
بخش قابل توجهی از نیروهای فرامرزی ارتش ایالات متحده در منطقه خاورمیانه مستقر هستند که همین موضوع آنها را در تیررس تسلیحات ایران قرار میدهد. اما تنها پایگاههای خاورمیانه در برد موشکهای ایران نیستند. بر اساس آخرین اطلاعات موجود و افشا شده، ایران موشکهای بالستیک برد متوسط (MRBM) تا ۲۰۰۰ کیلومتر را در اختیار دارد. اگر همین برد را معیار قرار بدهیم، بخشی از اروپای مرکزی و شمال تا شرق آفریقا نیز در محدوده برد موشکهای ایران قرار میگیرد. محدودهای که ایالات متحده آمریکا در آنها منافع اقتصادی، نظامی و سیاسی زیادی دارد.
فرارو– چندی پیش به دنبال تهدید ایران به بمباران در صورت عدم حصول توافق میان تهران و واشنگتن از سوی دونالد ترامپ، روزنامه انگلیسیزبان تهرانتایمز از آمادگی شهرهای موشکی ایران برای پاسخ خبر داد. حساب توئیتر این روزنامه وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی نوشت: «اطلاعات رسیده به تهران تایمز حاکی از آن است که موشکهای ایران در تمام شهرهای موشکی روی لانچر قرار گرفته و آماده شلیک هستند.» سردبیر این روزنامه نیز در تکمیل این خبر، نوشت که گشودن جعبه پاندورا برای ایالات متحده و متحدانش هزینه سنگینی درپی خواهد داشت. جعبه پاندورا، افسانهای مربوط به فرهنگ یونان باستان است. قصه جعبهای که تمام پلیدیها و بلاهای دنیا در آن وجود داشت و زئوس – پادشاه خدایان یونان باستان - آن را به پاندورا هدیه داده و تاکید کرده بود که هیچ وقت آن را باز نکند. اما کنجکاوی پاندورا بر فرمان زئوس پیروز شد و پاندورا جعبه را گشود. بعد از آن بود که تمام بلاها و شوربختیها به دنیا راه یافتند.
به گزارش فرارو، تقریبا تحلیلگری وجود ندارد که برخورد نظامی میان ایران و آمریکا را کوچک بشمارد. درگیری احتمالیای که طی دههها از آن اجتناب شده چرا که بدون تردید به جنگی منطقهای و سنگین تبدیل خواهد شد. بر اساس اطلاعات آشکار، ایران تسلیحاتی در اختیار ندارد که خاک آمریکا را هدف قرار بدهد. اما توانایی حمله به طیف گستردهای از منافع و نیروی انسانی ایالات متحده تا شعاع اعلامی ۲۰۰۰ کیلومتری را در اختیار دارد. کلید جنگ منطقهای در همین موضوع قرار دارد. این برخورد در صورتی به وجود میآید که ترامپ تهدید خود درباره بمباران ایران را عملی کند. در تعریف این سناریوها، فرض را بر این میگذاریم که تهدید مذکور عملی شده است. در این صورت، شرایط امنیتی سختی به وجود خواهد آمد.
بخش قابل توجهی از نیروهای فرامرزی ارتش ایالات متحده در منطقه خاورمیانه مستقر هستند که همین موضوع آنها را در تیررس تسلیحات ایران قرار میدهد. اما تنها پایگاههای خاورمیانه در برد موشکهای ایران نیستند. بر اساس آخرین اطلاعات موجود و افشا شده، ایران موشکهای بالستیک برد متوسط (MRBM) تا ۲۰۰۰ کیلومتر را در اختیار دارد. اگر همین برد را معیار قرار بدهیم، بخشی از اروپای مرکزی و شمال تا شرق آفریقا نیز در محدوده برد موشکهای ایران قرار میگیرد. محدودهای که ایالات متحده آمریکا در آنها منافع اقتصادی، نظامی و سیاسی زیادی دارد.
اگر صرفاً پایگاههای خاورمیانهای را مد نظر بگیریم، بخشی از پایگاههای آمریکا در کشورهای دوست و همسایه ایران قرار دارد. قطر به عنوان کشور دوست ایران، بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه و مرکز فرماندهی سنتکام را در خود جای داده است. بخش اصلی نیروهای پیاده و تنفگداران دریایی آمریکا در کویت مستقر هستند. بحرین به عنوان کشوری که ایران تمایل زیادی برای عادیسازی روابط با آن دارد، محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده آمریکاست. امارات، عمان، ترکیه، عراق، عربستان و اردن نیز میزبان پایگاههای آمریکایی هستند. این پایگاهها در مالکیت این دولتها و بخشی از خاک آنهاست. بنابراین، حمله ایران به این کشورها که میزبان پایگاههای آمریکا هستند، در واقع حمله به خاک آنان محسوب میشود که واکنش سیاسی و نظامی در پی خواهد داشت.
در حال حاضر این تحلیل طرفدار زیادی دارد که اسرائیل تلاش میکند پای آمریکا را به درگیری با ایران باز کند. حتی در سناریوی ترسیم شده برای مبنی بر بمباران تاسیسات هستهای ایران، دو احتمال انجام این عملیات از سوی ایالات متحده یا رژیم اسرائیل همزمان مطرح میشود. در حال حاضر تمام خاک اسرائیل در محدوده برد موشکی جمهوری اسلامی قرار دارد. اگر ایران در این سناریوی فرضی دست به کاری بزند که پس از هفت اکتبر از انجام آن خودداری کرد، اسرائیل با بحرانیترین وضعیت امنیتی خود مواجه خواهد شد. ترکیبی از عملیات موشکی و غیرموشکی ایران در کنار اقدامات گروههای غیردولتی متحد جمهوری اسلامی از لبنان، فلسطین، یمن و عراق که میتواند وضعیتی کابوسوار به وجود بیاورد.
با توجه به اعزام بمبافکنهای دورپرواز و استراتژیک بی – ۲ به منطقه و استقرار آنان در جزیره دیگو گارسیا، نام این جزیره در چند روز اخیر در اخبار زیاد شنیده شده است. از سوی دیگر، روزنامه انگلیسی طی ۲ خبر جداگانه در روزهای ۳۱ و ۲۹ مارس (۱۱ و ۹ فروردین) مدعی شد که ایران تهدید کرده پایگاه نظامی آمریکا در دیگو گارسیا را هدف قرار میدهد. این روزنامه در گزارش ۳۱ مارس، به نقل از یک مقام ایرانی مدعی طرح حمله پیشدستانه ایران به دیگو گارسیا برای جلوگیری از اقدام نظامی ترامپ شد. این روزنامه در گزارش ۲۹ مارس، اما به نقل از یک مقام ناشناس نوشته بود که اگر آمریکا حمله کند، ایران در پاسخ پایگاه واقع در دیگو گارسیا را هدف قرار خواهد داد.
مسئله حمله به دیگو گارسیا از چند جهت اهمیت دارد. نخست این که پایگاه مذکور به عنوان پایگاه مشترک نیروهای آمریکایی و بریتانیایی فعالیت میکند. بیشتر نیروهای مستقر در این پایگاه آمریکایی هستند، اما نیروهای انگلیسی نیز در آن حضور دارند. این پایگاه مشترک با نام Camp Thunder Cove در جزیره دیگو گارسیا از مجمعالجزایر چاگوس واقع شده که بخشی از قلمروی بریتانیا در اقیانوس هند است. بنابراین، هدف گرفتن دیگو گارسیا درگیری ایران و انگلستان را نیز کلید خواهد زد. از سوی دیگر، این پایگاه به علت موقعیت ژئوپولتیک خاص خود، نقشی کلیدی در پشتیبانی از عملیات دریایی، هوایی و اطلاعاتی ایالات متحده و انگلستان ایفا میکند؛ بنابراین تخریب آن، تاثیر بسزایی بر این مجموعه عملیات خواهد گذاشت.
اما نکته اصلی این است که جزیره دیگو گارسیا در فاصله ۳۸۶۰ کیلومتری ایران (با مبداء قرار دادن چابهار در جنوبشرق کشور و دروازه اقیانوس هند) قرار دارد. در صورتی که ایران بخواهد این اقدام را از خاک خود و با استفاده از موشکهای بالستیک انجام دهد، یعنی برد موشکهای ایران به محدوده میانبرد (IMBM) رسیده که این خود بخش دیگری از بحران خواهد بود. البته ایران محدودیتی برای افزایش برد موشکهای خود قائل نیست. بلکه طرف مقابل از این موضوع برای فشار استفاده میکند. موشکهای میانبرد، محدوده ۳۰۰۰ تا ۵۵۰۰ کیلومتر را شامل میشوند. پس از ۵۵۰۰ کیلومتر نیز موشکهای بالستیک قارهپیما یا ICBM قرار دارند. در برد ۴۰۰۰ کیلومتری، تمام قاره اروپا در تیررس موشکهای ایران قرار میگیرد.
مرور مقالات و ویدیوهای ساخته شده از سوی رسانههای تخصصی نظامی نشان میدهد که متخصصین معتقدند در جریان این برخورد نظامی، سامانههای پدافندی ایران و تسلیحات جنگ الکترونیک نقش پررنگی ایفا خواهند کرد. ایران با توجه به مقتضیات نظامی، طی سالهای گذشته تمرکز خاصی بر حوزه پدافند و دفاع هوایی داشته. نکتهای که از چشم این رسانهها و تحلیلگران پنهان نمانده است. جمعبندی این تحلیلها نشان میدهد که درگیری بمبافکنهای آمریکایی و جنگندههای اف – ۱۸ مجهز به تجهیزات جنگ الکترونیک با سیستم پدافندی و جنگندههای اف – ۱۴ و میگ – ۲۹ ایران پیچیده خواهد بود.
خلیج فارس به عنوان یکی از مناطق ژئوپولتیک بخشی از این سناریوست. پایگاهها و محل استقرار نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، در حاشیه خلیج فارس قرار دارد. با جمعبندی آمارهای مختلف، گفته میشود که بین ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر از نیروهای ارتش آمریکا در منطقه حضور دارند. سردار امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران این تعداد در ۱۰ پایگاه آمریکایی در منطقه، ۵۰ هزار نفر است. با درگیر شدن خلیج فارس در درگیری نظامی، حمل و نقل انرژی از مسیر تنگه هرمز با خطر مواجه خواهد شد. بحرانی که صرفاً به منطقه محدود نخواهد ماند. جنگ در خلیج فارس، بر بازار انرژی و تجارت بینالمللی تاثیر مستقیم میگذارد.
در این میان، بخشی از نگرانی داخلی در جریان اقدامات خصمانه احتمالی ایالات متحده در این سناریو، هدف قرار دادن زیرساختهای کشور است. از زمانی که تهدیدهای مستقیم اسرائیل علیه ایران به دنبال وقایع پس از هفت اکتبر آغاز شد، تحلیلگران و اندیشکدههای فعال در امور استراتژیک و نظامی به پیشبینی اهداف در میان زیرساختهای ایران میپرداختند. در حال حاضر نیز در تحلیل آنچه به اندازه یک درصد احتمال وقوع آن میان ایران و آمریکا وجود دارد، موضوع زیرساختها مطرح است.
رهبر انقلاب، ۱۹ بهمن ۱۴۰۳ در جریان دیدار با پرسنل نیروی هوایی و پدافند هوایی فرمودند: «اگر ما را تهدید کنند ما هم آنها را تهدید میکنیم، اگر تهدید خود را عملی کنند ما نیز تهدیدمان را عملی میکنیم و اگر به امنیت ملت ما تعرض کنند ما هم بدون تردید به امنیت آنها تعرض میکنیم.» مقام رهبری این راهبرد را در جایگاه فرمانده کل قوا که بالاترین جایگاه در ساختار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است. با توجه به این که خاک آمریکا در برد اعلامی تسلیحات ایران قرار ندارد، منافع آمریکا در منطقه و کشورهای دارای منافع مشترک با ایالات متحده میتواند در فهرست اهداف قرار بگیرد. باید به این نکته توجه کرد که آمریکا در خاورمیانه تنها منافع نظامی ندارد.