واقع گرایی بدون نقاب دیپلماسی؛
هنری کیسینجر در سال ۲۰۱۸ پیشبینی کرد که ترامپ ممکن است پایانی بر تظاهرهای کهنه دورانها باشد. اکنون به نظر میرسد سیاست خارجی ترامپ بر واقعگرایی استوار است، کنار زدن افسانهها از قدرت هژمونیک آمریکا، محدودیتهای اروپا و واقعیتهای جنگ اوکراین را آشکار میکند. این تغییرات، با وجود کمبود زبان دیپلماسی سنتی، بر نیاز به رویکردی جدید در سیاست بینالملل تأکید دارد.
چرا آمریکا دیگر از آزادی حمایت نمیکند؟
طی هفتههای اخیر، ترامپ با تغییرات جنجالی در سیاست خارجی آمریکا و برخوردهای عجیب با متحدان، دیپلماسی سنتی این کشور را دگرگون کرده است. او از حمایت آشکار از اوکراین در برابر حمله روسیه خودداری کرده و رفتار تحقیرآمیزی با رئیسجمهور زلنسکی نشان داده است. با فشار بر کانادا، دانمارک و پاناما و توقف کمک به فقیرترین مردم جهان، ترامپ در حال تغییر جهتگیری اخلاقی و سیاست دیرینهای است که برای تقویت آزادی و دموکراسی بهوجود آمده بود.
معاون شورای امنیت روسیه با بیان اینکه رئیسجمهور این کشور رهبر تازه جهان آزاد است، اروپا را اتحادی ناتوان دانست که در نبود حمایتهای آمریکا توان ادامه حیات ندارد.
رئیس جمهوری اوکراین پس از یک حضور پر تنش و بی سابقه در کاخ سفید اعلام کرد حمایت دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا از کی یف ضروری و حیاتی است.
سایه کرملین بر کاخ سفید
ترامپ و ونس روز جمعه با حملهای بیسابقه به زلنسکی، به جای حمایت از متحد دموکراتیک آمریکا، به نفع پوتین و روسیه موضع گرفتند. رفتار ترامپ نشاندهنده انحرافی جدی است که منافع آمریکا را نادیده میگیرد و موضعگیری تاریخی کشور را در حمایت از آزادی و دموکراسی تضعیف میکند.
یک تحلیلگر مسائل بینالملل مطرح کرد؛
کوروش احمدی گفت: «این مسئله که موضوع ایران موجب نشود اروپا و آمریکا به هم نزدیک شوند، مهم است؛ به عبارت دیگر، مقامات ما نباید اجازه دهند که ایران به پلی برای نزدیک شدن دو سوی اقیانوس تبدیل شود. روابط خوب ما با اروپا در دولت اول ترامپ کمک کرد که اروپا مخالف خروج آمریکا از برجام باشد و در سطوح سیاسی با اقدام ترامپ مخالفت کند و تلاشهایی برای کمک به تجارت با ایران مثل اینستکس اندیشیده شد.»
همچنین پدرو سانچز نخست وزیر اسپانیا هم در اظهاراتی تصریح کرد: «اسپانیا در کنار اوکراین است».
ترامپ و میراث سیاست خارجی: چرخشی تازه یا ادامه مسیر؟
این مقاله سیاست خارجی ترامپ را تحلیل میکند و نشان میدهد که رویکرد وی به روسیه، برخلاف ظاهرش، در بسیاری از موارد ادامه همان مسیر گذشته است. ترامپ با احترام به پوتین و تلاش برای تعامل اقتصادی با روسیه، به جای رویارویی ایدئولوژیک یا اعمال تحریمهای نمادین، به دنبال ایجاد ثبات بوده است. با این حال، این سیاستها میتوانند منجر به تضعیف اعتماد متحدان اروپا یی، تقویت موضع روسیه و تهدید امنیت جهانی شوند.
ائتلافهای جدید اروپا در دوران ترامپ؛
در ماههای اخیر، اروپا با چالشهای جدیدی از سوی دولت ترامپ مواجه شده که سیاستهایی تحقیرآمیز را دنبال میکند. این سیاستها شامل کنار زدن اروپا از مذاکرات بحران اوکراین، حمایت از جریانهای راست افراطی و تضعیف اتحادهای دیرینه است.
تایوان و اوکراین در چرخدندههای سیاستهای دولت ترامپ
دونالد ترامپ با تضعیف دموکراسیها، سیاست خارجی آمریکا را به مسیری متفاوت سوق داده است. او با همسویی با پوتین و «شی جینپینگ»، احتمال کنار گذاشتن اوکراین و تایوان را افزایش داده است. در اروپا ، نگرانیها درباره کاهش تعهد آمریکا به ناتو و افزایش نفوذ چین و روسیه رو به افزایش است.
محمدعلی سبحانی در گفتوگو با فرارو تحلیل کرد:
نزدیک شدن به اروپا به هیچ وجه کافی نیست و حتی من معتقدم به جای کانال زدن، بهتر است خودمان مستقیم به دنبال جستجوی مسیرهای دیپلماسی با ایالات متحده باشیم. ما نباید مانعی در برابر تلاشهای خارجی در این زمینه ایجاد کنیم؛ اما باید مراقب باشیم که مبادا تبدیل به «کارتِ بازی» برخی از کشورهایی شویم که تجربه ثابت کرده چندان قائل به تفاهم بیشتر ایران و آمریکا نیستند.
رویکرد ترامپ؛ بازگشت به ژئوپلیتیک کلاسیک
دونالد ترامپ در نخستین ماههای ریاستجمهوری خود سیاست خارجی آمریکا را با تأکید بر توافق با روسیه، انتقاد از اوکراین و بیتوجهی به متحدان سنتی تغییر داد. او با تمجید از پوتین و انتقاد از زلنسکی، حمایت از ناتو را کاهش داده و نفوذ آمریکا را تضعیف کرد. این رویکرد، که به گفته تحلیلگران بازگشت به ژئوپلیتیک کلاسیک است، نگرانیهای جهانی را درباره کاهش قدرت ایالات متحده و افزایش رقابتهای سرزمینی میان قدرتهای بزرگ برانگیخته است.
زمستان سخت، تحریم و اقدامات نسنجیده؛
کاغذپاره خواندن قطعنامهها، عدم توانایی طرف مقابل برای حذف ایران از بازار نفت و گاز و نیاز آنان به نفت ایران، صف کشیدن کشورهای دیگر برای کار با ما و خلاصه نشدن دنیا در چند کشور از جمله محتوای تبلیغاتی بود که مشاهده شرایط نشان میدهد صرفاً در حد تبلیغات نماند بلکه تبدیل به راهبرد شد. غافل از این که طرف مقابل صبور است و عجلهای برای به ثمر نشستن فشارهایش ندارد.
دکترین ترامپ؛ تضعیف قدرت نرم یا بازتعریف روابط جهانی؟
در دوران ترامپ، سیاست خارجی آمریکا به دکترین معاملهمحور و فاقد قدرت نرم تبدیل شد. ترامپ منازعات را بر اساس منافع مالی و بازدهی ارزیابی میکند و از مفاهیم سنتی مانند «قدرت نرم» فاصله میگیرد. این تغییرات، متحدان امنیتی آمریکا را در موقعیتی دشوار قرار داده، جایی برای مذاکره باقی نمیگذارد و رهبران اروپا را در برابر انتخابهای سختی همچون پذیرش نظم جدید یا قدرتنمایی قرار میدهد.
محمدصادق کوشکی در گفتوگو با فرارو مطرح کرد:
کاملا مشخص است که اروپا یی ها، با یک موضع خصمانه جدی با کشور ما برخورد میکنند و به همین دلیل هم بعید است که چنین مذاکراتی سازنده باشد و به نتیجهای مثبت برای گشایش در مسائل اقتصادی کشورمان منجر شود. دقیقا روند عملکرد دوستهای سه گانه اروپا یی (تروئیکا) مخالف اهداف مذاکره است. یعنی ما در مذاکره به دنبال ایجاد تفاهم و گشایش در مباحث اقتصادی هستیم، اما طرفهای اروپا یی برعکس آن، به دنبال پیچیدهتر کردن و افزایش تحریمها و افزایش مشکلات هستند؛ بنابراین شرط اول مذاکره، حسن نیت دو جانبه است
اروپا و آمریکا؛ پایان عصر اعتماد و همپیمانی
گفتوگوهای اخیر ترامپ و پوتین درباره جنگ اوکراین، شکاف عمیقی در روابط فراآتلانتیکی ایجاد کرده است. سیاستهای جدید واشنگتن، از جمله بیاعتنایی به درخواستهای ناتو و حمایت نظامی محدود، اتحادیه اروپا را دچار بحران کرده و تلاشهای دیپلماتیک را تضعیف کرده است. تحریمهای شدید علیه روسیه نتیجه معکوس داشته و رهبران اروپا بدون نقشی در مذاکرات نهایی، به بازنگری در روابط خود با آمریکا و تعریف جدیدی از نقش جهانیشان نیاز دارند.
تعرفههای ترامپ: ابزار فشار یا شکست دیپلماتیک؟
دونالد ترامپ برای دستیابی به اهداف گسترده، از تهدید به اعمال تعرفهها و زورگویی در روابط دیپلماتیک استفاده کرده است. اگرچه این رویکرد میتواند در کوتاهمدت مؤثر باشد، اما اعتماد را کاهش داده، همکاریهای اساسی را از بین برده و اعتبار تهدیدات را در بلندمدت تضعیف میکند. بهکارگیری زورگویی علیه کشورهای بزرگتر کمتر موفقیت آمیز است و هزینههای ناشی از آن، احتمال دستیابی به اهداف بلندمدت ایالات متحده را کاهش میدهد.
از بحران اوکراین تا شکاف در ناتو: اروپا در آستانه تصمیمات سرنوشتساز
اروپا با یکی از بزرگترین بحرانهای امنیتی خود پس از جنگ سرد روبروست. ایالات متحده، تحت رهبری دونالد ترامپ دیگر شریک مطمئنی نیست و اولویتهایش تغییر کرده است. روسیه در حال بازگشت به عرصه جهانی است و حمایت آمریکا از ناتو و اروپا تضعیف شده است.
آلمان بهعنوان بزرگترین اقتصاد قاره سبز و یکی از ارکان اصلی اتحادیه اروپا ، نقش کلیدی در ثبات اقتصادی و سیاسی این قاره دارد.
چرخش آمریکا به سمت روسیه؛
استفان والت در فارن پالیسی هشدار میدهد که دولت دوم ترامپ ممکن است روابط آمریکا با اروپا را بهطور بنیادین تغییر دهد. ترامپ با رویکردی خصمانه، از راست افراطی اروپا حمایت میکند، ناتو را نادیده میگیرد و به روسیه نزدیک میشود. این سیاستها میتواند اتحاد فراآتلانتیکی را تضعیف و اروپا را به تقویت توان دفاعی و کاهش وابستگی به واشنگتن سوق دهد.