نیز بر شدتِ گمانه زنیها و ابهامات افزوده است.
«سلاح اصلی پوتین درجریان کودتای اخیر واگنر در روسیه، چیزی جز ایجاد وحشت در افکار عمومی این کشور مبنی بر ظهور آلترناتیوهای خطرناک، در صورتِ سقوط نظام سیاسی روسیه و ایجاد شرایط تازه و نه چندان مطلوب برای مردم این کشور نبود.»
علت ضعف سازمانهای امنیتی روسیه در مواجهه با کودتای واگنر
توجه داشته باشیم که کشورهای غربی در ماههای اخیر به شدت حمایتهای خود از گروههای ملی گرایِ روسی و منتقدان پوتین افزودهاند و سعی داشته اند تا جایِ ممکن دامنه مانور و فعالیتهای رئیس جمهور روسیه را محدود سازند. دستورکاری که میتواند تا حدی محاسبات دستگاهها و سازوکارهای امنیتی روسیه جهت مقابله با بحرانهای فوری را با چالش مواجه کرده باشد.
۳ نشانه جدی از سست شدن تسلطِ پوتین بر روسیه
دولت روسیه به جای ایمنسازی منطقه اطراف سایت اتمی، اقدام به جابجا کردن تسلیحات اتمیاش کرد و به نوعی ضعف در این رابطه را پذیرفت. از این منظر، هم ناتوانی در تامین امنیت مرزی و هم ناتوانی در تامین امنیت یک سایت اتمی حساس، تعجب ناظران و تحلیلگران و البته افکار عمومی روسیه را برانگیخت و برخی را به این تحلیل رساند که کنترل روسیه در شرایط کنونی تا حد زیادی از دستان پوتین خارج شده است.
میخائیل میشوستین؛ مرد دوم روسیه
یکی از نکات مهم در مورد میشوستین این است که او علی رغم موقعیت مهم سیاسی خود در روسیه کنونی، جزو مخالفان جنگ اوکراین است. وی حتی در جلسه شورای امنیت روسیه جز معدود افرادی بود که از گزینه جنگ حمایت نکرد و بر گزینههای دیپلماتیک و صلحآمیز تاکید داشت.
اتفاق پرسشبرانگیز در بلگرود روسیه
به تازگی دو گروه از شبه نظامیان ملی گرای روس با نامهای "سپاهِ داوطلبان روسی" و "گروهان روسیه آزاد"، با همکاری نیروهای اوکراینی، در منطقه بلگرود روسیه دست به پیشروی نظامی زده و حتی تانکهای خود را نیز در مناطق مسکونی آن به حرکت درآوردهاند. این رخداد انتقاداتی را متوجه مقامهای امنیتی و دولت روسیه کرده است.