bato-adv
bato-adv
کد خبر: ۲۴۱۴۳

"آقای احمدی نزاد به ما مهر نورزید"

تاریخ انتشار: ۱۸:۲۸ - ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸


انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان، تاريانا، با ارسال نامه‌اي به دفتر رياست جمهوري خواستار جلوگيري از تخريب محوطه باستاني جندي شاپور در دزفول شد. اين محوطه ساساني از سال 1379 تاکنون توسط وزارت جهادکشاورزي اجاره شده و مدام مورد کشت زرع قرار گرفته است. 

سال 1379 وزارت جهاد کشاورزي با انعقاد قرارداد اجاره 500 هکتار از اراضي جندي شاپور دزفول با کشاورزان بومي، زمينه تخريب شهر دانشگاهي جندي شاپور را که به شماره 46 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده، فراهم آورد.

با آغاز تقسيم اراضي، رسيدگي به اين موضوع از طرف مسئولان وقت سازمان ميراث فرهنگي در دستور کار قرار گرفت. در بهمن 1381 نيز اداره امور اراضي دزفول نيز با ارسال نامه‌ايي به شرکت بهره‌برداري از شبکه‌هاي آبياري ناحيه شمال خوزستان در خواست کرد که به 17 کشاورز بومي هرکدام به ميزان 3 هکتار براي کشت گندم آب زراعي اختصاص دهد.

در نتيجه اين اقدام جهاد کشاورزي، در 27/1/82 سرپرست يگان پاسداران ميراث فرهنگي خوزستان با ارسال نامه‌ايي به سرپرست اداره کل ميراث فرهنگي خوزستان از کشت، تخريب، تسطيح و حفاري 50 تپه باستاني شهر جندي شاپور خبر داد که در نتيجه اين تخريب‌ها مقداري زيادي خشت، سفال و يک حلقه چاه عميق مشاهده شد.

در نتيجه اين پيگيري ها سرپرست وقت اداره ميراث فرهنگي خوزستان در تاريخ 16/2/82 نامه‌اي به رئيس دادگستري دزفول مي‌نويسد و با طرح قانوني موضوع از مسببان و مباشران تخريب محوطه باستاني جندي شاپور شکايت کرده و درخواست مي‌کند تا ضمن توقف کشاورزي در منطقه، تخريب کنندگان را مورد پيگرد و مجازات قرار دهد.

از آن تاريخ تا امروز بيش از 9 سال مي‌گذرد و سازمان ميراث فرهنگي خوزستان به دليل ضعف در پيگيري‌هاي خود موفق نشده تا کشت کشاورزان را به خارج از عرصه محوطه باستاني هدايت کند. 

به همين منظور انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا خوزستان به دليل تعرضات گسترده انجام شده در محوطه باستاني جندي شاپور، که به عنوان نخستين مرکز فکري جهان در ايران باستان شهرت دارد، به محمود احمدي نژاد، رياست محترم جمهوري اسلامي ايران نامه‌ايي نوشت تا وي را از وضعيت موجود اين محوطه آگاه سازند.


حضور جناب آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد
رياست محترم جمهوري

با سلام
احتراماً همانگونه كه مستحضريد ميراث فرهنگي هر ملت شناسنامه و سند هويت و چيستي اوست. هر ملت با ميراث منقول و غيرمنقول به يادگار مانده از نياكان خود مي‌تواند اصالت و ريشه دار بودن خويش را ثابت نمايد. 

مي‌تواند ثابت كند كه تا چه اندازه در رشد تمدن بشري نقش داشته و سهيم بوده است؟ اهميت حفظ و درك ميراث فرهنگي به حدي است كه خداوند متعال در هفت آيه از قرآن كريم به سير در زمين و درك آثار گذشتگان و حفظ آنها تأكيد فرموده‌اند. امروزه يكي از معيارهاي سنجش حدود مدنيت ملت‌ها ميزان توجه آنها به شناسنامه و هويت خويش است. 

ملتي كه به ميراث فرهنگي خود توجه نكند در تهاجم فرهنگي از دشمن شكست خواهد خورد. زيرا به آنچه خود دارد اهميت نمي‌دهد و آنچه ديگران بر او تحميل مي‌كنند، مي‌پذيرد. جامعه‌اي كه به گذشته خود احترام مي‌گذارد نسل آينده نيز او را محترم مي‌شمارد.

كشور عزيزمان ايران يكي از بزرگترين گهواره‌هاي تمدن و فرهنگ جهاني است و هزاران سال است كه نياكان خردمند ما فرهنگ و تمدن با شكوه و منحصر به فردي را پي افكنده و براي ما به يادگار گذاشتند كه عليرغم آسيب و گزند بسيار افقهاي درخشان علم و انديشه را پيش روي ملل مختلف گشوده است تا آنجا كه اين مواريث فرهنگي امروزه مايه مباهات بشري محسوب مي‌گردند.
 
لكن متأسفانه چندي است شاهد تعرضات گسترده و نابخردانه‌اي به اين گنجينه بي‌بديل فرهنگي‌ـ تاريخي مي‌باشيم بطوريكه وضعيت تأسف‌بار موجود از حالت بحراني خارج شده و در حال تبديل به يك فاجعه ملي است.

محوطه باستاني جندي‌شاپور واقع در شرق شهرستان دزفول (در استان خوزستان) متأسفانه به چنين وضعيتي گرفتار شده و اگر توجه دولتمردان ايران اسلامي به حفاظت از اين محوطه منحصربفرد ساساني معطوف نگردد به زودي بزرگترين سند علم خواهي و علم‌طلبي تاريخي ايران زمين زير چرخ‌هاي ماشين‌آلات كشاورزي به كلي از صحنه روزگار محو خواهد گرديد.

الف) تاريخچه:
پس از 14 سال از سلطنت شاپور يكم، ناگهان در ارمنستان، به تحريك رومي‌ها شورشي برپا شد ولي شاپور آن را فرونشاند و پس از آن با ارتش خود به انطاكيه وارد شد و در نزديكي شهر اُدِسا، در بين‌النهرين، لژيون 70 هزار نفري روميان را شكست سختي داد و امپراتور والريانوس را در سال 260 ميلادي اسير كرده و او و همه لژيونرهاي رومي را به سرزمين خوزستان منتقل كرد و سپس توسط معماران ايراني و اسيران رومي شهري زيبا، شبيه انطاكيه ولي بهتر از آن در جنوب غربي ايران طرح‌ريزي و بنا كرد. 

اين شهر بوسيله مهندسان ايراني، طراحان يوناني و به دست اسيران رومي ساخته شد. طرح شهر روي اصول معماري يوناني به ويژه سبك معماري هيپوداموس بوده است. اين طرح سبك ويژه‌اي است كه از سده 5 پيش از ميلاد در شهرهاي روم و يونان اجرا مي‌شده و در شهر جندي‌شاپور نيز پياده شده است كه عبارتست از طرح شهرسازي مستطيلي با خيابان‌هاي وسيع مستقيم، چهار راه‌هاي منظم و كوچه‌هاي موازي و بناهاي شهر نيز اكثراً بين يك تا سه طبقه بوده‌اند. 

بنابراين شهر گندي‌شاپور (جندي‌شاپور كنوني) داراي چندين خيابان طولي و چندين خيابان عرضي بوده كه خيابان‌ها يكديگر را قطع مي‌كرده‌اند، به گونه‌اي كه شهر شباهتي به يك صفحه شطرنج داشته است. شهر جندي‌شاپور پس از ده سال كه از بنايش گذشت به يك شهر بزرگ علمي تبديل شده و مركزيت علمي يافت. بر سر در اين دانشگاه نوشته شده بود: «دانش و فضيلت مافوق بازو و شمشير است».
 
شاپور اول با دعوت از دانشمندان سرياني، يوناني، مصري، يهودي، چيني و هندي ارتباط علمي خوبي ميان ايشان و موبدان دانشمند و پزشكان ايراني برقرار نمود و در حقيقت دست به يك جنبش علمي‌ـ فرهنگي زد كه اثرات مثبت خود را تا قرن‌ها بعد در ايران و خارج از مرزهاي ايران به نمايش گذاشت.
 
مركزيت علمي جندي‌شاپور پس از شاپور اول و توسط جانشينان وي ادامه يافت بطوري كه در زمان شاپور دوم (شاپور ذوالاكتاف) پزشكان هندي و مسيحي به ايران فراخوانده شدند.
در زمان انوشيروان دانشگاه جندي‌شاپور رسماً تأسيس شد. در اين دانشگاه با استفاده از تجارب طبي ملل مختلف و تغييرات جديدي كه در آن بوجود آمد، علم پزشكي كاملتر گرديد. 

پزشكان جندي‌شاپور آنچه كه در زمينه پزشكي قبلاً تحصيل شده بود را گردآوري كرده و موضوعات و تحقيقات جديد را به آن افزودند و دستورات و قوانيني براي آن تدوين نمودند. 

انوشيروان سپس بيمارستان جندي شاپور را تأسيس نمود كه شهرت بي‌نظيري در آن زمان پيدا كرد، بطوريكه در دوره اسلامي نيز اهميت خود را حفظ نموده و خلفاي عباسي به تقليد از اين مؤسسه بزرگ علمي به تأسيس بيمارستان در بلاد اسلامي پرداختند. بيمارستان جندي‌شاپور بزرگترين بيمارستان پيش از اسلام بوده و مدت سيصد سال فعاليت كرد. 

در بيستمين سال فرمانروايي انوشيروان پزشكان جندي‌شاپور انجمني تشكيل دادند و ميان آنها پرسش و پاسخ جريان يافت كه مي‌توان گفت اين انجمن اولين سمينار يا كنگره پزشكي در جهان بوده است. انوشيروان به غير از مدرسه طب، مدرسه‌اي در فلسفه، حكمت و رياضيات در جندي‌شاپور تأسيس نمود كه از نظر شهرت و اعتبار در رديف مدرسه اسكندريه مصر بود.

از نام‌آوران دانشكده پزشكي جندي‌شاپور مي‌توان اشخاص ذيل را نام برد:
1ـ خاندان بختيشوع: يازده تن پزشك بودند. از مشاهير اين خاندان جورجيس بختيشوع، رئيس بيمارستان جندي‌شاپور است كه معاصر با دوانيقي، دومين خليفه عباسي است. 

تأسيس نخستين بيمارستان در بغداد توسط هارون‌الرشيد با راهنمايي و كمك خاندان بختيشوع بوده است. 

2ـ خاندان حنين ابن‌اسحاق كه پزشكان متبحري بودند. 

3ـ شاپور بن سهل‌بن جندي‌شاپوري: متوفي به سال 255 هجري كه مدتي رئيس بيمارستان جندي شاپور بود. 

4ـ دهشتك: كه مدتي رياست بيمارستان جندي‌شاپور را برعهده داشت. 

خلاصه اينكه جندي‌شاپور بزرگترين مركز علمي زمان ساسانيان بوده و طالبان علم از نقاط مختلف دنياي آن روز براي كسب علم به اين شهر مي‌آمدند. اين مركز علمي به اندازه‌اي شهرت يافت كه به شهر بقراط يا(سي ويتاس هيپوكراتيكا) معروف گرديد. 

معروف است كه پيامبر اكرم‌(ص) براي معالجه سعدابن وقاص از طبيبان حاذق اين شهر دعوت فرمود.
از وقايع ديگر اتفاق افتاده در اين شهر قتل ماني در زمان بهرام اول پادشاه ساساني بود. آرامگاه يعقوب ليث صفار، اولين آزاديخواه ايران در اين شهر مي‌باشد. 

سرانجام اين مركز عظيم علمي جهان باستان بدليل بوجود آمدن هرج و مرج در اواخر سلسله ساسانيان، ناتواني دستگاه مديريتي جندي‌شاپور در اداره آن، كوچ اساتيد ايراني و خارجي از اين شهر، بي‌دانشي و عدم آگاهي تازه واردين از نحوه مديريت چنين مركز علمي عظيمي و خودسري‌هاي بيجا و غارت كتابخانه عظيم جندي‌شاپور كه قريب به چند صدهزار جلد كتاب را نگهداري مي‌كرد، آرام‌آرام رو به اضمحلال نهاد. 

جندي‌شاپور بين سالهاي 17 يا 18 هجري قمري و در زمان خلافت عمر تصرف شد و بين سالهاي 120 تا 165 هجري تمام سازمانهايش به بغداد منتقل گرديد و از سال 201 هجري، در زمان مأمون عباسي با تأسيس بنيادي علمي در بغداد به نام بيت‌الحكمه، كه با اقتباسي از دانشگاه جندي‌شاپور ساخته شده بود، عملاً حيات علمي اين شهر خاتمه يافت و روبه ويراني نهاد.

ب) پيشينه جندي‌شاپور در دوره جديد:
محوطه باستاني جندي‌شاپور در مورخ 24/6/1310 تحت شماره 46 و برابر قانون حفظ آثار ملي، مصوب 1309 خورشيدي، در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد. ظاهراً مالكيت محوطه باستاني موصوف تا سال 1350 نامشخص بوده است اين اثر منحصر به فرد ساساني بين سالهاي 1350 تا 1352 توسط سازمان آب و برق خوزستان و در اجراي ماده 50 قانون نحوه ملي شدن آبها، از مالكين و نسق داران خريداري و توسط شركتي چند مليتي(كه مليتش ظاهراً نا معلوم است) تا پيروزي انقلاب اسلامي، به صورت اجاره، بهره‌برداري مي‌شده است. 

پس از انقلاب محوطه باستاني موصوف تحت عنوان اراضي مستعد كشاورزي برابر قانون مربوط به اراضي زير سد دز در مالكيت وزارت جهاد كشاورزي قرار گرفته و توسط هيأت هفت نفره واگذاري زمين در قالب گروه‌هاي مشاع به حدود 50 نفر، به صورت اجاره واگذار شده است و هم‌اكنون به صورت قرارداد اجاره ده ساله مورد بهره‌برداري زراعي قرار مي‌گيرد.
 
در جريان واگذاري كه در سالهاي 1358 الي 1360 انجام شد بيش از سي تپه باستاني توسط اداره امور اراضي شناسايي شده و از واگذاري مستثني گرديد. در تيرماه سال 1366 محوطه موصوف مورد بررسي مجدد اداره امور اراضي قرار مي‌گيرد كه مشخص مي‌شود از بيش از 30 تپه باستاني تنها 16 تپه به وسعت 17 هكتار باقي مانده است. يعني از سال 1358 تا سال 1366 كشاورزان 14 تپه باستاني را محو و نابود كرده‌اند. 

در سال 1376محوطه باستاني جندي‌شاپور مجدداً توسط اداره‌ امور اراضي مورد نقشه‌برداري قرار گرفت و مشخص گرديد كه تنها 8 تپه باستاني از 16 تپه نقشه‌برداري شده در سال 1366 باقي مانده است و اين روند تخريبي همچنان ادامه دارد.

ج‌) وضعيت موجود:
فاجعه‌اي كه در محوطه باستاني جندي‌شاپور، افتخار علمي ايران باستان، در جريان است با هيچ كلمه، جمله و عبارتي قابل توصيف نيست. دريايي از آجرهاي سالم و شكسته و سفالهاي خرد شده در محوطه پراكنده شده است كه نشان از غناي بي‌بديل منطقه دارد. 

تپه‌ها يا به منظور احداث كانال آب از وسط به دو نيم شده و يا به منظور انضمام دو متر زمين به اراضي كشاورزي، مورد تخريب مستمر واقع مي‌شوند. كليه تپه‌هاي موجود به طرز وحشتناكي بين 50 سانتيمتر تا 2 متر و هر تپه بين يك تا سه نقطه مورد حفاري قرار گرفته است. عبور و مرور ماشين‌آلات سنگين و آبياري مستمر منطقه خسارات و لطمات جبران‌ناپذيري به محوطه باستاني وارد آورده و با صدمه غيرقابل جبران به لايه‌هاي باستاني امكان كاوش‌هاي علمي و باستانشناسي را با مشكل جدي مواجه ساخته است. ميزان خسارات قابل برآورد نيست. 

جندي شاپور به بركت تدبير مديران و لياقت لياقتمندان و شعور كشاورزان مثل شمع آب مي‌شود.

جناب آقاي رئيس جمهور
چه كسي جوابگوي اين فاجعه فرهنگي است؟ آيا فقط فاجعه غارت محوطه‌هاي باستاني جيرفت و يا فاجعه زير آب رفتن 70 محوطه باستاني پشت سد كارون 3 و يا زير آب رفتن 120 محوطه باستاني پشت سد سيوند فاجعه به شمار مي‌رود؟
 
در فاصله هزار كيلومتري محوطه‌هاي باستاني جيرفت فاجعه‌اي ديگر ولي اين بار به آرامي و بدون هيچ دغدغه‌اي توسط كشاورزان و با مجوز يك اداره دولتي در حال انجام است. اعطاي مجوزهاي غيرقانوني به منظور كشاورزي بر روي تاريخ و هويت يك ملت چه معنايي جز دهن‌كجي به قوانين و مقررات مصرح مملكتي ناظر بر حفاظت از آثار فرهنگي‌ـ تاريخي، بي‌اعتنايي به تاريخ، شناسنامه و هويت يك ملت و مخدوش نمودن چهره متمدن و بين‌المللي ايران اسلامي دارد؟ 

تخريب يك اثر منحصر به فرد ملي و بين‌المللي و يك سند بي‌نظير تاريخي آن هم توسط كشوري كه مبدع نظريه گفتگوي تمدنها مي‌باشد چه پيامي براي جهانيان دارد؟
 
تخريب اولين دانشگاه طب جهان در ايران چگونه قابل توجيه است؟ آيا كسي پيدا مي‌شود به مسئولين محترم و ظاهراً فرهيخته بگويد كه آقايان محترم متولي نان مردم، اراضي تحت كشاورزي در بخش اسلام‌آباد شهرستان دزفول محوطه باستاني جندي‌شاپور است. بزرگترين سند علمي خواهي و علم‌طلبي ايران باستان.

جناب آقاي رئيس جمهور
آيا نياكان ما اين همه عظمت و شكوه بي‌بديل را به يادگار گذاشتند تا ما به بهانه كشاورزي خراب كنيم؟ با چنين وضعيت نامطلوبي چه تصويري از كشوري كه از لحاظ ميراث فرهنگي جزء ده كشور برتر جهان است در اذهان مجامع علمي و تحقيقاتي جهان نقش خواهد بست؟ آيا همان غربي‌هايي كه انواع و اقسام افكار و فلسفه و تكنولوژي و محصولات كوچك و بزرگش را با كمال ميل وارد مي‌كنيم با هويت خود چنين مي‌كنند؟
 
فقط مي‌نشينيم و مي‌گوييم كه فلان كشور فلان بنا را دارد و فلان كشور فلان موزه را. ما چه داريم؟ ما كجاي جغرافياي فرهنگي دنيا ايستاده‌ايم؟ هنر ما اينست كه ميراث فرهنگي را در آستانه دروازه تمدن جهان تازيانه مي‌زنيم؟ آيا محصولاتي كه از اين محوطه باستاني بدست مي‌آيد خوردن دارد؟ تاريخمان را ويران مي‌كنيم تا شكممان را سير كنيم؟

جناب آقاي رئيس جمهور
محوطه باستاني جندي‌شاپور تاوان چه چيزي را پس مي‌دهد؟ نه اينكه اين شهر يادآور پيروزي ما بر امپراطوري روم و مايه سرافرازي ملتي است كه اجازه عرض اندام به دشمنان خود نمي‌دهد؟ نه اينكه اين شهر يكي از بزرگترين مراكز علمي جهان باستان بوده است؟ نه اينكه اين شهر در پيشرفت تمدن اسلامي نقش غيرقابل انكاري داشته است؟ 

نه اينكه بسياري از كشورهاي جهان براي فقدان چنين سند و مدرك بي‌نظيري حسرت مي‌خورند و به ملت ايران رشك مي‌ورزند؟ نه اينكه اين شهر مايه فخر و مباهات و سربلندي ملت بزرگ ايران اسلامي است؟ پس چرا و براي كدامين گناه نكرده بايد چنين مورد تعرض و نابودي قرار گيرد؟ جندي‌شاپور تاوان كدام گناه ناكرده را پس مي‌دهد؟

جناب آقاي رئيس جمهور
مگر ميراث فرهنگي برابر نظريه فقهي امام خميني(ره) در كتاب تحريرالوسيله جزء‌انفال يعني ثروت‌هاي جامعه مسلمين نيست؟ مگر ميراث فرهنگي برابر ماده 26 قانوني مدني بعنوان مصالح ملي و منافع عمومي اعلام نشده است؟
 
مگر ميراث فرهنگي برابر ماده 135 قانون برنامه چهارم توسعه از اركان اقتدار حاكميتي ايران اسلامي نيست؟ پس چرا ثروت‌هاي جامعه مسلمين و منافع عمومي و مصالح ملي و اقتدار حاكميتي جمهوري اسلامي ايران اين چنين مورد تعرض قرار گرفته و نابود مي‌شود و صدايي از كسي در نمي‌آيد؟

جناب آقاي رئيس جمهور
حضرتعالي در اولين مصاحبه تلويويزني خود، قبل از انتخابات رياست جمهوري، حمايت قاطع خود را از ميراث فرهنگي اعلام نموده و سرفصل برنامه‌هاي خود را بر محور مهرورزي قرار داديد. آقاي رئيس جمهور به ما مهر نورزيد، به تاريخ، فرهنگ و هويت ما مهر بورزيد.

جناب آقاي رئيس جمهور
در بازي‌هاي المپيك رشته‌اي مورد رقابت قرار مي‌گيرد به نام دو ماراتن. آيا مي‌دانيد ماراتن كجاست؟ آيا اطلاع داريد كه ماراتن نماد چه چيزي است؟ جنگ ماراتن نام جنگي است كه ميان داريوش هخامنشي پادشاه ايران و يونيان در دشت ماراتن در 42 كيلومتري آتن انجام گرفت و سپاه ايران در اين جنگ شكست خورد. 

شيريني اين جنگ چنان بر جان و روح تمدن غرب تأثير گذاشت كه تصميم گرفته شد رشته‌اي به نام دو ماراتن به بازي‌هاي المپيك افزوده گردد. 

در حقيقت ماراتن نماد شكست ايران از روم بوده و هر چهار سال مي‌بايست با مراسم و شكوه خاصي برگزار گرديده و به ايرانيان شكست خود از تمدن غرب را يادآوري نمايند و جوانان و نونهالان ما با اين خفت و ذلت بزرگ شوند و غرب را يگانه پيروز و هميشه پيروز بدانند.
 
جنگي كه بيست و پنج قرن پيش در گرفته بود و اكنون آنان كه سرفرازي و سربلندي تمدن عظيم ايران اسلامي را بر نمي‌تابند اين واقعه را به صورت نماد پيروزي غرب بر ايران جلوه نموده و براي فراموش نشدنش آن را در بازي‌هاي المپيك گنجانده‌اند. 

آري تمدن غرب چنين براي جلوگيري از نورافشاني خورشيد بي‌غروب تمدن ايراني برنامه‌ريزي مي‌كند. تمام تاريخدانان و باستانشناسان مي‌دانند كه جنگ ماراتن اولين و آخرين جنگ ميان ايران و يونان نبوده است.
 
پس از هخامنشيان، پادشاهان اشكاني با ابداع شيوه‌اي نوين از جنگ‌هاي نامنظم كه در غرب به نام جنگ‌هاي پارتيزاني شناخته مي‌شود (پارتيزان شيوه جنگي پارتها يا اشكانيان بوده است) يونيان را از ايران زمين براي هميشه بيرون كردند(به قول برخي باستانشناسان اگر پادشاهان اشكاني نبودند ما اكنون يوناني حرف مي‌زديم) و پس از آن پادشاهان ساساني با جنگ‌هاي متعدد و ايراد ضربات متوالي به ارتش روم تصرف يك وجب از خاكستر خاك ايران را براي يونيان به صورت يك خواب تعبير نشدني در آورند.
 
حال سئوال اين است كه در برابر دو ماراتن كه نماد شكست ايران از غرب جلوه داده شده آيا نمادي براي شكست غرب از ايران وجود دارد؟ البته كه دارد. جوابش يك كلمه است: جندي‌شاپور. شهري كه بوسيله هفتاد هزار اسير رومي ساخته شد. 

پس از آنكه شاپور اول، پادشاه ساساني والرين امپراطور روم را شكست سختي داد هفتاد هزار اسير يوناني را به محل فعلي جندي‌شاپور آورد و دستور ساختن شهري به سبك شهرهاي رومي را توسط اسيران رومي صادر كرد كه در نتيجه شهري ساخته شد كه بعدها مركزيت علمي يافت و بزرگترين دانشگاه طب جهان باستان و اولين بيمارستان جهان در اين شهر بنا گرديد. 

آري جندي‌شاپور پيروزي ايران بر غرب است. آيا فرزندان ايران نبايد خفت جنگ ماراتن را با حلاوت شكست والرين امپراطور روم از ايران، كه سنگ نگاره آن در نقش رستم در استان فارس چون خورشيدي مي‌درخشد، جبران نمايند. آيا براي حضرتعالي عزت‌نفس و سربلندي ايرانيان مهم نيست؟ حتماً هست.

جناب آقاي رئيس جمهور
با عنايت به موارد فوق و ذكر اينكه: 

1ـ برابر ماده 558 قانون مجازات اسلامي تخريب آثار غيرمنقول فرهنگي‌ـ تاريخي ثبت شده در فهرست آثار ملي جرم مي‌باشد لكن بدنبال مقصر گشتن براي فجايعي كه در جندي‌شاپور در حال انجام است و كاري براي بازگشت آن نمي‌توان كرد موضوعي مهم اما موجب به حاشيه رفتن اصل موضوع يعني حفاظت از اين گنجينه و سند عظيم ايران اسلامي خواهد شد. 

2ـ حفاظت از ميراث فرهنگي برابر بند 9 ماده 135 قانون برنامه چهارم توسعه از اركان اقتدار حاكميتي جمهوري اسلامي ايران بوده و آثار فرهنگي‌ـ‌تاريخي برابر ماده 26 قانون مدني جزء مصالح ملي و منافع عمومي ايران اسلامي مي‌باشد. 

3ـ‌ برابر نظريه فقهي امام خميني(ره) آثار تاريخي جزء انقال يعني ثروت‌هاي عمومي جامعه مسلمين مي‌باشد. 

از آن مقام محترم استدعا دارد كه در خصوص عدم تجديد قرارداد با كشاورزان، پس از اتمام قرارداد آنها توسط اداره امور اراضي و خروج آنها از محوطه، اعلام جندي‌شاپور بعنوان پروژه ملي و تشكيل كميته ويژه جهت نجات جندي‌شاپور بذل عنايت عاجل فرموده و با صدور اوامر مقتضي خاطره تلخ تخريب سند عظمت و سرافرازي ملت ايران و مدرك مستند علم‌خواهي و علم‌طلبي ايرانيان را از خاطره ملت بزرگ ايران پاك و محو نمائيد.

bato-adv
bato-adv
پرطرفدارترین عناوین