مذاکره زیر سایه تهدید؛
سیاست دولت ترامپ در قبال ایران میان فشار حداکثری و تمایل به مذاکره در نوسان است. اگرچه نشانههایی از تغییر لحن و تمرکز بر راستیآزمایی هستهای دیده میشود، اما تردید درباره صداقت این رویکرد باقی است. ایران مذاکره با آمریکا را فعلاً رد کرده است. در آستانه فعالسازی مکانیسم ماشه، سرنوشت دیپلماسی به تصمیم واشنگتن وابسته است: واقعگرایی یا تکرار تقابلهای بیثمر گذشته.
ایالات متحده باید با تعیین خطوط قرمز مشخص، در برابر اقدامات هستهای ایران ایستادگی کند. همچنین واشنگتن میتواند با اعمال فشار بر چین و روسیه، ایران را در محدوده آستانه هستهای نگه دارد. همکاری با پکن برای کاهش درآمدهای نفتی ایران و مدیریت دقیق تحریمها نیز میتواند اهرمی برای پیشبرد مذاکرات باشد. در عین حال، باید هرگونه امتیازدهی به روسیه یا چین از جمله کاهش تحریمها، به دقت و همراه با محدودیتهای سختگیرانه بررسی شود.
دیپلماسی زیر سایه فشار؛
با توجه به این معادلات، ایران ناچار است گزینههای جایگزینی را بررسی کند که بتواند بدون پذیرش الزامات واشنگتن، از افزایش تنشها جلوگیری کند. بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماتیک منطقهای و بینالمللی، تقویت ائتلافهای اقتصادی و امنیتی با دیگر قدرتهای جهانی، و ایجاد فضای جدید برای مذاکره در قالبهایی که از چارچوب مطلوب آمریکا خارج باشد، میتواند بهعنوان راههایی برای خروج از بنبست فعلی مطرح شود.
پس از کاهش تنشها میان ایران و آمریکا، تهدیدهای جدید آمریکا و اسرائیل علیه تأسیسات هستهای ایران مطرح شده است. در حالی که ترامپ به مذاکره برای توافقی جدید فرا میخواند، ایران تحت فشار حداکثری ، مذاکرات را رد کرده و هشدار داده است که در صورت حمله، پاسخی قاطع خواهد داد. با این حال، احتمال حمله گسترده در کوتاهمدت اندک است، چراکه چنین اقدامی میتواند منطقه را بیثبات کرده و مذاکرات جاری را مختل کند.
دیپلماسی زیر سایه تهدید؛
ایران و آمریکا در طول دههها رابطهای پرتنش داشتهاند که سیاستهای تحکمآمیز واشنگتن مانع پیشرفت مذاکرات شده است. در حالی که تهران خود را در محور چین و روسیه میبیند، آمریکا به دنبال مهار نفوذ ایران است. در حالی که جامعه جهانی در برابر جنایات جنگی اسرائیل سکوت کرده، سیاستهای آمریکا و اسرائیل همچنان در جهت تضعیف ایران و مقاومت فلسطین هماهنگ باقی ماندهاند.
تندباد ترامپ و سردرگمی نتانیاهو؛ خاورمیانه بر لبهٔ تیغ
با تشدید تنشها در خاورمیانه، اسرائیل پس از حملات اکتبر به غزه و لبنان، فشارها بر محور مقاومت را افزایش داده است. در این میان، بازگشت ترامپ به کاخ سفید تغییرات ژئوپلیتیکی گستردهای را رقم زده و روابط اسرائیل و آمریکا را دستخوش اختلافاتی کرده است. ترامپ با رویکردی مستقل، نتانیاهو را از نقش محوری در سیاست خاورمیانه کنار گذاشته و مذاکرات را اولویت داده است. همزمان، رویکرد او در قبال ایران و تلاش برای ایجاد نظم جدید منطقهای با همکاری عربستان و اسرائیل، آینده تحولات را نامشخص کرده است.
احیای مکانیزم ماشه؛ ابزار جدید کاخ سفید علیه تهران
رویکرد ترامپ که بر مبنای دکترین «صلح از طریق قدرت» بنا شده، تهران را در برابر یک معادله سخت قرار میدهد: یا در برابر فشارهای واشنگتن سر خم کند یا بهای سنگینی در زمین بازی استراتژیک بپردازد. اما تجربه تاریخی نشان داده که سیاستهایی که تنها بر تهدید استوار هستند، بهجای دستیابی به اهداف مطلوب، معمولاً عواقب پیشبینینشده و حتی مخربی به همراه دارند.
دیپلماسی زیر فشار حداکثری؛
مسعود پزشکیان با انتصاب محمدجواد ظریف بهعنوان معاون راهبردی، سیگنالی از آمادگی ایران برای مذاکره با آمریکا ارسال کرد؛ اما فشار اصولگرایان و سیاست « فشار حداکثری » ترامپ این روند را متوقف کرد. همزمان ایران و روسیه توافق راهبردی امضا کردند که همکاریهای هستهای و عدم اشاعه را تقویت میکند. با تداوم فشارهای واشنگتن، ایران تأکید دارد که تحت فشار مذاکره نخواهد کرد؛ اما همچنان به همکاریهای بینالمللی و تعهدات «انپیتی» پایبند است.
وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد که حوثیها به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی طبقهبندی شدهاند و اعضای آن با مجازاتهایی مواجه هستند. این وزارتخانه افزود: ایران بار دیگر تحت فشار حداکثری قرار دارد.
پیشنهاد خودجوش روسیه برای کمک به حل بحران ایران
نیکلای کوژانوف، استادیار مرکز مطالعات خلیج فارس در دانشگاه قطر معتقد است که «ایالات متحده و ایران هر دو در جستجوی راههایی برای ایجاد کانالهای ارتباطی جدید هستند که بتواند به آغاز یک گفتوگوی سازنده منجر شود.»
آیا تحریمها تنها مسیر بازگشت ایران به دیپلماسی است؟
ترامپ با بازگرداندن تحریمهای گسترده، سعی داشت ایران را وادار به تغییر رفتار و پذیرش توافقی جامعتر کند که علاوه بر برنامه هستهای، فعالیتهای موشکی و منطقهای را نیز شامل شود. وی از سیاست سنتی هویج و چماق فاصله گرفت و بیشتر بر فشار اقتصادی متمرکز شد. با این حال، تأثیر این رویکرد بر بازگشت ایران به مذاکرات همچنان مورد بحث است.
بازگشت به فشار حداکثری؛ راه حل یا تکرار شکست؟
سیاست فشار حداکثری آمریکا که تحریمها را تشدید کرده و اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده، به کاهش برنامه هستهای ایران یا تحریک شورشهای گسترده منجر نشده است. این رویکرد، علیرغم ایجاد مشکلات اقتصادی، موجب تقویت تندروهای ایران شده و آنها را به استراتژی مقاومت و تعمیق روابط با چین و روسیه سوق داده است. در این میان، تلاشهای رئیسجمهور مسعود پزشکیان برای اصلاحات داخلی و بهبود روابط خارجی با موانع ناشی از این سیاستها روبروست.
دور دوم ترامپ؛ سیاست نمایشی یا تغییر استراتژیک
دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ با تحرکات بحثبرانگیز در خاورمیانه آغاز شده است. اگرچه تمرکز او بر ملیگرایی اقتصادی و فشار حداکثری بر ایران، یادآور سیاستهای پیشین اوست، اما اظهارات و اقداماتش همچنان جنجالآفرین بوده و چالشهایی جدی برای ثبات منطقه ایجاد کرده است. تنشها در غزه، پیچیدگی توافقات آتشبس و رویکرد نامشخص در قبال دیپلماسی منطقهای، نشاندهنده دوری از یک سیاست مشخص و پایدار در خاورمیانه است.
سناریوهای پیش روی ایران و آمریکا؛
با روی کار آمدن دونالد ترامپ و رویکردی پیچیدهتر نسبت به ایران، تهران باید بین مذاکره و مقاومت تعادلی بیابد. با اینکه مقامات ارشد ایران تمایل به مذاکرات را نشان دادهاند، تجربههای گذشته و بیاعتمادی به آمریکا مانع توافق فوری است. با وجود فشارهای اقتصادی و منطقهای، رویکرد ایران به دیپلماسی با احتیاط و واقعگرایی همراه است. آینده روابط تهران-واشنگتن به تصمیمات هوشمندانه و متقابل وابسته میباشد.
سخنگوی دولت گفت: «ایرانیان اهل مذاکره هستند، اما زیر بار حرف زور نمیروند، نمیشود با لبخند برنامه فشار حداکثری را ابلاغ کرد.»
وزیر نفت سیاست فشار حداکثری از سوی آمریکا بر صادرات نفت ایران را شکستخورده دانست و تأکید کرد: به صفر رساندن صادرات نفت جمهوری اسلامی ایران آرزویی است که هرگز به آن دست نخواهند یافت.
نقش کلیدی چین در معادلات نفتی و تحریمی ایران
دونالد ترامپ همچنان بر فشار حداکثری علیه ایران تأکید دارد، اما اظهاراتش نشاندهنده تناقض در سیاستهاست. کاخ سفید در یک یادداشت ریاستجمهوری از اقدامات سختگیرانهای برای محدود کردن برنامه هستهای و فعالیتهای منطقهای ایران خبر داد، اما چین بهعنوان خریدار اصلی نفت ایران چالشی مهم برای واشنگتن است.
از تعرفههای تجاری تا بازگشت فشار حداکثری: دولت ترامپ در مسیر تغییر بازی
دولت ترامپ، در دو هفته آغازین خود، مواضع سختگیرانهای اتخاذ کرده است: اعمال تعرفههای تجاری، تشدید فشار بر ایران و برنامهریزی برای اشغال غزه. هدف اصلی ترامپ، دستیابی به توافقهایی بهتر از گذشته است، اما این رویکردها واکنشهای متفاوتی در داخل و خارج از کشور ایجاد کردهاند. تحلیلگران معتقدند این تصمیمات، در عین جسارت، پیامدهای اقتصادی و امنیتی پیچیدهای به همراه دارند.
با توجه به شرایط حاصل از جنگ اوکراین و تاثیری که بر بازار انرژی گذاشت، ایران توانست با رایزنیهای گسترده مستقیم و غیرمستقیم برنامه فروش نفت خود را از سر بگیرد. ترامپ دستور صفر کردن فروش نفت ایران به چین، انسداد مسیر تامین کالا و دور زدن تحریمها از طریق کشورهای جنوب خلیج فارس و استفاده از شبکه بانکی عراق برای ایران را صادر کرد. در اولین قدم – تا لحظه تنظیم این گزارش – آمریکا شبکه فروش نفت ایران به چین را تحت تحریم قرار داد.
تحریم یا مذاکره؛ سردرگمی ترامپ در قبال ایران
دونالد ترامپ اعلام کرد که خواهان «توافق هستهای راستیآزماییشده» با ایران است، اما همزمان با بازگشت به سیاست « فشار حداکثری » فرمان اجرایی تحریمهای شدید را امضا کرد. ایران این رویکرد را شکستخورده دانسته و تأکید کرده که بهدنبال سلاح هستهای نیست. ترامپ، که پیشتر برجام را «فاجعهبار» خوانده بود، اکنون مذاکره را محتمل میداند.