گفتگوی فرارو با اعضای شورای مرکزی حزب اتحاد ملت
علیتاجرنیا عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت با تاکید بر اینکه طی دو دهه اخیر و بعد از دوم خرداد ۷۶، حزب اتحاد در حال حاضر و مشارکت در گذشته به لحاظ گفتمانی و تشکیلاتی دست بالاتری را نسبت به سایر احزاب اصلاحطلب دارند، اظهار داشت: «در حال حاضر نیز بخشی از انتقاداتی که نسبت به سامانه سرا میشود، نسبت به این است که حزب اتحاد ملت این سازوکار را پیشنهاد کرده است.»
قبل از اینکه آن روز من لباس سپاه را بپوشم، در توییتر کلی مطرح کرده بودم که ما دفاع میکنیم، اما بلافاصله وقتی کیهان گفت: «ترامپ آنقدر ابله بود که کاری کرد فردی مثل محمود صادقی هم لباس سپاه را پوشید»، گفتم: «بلاهت کیهان از بلاهت ترامپ کمتر نیست». به خاطر اینکه لباس سپاه لباس شرف و افتخار است، لباس عزت و سربلندی این کشور است و بهخاطر حفظ این شرف و سربلندی... ما از دخالت سپاه در سیاست انتقاد میکنیم، از دخالت سپاه در اقتصاد انتقاد میکنیم. اما سپاه وقتی نقش خود را بازی میکند که درواقع نقش نظامی و دفاع از انقلاب و دفاع از کشور است، نهتنها لباس نمادین میپوشم، بلکه من حاضرم جبهه بروم، مسالهای ندارم.
فعالین سیاسی اصلاح طلب در گفتگو با فرارو
علی تاجرنیا فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: «با توجه به جایگاه مهم روحانیت در کشور و روابطی که مجمع روحانیون مبارز در مناسبات پیدا و پنهان حاکمیت دارد، مجمع از این جایگاه میتواند استفاده کرده و منویات اصلاحطلبان را از این طریق پیگیری و تامین کند.»
صادق زیباکلام در گفتگو با فرارو
صادق زیباکلام گفت: «اگر بخواهیم گفتههای سعید حجاریان را تفسیر کنیم، تفریطیها که حامی حفظ وضع موجود هستند، در صورتی به پیروزی میرسند که بدنه فعال اجتماعی اصلاحطلبان که همیشه خواهان تغییر وضع موجود و بهبود اوضاع هستند، دیگر انتخابات شرکت نمیکنند و به نوعی عرصه برای تفریطیها محیا خواهد شد تا به مجلس راه پیدا کنند.»
نگرانی اصلاح طلبان از رویکرد شورای نگهبان نسبت به کاندیداهای این جریان است. از همین روست که برخی معتقدند باید وارد رایزنی با این نهاد نظارتی شد و برخی دیگر به سمت شرط گذاشتن برای شورا پیش میروند.
تئوریسین اصلاحات میگوید کسانی به فکر نجات خود هستند که جریان اصلاحطلبی را به وضعیت امروز رساندهاند، امروز نعش اصلاحطلبی روی دستان ماست.
باید اعتراف کرد که به سبب دشوار بودن اصلاحات در ایران و در نتیجه طولانی بودن مسیر آن، بخشهای از اصلاح طلبان به حضور در قدرت عادت کردهاند. این گونه تصور میکنند که نفس حضور در مجلس و داشتن مسؤلیت اجرایی هدف است؛ لذا برخی از آنها برای بقا به زد و بندهای پنهان با باندها و لابیهای قدرت روی آوردهاند. برخی به مسائل مالی آلوده شدهاند. اصلاح طلبان سالم و واقعی باید حساب خود را از این بخشها و افراد جدا کنند. اصلاح طلبان نیاز به یک گفتمان جدید و یک خانه تکانی اساسی دارند.
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران یادآور شد: از چند سال گذشته و در هر انتخاباتی بحث این است که حضور داشته باشیم یا نداشته باشیم. اصلاحطلبی در کشور ما برای مشارکت در جامعه از طریق سیاست ورزی تعریف شده است پس برای حضور در قدرت از طریق مشارکت سیاسی راهی جز صندوق رأی ندارد.
گروههای جریان اصلاحات به آقای خاتمی بسیار علاقهمند هستند؛ اما اینگونه نیست که همه با هم توافق کردهاند که در شرایط فعلی ایشان رهبر جریان اصلاحات تلقی شوند. شاید جمله درستتر این باشد که جریان اصلاحات پیش از آن که به رهبر جدید نیاز داشته باشد از اساس نیازمند رهبر است.
اما در نقد به گذشته، من از دهه اول شروع میکنم. البته این نقد من ممکن است از زمانپریشی یک مقدار رنج ببرد ولی نقد من معطوف به عبرتگیری برای آینده است. اول اینکه در دهه اول اشغال سفارت آمریکا از سوی دانشجویان خط امام برای دو تا سه روز قابل تحمل بود و نگهداری دیپلماتهای یک کشور برای بیش از یک سال یک ضربه اساسی و جبرانناپذیر به منافع ملی بود. دوم اینکه تداوم جنگ پس از آزادسازی خرمشهر قابل تأمل است. مسئله سوم بازنگری قانون اساسی در سال 68 با عجله بود. در دوره آقای هاشمی واردکردن سپاه و وزارت اطلاعات به امور اقتصادی خطای بزرگی بود، اینکه آقای هاشمی تمرکز را بر توسعه اقتصادی دادند و سپهر فرهنگ و سیاست داخلی و خارجی را در حاشیه قرار دادند و کار به میکونوس رسید،
نبوی در ادامه با اشاره به ضرورت شرکت در انتخابات گفت: در چنین شرایطی باید فشارهای داخلی را کم و شرایط را برای مردم قابل تحملتر کرد. هرچه فشار بیشتری بر مردم وارد شود آنها مایوستر میشوند. مساله ما انتخابات نیست؛ مساله این است که انتخابات کم رونق شرایط ما را بدتر میکند و زمینه برای تکرار حوادث دی ماه ۹۶ مهیا میشود.
سردار طلایی هم اگرچه خیلی از شعارهای دانشجویان را نمیپسندید، اما نگاهش به آنان مانند فرزندان یا خواهران و برداران کوچکتر از خود بود که شعاری میدهند و باید آن را مدیریت کرد. او بهجای آنکه احساس کند رسالت دارد دانشجویان را سر جایشان بنشاند، نخستین اقدامی که کرد به جای گسیل یگان ویژه و استفاده از گاز اشکآور، چندین دستگاه اتوبوس شرکت واحد را جلوی کوی مستقر کرد و اجازه نداد احدی از لباسشخصیها از اتوبوسها بالا بروند و دوباره وارد کوی شوند.
۷ ماه تا انتخابات، اصلاحطلبان همچنان ابهاماتی در برنامههایشان دارند
کواکبیان: «من تاکنون هیچ حزب اصلاحطلبی را ندیدم که بگویند لاریجانی بهتر از عارف است. اصلاحطلبان ممکن است به عملکرد فراکسیون امید ایراد داشته باشند، اما اصلیترین ایراد این است که از اول افرادی در لیست آوردیم که با عکس سلفی گرفتند، اما زنبیلشان را جای دیگری گذاشتند.»
نگاهی به تجربه آلمان پس از جنگ جهانی دوم برای سیاستمداران و سیاستگذاران امروز ما میتواند بسیار درسآموز باشد؛ چراکه مسوولان اقتصادی آلمان آن روز نیز در برابر دوراهی ادامه وضع موجود با نتایج اقتصادی اسفناک قابل پیشبینی و انجام اصلاحات اقتصادی شجاعانه متکی بر اصول علمی با نتایج اجتماعی-سیاسی کوتاهمدت غیرقابل پیشبینی مواجه بودند.
در ماه مه ۲۰۱۸ ایالات متحده آمریکا در اقدامی یکجانبه از این توافق بینالملی خارج شد و بلافاصله به اقدامات ایذائی گسترده علیه سایر اعضای جامعه جهانی برای مجبور کردن آنها به ترک این توافقنامه روی آورد. اکنون نیز با تشبث به صف آرایی دریایی و تحرکهای تهدیدآمیز نظامی درصدد آغاز جنگ دیگری در خلیج فارس است.
سعید حجاریان چندی پیش نیز در یادداشتی بحث انتخابات مشروط را مطرح کرد که با واکنشهای زیادی مواجه شد که شاید بتوان آن یادداشت مهم را ادامه گفتوگویی دانست که او هنگام معرفی کابینه دولت دوازدهم با سایت «جماران» داشت و گفت: «بضاعت روحانی در مقطع فعلی در همین حد است؛ چراکه ما از اول انقلاب تا به امروز کادرسازی نکردهایم، اگر کادرسازی میکردیم، اکنون کابینه بهتری داشتیم.... خود آقای روحانی هم نیرویی بهتر از این وزرای پیشنهادی نداشت. اگر داشت معرفی میکرد. مسئله این است که کفگیر به ته دیگ خورده است و نه کسی را باقی گذاشتهایم و نه نیرویی تربیت کردهایم».
«در واقع همه نیروهای سیاسی در ایران اصلاحطلب هستند» و توضیح داده «راستگرایان در معادلات اصلاحی خود، جمهوریت را به هیچ میانگارند؛ در برخی قرائتها از امارت اسلامی سخن میگویند، در بعضی گرایشها بر خلافت اسلامی تاکید میکنند و مابقی حول حکومت اسلامی طرح بحث میکنند.»
در وهله نخست مخالفان جریان اصلاحات در ایران و در وهله بعد اصلاحطلبانِ مخالف نجفی از یک حادثه جنایی به نفع امیال سیاسی خود استفاده کردند تا گروه نخست به عقیده خود اصلاحات را بیآبرو کند و گروه دوم در پی انتقامجویی درونحزبی باشد که همه اینها نه ماهیت قتل یک زن جوان و آشفتگی زندگی یک سیاستمدار خوشنام؛ بلکه کینهورزی عدهای است که در مقام شعار دم از اخلاق میزنند؛ اما به وقت معرکه از اخلاق پا عقب میرانند.
اصلاحطلبی نمیتواند نسبت به عدالت بیتفاوت باشد، اما باید این مقوله را مانند نگاه افرادی همچون جان رالز –که کمابیش آن را در مقاله «منادیان عدالت انسانی» توضیح دادهام- بهلحاظ ساختاری تمهید کرد و ضمن آن فاکتورهایی همچون قانون عادلانه، مبارزه با فساد سیستماتیک، نحوه بازتوزیع و… را پی گرفت. اما چرا در این حوزه، «خیابان»، از دستور کار اصلاحطلبی خارج است؟
اصولگرایان هم نظیر اصلاحطلبان تمامی راهبردهای خود را در تقابل با رقیب تنظیم میکردند. از اینرو ماهیت اینگونه راهبردها از دو سو جز تخریب و انفعال نیست. هر دو جناح باید نهایتا مسئولیت خود را در حکمرانی کشور بپذیرند و بالغانه عمل کنند. کشور و مدیرانش گرفتار مشکلاتی هستند که اثرات آن را بر جامعه بهروشنی میبینیم؛ فارغ از اینکه سهم داخل و خارج در این معضلات چقدر است باید کمک کرد مشکلات حل شود.