bato-adv
bato-adv

نقد رز در نقش جولی (Rose Plays Julie)؛ فیلمی که خیال و خاطره را در هم می‌آمیزد

نقد رز در نقش جولی (Rose Plays Julie)؛ فیلمی که خیال و خاطره را در هم می‌آمیزد

رز (با بازی آن اِسکلی) می‌فهمد که در کودکی به سرپرستی گرفته شده و پدر و مادر واقعی‌اش آدم‌های دیگری هستند. او مادر واقعی‌اش اِلن (اورلا برادی) را پیدا می‌کند که یک هنرپیشه موفق تلویزیون است. او را زیر نظر می‌گیرد و سعی می‌کند به این طریق از گذشتۀ خودش سر در بیاورد.

تاریخ انتشار: ۲۱:۲۱ - ۲۵ آذر ۱۴۰۰
فرارو- صحنۀ آغازین فیلم «رز در نقش جولی» حاکی از یک امید واهی است. رز، قهرمان فیلم، در این صحنه با خودش می‌گوید: «دائم به تو فکر می‌کنم؛ به اولین باری که میبینمت». اما بلافاصله ذهن او به جای اشتیاق پر از دغدغه می‌شود. جو لاولور و کریستین مولی که نویسندگی و کارگردانی فیلم را به عهده دارند از همان ابتدای فیلم شروع به ابهام‌آفرینی کرده‌اند.
 
مثل صحنه‌ای که در آن رز ظاهرا یک رویا می‌بیند، اما بعدا معلوم می‌شود که این صحنه‌هایی خیالی از یک برنامه تلویزیونی است که رز همیشه دنبال می‌کند؛ و خیلی زود متوجه می‌شویم که اِلن وایز یعنی یکی از هنرپیشگان آن برنامه مادر واقعی رز است. رز مادرش را در اینترنت و محیط بیرون زیر نظر می‌گیرد و وقتی متوجه می‌شود که او قصد فروش خانه‌اش را دارد، به عنوان خریدار به او پیشنهاد می‌دهد. تا این جا او هنوز هویت واقعی‌اش را برای مادرش فاش نکرده.

به گزارش فرارو؛ اسم رز در گواهی تولدش جولی بوده است و به همین خاطر او برای خودش یک شخصیت موازی به اسم جولی می‌سازد تا در قالب آن شخصیت با مادرش مواجه شود. رز با خانواده‌ای که او را به سرپرستی گرفته‌اند مشکلی ندارد و شاید این فقط کنجکاوی است که باعث می‌شود او به جستجوی گذشته برود. رز سعی می‌کند بحران هویتی خودش را با کشف زندگی پنهان والدین واقعی‌اش حل کند. او در این جستجو به اتفاق ناخوشایندی پی می‌برد که مادرش سال‌ها تلاش کرده تا آن را فراموش کند. اما کشف این واقعیت تلخ دربارۀ گذشته فقط باعث بیشتر شدن دغدغۀ ذهنی رز می‌شود.

این دغدغه‌ها واقعا نگران کننده‌اند و این نگرانی و دلهره در ریتم آهستۀ فیلم و حرکات کند دوربین نمود پیدا کرده است. حرکت دوربین انقدر آهسته است که می‌شود گفت اصلا حرکت نمی‌کند. رنگ‌بندی صحنه‌ها هم کاملا سرد است و فقط گاهی با حضور ناگهانی رنگ قرمز تغییری در آن ایجاد می‌شود؛ رنگ قرمزی که یا مربوط به خون یک حیوان تکه تکه شده است یا بینی شکستۀ یک هم‌دانشگاهی. صدا‌های فیلم هم که اغلب زوزۀ باد و سر و صدا‌های در هم و برهم هستند، با این ریتم عصبی‌کننده و گاهی عجیب مطابقت دارند.
 
ناخوشایند بودن ریتم فیلم در جایی که رز به دنبال پدر واقعی‌اش می‌رود هم ادامه پیدا می‌کند. پدر رز یک باستانشناس مشهور است و رز هم مثل یک باستانشناس به کاوش در گذشته می‌پردازد. گاهی تمایز بین خاطره و خیال کاملا مبهم باقی می‌ماند و ما دائما با تصورات و تخیلاتی که مسیر روایت را پیچیده و آشفته می‌کنند مواجه می‌شویم. با این حال لاولور و مولوی توانسته‌اند مضمون زخم روحی را با حساسیت و باور پذیری خیلی زیادی به تصویر بکشند.

این فیلم یک درام متمرکز بر شخصیت است و بیش از هر چیز به نقش بازی کردن آدم‌ها می‌پردازد. اِلن بعد از ضربۀ روحی‌ای که دیده است به بازیگری روی آورده و در اولین صحنه‌ای که ما او را میبینیم دارد نقش آدم مقتدری را بازی می‌کند که احساس کنترل داشتن بر اوضاع را منتقل می‌کند.
 
شخصیت رز هم این احساس را منتقل می‌کند که انگار هم «رز» و هم «جولی» نقش‌هایی گذرا هستند و با همین ترفند است که می‌تواند پدرش را فریب بدهد. رز با نقش بازی کردن بیگانه نیست و می‌تواند رنج‌هایش را پنهان کند. بازی بازیگر نقش رز یعنی آن اِسکلی هم به اندازه کافی پیچیده هست تا با این فیلم پر از رنج و عذاب تطابق داشته باشد.
 

  • کارگردان و فیلمنامه‌نویس: جو لاولور (Joe Lawlor)، کریستین مولوی (Christine Molloy).
  • بازیگران: آن اسکلی (Ann Skelly)، اورلا برادی (Orla Brady)، آیدان گیلن (Aidan Gillen).
  • امتیاز: 6.4/10
bato-adv
bato-adv
پرطرفدارترین عناوین