بالا و پایین ندارد و از هر قشری سراغش میروند. تنها کافی است یک بار حرف دل مشتری را بزنند تا دیگر بشود خانه امید و راه اول و آخرشان.
وقتی آشفتگی فکری و ناامنی سیاسی و اقتصادی از یک طرف و فقر از طرف دیگر فراگیر می شود، بساط خرافه گرایی پهن می شود. اینجاست که طالع بینان و فالگیران وارد میدان شده و با استمداد از باورهای هزاره گرایانه و نگاه های مشابه، سفره خویش را پهن می کنند.
دورهاش میکنند، چوب به دست و چماق بالای سر. حواسشان هست که حتما ماده باشد تا زحمتی که میکشند، با کشتن کفتار نر به باد نرود. نر باشد، به کارشان نمیآید. آخر، نه طلسمی را باز میکند و نه خوشبختی میآورد.
«شاهقنداب» برای بومیها غاری مقدس است که به باور مردم مراد دل میدهد، اما همین داستانها باعث شده، نفس شاهقنداب بین زبالهها، موم شمعها و پارچهها و قفلهای دخیل بسته شده، حبس شود. روز غار پاک بهانهای شد تا غارنوردان گرد خرافات را از این غار، پاک و بومیان را نسبت به خرافات آگاه کنند.
قاچاقچيان خرافات ي در دام پليس پايتخت گرفتار شدند. اعضاي اين باند تصور ميكردند با قفل بند و جادو ميتوانند راحت موادمخدر را جابهجا كنند و پليس هيچگاه به آنها مشكوك نميشود.
چاپ دوم کتاب «آیتالله سیستانی و عراق جدید» نوشته مسیح مهاجری با اصلاحات جدید از سوی سازمان انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی وارد بازار نشر شد.