
فرارو- در هفته گذشته تصویر بخش نامهای منتسب به هیات کوهنوردی استان خراسان خطاب به مدیران باشگاههای کوهنوردی منتشر شد که داشتن اجازه شوهر یا پدر برای کوهنوردی زنان را الزامی دانسته بود. در این بخشنامه به باشگاههای کوهنوردی ابلاغ شده که برای صیانت از بنیان و اساس خانواده ها، اجازه همسر برای شرکت خانمهای متاهل و اجازه، ولی قهری برای خانمهای مجرد و نوجوانان تا سن ۲۰ سال الزامی است. هیئت کوهنوردی خراسان مدعی است همسران بانوان متأهل شکایت کرده و مدعی شدهاند در تورهای کوهپیمایی و صعودهای ورزشی برخی باشگاهها ارتباط غیراخلاقی و نامشروع بین زنان و مردان ایجاد شده و حالا این هیئت میخواهد با این اقدام جلوی فعالیتهای غیرمشروع افرادی که به اسم کوهنوردی و صعود ورزشی، تور طبیعتگردی برگزار میکنند و باعث بدنامی ورزشکاران کوهنورد میشوند را بگیرند. این هیئت همچنین از باشگاههای کوهنوردی استان خواسته در صعودهای ورزشی برای بانوان کوهنورد، مربی بانو در نظر گرفته شود.
این موضوع با واکنشهای زیادی رو به رو شد. رضا زارعی رییس فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی به ایسنا گفته: ملاک عمل فدراسیون آیین نامههای وزارت ورزش و یا آیین نامههای داخلی فدراسیون است. محمد علی ابطحی فعال سیاسی اصلاحطلب در توییتر خود نوشت: "اذن همسر و، ولی برای کوهنوردی نه شرعی است و نه قانونی و نه مورد پذیرش عرف. " او در ادامه نوشت: "نقطه اشتراک داعش و طالبان و افراطیهای داخلی زن ستیزی است. " مهناز افشار بازیگر سینمای ایران هم در توییتر نوشت: "از مشهد خبر رسیده زنان زیر ۲۰ سال باید از شوهر یا، ولی خودشون برای حضور در برنامههای کوهنوردی اجازه بگیرن. وضع این جور قوانین نه تنها باعث محدودیت نمیشه بلکه باعث ایستادن و گرفتن حقی ست که شما آن را بازیچه نگاه ضدزن خودتون قرار دادید. برای همیشه نمیتوانید زنان را محدود کنید. "

بیشتر بخوانید: اجازه همسر برای کوهنوردی زنان متاهل مشهدی الزامی شد!
از کنسرت تا دوچرخه و کوهنوردیاما احمد زحمتکش رییس هیات استان خراسان رضوی این بخشنامه را تایید میکند. او میگوید: "ما که قانونگذاری نکردیم، کار عجیبی را برای باشگاهها حکم نکردیم. ما از باشگاهها خواستیم با توجه به مسائلی که اتفاق میافتد، مسائلی که در پاراگرافهای اول و دوم متن بخشنامه آمده، بهتر است رعایت شود. موارد قانونی را آوردهایم. " او در پاسخ به این موضوع که این موارد در آیین نامه فدراسیون وجود ندارد، میگوید: "آیین نامه فدراسیون که تمامی قوانین جاری کشور را در یک آیین نامه نمیآورد، اینها قوانین جاری کشور است. وقتی یک ناهنجاری ایجاد میشود که خانوادهها آسیب میبینند. الان یک نفر آمده توصیه کرده که باشگاههای کوهنوردی که خوب کار میکنید و شبانه روزی زحمت میکشید، کسب درآمد نامشروع نمیکنید شما حداقل این موارد را رعایت کنید."
محدودیت اعلام شده برای زنان در کوهنوردی در حالی است که چندین سال پیش آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد زبان از دوچرخه سواری زنان انتقاد کرده بود. زنان برای دوچرخه سواری معمولا شبها و محلهایی را انتخاب میکنند که رفت و آمد در آنها کمتر است. یکی دیگر از ممنوعیتهای شهر مشهد برگزاری کنسرت است که زن و مرد نمیشناسد. این موضوع باعث شده است شهروندان مشهدی برای رفتن به کنسرت باید کیلومترها از شهر خارج شوند و به شهرهایی مثل نیشابور یا قوچان بروند. نحوه نگاه حاکم بر این شهر بارها با انتقاد فعالان سیاسی رو به رو شده است. برخی نگاه حاکم بر مشهد را ملوک الطوایفی و مستقل از قوانین کشور خوانده اند. در ادامه با برخی شهروندان مشهدی به گفتگو نشسته ایم.

بیشتر بخوانید: مقاومت ملت ایران به خاطر شیعه بودن است و نه ایرانی بودن
مینا خوش خلق، یکی از فعالان عرصه موسیقی و تئاتر مشهد نیز به خبرنگار فرارو میگوید: "هر کاری که یک خانم بخواهد انجام دهد که در شهرهای دیگر مسالهای نیست در مشهد تابوشکنی است. البته همه این به نگاه حاکمیتی برنمی گردد. بخشی مربوط به خود مردم مشهد است. خانمهایی که در این شهر دوچرخه سوار میشوند تعدادشان خیلی کم است. وقتی سوار میشوند جاهایی را انتخاب میکنند که رفت و آمد در آنجا کم باشد. علاوه بر فشار مسئولین، فشارهای خود مردم هم وجود دارد. با این حال نگاه مردم در سالهای اخیر بهتر شده است. مردم مشهد به شهرهای دیگر یا حتی خارج از ایران رفته اند و از نزدیک دیده اند که یک زن میتواند ساز دستش بگیرد، آن هم ساز غربی. طبیعتا وقتی کسی این اتفاقات را میبیند و به مشهد برمی گردد حتی اگر بخواهد از آن تقلید کند یک گام بزرگ برای مشهد است. "
این فعال هنری ادامه میدهد: مشهد در هنرهایی مثل سینما، تئاتر و موسیقی بهترین هنرمندان را دارد. ما استاد شجریان مشهدی است. ما اخوان ثالث را داریم. او در پاسخ به اینکه "مردان مشهدی چه محدودیتهایی دارند که این محدودیتها در شهرهای دیگر نیست؟ " میگوید: "مردان مشهدی در زندگی اجتماعی و مدنی محدودیت متفاوتی از مردم بقیه شهرهای ایران ندارند. مگر اینکه یک مرد بخواهد کار هنری انجام دهد. آن وقت به قدری سنگ جلوی پای او میافتد که خیلی وقتها او از فکر و ایده اش پشیمان میشود. مثلا به سختی به او سالن تئاتر میدهند. اگر در برابرا نمایشی مخالفت وجود داشته باشد بدترین سالن را به آن اختصاص میدهند. چندین بار بازبینی میشود. یا مثلا ما تئاتری اخیرا داشتیم که از سه بازیگر یک نفرشان زن بود. اما برای تبلیغات در سطح شهر باید تصویر بازیگر زن حذف میشد و گرنه نمیتوانستیم تبلیغات شهری داشته باشیم. "
او میگوید: "در حوزه موسیقی در مشهد، اصلا نمیتوان صحبت موسیقی راک و ... کرد. در موسیقی سنتی هم اجراها برای آنکه نام کنسرت نداشته باشد، به اسم کارگاه پژوهشی برگزار میشود. انگار مردم مشهد اصلا نباید اسم کنسرت ببینند. تبلیغات این اجراها در تلگرام و اینستاگرام انجام میشود آن هم به اسم کارگاه پژوهشی. برگزاری اینها هم چندین مجوز و هماهنگی میخواهد. حالا اگر هنرمند خانم باشد مشکلات دو برابر میشود. "
فرشاد عزیزی، روزنامه نگار و فعال رسانه ای، اما کمی با نگاهی خوشبینانهتر به ماجرا نگاه میکند. او که در عرصه موسیقی نیز فعالیت دارد به فرارو میگوید: اینکه اجرای موسیقی در مشهد قدغن است تصوری اشتباه است. همین دو هفته پیش حسین علیشاپور، خواننده آواز ایرانی همراه با مازیار شاهی نوازنده تار برای مناسبت روز حافظ به مشهد آمدند و در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی ساز و آواز اجرا کردند. البته اسمش را کنسرت نگذاشته بودند. یک ماه قبل هم در یک آموزشگاه موسیقی اجرا داشتند که بلیت فروخته میشد. تنگناهای مختلفی وجود دارد. اما اینگونه هم نیست که هیچ اتفاقی نمیافتد. اداره ارشاد نسبت به گذشته همراهتر است. فرماندار مشهد که امروز استاندار سیستان وبلوچستان شد نگاه بازتری داشت.

بیشتر بخوانید: چرا مشهد قطب اول موسیقی زیرزمینی شد؟
او ادامه میدهد: ۱۷ سال است که در مشهد جشنواره فیلم فجر داریم. کمتر کلانشهری این امکان را داشته است. مشهد سه پردیس سینمایی بزرگ دارد که روی هم رفته ۲۰ سالن دارند. حوزه سینما در مشهد هیچ کمبودی ندارد. وضعیت تئاتر هم بهتر از گذشته شده است. شورای شهر کنونی به این هنر توجه بیشتری دارد. ما در مشهد سه روزنامه مهم داریم. این شهر تعداد زیادی روزنامه نگار دارد که جز تهران هیچ کلانشهر دیگری به این میزان روزنامه نگار ندارد. نمیگویم محدودیت نیست، اما اینگونه هم نیست که فعالان فرهنگی و هنری حق حیاتِ کاری نداشته باشند. فقط کنسرت متوقف است. این فعال فرهنگی و هنری در ارتباط با الزام زنان به داشتن اجازه نامه برای کوهنوردی نیز میگوید: این اتفاق یک برخورد سلیقهای محسوب میشود که بر اساس برخی تفکرات خودمحورانه انجام شده است. تفکراتی که شاید هیچ بنیه شرعی، قانونی و عرفی نداشته باشد.
مشهد یک واقعیت دارد و یک نما
محمد صادق جوادی حصار فعال سیاسی اصلاحطلب هم که در مشهد زندگی میکند از نوع مبارزه مردم شهرش روایت میکند. او به فرارو میگوید: مشهد یک واقعیت دارد و یک نما. واقعیت مشهد شهری زنده با مردمی پویا و فهیم است که شادمانی و فرح را جستجو میکنند. اما عدهای دوست دارند تابلویی کبود از مشهد تصویر کنند و بگویند به مشهد نزدیک نشوید. نما دست کسانی است که اطلاعیه میدهند که خانمها برای کوه رفتن باید اجازه نامه همسر داشته باشند. البته گاهی اوقات از سوی مردم با این افراد برخورد میشود. از دیروز کسی که بخش نامه اجازه نامه خانمها برای کوهنوردی را مطرح کرده بمباران میشود که چه کسی به تو اجازه داده چنین حرفی بزنی؟ فدراسیون ملی، تربیت بدنی استان، مجامع فرهنگی و سیاسی استان به او واکنش نشان دادند و مردم عادی هم حرف او را به تمسخر گرفتند. جریانهای منتقد و مخالف در مشهد به صورت پویا و زنده مبارزه مدنی میکنند.
این فعال سیاسی درباره نوع مبارزه مردم مشهد ادامه میدهد: مردم مشهد با این نگاهها مبارزه منفی میکنند؛ یعنی اصلا به آنها محل نمیگذارند و کار خودشان را میکنند. روش مردم مشهد در مبارزه متفاوت است. همه روشهای مبارزه در سراسر کشور لزوما نباید یکسان باشد. مشهد به خاطر بنا به یک سری اقتضائات دارد شیوههای مبارزاتی خاص خود را دنبال میکند. این شهر در همه ادوار تاریخ یکی از خاستگاههای اصیل و پایگاههای محکم تحولات اجتماعی و سیاسی به صورت بنیادی است. مشهد بیتحرک و خموده نیست. اما عدهای پردهای سیاه بر روی آن میکشند که پویایی و زندگی در شهر کمتر به نمایش درآید. اگر یک روز را انتخاب کنید، به مشهد بیایید، من این پرده سیاه را برای تان کنار میزنم تا متن واقعی زندگی در مشهد را ببینید.
جوادی حصار در ارتباط با مواضع آیت الله علمالهدی امام جمعه مشهد نیز میگوید: آیت الله علمالهدی دیدگاهها و نظراتی دارد، اما شنوندگان نظرات او تنها تابع بخشی از این نظرات هستند که باید به آنها هم احترام گذاشت. در مقابل هم عدهای هستند که نظرات او را قبول ندارند و اصلا از نظر فقهی پیروی آرا و نظرات او نیستند. دستگاههای حکومتی هم کسی را ملزم به تبعیت از آرای آیت الله علمالهدی نمیکنند. البتنه نظرات ایشان در قسمتهای حاکمیتی شهر میچربد. اما در جاهای مدنی این گونه نیست.
جوادی حصار موضوع امام بخش نامهای که کوهنوردی زنان به داشتن اجازه نامه شوهر یا پدرشان ملزم میکند را به امام جمعه بیربط میداند. او در پاسخ به اینکه در این بخشنامه به دستور دادستانی اشاره شده است میگوید: دادستانی به آقای علمالهدی ربط ندارد. همانطور که ممکن است آقای علمالهدی یک سری کارهای دادستانی را قبول داشته باشد برعکس آن هم امکان دارد. من خودم برای پیگیری بازداشت یک نفر با امام جمعه تماس داشتم. به او بازداشت آن فرد را اطلاع دادم. از یکی از دستگاهها روز بعد با من تماس گرفتند و گفتند چرا آقای علمالهدی را علیه ما میشورانید و میگوید ما فلان شخص را بازداشت کردهایم. در حالی که آن فرد توسط دستگاه دیگری بازداشت شده است.
او ادامه میدهد: آقای علمالهدی با این بازداشت مخالف بود و برای آن پیگیری کرد. میخواهم بگویم آقای علمالهدی نه مطلقا بد است و نه مطلقا خوب. او هم مثل بقیه انسانها نظراتی دارد، اما اگر بگوید بروید کلاه بیاورید یک عده کلاه را با سر میآورند. اینها را که نباید به حساب آقای علمالهدی گذاشت. مردم مشهد هم نسبت به آرای آقای علمالهدی گزینشی برخورد کرده و میکنند. بخشی زیادی از مردم آرا و نظرات فقهی او را در حوزههای اجتماعی قبول ندارند. کسی این افراد را مواخذه یا محاکمه نمیکند که چرا به نظرات آقای علمالهدی توجه نمیکنید. حرفهای من را هم عینا بنویسد. آنها را همینگونه که به شما میگویم بدون کم کردن یک ویرگول روی سایتم میگذارم.
این موضوع هم اگر در یک جایی که همه مسئولین اش اصلاح طلب یا طرفدار دولت بود ، پیش اومده بود ، اصلا مطرح نمیشد!