
کاغذپاره خواندن قطعنامهها، عدم توانایی طرف مقابل برای حذف ایران از بازار نفت و گاز و نیاز آنان به نفت ایران، صف کشیدن کشورهای دیگر برای کار با ما و خلاصه نشدن دنیا در چند کشور از جمله محتوای تبلیغاتی بود که مشاهده شرایط نشان میدهد صرفاً در حد تبلیغات نماند بلکه تبدیل به راهبرد شد. غافل از این که طرف مقابل صبور است و عجلهای برای به ثمر نشستن فشارهایش ندارد.
فرارو- اگر جهان سیاست را منظومهای از تصمیمها، تبلیغات، راهبرد و روشها در نظر بگیریم، گاهی جای این عوامل با یکدیگر عوض میشود. روش و تاکتیکها حکم راهبرد را پیدا میکنند یا تبلیغات، جای تصمیمهای سنجیده را میگیرند. میتوانیم نمونههای فراوانی برای این جابجایی پیدا کنیم که فهرستی طولانی میشود. هیچ وقت نمیتوان تمام عوامل تاثیرگذار بر یک تصمیم را به صورت کامل و ۱۰۰ درصد سنجید، اما میتوان با استفاده از فرمولهای موجود، خسارتهای احتمالی را تا حد ممکن کاهش داد یا حتی اگر امکان کاهش خسارت وجود ندارد، آن تصمیم را کنار گذاشت.
به گزارش فرارو، گاهی سیاستمداران پس از پایان یک بحران که در نتیجه یک تصمیم رخ داد، صحبتهایی میکنند که میشود تفسیرهای مختلفی از آن ارائه داد. مثلاً میگویند اگر تجربه امروز را داشتیم، دست به آن اقدام نمیزدیم یا اگر به عقب برمیگشتیم، آن تصمیم را به شکلی دیگر عملی میکردیم. این وضعیت بیشتر زمانی رخ میدهد که اقدامی در ابتدا مورد استقبال یا انکار قرار میگیرد، اما در نهایت، مشخص میشود آنچه رخ داد در حقیقت ناشی از یک کوتهبینی بوده است.
سال ۱۴۰۱ بود که جواد اوجی، وزیر نفت وقت و قائممقام امروز سازمان انرژی اتمی در برنامه جهانآرای شبکه افق با اجرای امیرحسین ثابتی نماینده فعلی تهران، از زمستان سخت اروپا سخن گفت. پیش از آن سیدمحمد مرندی، استاد دانشگاه تهران و کارشناس سیاست خارجی این موج را راه انداخته بود. تحت تاثیر همین موج بود که کیهان نوشت فقط چند ماه توافق را عقب بیاندازید تا همه چیز به نفع ایران تمام شود. به غیر از این کنشهای رسانهای و سیاسی، پویشهایی برای جمعآوری هیزم و نفت جهت ارسال به کشورهای اروپایی نیز مورد توجه قرار گرفت.
شاید انتظار تئوریپردازان این بود که اروپا به خاطر وقوع جنگ اوکراین و رویارویی با روسیه، دست روی دست میگذارد تا دچار یک بحران همهگیر گازی شود، سپس مجبور باشد برای تامین گاز خود دست به دامان ایران شود. این اتفاق نیفتاد، اما این تئوری در کنار متهم شدن ایران به همراهی با روسیه برای تجاوز به امنیت اروپا از طریق ارسال پهپاد و موشک بالستیک و اقدامات اتحادیه در جریان اعتراضات ۱۴۰۱، روابط ایران و اروپا را به حدی تیره و امنیتی کرد که با گذشت دو سال از آن زمان هنوز تبعات این مسائل برطرف نشده است. یک خط رجزخوانی سیاسی در شبکه افق، تبدیل به بخشی از سیاستگذاری ایران در قبال اروپا شد.
قصه تحریمهای ایران، مثنوی هفتاد من کاغذ است. چه بخواهیم تاریخ آن را روایت کنیم و چه قصد بررسی ابعاد مختلف آن را داشته باشیم. موج سنگین تحریمهای بینالمللی و شدت گرفتن تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران در دهه هشتاد و امنیتی شدن پرونده هستهای آغاز شد. در آن زمان، کاغذپاره خواندن قطعنامهها، عدم توانایی طرف مقابل برای حذف ایران از بازار نفت و گاز و نیاز آنان به نفت ایران، صف کشیدن کشورهای دیگر برای کار با ما و خلاصه نشدن دنیا در چند کشور از جمله محتوای تبلیغاتی بود که مشاهده شرایط نشان میدهد صرفاً در حد تبلیغات نماند بلکه تبدیل به راهبرد شد. غافل از این که طرف مقابل صبور است و عجلهای برای به ثمر نشستن فشارهایش ندارد.
البته این نگاه همین امروز نیز در عرصه رسمی و غیررسمی وجود دارد. مثلاً گفته میشود چطور روسها توانستند تحریمها را بیاثر کنند یا دور بزنند و ما نمیتوانیم؟ پاسخ این است که بیش از سه سال از تحت تحریم قرار گرفتن روسیه نمیگذرد و آنها همین حالا با آمریکای ترامپ پای میز مذاکره هستند. دور زدن تحریم را نیز یاد گرفتند و توانستند جای خالی ایران را پر کنند. آنجایی که لازم بود سیاستهایشان را تغییر دادند و آنجایی که لازم بود عقب نشستند. توضیح تکمیلی این که تحریمهای روسیه در برابر تحریمهای مزمن، درهمپیچیده و جدی ایران یک شوخی است. به این گزارش که ایسنا امروز ۷ اسفند ۱۴۰۳ نگاه کنید: «طبق گزارش اندیشکده [فنلاندی]مرکز تحقیقات انرژی و هوای پاک»، مجموع واردات سوختهای فسیلی روسیه به اتحادیه اروپا در سومین سال جنگ، به ۲۳ میلیارد دلار (۲۱.۹ میلیارد یورو) رسید که ۶ درصد کاهش داشت و این کاهش هم به دلیل قیمت کمتر کالاها بود، اما حجم واردات در مقایسه با سال قبل، فقط یک درصد کاهش داشت. واردات سوختهای فسیلی روسیه به اتحادیه اروپا از کمک ۱۹.۶ میلیارد دلاری (۱۸.۷ میلیارد یورو) که اعضای این بلوک در سال ۲۰۲۴، به اوکراین ارسال کردند، بالاتر بود.
بنا بر تحلیل این اندیشکده فنلاندی، مجموع درآمد جهانی روسیه از صادرات سوختهای فسیلی در سومین سال جنگ، به ۲۵۴ میلیارد دلار (۲۴۲ میلیارد یورو) رسید. از زمان آغاز جنگ در ۲۴ فوریه سال ۲۰۲۲، درآمدهای جهانی روسیه از صادرات سوختهای فسیلی، به ۸۹۰ میلیارد دلار (۸۴۷ میلیارد یورو) بالغ شده است.» این وضعیت شباهتی به اقتصاد تحریمی ایران ندارد.
در این سو، ما ذره ذره شاهد بودیم که نفت ایران از بازارهای جهانی حذف شد. به گواه آمار و آن طور که سعیدرضا عاملی عضو شورایعالی عالی انقلاب فرهنگی اخیراً در تلویزیون مطرح کرد، تحریمها ۱ تریلیون و ۲۰۰ میلیارد دلار در یک دهه گذشته به ایران خسارت زده است. مراودات معمولی بانکی تعطیل هستند. زیرساختهایمان به خاطر قرار داشتن تحت تحریمها دچار فرسودگی شد و از لحاظ کمبود تکنولوژی تحت فشار قرار گرفتیم. بنابراین، تحریمها یک فرصت محسوب نمیشد، حتی اگر تبلیغات به ما میگفت این تحریمها کاغذپاره است.
موسی ابومرزوق، عضو ارشد حماس گفتگویی با نیویورک تایمز انجام داد که این جنبش آن را تقطیع شده و نادرست اعلام کرد. نیویورک تایمز به نقل از این مقام فلسطینی نوشته بود: «ما از طرح حمله ۷ اکتبر اطلاع قبلی یا مشخصی نداشتیم. اگر میدانستم که ۷ اکتبر چنین ویرانی گستردهای در پی خواهد داشت مانع از آن میشدم. از این طرح باخبر نبودیم، اما با راهبرد حمله به اسرائیل موافق بودیم.» این روزنامه آمریکایی به نقل از ابومرزوق مدعی شده بود که وی اعلام کرده: حماس برای مذاکره درباره آینده سلاح خود آماده است.»
حماس در واکنش به این مصاحبه، در بیانیهای اعلام کرد: «اظهارات رسانهای منسوب به دکتر موسی ابومرزوق در این مصاحبه نادرست است. این مصاحبه چند روز پیش انجام شده و اظهاراتی که منتشر شده منعکس کننده کامل پاسخهای ارائه شده نبوده و از سیاق صحبتهای ارائه شده خارج بوده و حاکی از مسائل ارائه شده در این مصاحبه نیست.»
در بخش دیگری از این بیانیه میخوانیم: «ابومرزوق تاکید کرد عملیات مبارک ۷ اکتبر (طوفان الاقصی/۱۵مهر ۱۴۰۲) حاکی از حق ملت فلسطین در مقاومت و مخالفت با محاصره، اشغالگری و شهرک سازی است.» براساس گزارش حماس، ابومرزوق همچین تاکید کرد اشغالگران جنایتکار عامل اصلی جنایت نسل کشی ارتکابی علیه ملت فلسطین در نوار غزه بوده که در تعارض کامل با قوانین بینالمللی و مورد انتقاد قاطع تمام جهانیان است.»