عباس عبدی نوشت: جنبش اصلاحات موفقترین حرکت سیاسی در تاریخ ۱۵۰ ساله اخیر ایران است، عدم تداوم آن محصول عدول راهبرانش از این جنبش بود و نه پایبندی به آن. مسئول اول آن نیز شخص آقای خاتمی است که امیدوارم جبران کند.
رئیس قوه مقننه کشور با بیان اینکه باید در برنامه هفتم توسعه مسئله محور عمل کنیم افزود: باید چند مسئله اساسی با شاخص هایی که وجود دارد را انتخاب کرده و به آنها بپردازیم چرا که ما نمی توانیم مشکلات بیشماری را حل کنیم بنابراین باید مسئله محور باشیم و به حل این مسائل متمرکز شویم و این کار ان شاء الله رضایمتندی مردم را به همراه خواهد داشت.
جواد امام گفت: دیدار منظمی نیست که بخواهیم بگوییم ادامه دار هست یا نه. حتی این دیدارها تشکیلاتی هم نیست که ادامه دارد باشد.
آقای خاتمی هیچگاه نگفته است که رهبر اصلاحات است، اما به هر حال نقشهای کلیدی در پیروزی اصلاحطلبان داشته است.
صادق زیباکلام در گفتگو با فرارو
زیباکلام با اشاره به این که به نظر بنده محسن هاشمی در بین این سه گزینه بهترین فرد برای نامزدی اصلاحطلبان است، گفت: بنده به سه دلیل این موضوع را عنوان میکنم، اول این که محسن هاشمی به عنوان یک مدیر اجرایی موفق کارنامه خوبی از خود به جای گذاشته چه در قامت رئیس مترو و چه در جایگاه رئیس شورای شهر تهران توانسته عملکرد خوبی از خود نشان دهد، و از این نظر یک گزینه مطلوب برای ریاست جمهوری است، از نظر بنده محسن هاشمی یکی از مدیران اجرایی کشور قلمداد میشود، دوم هم اینکه اصولگرایان تندرو با توجه به تخریبهایی که در مورد بسیاری از اشخاص اصلاح طلب انجام دادند، نتوانستند یک گاف و فسادی از وی پیدا کنند، حتی یک ریال، بنابراین او مدیر سالمی است و میتوان به او اعتماد کرد، زیرا اگر چیزی از وی وجود داشت، ۱۰۰ درصد اصولگرایان آن را رو میکردند.
بهزاد نبوی تشریح کرد
نسخهای که در سال ۷۶ آقای خاتمی پیچید، الزاما معلوم نیست نسخه خوبی برای سال ۵۶ باشد. آن زمان شعار اصلاحی هیچ حرکتی ایجاد نمیکرد. حرکت اصلاحی آن دوره در سالهای ۳۹ تا ۴۲، در اثر سرکوب ۱۵ خرداد با شکست مواجه شده بود و شرایطی بود که ما «انقلابیون»ی که رژیم سابق را اصلاحپذیر نمیدانستیم، با مشی اصلاحطلبی مخالف بوده و تکرار آن را نوعی ازدستدادن فرصت برای تغییر وضع موجود به وضع مطلوب، ارزیابی میکردیم.
سعید مدنی فعال سیاسی ملی-مذهبی گفت: اصلاح اصلاحطلبی امروز مبرمترین و ضروریترین مسئله اصلاحطلبان است. شرایط خرداد ۱۳۷۶ با شرایط خرداد ۱۴۰۰ بسیار متفاوت است و اگر نیرویی بخواهد با همان تصور سال ۷۶ از جامعه ایران و صفبندی نیروها و نظام حکمرانی وارد انتخابات شود، باید گفت که سرنوشتی مثل اصحاب کهف خواهد داشت و باید برگردد به غار و به خواب ابدی برود.
«خاتمیمدیا» هرگونه دیدار را با چهرههای سیاسی درباره انتخابات ۱۴۰۰ تکذیب کرد
شاید هنوز هم نتوان با قطعیت گفت که لاریجانی دیگر اصولگرا نیست، اما میتوان تاکید کرد که او دیگر چندان موردحمایت احزاب اصولگرا بهخصوص طیف تندروی این جریان نیست. از جمله جبهه پایداری که نه تنها از او حمایتی نمیکند، بلکه سالهاست از در دشمنی علیه او درآمده و این سالها هرچه میانه علی لاریجانی با اصولگرایان شکرآب بوده، به اصلاحطلبان نزدیک شده است.
اختلافهای موجود در شورای عالی سیاستگذاری در مجمع اجماعساز هم ادامه دارد
از آنجا که وزارت کشور در نامه اخیر خود خطاب به احزاب تصریح کرده است که یک حزب نمیتواند همزمان در دو ائتلاف انتخاباتی حضور داشته باشد، نهاد اجماعساز تنها ائتلافی است که فعالیت اصلاحطلبان در انتخابات۱۴۰۰ را راهبری میکند.
در گفتگو با دو اصلاحطلب مطرح شد
علی صوفی وزیر تعاون دولت اصلاحات و دبیر کل حزب پیشروی اصلاحات می گوید: آقای خاتمی را هم نمیشود در نظر نگرفت. نمیشود گفت ما خودمان کافی هستیم و خودمان تصمیمگیری و معرفی میکنیم. نه، بدون نظر آقای خاتمی نمیشود. آقای خاتمی همیشه در رأس بودند الان هم هستند؛ بنابراین این سه درهم جمع شدند. ولی در کل، آنچنان تغییری در ساختار کلی شورای عالی سیاستگذاری صورت نگرفته و جزئیات است که تغییر کرده است. البته کل این تصمیم باید به تایید آقای خاتمی برسد تا اجرایی شود. یعنی اصلاً ممکن است ایشان نظر دیگری داشته باشند و تغییراتی در این مصوبه به وجود بیاورند. بنابراین، چون نهایی نشده نمیتوان درباره جزئیاتش صحبت کرد.
کروبی به یاد میآورد که در سال ۱۳۸۸ هم موضع اصلاحات مشارکت در انتخابات بود تا فردی، چون محمود احمدینژاد رای نیاورد و کشور را به بحران نکشاند. به همین علت هم همچنان از رای به حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ دفاع میکند و معتقد است در سال ۱۴۰۰ هم باید کاری کرد که یک احمدینژاد دیگر ظهور نکند.
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات همچنان برای اجماع و دستیابی به تصمیم مشترک تلاش میکند
اصلاحطلبان هنوز با پله نهایی که «تدوین مانیفست» و رسیدن به متنی به این عنوان باشد، فاصله دارند. فاصلهای که البته گفته میشود اعضای کمیته سیاسی شورای هماهنگی برای از میان برداشتن آن و رسیدن به مقصود مطلوب اصلاحطلبان در تلاشند و این جریان سیاسی حالا شاید پس از دو دهه فعالیت، بالاخره میتواند به تعریف و راهبردی مشخص از آنچه « اصلاحات » و «اصلاحطلبی» میخوانند، دست پیدا کند.
بهزادنبوی فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: در دور دوم ریاست جمهوری رئیس دولت اصلاحات ، ایشان گفتند که عدهای میخواهند دولت تدارکاتچی باشد، امروز به مراتب وضع بدتر است. در دور اول ریاست جمهوری آقای خاتمی، من در گفتوگویی با روزنامهسلام گفتم که طبق قانون اساسی، دولت در بهترین شرایط ده پانزده درصد اختیارات اداره کشور را در دست دارد. دولت یازدهم و دوازدهم حتی آن ده پانزده درصد را هم نداشته و ندارد.
سید عبدالواحد موسوی لاری گفت: بهترین تبلیغ برای اصلاح طلبان رفتار و مواضع مجلس فعلی است.
موسوی خوئینیها دبیرکل مجمع روحانیون مبارز نوشت: شما نخبگان و فعالان و تحلیلگران سیاسی باید با تمام توان تلاش کنید تا مردم را قانع کنید که راه علاج مشکلات ویرانگر رهاکردن انتخابات نیست و باید با حضور همهٔ اقشار جامعه راه را بر رفتارها و دخالتهای ناصواب بست. شما عزیزان برای آوردن مردم بر سر صندوقهای رأی تلاش کنید و تلاش خود را مضاعف کنید؛ اگر انتخابات با مشارکت حداکثری و قابل قبول برگزار شد، شما پیروز شدهاید و اگر مردم به گونهٔ دیگری رفتار کردند، این شما نیستید که شکست خوردهاید، بلکه کسانی شکست خوردهاند که بارها با تمام قوا تلاش کردهاند تا اصلاحات را ناکام بگذارند.
در گفتگو با داریوش قنبری مطرح شد؛
داریوش قنبری در گفتگو با فرارو عنوان کرد: اصلاحطلبان فعلا به تصمیم قاطعی درباره انتخابات ریاست جمهوری نرسیدند. آنها از لحاظ وحدت و انسجام درونی هم فعلا در وضعیت مناسبی قرار ندارند. در کل با استعفاهایی که در شورای عالی سیاستگذاری پیش آمده است، این شورا نقش گذشته خود را در راستای وحدت اصلاحطلبان از دست داده است. آنچه از این جریان میبینیم موضع گیریهایی است که جنبه شخصی دارد.حضور دوباره اصلاحطلبان به بازگرداندن اعتماد مردم وابسته است. به ویژه در ارتباط با آن وعدههایی که از گذشته به مردم داده شده وانتظاراتی که روی هم تلمبار شده وبرآورده نشده است. مسئله فراتر از این است که خود جریان اصلاحات آن را حل کند. آنها منتظر ارادهای هستند که در کل نظام شکل بگیرد و تحولاتی را در راستای برگزاری انتخاباتی وسیع و گسترده پدید بیاورد. مردم مطالبات جدی در عرصههای مختلف دارند و یک جریان سیاسی خاص نباید خواستههای خود را خواست ملت جا بزند این خطر آفرین است.
اصلاحطلبان و همنشینی جامعه محوری با قدرت محوری
در بین اصلاح طلبان در طی سالهای اخیرو بعد از پیروزی در انتخابات ۹۲ انحرافی پیش آمد. برخی از احزاب وجه همت خود را کسب قدرت برای اعضای خودشان نه برای جامعه اصلاح طلبی قرار دادند و بنابراین بین احزاب وزن کشی ودرگیری و حتی اختلاف پیش آمد. این انحرافی بود که موجب شد اصلاح طلبان هویت اصلی خود را ازدست بدهند. همچنین باعث شد تا اعتماد مردم به اصلاح طلبها از دست برود و سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان به شدت آسیب ببیند. برای همین الان مطرح شده که ما باید قدرت محور باشیم یا جامعه محور؛ اما ما هم باید هر دوی آنها باشیم، ولی باید بین این دو تفکیکی قایل شویم؛ اینکه کدام وسیله و کدام هدف است. قدرت وسیله و هدف نقد و اصلاح قدرت است؛ هدف خدمت به جامعه است.
تاجیک فعال سیاسی اصلاح طلب میگوید: فرض من بر این است که اگر جامعه اصلاح شود حکومت اصلاح میشود. البته هیچوقت در بحثهایم مشخص نیست و صریحا نگفتم که ما باید کاملا به فضای قدرت پشت کنیم. من گفتم شأن و حوزهاش را باید حفظ کنیم. همه تخممرغهایمان را نباید در یک سبد بگذاریم.
بررسی موانع و مشکلات اصلاحطلبان در انتخابات ریاستجمهوری
انتخابات حداقلی زیر دندان اصولگرایان مزه کرده است و همچنان دنبال انتخابات حداقلی هستند و برایشان مهم نیست که کیان کشور خدای ناکرده در اثر انتخابات حداقلی به خطر بیفتد. این به کام آنها شیرین آمده است چرا که باعث عدم موفقیت رقیب آنها میشود، ولی این شیرین نیست این زهر هلاهل است که مردم در انتخابات کمتر شرکت بکنند تا جریانی انتخاب شود.
یک فعال سیاسی اصولگرا بیان کرد: عبدالله نوری نمیتواند قشر جوان و جدید جریان اصلاحات را لیدری کند. او یک دورهای در عرصه سیاسی کشور بالا آمد و زود هم تمام شد.