bato-adv
bato-adv
معمای تاریک روابط ترامپ و پوتین

چرا ترامپ دست رد به سینه متحدان قدیمی زد؟

چرا ترامپ دست رد به سینه متحدان قدیمی زد؟

دونالد ترامپ به جای پاسخ قاطع به تهدیدات روسیه، به دنبال معاملات پرسود و بدون ارائه تضمین‌های امنیتی عمل کرده است. این سیاست باعث تضعیف اعتماد متحدان، کاهش اعتبار آمریکا و تقویت پوتین شده است. در عوض، آمریکا می‌توانست با حمایت جدی‌تر از اوکراین، هم مواضع خود را تقویت کند و هم از فروپاشی احتمالی نفوذ غرب در منطقه جلوگیری کند، اما رویکرد ترامپ منافع ملی را قربانی جاه‌طلبی‌های شخصی کرد.

تاریخ انتشار: ۲۲:۰۹ - ۰۸ اسفند ۱۴۰۳

چرا ترامپ دست رد به سینه متحدان قدیمی زد؟

فرارو– توماس فریدمن، ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، درامی که میان دونالد ترامپ و ولودیمیر زلنسکی از اوکراین در حال وقوع است، پرسش عمیق و آزاردهنده‌ای را در ذهن من مطرح کرده است که تاکنون هیچ‌گاه از کشورم نپرسیده بودم: آیا ما تحت رهبری فردی هستیم که تحت تأثیر نقشه‌های ولادیمیر پوتین قرار گرفته است؟ فردی که آماده است دیدگاه تحریف‌شده رئیس‌جمهور روسیه را در خصوص اینکه چه کسی جنگ در اوکراین را آغاز کرده و چطور باید پایان یابد، کاملاً بپذیرد؟ یا آیا رئیس‌جمهور ما مانند رهبر یک سازمان مافیایی عمل می‌کند و در تلاش است که زمین‌ها را با روسیه تقسیم کند، همان‌طور که سران خانواده‌های جنایی عمل می‌کنند؟ «من گرینلند را می‌گیرم و تو کریمه را بردار. من پاناما را می‌گیرم و تو نفت‌های قطب شمال را بردار. سپس معادن کمیاب اوکراین را تقسیم می‌کنیم. این معامله‌ای منصفانه است.»

خطری بزرگ‌تر از جنگ؛ آیا ترامپ چراغ راهنمای آمریکا را خاموش می‌کند؟

در هر صورت، هم‌وطنان آمریکایی من و دوستانمان در سراسر جهان باید بدانند که حداقل برای چهار سال آینده، آمریکا دیگر آنچه شما می‌شناختید نخواهد بود. ارزش‌های بنیادین، متحدان دیرینه و حقایقی که همواره به‌عنوان نقاط ثابت اتکای خود می‌شناختید، اکنون در پرده‌ای از ابهام فرو رفته‌اند یا به مزایده گذاشته شده‌اند. دونالد ترامپ تنها از یک چارچوب نامتعارف نمی‌اندیشد، بلکه اساساً هیچ چارچوبی ندارد. او به هیچ حقیقتی یا اصولی که در گذشته چراغ راهنمای آمریکا بودند، وفادار نیست.

دوستان سنتی ما اگر سردرگم شده‌اند، حق دارند و من نمی‌توانم آنها را ملامت کنم. هفته گذشته، مقاله‌ای بسیار نگران‌کننده از ناتان شارانسکی، فعال شناخته‌شده مخالف حکومت شوروی و مدافع آزادی خواندم که در آن نوشته بود: «وقتی نخستین بار شنیدم که دونالد ترامپ در فرودگاه، ولودیمیر زلنسکی را مسئول آغاز جنگی که روسیه علیه اوکراین به راه انداخته است معرفی کرد، شوکه شدم.»

شارانسکی در مقاله‌ای که برای دِ فِری پرِس نوشت، تاکید کرد: «به‌نظر می‌رسد ترامپ حرف‌های ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه را پذیرفته است. او جمله‌ای را تکرار کرد که بیشتر شبیه تبلیغات دوران شوروی بود: اینکه زلنسکی یک رهبر مشروع نیست. وقتی پوتین، که گویی برای همیشه رهبر روسیه است، چنین می‌گوید، شاید بتوان آن را مسخره تلقی کرد. اما وقتی رئیس‌جمهور ایالات متحده این‌گونه سخن می‌گوید، مسئله‌ای نگران‌کننده، تراژیک و فراتر از عقل و منطق است.»

ترامپ و نگاه مافیایی به قدرت

برداشتی که می‌گوید ترامپ تنها به‌عنوان فردی مجذوب پوتین و ایده‌های ملی‌گرایانه او ظاهر می‌شود و اصول عقلانی‌ای که وعده داده بود را نادیده می‌گیرد، شاید در نگاه اول دیدگاهی ملایم به نظر برسد. اما یک تفسیر جدی‌تر نیز وجود دارد: ترامپ نه تنها قدرت آمریکا را ابزاری برای حمایت از ضعیفان در برابر ستمگران نمی‌داند، بلکه آن را به‌عنوان وسیله‌ای برای اعمال فشار به ضعیفان می‌بیند. در واقع، او آمریکا را به‌شکل یک «رکت» یا ساختار اخاذی اداره می‌کند.

نمونه‌ای از این رویکرد را می‌توان در مقاله‌ای در وال استریت ژورنال مشاهده کرد که در آن گزارشی از دیدار اخیر اسکات بسنت وزیر خزانه داری آمریکا با ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین در کی‌یف آمده است. طبق این گزارش، بسنت پیشنهادی به زلنسکی ارائه کرده بود که رد کردن آن تقریباً غیرممکن بود. این پیشنهاد واگذاری حقوق معدنی اوکراین به آمریکا به ارزش صد‌ها میلیارد دلار در ازای کمک‌های مالی آمریکا بود.

این ماجرا شباهت زیادی به صحنه‌هایی از فیلم «پدرخوانده» دارد. گزارش چنین توصیف می‌کند: «بسنت اسناد را روی میز گذاشت و از زلنسکی خواست آنها را امضا کند... زلنسکی نگاهی کوتاه به اسناد انداخت و گفت که باید با تیم خود مشورت کند. بسنت سپس اسناد را نزدیک‌تر به سمت او هل داد و گفت: «تو واقعاً باید این را امضا کنی.» زلنسکی پاسخ داد که به او گفته‌اند «افرادی در واشنگتن هستند که اگر او امضا نکند، بسیار ناراحت خواهند شد. او مدارک را گرفت، اما تعهدی به امضا نداد.»

این روایت نشان می‌دهد که وقتی ترامپ خود را تنها با افرادی محاصره می‌کند که نظراتش را تقویت می‌کنند، به چه وضعیتی منجر می‌شود. بسنت که سرمایه‌گذار باهوشی است، بی‌شک می‌دانست که رئیس‌جمهور اوکراین نمی‌تواند بدون مشورت با وکلا، پارلمان و مردمش چنین اسنادی را امضا کند. اما وزیر خزانه‌داری به نظر می‌رسید که خود را موظف به اجرای دستورات ترامپ می‌داند، حتی اگر این دستورات فاسد یا مضحک به نظر می‌رسیدند. اگر رئیس‌جمهور خواهان خالی کردن غزه و تبدیل آن به یک کازینو باشد، باید همان را بفروشد. اگر اوکراین در وسط یک جنگ باشد، باید اخاذی شود. چنین دیدگاهی ریشه در نگاه مافیایی ترامپ به قدرت دارد، که آن را نه به‌عنوان ابزاری برای منافع عمومی، بلکه به‌عنوان وسیله‌ای برای اعمال سلطه و منفعت شخصی تلقی می‌کند.

تحلیل اکونومیست: روسیه در تنگنای جنگی و چالش‌های اقتصادی

رئیس‌جمهور در ایالات متحده باید متوجه می‌شد که پوتین در حال بازی با دست ضعیفی است و می‌توانست از آن بهره‌برداری کند. چنانکه نشریه اکونومیست هفته گذشته اشاره کرد، بسیاری از پیروز‌های روسیه به هفته‌های نخست جنگ محدود شده بود. در آوریل ۲۰۲۲، پس از عقب‌نشینی روسیه از شمال اوکراین، حدود ۱۹.۶ درصد از خاک اوکراین تحت کنترل آنها بود؛ تخمین تلفات روسیه (کشته و زخمی) حدود ۲۰ هزار نفر بود. امروز، روسیه تنها ۱۹.۲ درصد از خاک اوکراین را در اختیار دارد و تلفات آن به حدود ۸۰۰ هزار نفر رسیده است.

بیش از نیمی از ۷۳۰۰ تانک روسیه نابود شده‌اند و از تانک‌های باقی‌مانده، تنها ۵۰۰ تانک امکان تعمیر سریع دارند. تا آوریل، احتمال می‌رود روسیه تانک‌های تی ۸۰ خود را نیز از دست بدهد. طی سال گذشته، روسیه دو برابر بیشتر از سیستم‌های توپخانه‌ای خود را نسبت به دو سال قبل از دست داده است. تخصیص منابع از بخش‌های تولیدی به سمت نظامی، به افزایش تورم دو رقمی و نرخ بهره ۲۱ درصدی منجر شده است. چنین وضعیت شکننده‌ای می‌توانست فرصتی برای تقویت موضع آمریکا و حمایت قاطع‌تر از اوکراین ایجاد کند، اما رفتار ترامپ نشان‌دهنده آن است که منافع ملی، اصول عقلانی و اخلاقی فدای جاه‌طلبی‌های شخصی او شده است.

ترامپ و توافق معدنی با اوکراین؛ آیا این فراتر از حد شرم‌آور است؟

اگر این رویداد را به یک بازی پوکر تشبیه کنیم، پوتین تنها دو جفت در دست دارد و با بلوف زدن شرطی سنگین می‌بندد. درحالی‌که انتظار می‌رود ترامپ این بلوف را با پاسخ قاطع بی‌اثر کند، او به‌سادگی می‌گوید: «فکر می‌کنم کنار بکشم.» ترامپ، به‌جای جمع‌آوری متحدان اروپایی و افزایش فشار نظامی بر پوتین یا ارائه پیشنهادی که رهبر روسیه نتواند رد کند، مسیری معکوس در پیش گرفت. او آمریکا را از هم‌پیمانانش در سازمان ملل جدا کرد و از تصویب قطعنامه‌ای برای محکومیت حمله روسیه به اوکراین خودداری نمود؛ تا جایی که با کشور‌هایی مانند کره شمالی رأی داد. سپس به‌جای هدف گرفتن پوتین، کارزاری علیه زلنسکی به‌راه انداخت.

در این کارزار، ترامپ ادعای نادرستی مطرح کرد که اوکراین آغازگر جنگ بوده و همچنین مدعی شد که میزان محبوبیت زلنسکی تنها چهار درصد است؛ در حالی‌که واقعیت این است که محبوبیت او ۵۷ درصد است، یعنی ۱۳ درصد بالاتر از محبوبیت خود ترامپ می‌باشد. او حتی زلنسکی را «دیکتاتور» نامید و از او خواست که انتخابات برگزار کند، در حالی‌که پوتین، رقیب اصلی‌اش الکسی ناوالنی را به سال‌ها زندان در منطقه‌ای دورافتاده در قطب شمال فرستاد، جایی که ناوالنی در شرایطی مرموز جان باخت. ترامپ به‌طور ضمنی به پوتین اجازه داد هر اقدامی بخواهد انجام دهد.

زلنسکی حالا در شرایطی قرار گرفته که ممکن است ناچار شود توافقی مضحک درباره منابع معدنی را بپذیرد، حتی با این‌که ترامپ مبلغی سه یا چهار برابر کمک ۱۲۰ میلیارد دلاری ایالات متحده به اوکراین را مطالبه می‌کند؛ کمک‌هایی که اوکراین برای دفاع از غرب در برابر حمله روسیه از آنها بهره گرفته است. این وضعیت واقعاً تأسف‌آور است. ترامپ، به‌جای اعمال فشار بر پوتین برای پرداخت خسارت یا تضمین امنیت آینده اوکراین، در تلاش است از اوکراینی‌ها به‌خاطر حمله روسیه به اوکراین سود ببرد. کاخ سفید نیز این رویکرد را به‌وضوح تأیید کرده است: «این توافق اقتصادی با اوکراین هیچ ضمانتی برای کمک‌های آینده جنگ ارائه نخواهد داد و هیچ تعهدی برای حضور نیرو‌های ایالات متحده در منطقه در بر نخواهد داشت.»

اگر آمریکا، پس از پایان جنگ، بخواهد به پاس قدردانی از کمک‌هایش، دسترسی شرکت‌های آمریکایی به منابع طبیعی اوکراین را تسهیل کند، منطقی به نظر می‌رسد. اما این‌که اکنون چنین خواسته‌ای مطرح شود، آن هم بدون ارائه هیچ تضمینی برای امنیت اوکراین، فراتر از حد شرم‌آور است.

آیا افول هژمونی آمریکا اجتناب‌ناپذیر است؟

ترامپ برداشت کاملاً نادرستی از پوتین دارد. او تصور می‌کند که پوتین تنها به اندکی توجه مثبت، کمی درک از نیاز‌های امنیتی‌اش و نوعی احترام دوستانه نیاز دارد تا آرام شود و در نهایت صلحی را که ترامپ مشتاقانه به‌دنبال آن است، امضا کند. اما این دیدگاه کاملاً بی‌اساس است.

همان‌طور که لئون آرون، تحلیلگر برجسته مسائل روسیه اشاره می‌کند، پوتین به‌دنبال «صلح در اوکراین» نیست. او به‌دنبال «پیروزی در اوکراین» است، زیرا بدون پیروزی، او در داخل کشور با بحران‌های جدی رو‌به‌رو می‌شود. دموکراسی‌های سرمایه‌داری هر اقدامی برای صلح انجام می‌دهند، اما خودکامگی پوتین هر اقدامی برای پیروزی انجام می‌دهد و ما باید این معادله را تغییر دهیم.

یک کارشناس روابط بین‌الملل در مسکو به من گفت تیم پوتین به تیم ترامپ همچون یک «ماشین دلقک» نگاه می‌کند، پر از تازه‌کارانی که به‌آسانی فریب می‌خورند. این کارشناس توضیح داد که پوتین هدف نهایی‌اش را این‌گونه می‌بیند: بازگرداندن عظمت روسیه و کاهش عظمت آمریکا. از نگاه او، پوتین در پی مدیریت تدریجی افول هژمونی آمریکا است، به‌طوری که ایالات متحده به یکی از قدرت‌های برابر تبدیل شود، بر نیمکره غربی متمرکز بماند و از لحاظ نظامی از اروپا و آسیا عقب‌نشینی کند.

به بیان این تحلیلگر، ترامپ ابزار بی‌رحمانه‌ای برای تحقق این افول اجتناب‌ناپذیر است. آیا ترامپ و جمهوری‌خواهان این موضوع را درک خواهند کرد؟ شاید، اما ممکن است وقتی که دیگر خیلی دیر شده باشد.

bato-adv
bato-adv
پرطرفدارترین عناوین