bato-adv
bato-adv
کد خبر: ۱۸۸۵۶

شکست احمدی نژاد شکست ايدئولوژی اصولگرايان راديکال است

صادق زیبا کلام

تاریخ انتشار: ۱۱:۰۷ - ۱۵ دی ۱۳۸۷

فرارو- در انتخابات پیش رو این تنها اصلاح طلبان نیستند که بر انتخابات آزاد و لزوم صیانت از آرا تاکید می کنند. هاشمی رفسنجانی نیز که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته تنها راه حلش پناه بردن به خدا بود، در این زمینه صاحب آرای قابل توجهی است. 

---

-آقای دکتر، پس از یک دوره اظهارات و اعلام نگرانی اصلاح طلبان درباره روند برگزاری سالم انتخابات و ارائه پیشنهاد تشکیل سازمان ملی صیانت از آرای مردم اکنون شاهد هشدار و اظهار نگرانی از سوی آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست مجلس خبرگان رهبری درباره دخالت در آرای مردم هستیم. به نظر جنابعالی علت این اعلام نگرانی های مستمر چیست؟
دقت کنید، در هر انتخاباتی که خود دولت یعنی متولیان و مسوولان امر یکی از طرفین «دعوا» هستند البته باید دعوا را در گیومه بگذاریم، این احتمال وجود دارد که ممکن است به هر حال تخلفاتی در جریان انتخابات صورت بگیرد به همین دلیل وقتی انتخاباتی برگزار می شود که رئیس جمهور در حقیقت خودش نامزد نیست قاعدتاً دلیلی وجود ندارد فرد نگران باشد که ممکن است آرا کم یا زیاد شود. 

حداکثر احتمال چنین است که در این موارد ممکن است رئیس جمهور یا مجریان انتخابات مثلاً به یکی از نامزدها نزدیک بوده یا نهایتاً از نامزدی که به خط فکری آنان نزدیک تر است، جانبداری کنند. اما در انتخاباتی که پیش رو داریم همه قرائن و شواهد حکایت از این دارد که آقای احمدی نژاد یکی از مدعیان جدی انتخابات خواهد بود و در عین حال او خود باید انتخابات را برگزار کند و اصلی ترین متولی آن به شمار می رود. 

ماجرا شبیه این است که مثلاً در یک محکمه قاضی و هیات منصفه به گونه یی در دعوایی که مطرح هست ذی نفع باشند. البته این پدیده در کشور ما بی سابقه نیست و در زمان آقای خاتمی هم مساله چنین بود. وقتی ایشان در دوره دوم نامزد شدند، رئیس قوه مجریه و رئیس دولت بودند. آقای هاشمی رفسنجانی هم هنگامی که در سال 72 برای دوره دوم نامزد شدند خود رئیس دولت بودند ولی باید بگویم مورد آقایان هاشمی و خاتمی با مورد آقای احمدی نژاد دارای یکسری تفاوت های اساسی و بنیادین است. این تفاوت های اساسی و بنیادین هم در این است که چه در سال 72 و چه در سال 80 واقعاً رقیب جدی یا رقابت تنگاتنگ و بسیار جدی وجود نداشت. 

مثلاً در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، ایشان هیچ رقیب جدی نداشتند. گویا به نظرم آقای دکتر جاسبی یا مثلاً آقای توکلی کاندیدا بودند که خب، در حقیقت این افراد بیشتر برای خالی نبودن عریضه به میدان آمده بودند و نامزد اصلی انتخابات هم شخص هاشمی رفسنجانی بود. وضعیت خاتمی هم به گونه یی مشابه بود یعنی به رغم آنکه در سال 80 ایشان نامزد بودند و در عین حال همزمان با کاندیداتوری در انتخابات ریاست دولت را برعهده داشته و مجری انتخابات هم بودند ولی اجماع کلی روی ایشان وجود داشت و دلیلی وجود نداشت تا شائبه دخل و تصرف در آرا توسط ایشان رخ دهد. اما در مورد آقای احمدی نژاد مساله فرق می کند زیرا همان طور که می دانیم به هر حال عدم موفقیت سیاست ها و برنامه های آقای احمدی نژاد در سه سال و اندی گذشته و احتمالاً چندین ماه باقیمانده ایشان را با مخالفت های جدی روبه رو کرده است و حالا اگر در برابر ایشان آقای خاتمی حضور داشته باشد یا حضور نداشته باشد به هر حال اصلاح طلبان در برابر احمدی نژاد یک چالش جدی هستند. 

از سوی دیگر مخالفان و منتقدان احمدی نژاد در دل طیف راست یا اصولگرایان هم می توانند چالش های جدی برایش به وجود آورند. آقای قالیباف هم چنین پتانسیلی دارد و حتی ممکن است در میان اصولگرایان بار دیگر تز ائتلاف مطرح شود و گزینه هایی همچون آقای ناطق نوری یا آقای لاریجانی دوباره به صحنه بازگردند لذا این طور نیست که ما کار انتخابات را در 27 خرداد 88 تمام شده بدانیم و گویی که از الان مشخص است چه کسی پیروز میدان خواهد شد برخورد کنیم.

-ولی برخی محافل سیاسی مایوس هستند و عده یی هم معتقدند بنابر سنت ساختار سیاسی ایران همواره رئیس جمهور دو دوره متوالی بر سر کار حضور دارد و مردم هم تمایل دارند شخص رئیس جمهور بتواند در چهار سال آتی پروژه های خود را به اتمام برساند و طرح هایش را کامل کند. آیا این انتخابات واقعاً جدی است؟
بله. این پدیده طی ادوار گذشته و دو دوره انتخابات گذشته یعنی دور دوم انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی و در زمان آقای خاتمی رخ داد و من هم آن را قبول دارم ولی در هر بار یعنی چه در سال 72 و چه در سال 80 رقابت با آقای هاشمی رفسنجانی و رقابت با آقای خاتمی مساله خیلی جدی نبود اما معتقدم به دلیل عملکرد آقای احمدی نژاد و عدم موفقیت وی و کابینه اش و انتقادات بسیار جدی که نسبت به دولت نهم وجود دارد هم در میان اصلاح طلبان و هم در بین اصولگرایان فعالیت انتخاباتی وجود داشته و آنان در این رقابت فعال خواهند بود لذا گمان می کنم این بار رقابت جدی است مقصودم این است که اگر در دور دوم آقای هاشمی رفسنجانی یا خاتمی رقابت جدی نبود و شاید معلوم بود که آقای هاشمی یا خاتمی پیروز می شوند به این دلیل بود که مخالفت جدی با آنها در صحنه سیاسی کشور وجود نداشت. 

مخالفان هاشمی رفسنجانی در دور دوم عمدتاً محدود به برخی عناصر چپ و حتی تا حدودی فعالان ملی و مذهبی بودند در حالی که شما نمی توانید حجم مخالفت و نارضایتی ها از آقای احمدی نژاد را با آن مقایسه کنید. همچنین در مورد دولت دوم آقای خاتمی هم اوضاع بر همین منوال بود مثلاً در دوره دوم مخالفان و منتقدان جدی آقای خاتمی را شماری از دانشجویان طیف علامه دفتر تحکیم وحدت و جنبش دانشجویی و همچنین عده یی از شخصیت ها و روشنفکران تشکیل داده و محدود بودند ولی شما اصلاً نمی توانید این موارد را با مخالفت هایی که نسبت به احمدی نژاد وجود دارد، مقایسه کنید. 

بنابراین این گزاره درست است و می توان گفت در گذشته هم یک جور قانون نانوشته در جمهوری اسلامی وجود داشت که همواره رئیسان جمهور در دو دوره متوالی در قدرت حضور داشتند ولی این نکته را نباید از یاد ببریم که آیت الله خامنه یی یا آقای هاشمی رفسنجانی یا آقای خاتمی در دوره دوم ریاست جمهوری خودشان مخالفان چندانی نداشتند در حالی که اکنون به دلیل سوءمدیریت و وعده های محقق نشده بسیاری از مخالفت های جدی در صحنه سیاسی ایران وجود دارد و اصلاً حجم مخالفت ها در فضای سیاسی امروز با دوران گذشته قابل مقایسه نیست.

-با توجه به این تحلیل شما و احتمال اینکه امکان انشقاق در جناح راست وجود دارد چون برخی از اصولگرایان هم از رفتار و نحوه مدیریت آقای احمدی نژاد ناراضی هستند، شما پیش بینی می کنید تا چه حد احتمال دارد این انتخابات یک شکل دوقطبی پیدا کند؟ احتمال آرایش چندقطبی را چگونه می بینید؟
پاسخ به پرسش شما یک مقدار زیادی بستگی به تصمیم آقای خاتمی دارد. اگر آقای خاتمی ظرف هفته های آینده نامزدی خود را اعلام کند و رسماً و عملاً وارد عرصه رقابت شود به گمان من آن وقت رقابت دوقطبی خواهد شد یعنی یک نامزد اصلی آقای خاتمی است و در برابرش آقای احمدی نژاد قرار خواهد گرفت.
 
اتفاقاً بنده معتقدم جناح راست یا طرفداران آقای احمدی نژاد خیلی مایلند آقای خاتمی اعلام نامزدی کرده و وارد گود شود زیرا در صورت ورود خاتمی هیچ کس از درون جبهه اصولگرایی در مقابل احمدی نژاد نخواهد ایستاد. یعنی ورود خاتمی و حضور در صحنه رقابت های انتخاباتی آتی باعث خواهد شد همه اصولگرایان و همه تشکیلات جناح راست پشت سر آقای احمدی نژاد بسیج شده و متحد شوند زیرا می خواهند از پیروزی اصلاح طلبان جلوگیری کنند.
 
اگر خاتمی از این کار پرهیز کند و وارد نشود و فرض کنید که در این جناح یک یا دو نامزد اصلاح طلب به میدان بیایند مثلاً آقای کروبی یا آقای دکتر محمدرضا عارف بیایند در آن صورت سایر نامزدهای اصولگرا هم می توانند وارد میدان شوند زیرا دیگر خطر خاتمی وجود ندارد. ولی یقیناً در صورت حضور خاتمی در انتخابات دیگر کسی از میان اصولگرایان حاضر نیست یا به تعبیر دیگر به خودش اجازه نمی دهد احمدی نژاد را در برابر چالش قرار دهد زیرا اگر خاتمی در میدان حاضر باشد و به صورت همزمان نامزد دیگری در کنار احمدی نژاد در طیف اصولگرایان بایستد به معنای آن است که این فرد می خواهد یک جوری از پشت به جناح مطبوع خویش خنجر بزند. 

بنابراین شخصاً معتقدم اگر خاتمی پا به عرصه رقابت بگذارد انتخابات دوقطبی خواهد شد و در غیر این صورت ممکن است دارای یک انتخابات چندقطبی باشیم و قطب های جدید بروز کند و شاهد باشیم که نامزدهای دیگری به غیر از آقای احمدی نژاد در میان اصولگرایان ظاهر شوند.

-آقای دکتر اجازه دهید به سراغ بحث رفتار مجریان و مسوولان انتخابات برویم. تجربه برگزاری چند انتخابات از سوی دولت نهم و از سوی دیگر حضور احمدی نژاد در این دوره از انتخابات که به هر حال متولیان و مجریان انتخابات هم بخشی از تیم اجرایی وی هستند، باعث برخی نگرانی ها می شود. پرسش اینجاست که تاکنون چه رفتارها یا برخوردهایی از سوی برگزارکنندگان انتخابات در دولت نهم مشاهده شده است که یکی از مسوولان عالی رتبه نظام نسبت به دخالت در آرای مردم هشدار می دهد؟
به نظر من در خصوص اظهارات اخیر و نگرانی آقای هاشمی دو نکته را می توان مطرح کرد؛ نخست اینکه قبلاً هم چنین اظهاراتی و این اعلام نگرانی از سوی ایشان سابقه داشته است. اگر به خاطر داشته باشیم در جریان انتخابات سال 76 ایشان در یکی از خطبه های نماز جمعه که حدود سه هفته قبل از برگزاری انتخابات ایراد شد تعدادی اظهار نگرانی کردند و هشدار دادند مبادا در آرای مردم و انتخابات دخل و تصرف صورت بگیرد.
 
البته همان زمان هم فعالان جناح راست مکدر و ناراحت شدند و به ایشان جواب دادند چرا شما قصاص قبل از جنایت می کنید و چرا این گونه مسائل را طرح می کنید. نکته دیگر هم همان طور که عرض کردم، برای جناح راست و فعالان اصولگرا مساله پیروزی و برد آقای احمدی نژاد در انتخابات یک مساله سرنوشت ساز است و از نظر سیاسی این مساله می تواند به مساله مرگ و زندگی تبدیل شود و چون عملکرد آقای احمدی نژاد یک بعد مساله است و شعارها و امواج سیاسی که وی و دولتش به وجود آورده اند هم بعد دیگر ماجراست. 

در حقیقت اگر آقای احمدی نژاد در این انتخابات شکست بخورد می توان گفت این شکست به نوعی نتیجه آرمان ها و ایده آل ها و جهان بینی های جریان رادیکال اصولگرا در ایران به شمار می رود زیرا جریان رادیکال اصولگرایان معتقد به رویارویی با امریکا و رویارویی با غرب و مبارزه با اسرائیل هستند و همان طور که ظرف سه سال و اندی گذشته شاهد بودیم در سیاست خارجی دشمنان ایران به شدت گسترده تر و متکثر تر شدند و مخالفت با ایران افزایش یافته است و در حال حاضر هم می بینیم به غیر از چند کشور در امریکای لاتین و چند کشور در اطراف و اکناف جهان عملاً سیاست خارجی اصولگرایان باعث اجماع علیه ایران و انزوای ایران شده است مثلاً اگر در گذشته تنها امریکا یا حداکثر چند کشور اروپایی با ایران مخالفت می کردند امروز به خاطر رویکرد اصولگرایان در عرصه سیاست خارجی هم امریکا و هم اتحادیه اروپا و هم اغلب کشورهای همسایه علیه ایران موضع گیری می کنند.
 
این مسائل را باید در کنار سایر حرف ها و مواضع سیاسی و اقتصادی بگذاریم که آقای احمدی نژاد در عرصه داخلی مطرح می کردند بنابراین شکست احمدی نژاد در انتخابات خردادماه سال آینده یک شکست معمولی نیست. این شکست را نمی توان یک شکست ساده تلقی کرد یا گفت این شکست به علت ناکامی در برنامه ها و عدم تحقق وعده هاست و مردم در این صورت به نامزد دیگری رای دادند بلکه در حقیقت شکست او شکست جهان بینی و ایدئولوژی اصولگرایان تندرو و رادیکال ایران است؛ سیاست هایی که تاکنون به صورت همه جانبه به آنها پایبند بوده و به خاطر اینکه چنین شکستی رخ ندهد یا جلوی آن را بگیرند و اصولگرایان تندرو یا رادیکال های جناح اصولگرا در صحنه سیاست کنار نروند ممکن است برخی از اصولگرایان رادیکال احساس وظیفه یا احساس تکلیف شرعی داشته باشند و به دلایل گوناگونی سعی کنند به هر قیمتی در انتخابات برنده شده و اجازه ندهند رقیب آقای احمدی نژاد پیروز شود.

-به هرحال هشدارهای آقای هاشمی رفسنجانی مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. به نظر شما چنین هشدارهایی چه تاثیری در فرآیند برگزاری انتخابات آتی خواهد داشت؟ آیا این موضع گیری ها اثربخش است؟
اگر هشدارهای آقای هاشمی رفسنجانی هم به نتیجه ملموس و معین نرسد یا دستاورد معینی نداشته باشد یا اینکه اصلاً چیزی را تغییر ندهد دست کم می تواند از نظر تاریخی، از نظر شرعی، از نظر انجام وظیفه و انجام تکلیف موثر باشد زیرا حداقل آقای هاشمی رفسنجانی می تواند بگوید من آنچه را که به خیر و صلاح مملکت، نظام، کشور و انقلاب می دانستم گفتم حالا سایر آقایان، علما و مراجع و رهبران سیاسی هم اگر نخواستند و پشتیبانی نکردند یا تعلل کردند به خودشان مربوط است ولی من یعنی اکبر هاشمی رفسنجانی آنچه را که به خیر و صلاح نظام جمهوری اسلامی می دیدم بیان کردم و پای حرفم هم ایستاده ام.

-در اینجا سایر بزرگان و فعالان سیاسی چه وظیفه یی دارند؟
سایرین هم باید به این مساله توجه کافی داشته باشند و از منظر هاشمی رفسنجانی به مساله دقت کنند.

-سوال آخرم آقای زیباکلام باز هم همان پرسش تکراری خدمت یا خیانت مطرح است یعنی کلیت نظام و اساس جمهوریت و اسلامیت مهم است یا پیروزی یک کاندیدا از یک جناح سیاسی. به نظر شما یک فرد اصولگرا در ارزیابی دو گزینه پیروزی یا شکست آقای احمدی نژاد می تواند بهای سنگینی را در نظر بگیرد و بازی دموکراسی را برای همیشه ویران کند؟
به نظرم باید مساله را این گونه نگاه کرد که اگر آقای احمدی نژاد برنده شود و اگر تمام تلاش های خود را به کار ببندیم و سعی کنیم ایشان در انتخابات خردادماه آتی پیروز شوند باید قیمت آن را هم مد نظر داشته باشیم. 

سوال من این است که حامیان و طرفداران احمدی نژاد در خلوت خود می توانند نظرات کارشناسی موجود یا گزارش های عده بسیار زیادی از نخبگان و کارشناسان مسائل گوناگون که اتفاقاً اصلاً سیاسی نبوده یا از همکاران و همفکران جناح راست هستند را نادیده بگیرند. واقعاً تکلیف عملکرد ایشان چه می شود؟ وضعیت کشور و بحران مدیریت و سوءرفتار در اجرای برنامه ها چه می شود؟ سوال دیگر اینکه این پیروزی را به چه بها و قیمتی می خواهیم؟ آیا این پیروزی به راستی به خیر و صلاح بلندمدت نظام و انقلاب است یا خیر؟ به اعتقاد من این پرسش مهم ترین سوالی است که باید سران اردوگاه اصولگرایی در خلوت خویش به آن پاسخ دهند.

bato-adv
bato-adv
پرطرفدارترین عناوین