bato-adv
bato-adv
کد خبر: ۷۷۸۶۳

پیوند اساطیر شاهنامه با اسطوره‌های هند و اروپایی

تاریخ انتشار: ۱۵:۳۳ - ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۰


«درآمدی بر ساختار اسطوره‌ای شاهنامه» نام کتابی است مشتمل بر یازده گفتار از دکتر بهار مختاریان، عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان درباره‌ی دنیای اساطیری شاهنامه. در آستانه‌ی همایش هزاره‌ی شاهنامه، مرکز فرهنگی شهرکتاب، برنامه‌ی هفتگی نقد و بررسی خود را به رونمایی و تحلیل کتاب یاد شده اختصاص داده بود. در این نشست علاوه بر مؤلف، دکتر علی بلوک‌باشی، متخصص حوزه‌ی انسان‌شناسی و اسطوره‌پژوهی، دکتر محمود امیدسالار، شاهنامه‌شناس ایرانی مقیم آمریکا و دکتر علی عباسی، متخصص در حوزه‌ی مباحث جدید ساختار‌شناسی به سخنرانی و بیان دیدگاه‌ پرداختند.

بهار مختاریان با اشاره به اینکه «شاهنامه از نظر اسطوره‌شناختی در پیوند با اساطیر اقوام هند و اروپایی است و درک محتوایی شاهنامه و اسطوره‌های آن بدون شناخت اسطوره‌های هند و اروپایی ممکن نیست»، درباره‌ی فرآیند تدوین کتابش تاکید کرد: «سال ۱۳۷۲ که پایان‌نامه‌ی کار‌شناسی ارشد خود را با عنوان «فریدون در اساطیر ایرانی» زیر نظر زنده‌یاد دکتر احمد تفضلی می‌نوشتم، متوجه شدم منابع بسیار اندکی در باب اسطوره‌شناسی در زبان فارسی وجود دارد. آن زمان فرصت بهره‌گیری از محضر زنده‌یاد دکتر مهرداد بهار را نیز داشتم. ایشان ضمن راهنمایی‌هایی که می‌کردند یادآور شدند اسطوره‌پژوهی در ایران گام گذاشتن در راهی است پیموده نشده. به هر حال به پیشنهاد دکتر تفضلی بر اساس کار کریستین سن تحقیقاتم را شروع کردم. آن زمان به قدری منابع و اطلاعات اندکی درباره‌ی اسطوره در زبان فارسی وجود داشت که هنوز تفاوت بین اسطوره و افسانه در محیط‌های دانشگاهی به درستی روشن نشده بود. همزمان جستجو در منابع خارجی را نیز آغاز کردم و وقتی با منبعی غربی، مشتمل بر مقالات ارائه شده در یک سمپوزیوم تخصصی روبه‌رو شدم، به گستردگی مباحث نظری عرصه‌ی اسطوره پی بردم. از‌‌ همان زمان کوشیدم تا به مطالعات نظری‌ام در این زمینه عمق بیشتری بدهم. ادامه‌ی تحصیل در مقطع دکتری در کشور آلمان نیز باعث شد از منابع بهتر و بیشتری سود ببرم و بتوانم با مهم‌ترین و آخرین نظریه‌های اسطوره‌پژوهی آشنا شوم.»

مختاریان درباره‌ی کتاب «درآمدی بر ساختار اسطوره‌ای شاهنامه» نیز گفت: «کتاب حاضر مجموعه‌ی مقالاتی است که نحوه‌ی گزینش آن‌ها سبب شده مطالب پیوندی کاملا مشخص با یکدیگر داشته باشند. هر یک از این مقاله‌ها با شیوه یا رویکردی خاص، یکی از مسائل اسطوره‌شناسی را مطرح کرده و در عین حال کل کتاب از نوعی پیوستگی برخوردار است. کوشیده‌ام در این مطالب از روش خاصی بهره ببرم. اگرچه نمی‌توانم نام این روش را به شکل کامل، ساختارگرایانه بنامم، تحت تاثیر تحقیقات ساختارگرایانه قرار داشته‌ام. شیوه‌های ساختارگرایانه هم می‌تواند رویکردهای متفاوتی داشته باشد. کار من مقداری به هرمنوتیک نزدیک شده و این یکی از شیوه‌های پیچیده‌ای است که پژوهشگر ممکن است در اسطوره‌شناسی با آن درگیر شود. عنوان مقاله‌ها نیز چنین است: تاریخچه‌ی اسطوره‌شناسی و نقدی بر اسطوره‌شناسی ایران، تهمینه کیست؟ اکوان دیو: اکومن یا اکوای دیو، سیاوش و بالدر: پژوهشی تطبیقی در اسطوره‌شناسی هند و اروپایی، خاستگاه اسطوره‌و‌ار نام سیاوش، اسطوره‌ی فریدون در روایات ایرانی، اسطوره‌ی فریدون و ضحاک، گاو برمایه، گرز گاوسر و ماه‌پیشانی، مرداس: نیک‌مرد آدمخوار و ساختار تغذیه در اسطوره‌ی مشی و مشیانه.»

اهمیت یافتن نظم و نسقی منسجم و روشمند از متن روایات اسطوره‌ها

علی بلوک‌باشی، انسان‌شناس و زبان‌شناس به مقوله‌ی تحلیل‌های ساختاری اساطیر در ایران پرداخت و تصریح کرد: «پرداختن به پژوهش و تحلیل ساختاری اساطیر در ایران کاری بسیار تازه و جوان است. به‌ جز چند تن از ایرانیان، آن هم از دانش‌آموختگان حوزه‌ی فرهنگ و زبان‌های باستان و زبان‌شناسی و ادبیات فارسی، از جمله شادروان مهرداد بهار و سرکار خانم دکتر ژاله آموزگار و دکتر بهمن سرکاراتی، انسان‌شناسان ایرانی کمتر به اسطوره‌شناسی و تحلیل ساختاری و تطبیقی اسطوره‌های ایران و تحقیق در بن‌مایه‌های اجتماعی و فرهنگی آن‌ها همت گمارده‌اند. شادروان بهار، که باید او را از پیشگامان اسطوره‌شناسی نوین در ایران دانست، هنگامی که با همکارانش خانم دکتر کتایون مزداپور و شادروان خانم صدیقیان در گروه اساطیر در فرهنگستان ادب، به ریاست شادروان دکتر پرویز ناتل خانلری کار می‌کردند، سال‌ها در گزینش روش مناسب در پرداختن به مطالعه و گردآوری اساطیر سرگردان بودند و پیوسته روش و الگویی خاص را برای تحقیق در این زمینه جستجو می‌کردند. تحصیلات شادروان بهار در حوزه‌ی زبان‌های ایران باستان و زبان‌شناسی بود و به قول خودش ربطی به اسطوره‌شناسی نداشت و از آن چیزی مطلوب و خرسندکننده برای فهم و دریافت اسطوره به دست نمی‌آمد تا ذهنیت خلاق او را راضی کند. سرانجام به دانش مردم‌شناسی و مکاتب اسطوره‌شناسی و آموزش اصول نظری در این دانش‌ها روی آورد و با آشنایی با پژوهش‌های انسان‌شناسانه دریافت که با بهره‌گیری از نگرش‌ها و روش‌های انسان‌شناسی در مطالعه و گردآوری اساطیر و فولکلور می‌توان به راز و رمزهای پوشیده در اساطیر ایرانی و آنچه او می‌خواهد دست یافت.»

بلوک‌باشی در ادامه به یکی از ویژگی‌های نگرش دکتر مختاریان در کتاب مورد بررسی پرداخت و با اشاره به اینکه «دکترمختاریان خط اسطوره‌پژوهی ما را خطی سنتی و ادبی و مسیر نگاه و روش تحقیق پژوهندگان اساطیر در رشته‌های دانشگاهی انسان‌شناسی و فرهنگ ایران باستان را دور از نگرش‌های نوین اسطوره‌شناسی در جوامع علمی جهان می‌داند» افزود: «او معتقد است کار اسطوره‌شناسی در ایران به جز چند استثناء از جمله کار بهار و سرکاراتی، به ریشه‌شناسی واژه‌ها، گردآوری و نقل روایات و سرگذشت ایزدان و پهلوانان محدود شده و سعی پژوهندگان بر آن بوده که از اسطوره‌ها «معنا و پیام اخلاقی» استنتاج کرده و گروه ایزدان «خوب و دلیر» را از گروه ایزدان «زشت و اهریمنی» تفکیک و معرفی کنند، در حالی که از یافتن «نظم و نسقی منسجم و روشمند از متن روایات اسطوره‌ها» و پرداختن به خاستگاه، کارکرد و موضوع خاص اسطوره دور مانده‌اند. خانم دکتر مختاریان، اسطوره‌ها را بازتاب واقعیت‌هایی می‌داند که صورت نمادین دریافت‌های غریزی انسان را در زندگی بازمی‌نمایانند. اساطیر از نگاه او ویژگی جمعی و اشتراکی دارند و دارای بن‌مایه‌های مشترکی در شماری از اسطوره‌های تمدن‌های گوناگون جهان هستند. وی شاهنامه را همچون نورتروپ فرای اثری حماسی، ولیکن با ویژگی‌های خاص می‌نگرد که ریشه در اسطوره‌های کهن فرهنگ ایرانی و هند و اروپایی دارد و نقش بغانه یا ایزدانه‌ی شخصیت‌های اساطیر کهن در پس ابیات حماسی ـ ادبی شاهنامه نهفته است. مختاریان با این نگرش و بهره‌گیری از الگوهای اسطوره‌شناسی در انسان‌شناسی و روش‌های اسطوره‌شناسی تطبیقی نو، به ویژه اسلوب اسطوره‌پژوهی دومزیل به موضوعات گزیده خود در این کتاب می‌پردازد و با یاری گرفتن از منابع مختلف در فرهنگ ایران باستان و فرهنگ‌های اقوام هند و اروپایی، پژوهش تطبیقی جامعی از روایت‌های شاهنامه ارائه می‌دهد.»

اسطوره، داستان، قصه

محمود امیدسالار، شاهنامه‌پژوه، اسطوره‌شناس و از همکاران دکتر خالقی مطلق در تصحیح شاهنامه، پس از گفتن اینکه «کتاب درآمدی بر ساختار اسطوره‌ای شاهنامه گام نخستی است که در راه ارائه‌ی روشمند تئوری‌های غربی در باب مطالعات اساطیر ایرانی برداشته شده» به تفکیک و معرفی اسطوره، داستان و قصه پرداخت و چنین توضیح داد: «یکی از مشکلات ما در ایران در زمینه‌ی مطالعات اساطیری و بررسی‌های فولکلوریک این است که تعاریف مشخصی درباره‌ی آنچه به آن علاقه نشان می‌دهیم در دست نداریم. مثلا گفته می‌شود اسطوره‌ی رستم و سهراب! آنچه غربی‌ها کرده‌اند و ما آن را کاری روشمند می‌نامیم این است که ابتدا تعاریفشان را روشن بیان کرده‌اند. طبق تعریف‌های روشمند، اسطوره روایاتی است که مربوط به خلقت چیزی باشد و شخصیت‌های شرکت‌ کننده در این روایت نیز یا از گونه‌ی خدایانند یا از نوع نیمه‌خدایان. محیط اتفاق داستان‌های اساطیری هم جهانی است قبل از تحقق صورت نهایی این جهان. مثلا از نظر ساختاری می‌شود راجع به اسطوره‌ی آدم و حوا صحبت کرد؛ چرا که مربوط به خلقت بشر است. اما گونه‌ی دیگر، «داستان» است. داستان در زمان و مکانی اتفاق می‌افتد که برای ما آشناست و در واقع متعلق به جهان پس از خلقت است. به عنوان نمونه داستان‌های مربوط به انوشیروان یا شاه عباس و دیگران داستان‌هایی هستند که راجع به یک شخصیت معین تاریخی‌اند. داستان‌ها معمولا اهداف سیاسی، زیبا‌شناختی و ... می‌توانند داشته باشند و در هر حال کاربردی متفاوت از اسطوره دارند. بعد می‌رسیم به «قصه». قصه داستانی است که از زمان و مکان عاری است. از همین رو قصه‌ها با فرمول مشخصی شروع می‌شوند که آن‌ها را از زمان و مکان عاری می‌کند: «یکی بود، یکی نبود». این شروع متدی عامیانه یا متدی است که مردم انتخاب کرده‌اند و شیوه‌ی مهمی است. کاراک‌تر قصه‌ها می‌تواند انسان باشد یا جسم. قصه‌های آلمانی و انگلیسی و فرانسوی هم با تعبیر نزدیک به یکی بود و یکی نبود آغاز می‌شود و همین فرمول، قصه را از زمان و مکان عاری می‌سازد. ما باید روی داستان‌ها و قصه‌های خودمان به صورت روشمند کار کنیم و روی آن‌ها ساختاری نظری یا تئوریک بسازیم. دست کم این است که می‌توانیم روشمندی غربی‌ها گرفته و بومی‌ کنیم.»

«شیوه‌ی تامل در داستان‌های شاهنامه یگانه نیست.» امیدسالار با تاکید بر نکته‌ی فوق تصریح کرد: «شاهنامه یا هر اثر ادبی مهم دیگری که به مدت یک‌هزار سال در میان مردم دوام بیاورد، اثری است بسیار غنی که از جهت‌های متفاوت می‌شود به بررسی آن پرداخت. در این زمینه، زوایه‌ی نگرش ما می‌تواند به تجزیه و تحلیلی متفاوت منجر شود. مثلا نسبت به داستان فریدون و ضحاک می‌توان دید اسطوره‌شناختی داشت، اما این یگانه منظر بررسی این داستان نیست. می‌شود از دید روان‌شناسی فرویدی هم این داستان را تحلیل کرد و ضحاک را تبلور غرایض حیوانی بشر دانست. هیچ یک از این دو دید، ناقض دیگری نیست. مساله اینجاست که درباره‌ی آثار مهم ادبی، یک دید نمی‌تواند پاسخگوی پرسش‌ها باشد.»

علی عباسی، متخصص حوزه‌ی ساختار‌شناسی نو و دانشیار دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی، یکی از ویژگی‌های کتاب درآمدی بر ساختار اسطوره‌ای شاهنامه را طرح پرسش یا فرضیه در ابتدای هر گفتار و تلاش به پاسخگویی در انتهای آن گفتار دانست و یادآور شد: «حتی اگر مولف به پاسخ روشنی نیز نرسیده باشد، محوری مشخص را در مقاله روبه‌روی مخاطب گذاشته است. کتاب پیش از هر بحثی می‌خواهد شاهنامه را بشناسد و بداند این اثر متعلق به کدام گونه‌ی ادبی یا هنری است. کتاب با یک نگاه تطبیقی و ساختاری در پی یافتن رابطه‌ها و طریقه‌ی تولید معناست. چگونه معنا در این اثر در حال تولید شدن است؟ نویسنده در هر گفتار سعی کرده ویژگی‌های ساختاری یا عناصر سازنده را پیدا کند و کوشیده با پیدا کردن کارکرد هر عنصر، معنا را در درون بافت قرار بدهد. پس نویسنده یک بار در خود متن، رابطه یا تولید معنا را پیدا کرده و یک بار هم متن را کناری گذاشته و خواسته معنا را در ارتباط با بافتی که متن در آن قرار دارد بگذارد. در یک جمله، چون نگاه مولف نگاهی ساختاری بوده، تلاش کرده به یافتن رابطه‌ها بپردازد. اگر رابطه‌ها پیدا نشوند، معنا حاصل نمی‌شود. واژه، به تنهایی جز معنایی یخ‌زده و مکانیکی، معنای دیگری ندارد. واژه وقتی در متن قرار می‌گیرد، در ارتباط با واژگان دیگر، معنای خودش را می‌یابد. در ارتباط این متن با بافت نیز معنا تولید می‌شود و سرانجام در ارتباط این متن با متون دیگر بینامتنیتی حاصل می‌شود که پویایی را در پی دارد.»

«درآمدی بر ساختار اسطوره‌ای شاهنامه» را نشر آگه در ۲۸۰ صفحه و به قیمت ۶۰۰۰ تومان منتشر کرده است.

برچسب ها: شاهنامه
bato-adv
bato-adv
پرطرفدارترین عناوین