«نبوی تصور نمیکرد که با شرایط غیرقابل تحمل و دشوار مهاجرت روبهرو شود. او گمان میکرد بعد از مهاجرت، فرصتهای مطالعاتی در طنز پیدا میکند ولی مهاجرت برای نویسنده و شاعر فارسی زبان خارج از حوزهی تمدنی و فرهنگ ایرانی با سختی روبهرو است و بسیاریشان بعد از مهاجرت با روزگار غیرقابل تحملی مواجه شدند.»
پیکر ابراهیم نبوی در جوار پدر و مادر خود به خاک سپرده شد. مراسم خاکسپاری او بدون اطلاع رسانی گسترده و در جمع خانواده و دوستان انجام گرفت.
پیکر روزنامهنگار و طنزپرداز ایرانی پس از انتقال از آمریکا به ایران، امروز در بهشتزهرای تهران در خانه ابدی خود آرام گرفت.
فعال سیاسی اصلاحطلب و وزیر پیشین راه و شهرسازی نوشت: «در سالهای گذشته بارها دلتنگش میشدم و دوست داشتم ببینمش، اما با توجه به اقامتش در خارج از کشور و این اواخر در آمریکا، امکانپذیر نبود. به هر روی، داوری که من میشناختم، زندگی در محیطی دور از حالوهوای ایران برایش سخت بود. او مانند ماهیای بود که از بد روزگار در آکواریم قرار گرفته بود. هرچند احتمالاً خیلی چیزها برایش فراهم بوده، اما محیط فرهنگی و اجتماعی روح و روان سرکش او را خرسند نمیکرده است. به قول خودش، در یک وضعیت آنومی اجتماعی قرار گرفته بود.»
خودکشی ابراهیم نبوی بار دیگر نشان داد آنکه میگرید یک درد دارد، آنکه میخندد هزارویک درد... و آنکه میخنداند هزاران درد. بهقول شاعری: «ما از آنها که تسلیشان میدادیم، غمگینتر بودیم.»
تحلیل پروسه حقوقی بازگشت ایرانیان خارج از کشور؛
یک حقوقدان و استاد دانشگاه تهران گفت: «تعداد قابل توجهی از شخصیتهای سیاسی ـ اجتماعی و فرهیختگان علمی و روزنامهنگاران پس از مهاجرت و سپری شدن زمان، به هر دلیلی تصمیم به بازگشت میگیرند، اما یک مانع عمده در برابر ایشان قرار میگیرد: "پیشبینیناپذیری رفتار حاکمیت" با مهاجران از وطن، علت اصلی عدم بازگشت این افراد است. پیشبینیپذیری از آثار "حاکمیت قانون" است، یعنی شهروندان بدانند که در برابر اقداماتشان قرار است چه پاسخی دریافت کنند. این حق شهروندان است که بدانند چه پاسخی در انتظار ایشان است و قرار است با ایشان چه کنند.»
روزنامه کیهان به ابراهیم نبوی حمله کرد و نوشت: « ابراهیم نبوی (همکار دو دهه قبل نشریات زنجیرهای) نه پریشب که خبر خودکشیاش در «مریلند» منتشر شد، بلکه دو دهه قبل تمام شد»
اگر وطن برای همه جان است، برای نویسنده جانان است. خودکشی ابراهیم نبوی بار دیگر نشان داد آنکه میگرید یک درد دارد، آنکه میخندد هزارویک درد... و آنکه میخنداند هزاران درد. بهقول شاعری: «ما از آنها که تسلیشان میدادیم، غمگینتر بودیم.»
رسول جعفریان، مورخ به خودکشی ابراهیم نبوی طنزنویس و پژوهشگر حوزهٔ ادبیات واکنش نشان داد.
«مرگ غمبار او میتواند تلنگری برای یک سیاست باشد: بازگشت چهرههای فرهنگی هنری و حتی سیاسی که روزگاری در خیمه «دیگری» بودهاند و بعدها راه خود را از بدخواهان جدا کردهاند.»
معاون وزیر فرهنگ گفت: ابراهیم نبوی ، طنزپرداز و روزنامهنگار، بارها پیام داده بود که میخواهد به ایران بازگردد و هزینهاش را هم بپردازد.
قسمتی از اجرای ابراهیم نبوی ، مجری ششمین جشن خانه سینما در شهریور ۱۳۸۱ را مشاهده میکنید
فعال سیاسی اصلاحطلب در واکنش به مرگ خودخواسته ابراهیم نبوی با ابراز تأسف نوشت: «کسی که با قلم و بیان خود در جهت شادی مردمان میکوشد، چه بسا در درون خود ناشادترین آدمیان باشد. این طنزپرداز ایرانی در زمرهٔ اینگونه کسان به حساب میآید.»
فعال سیاسی اصلاحطلب ضمن ابراز تأسف درباره خبر خودکشی روزنامهنگار و طنزپرداز ایرانی، نوشت: «وقتی خبر درگذشت خودخواسته ابراهیم نبوی را به من دادند، خشکم زد.»
سید ابراهیم نبوی مشهور به «داور» در ۶۴ سالگی به زندگی خود پایان داد. در اطلاعیهی خانوادهی او آمده که پدرمان در یک دههی اخیر افسرده و دلتنگ ایران بود و ناممکن بودن زندگی در وطنش، بار سنگینی را بر دوش او گذاشته بود. او در حالی از دنیا رفت که هرگز نتوانست با اقامت اجباری خود دور از ایران کنار بیاید.
دختران آقای نبوی در اطلاعیهای اعلام کردند: «به اطلاع دوستان و آشنایان میرسانیم که پدرمان، سیدابراهیم نبوی شب گذشته در شهر سیلورسپرینگ ایالت مریلند، جان خود را گرفت.
یهزاد نبوی این روزها بیش از هر زمان دیگری دغدغه روشنگری دارد. وی در مرور تاریخ 40 سال گذشته از روزهای تلخ شکنجه در رژیم پهلوی تا دلایل وقوع انقلاب سخن می گوید. در واکاوی شرایط این روزهای کشور سناریوهایی از جنس جدایی دولت و اصلاح طلبان را اشتباه می داند و معتقد است به جای متهم کردن یکدیگر باید در پی راهکار بود.