
درس مهم پایتخت این است که لازم نیست همیشه چرخ را از اول اختراع کرد، همه میراث گذشتگان اخ و تف نیست که اول همه آنها را لجن مال کنیم بعد که کار سخت شد با التماس و تمنا سراغ آنها برویم.
پخش فصل هفتم سریال پایتخت درسهای مهمی به مدیران صداوسیما داد.
به گزارش روزنامه فرهیختگان، باید به پاسخ این سوال فکر کرد که چطور شد دوباره یک سریال توانست خانوادههای ایرانی را پشت جعبه جادو دور هم جمع کند؟ چطور بعضی از مدیران ذوق زده شدهاند از رکورد شکنیها و...
یک: استقبال از پایتخت هر دلیلی داشته باشد در وهله نخست خط بطلان بر یک ایده کذایی است که چند سال است برای توجیه ناکامیهای رسانهای مطرح میشود؛ «مدیوم تلوزیون کلا در دنیا افت کرده است» این عبارت را برخی مدیران رسانهای در سالهای اخیر بعد از نصف و ثلث شدن مخاطبانشان بارها تکرار کردهاند، یک گزاره قطعی و جهان شمول که همین یک مثال نقض یعنی پایتخت نشان میدهد حرف دقیقی نبوده است، در عصر مهار رسانههای بزرگ توسط رسانههای کوچک، آنچه مهم است محتواست، محتوای خوب و عمومی در فرم درست همچنان کار میکند، کاش حضرات به جای تئوریزه کردن شکست وقتشان را جای دیگری صرف میکردند.
دوم: درس مهم پایتخت این است که لازم نیست همیشه چرخ را از اول اختراع کرد، همه میراث گذشتگان اخ و تف نیست که اول همه آنها را لجن مال کنیم بعد که کار سخت شد با التماس و تمنا سراغ آنها برویم.
سوم: دیوار سفت واقعیت از آنچه فکر میکنیم به ما نزدیکتر است، کاش فقط هزینه به دیوار خوردنمان را خودمان بپردازیم نه همه ملت و حاکمیت...