
«در شرایط کنونی، ارتش و جامعه امنیتی-اطلاعاتی اسرائیلی میگویند که باید جهت مقابله با روند قدرتگیری بیشترِ ایران در آینده نزدیک آماده شوند (قدرت گیری ایران جزئی لاینفک از امضای توافق هستهای جدید با تهران خواهد بود). تا آن زمان، ما شاهدِ اوج گیری عملیاتهای متقابل میان ایران و اسرائیل در طیف گستردهای از جبههها و در قالب حوزههایی نظیرِ: نظامی، امنیتی، سایبری و اقتصادی خواهیم بود.»
فرارو-پایگاه خبری "میدل ایست مانیتور" در گزارشی، ضمن پرداختن به آخرین روند تحولات مرتبط با "مذاکرات اتمی وین"، به طور خاص به این مساله پرداخته که همزمان با نزدیک شدن به امضای توافق هسته ایِ جدید میان ایران و طرفهای بین المللی برجام در روزهای آتی، موضع اسرائیل به این مساله چگونه است و اساسا راهبردهای اسرائیل در قبال ایران و توافق اتمی جدیدی که با این کشور امضا خواهد شد، چگونه و در چه مسیری خواهد بود.
میدل ایست مانیتور در این زمینه مینویسد: «همزمان با نزدیک شدنِ ایران و قدرتهای جهانی به دستیابی به یک توافق اتمی جدید در جریان "مذاکرات وین"، جریانهای سیاسی، امنیتی و نظامی اسرائیلی، با اضطراب و تشویش فراوان در حالی بررسی آینده و گزینههای خود هستند. گزینههای در دسترس آنها طیفی از مسائل از جمله: تداوم بخشی به تلاشها جهت خنثی سازی توافق اتمی مذکور بواسطه تقویت کانالهای ارتباطی با آمریکا و اروپا، اصرار بر ادامه یافتنِ فشارهای اقتصادی علیه ایران، و یا برجسته سازی گزینه نظامی علیه تهران (علی رغم هزینههای سنگین انتخاب یکچنین گزینه ای) بویژه با توجه به اوج گیری جنگ اوکراین را شامل میشود.
در روزهای اخیر، اسرائیلیها گزینهای را مطرح کرده اند که از آن با عنوانِ یک "آلترناتیوِ میانه" یاد میشود و چیزی میانِ پذیرش یک توافق اتمی (علی رغم خسارتهای فراوان این مساله برای رژیم اسرائیل) و گزینه تهاجمی علیه ایران است که احتمالا در صورت عملی شدن، با واکنشهای سنگین جهانی نیز رو به رو خواهد شد. این گزینه نقطه تاکید خود را بر تشدید تحرکات امنیتی و اطلاعاتی سازمان جاسوسی اسرائیل "موساد" بویژه با تمرکز بر ترورِ دانشمندان اتمی ایران، انجام فعالیتهای سایبری مخرب علیه این کشور، و یا هدف قرار دادن تاسیسات اتمی ایران قرار میدهد.
به گزارش فرارو، جریانها و گعدههای نظامی اسرائیلی میگویند که اگر یک توافق جدید هستهای با ایران به امضا برسد، اسرائیل در خط مقدمِ "جنگ مخفی" علیه پروژه توسعه برنامه موشکی ایران و همچنین مقابله با توانمندیهای اتمی این کشور قرار خواهد گرفت. با این حال، پیشبرد این دستور کار علیه ایران، یک چالش اساسی برای رئیس موساد "دیوید بارنیا" آن هم در شرایطی است که موساد با تغییرات سازمانی قابل توجه و موجی از استعفاهای رهبران ارشد خود رو به رو است.
برای اسرائیلی ها، اهمیتِ نقش موساد در پرتو شکست قابل توجه آن در جلوگیری از امضا یک توافق هستهای جدید با ایران و یا تغییر مفاد یکچنین توافقی آشکار میشود. رهبری سیاسی اسرائیل در سطح کلان به این جمعبندی رسیده که با دولت بایدن به سمت تنش زاییِ و منازعه حرکت نکند (جهت مخالفِ این رویکرد را "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر سابق اسرائیل در سال ۲۰۱۵ و علیه دولت وقت آمریکا به ریاست جمهوری "باراک اوباما" در پیش گرفت و در نوع خود فجایع زیادی را خلق کرد).
در عین حال، اسرائیل از طریق کانالهای مخفی سعی داشته تا بر محتوای توافق احتمالی و قریب الوقوع با ایران اثرگذاری داشته باشد و واشنگتن را قانع کند تا برخی نکات را در جریان مذاکرات وین مورد تاکید قرار دهد و بر آنها و گنجاندنشان در چهارچوب یک توافق پافشاری کند. اسرائیلیها همچنین تلاشهای مشابهی را در جریان رایزنیهای خود با وزارتخانههای خارجه بریتانیا، فرانسه و آلمان در دستور کار قرار داده اند با این حال، همگی این اقدامات تاکنون بی فایده بوده اند.
جامعه امنیتی اسرائیل به طور خاص، شاهد برخی تهدیداتِ ناشی از امضا یک توافق هستهای جدید با ایران بویژه با توجه به ضعف موضع دولت بایدن در برابر ایران که در پی اوج گیری جنگ اوکراین شدیدتر نیز شده، میباشد. اینطور به نظر میرسد که صبرِ بایدن به سر آمده و سعی دارد خیلی زود به توافق با ایران دست یابد (در این میان بایدن تاکید دارد که اسرائیل در قضیه توافق جدید با ایران هیچ کاره است و نباید آن را به مثابه یکی از طرفهای اصلی توافق به حساب آورد). با این حال، اسرائیل با بایدن مخالفت میکند و موضع خود را نیز برای قدرتهای جهانی روشن ساخته و تاکید کرده که از گزینههای راهبردی خود راجع به ایران پس از امضای توافق اتمی قریبالوقوع با این کشور حراست خواهد کرد (این مساله بویژه از آن جهت حائز اهمیت است که امضای یک توافق جدید با ایران، تا حد زیادی بر امنیت اسرائیل در برخی حوزهها تاثیرگذار خواهد بود).
امضا یک توافق هستهای جدید با ایران نگرانیهای زیادی را برای اسرائیل ایجاد میکند. این نگرانی و دغدغهها دربرگیرنده مواردی نظیر: توسعه توانمندیهای اتمی ایران در بحث غنی سازی اورانیوم و تبدیل شدن آن به یک قدرت تمام عیار اتمی، توسعه پروژه موشکهای پیشرفته ایرانی، گسترش حمایتهای ایران از شبکه نیروهای نیابتی آن موسوم به محور مقاومت در منطقه، و در نهایت جاری شدن سیلی از منابع مالیِ ناشی از فروش نفت و گاز (در پی لغو تحریمها علیه ایران) و آزادسازی منابع مالی مسدود شده این کشور در بانکهای خارجی است که در نوع خود میتواند قدرت اقتصادی ایران را تا حد زیادی تقویت کند، میباشد.
در عین حال، با در نظر گرفتن برخی استثنائات، اغلبِ مجامع اسرائیلی به این جمع بندی رسیده اند که امضای یک توافق اتمی جدید با ایران به نحوی موثر میتواند مانع از ماجراجویی ارتش رژیم اسرائیل علیه ایران و تاسیسات اتمی این کشور شود. از این رو، سیاستمداران ارشد اسرائیلی جدای از اینکه مدام به دولت بایدن فشار میآورند تا نکات مد نظر آنها در توافق اتمی با ایران گنجانده شود، به نحو گستردهای در پی دریافت امتیازات و تضمینهای سیاسی و امنیتی و اقتصادی از دولت آمریکا نیز هستند.
فقدانِ ظاهری یک گزینه نظامی اسرائیل علیه ایران به این معنا نیست که سازمان "موساد" بیکار خواهد نشست. در این راستا باید گفت انتظار میرود که در ادامه راه، بودجههای سنگینی از سوی دولت اسرائیل جهت پیشبرد گزینه نظامی علیه ایران در قالب فعالیتهای خرابکارانه سازنان موساد تخصیص داده شود. در واقع، موساد به نوک پیکان پیشبرد سیاستها و رویههای اسرائیل علیه ایران تبدیل شود.
البته که این مساله همسو با تمرکز ارتش اسرائیل بر مقابله با نفوذ نظامی و امنیتی ایران در خاک سوریه و یا انتقال تسلیحات مدرن از سوی تهران به حزبالله لبنان از طریق خاک سوریه نیز میباشد. در این راستا، سازمان موساد موظف خواهد شد تا اقدامات تخریبی و تضعیف کننده گستردهای را علیه توانمندیهای اقتصادی و عملیاتی ایران به اجرا گذارد.
البته که پیشبرد این دستورکارها با توجه به وقوع تغییرات ساختاری گسترده در سازمان جاسوسی موساد و استعفای موجی از رهبران عالی رتبه این سازمان در مدت اخیر، چالشی اساسی را برای "دیوید بارنیا" رئیس موساد به وجود آورده است. با این حال، موساد در خط مقدم جمع آوری اطلاعات در مورد برنامه موشکی و اتمی ایران و همچنین تعریف برنامههایی خاص جهت مقابله با قدرتمند شدنِ روز افزودن ایران قرار خواهد گرفت.
در کنار همه این ها، انتظار میرود که موساد به حملات و اقدامات مخرب سایبری خود علیه تاسیسات حساس ایران که مرتبط با برنامه اتمی و پروژه موشکهای بالستیک آن هستند، ادامه دهد و در عین حال، گروههای مخالف با ایران نظیر گروهک منافقین را در انجام اقدامات خرابکارانه در داخل ایران، حمایت کند و در عین حال سعی نماید که در ایران، نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی را تحریک و ایجاد کنند (همگیِ این اقدامات با هدف تضعیف نهایی نظام سیاسیِ جمهوری اسلامی ایران و مشغول کردن آن به چالشهای داخلی اش انجام میشوند).
توافق هستهای جدید با ایران که احتمالا در روزهای آتی در وین به امضا خواهد رسید، از تمامی جنبهها برای اسرائیلی اتفاقی ناخوشایند است با این حال، یکچنین توافقی به اسرائیل زمان میدهد که تاکتیکها و راهبردهای تقابلی خود در رابطه با ایران را به روز کند. این توافق شامل نابودسازیِ سانتریفیوژهای پیشرفته این کشور (ایران) که تهران آنها را در سایتهای اتمی خود مستقر کرده و یا ممانعت از تداوم یافتن روند تحقیق و توسعه هستهای از سوی ایران نمیشود. در عوض، ایران در چهارچوب این توافق، از لغو برخی تحریمها علیه خود سود خواهد برد.
این بدان معناست که اسرائیل امکان دارد به صورت جدی سیاست قانع سازی آمریکا را مبنی بر این مساله در پیش گیرد که ایران تحت توافق اتمی جدید، تهاجمیتر و خشنتر از قبل خواهد بود و در عین حال، منابع مالی گستردهای را نیز در دسترسِ خود خواهد دید. باید توجه داشت که ایران با اسرائیل و شماری دیگر از دولتهای مخالف خود، مسائل حل نشدهای دارد که این موضوع میتواند مقدمهای بر ایجاد چالشهای به مراتب گستردهتر در آینده باشد.
در شرایط کنونی، ارتش و جامعه اطلاعاتی-امنیتی اسرائیل میگویند که باید جهت مقابله با روندِ قدرت گیری ایران در آینده نزدیک آماده شوند (قدرت گیری ایران جزئی لاینفک از امضای توافق هستهای جدید با تهران خواهد بود). تا آن زمان، ما شاهدِ اوج گیری عملیاتهای متقابل میان ایران و اسرائیل در طیف گستردهای از جبههها و در قالب حوزههایی نظیرِ: نظامی، امنیتی، سایبری و اقتصادی خواهیم بود. روند و کارزاری که احتمال میرود روز به روز تشدید شود و بیش از هر زمان دیگری قدرت گیرد.»