روزنامه جوان در سرمقاله خود نوشت:جریان اصلاحات و ایضاً هاشمی و تا حدودی دولتیها، مواضع و عملکرد افرادی که اکنون مورد غضب رسانههای غربی هستند را آسیب به نظام میدانند و بر این باورند که با عملکرد شورای نگهبان، اندیشه مصباح و ... مردم به نظام بدبین میشوند و انقلاب آسیب میبیند.
سؤالی که در اینجا مطرح است اینکه: اگر عملکرد و اندیشه این افراد موجب آسیب به نظام میشود چرا غرب از آنان حمایت نمیکند تا اینگونه فرآیند حذف انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی زودتر محقق شود؟ مگر اصلاحطلبان مواضع و عملکرد شورای نگهبان، آیات جنتی، مصباح و محمد یزدی را برخلاف نظام و موجب تضعیف آن نمیدانند؟ اگر اینها تضعیفکنندگان نظام هستند چرا مورد حمایت بیبیسی و رادیوفردا و... قرار نمیگیرند؟ چرا آنان به کمک این فقها نظام را به سمت قهقرا نمیبرند؟
امثال آیتالله هاشمی، روحانی و اصلاحطلبان خود را اصل و عین نظام میدانند و بقیه را بدلی، دهاتی، نورسیده، تازه به دوران رسیده، نوکیسه، دور از مبارزه و عدم همراه با امام میدانند. آیا میتوان گفت بیبیسی و رادیوفردا و منافقین با حمایت از لیست هاشمی و اصلاحطلبان در خبرگان درصدد تقویت کسانی هستند که عین و اصل نظاماند؟ آیا غرب تصمیم به تقویت نظام جمهوری اسلامی و خط امام گرفته است و درصدد مبارزه با کسانی است که اهل مبارزه نبودهاند و نورسیدهاند؟
چرا در سال 88 همه شبکه های خارجی به حمایت از موسوی و کروبی برخاستند و به جای تحریم انتخابات خواستار حضور گسترده در انتخابات و رای دادن به این دو نفر شدند. و با تحلیل ها و آمارسازی های ساختگی به پیروزی موسوی قبل از انتخابات رای دادند چون هواداران و طیف طرفداران موسوی برای تشنج و آشوب و باورپذیری تقلب مناسب بودند چرا در سال 92 از جلیلی حمایت نکردند
چرا در انتخابات این دوره مجلس شدیدا و با تمام قوا به حمایت از دارو دسته هاشمی پرداخته اند مگر برای آنها فرقی می کند که در ایران چه کسی رای بیاورد؟
گرچه امید زیادی به این که این طرز تفکر بساطش را جمع کند اندک است،اما امید هست