مرد محکوم به اعدام که متهم است با همدستی فرد دیگری دختری نوجوان را ربوده و مورد آزار قرار داده است، به اتهام آدمربایی در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
به دنبال شکایت رویا تحقیقات پلیس برای ردیابی عاملان جنایت سیاه آغاز شد و عادل و سیاوش ردیابی و بازداشت شدند، اما پلیس نتوانست ردی از مهدی پیدا کند. بدین ترتیب، آنها دیروز در شعبه ۱۲ دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شدند تا جلسه تحقیق از آنها انجام شود.
زن صیغهای بعد از اینکه باخبر شد شوهر سابقش با زنی عقد دائم کرده است، شکایتی علیه او تنظیم کرد و مدعی شد از سوی این مرد مورد تجاوز قرار گرفته.
وقتی زنگ در را زدم او خیلی سریع در را باز کرد و من وارد اتاق پذیرایی شدم کسی در خانه نبود چند ثانیه ایستادم تا اینکه مرد جوان وارد اتاق شد و ناگهان بهطرف من حمله کرد و با تهدید مرا قربانی نقشه شیطانیاش کرد.
همچنین کبودیهای روی بدن مقتول نشان میدهد بهزور به این بچه تعرض شده و او قصد مقاومت داشته، اما نتوانسته است. آثار خونریزی نیز وجود دارد. به این ترتیب شوهرخاله مقتول دوباره به دادسرا احضار شد. او منکر تعرض به دختربچه شد و گفت: اصلا نمیداند چه زمانی این اتفاق افتاده است. با تکمیل تحقیقات اولیه با توجه به مطرحشدن موضوع تعرض در پرونده تحقیقات در این خصوص در صلاحیت دادگاه کیفری استان مرکزی قرار گرفت.
عامل تعرض به دختر ۳/۵ ساله در یکی از بیمارستانهای شیراز، ۴۸ ساعت پس از اقدام شیطانیاش در مخفیگاه خود دستگیر شد.
مدتی بعد احساس کردم همسرم با متهمان به تجاوز که هر سه برادر و از آشنایان ما بودند، رابطه دارد و اصلا هم از این موضوع ناراحت نیست. روز حادثه همسرم مقدار زیادی به من قرص داد و خوابم برد. نیمهشب برای اینکه آب بخورم بیدار شدم و همسرم را با یکی از متهمان در خانه دیدم.
پسری جوان که فردی را به قتل رسانده، چون مدعی است به او تعرض کرده است شاهدی را به دادگاه معرفی کرد که خودش از قربانیان مقتول بود. این شاهد تأیید کرد که قربانیِ مقتول شده است.
متهم گفتههایی متفاوت با دختر جوان داشت و اظهارات او را تکذیب کرد و گفت: من این دختر را نربودهام، بلکه او خودش همراهم آمد. من او را آزار و اذیت نکردهام. او سه روز همراه من بود و روز سوم میخواست به خانه برود، اما میدانست خانوادهاش درباره این سه روز از او سؤال خواهند کرد، برای همین تصمیم گرفت با خودزنی و صحنهسازی سعی کند آنها را فریب دهد.
روز حادثه وقتی به من گفت که میخواهد با من رابطه داشته باشد و تهدیدم کرد که اگر به خواستهاش عمل نکنم، فیلم را منتشر میکند، چاقوی سلاخی را برداشتم و سر قرار رفتم. ما با هم درگیر شدیم، من او را به قتل رساندم و سرش را بریدم و بعد هم جسد را داخل چاهی انداختم، سپس ماشین او را برداشتم و به سمت خیابان اصلی شهر رفتم و جایی پارک کردم و فرار کردم.
ساعت ۱۱ شب ۲۵ بهمن سال گذشته وقتی از بیرون به خانه برگشتم متوجه شدم که همسرصیغهای ام، قصد آزار و اذیت دختر ۱۵ سالهام را دارد. سر این موضوع باهم درگیر شدیم. او با چوب به سرم زد.
الناز شاکر دوست در حاشیه اکران مردمی فیلم شبی که ماه کامل شد، به هواداری که به او دست زده بود پرخاش کرد.
رفتار نامتعارف، تعرض یا تجاوز؟
روز چهارشنبه هفته گذشته بود که این پرونده در دادگستری استان گلستان گشوده شد. خانواده یکی از دانشآموزان پایه اول رامیانی به دادگستری مراجعه و از معلم دخترشان شکایت کردند. والدین این دانشآموز مدعی بودند معلم ٦٠ ساله به دخترشان تعرض کرده است.
مریم در اظهاراتش گفت: «بهمن سال گذشته از طریق فضای مجازی با علیرضا آشنا شدم. ابتدا ارتباط ما در حد چند پیام کوتاه بود اما این ارتباط هر روز بیشتر و بیشتر شد تا اینکه در نهایت برای اولین بار یکدیگر را در پارک ملاقات کردیم. مدتی از آشنایی من و علیرضا گذشت و من در این مدت علاقه شدیدی به او پیدا کرده بودم تا اینکه یک روز علیرضا به من پیشنهاد ازدواج داد و من نیز بلافاصله پیشنهاد او را قبول کردم».
حدود یک ماه قبل سهراب با من تماس گرفت و گفت: اجناس جدیدی با قیمتی مناسب آورده است. او پیشنهاد داد که برای دیدن اجناس به انبارش بروم. با سهراب در محلی قرار گذاشتم و او به همراه زن جوانی به دنبالم آمدند. در راه زن جوان که فرشته نام داشت به من آبمیوه تعارف کرد، اما بعد از خوردن آبمیوه از هوش رفتم. زمانی که به هوش آمدم خودم را داخل خانهای دیدم و سهراب و فرشته هم آنجا بودند.
در بررسيهاي صورتگرفته مشخص شد اين سارق با انتشار آگهي در سايت ديوار با عنوان «کمک به نيازمندان» از زناني که با شماره وي براي دريافت کمک تماس ميگرفتند، درخواست ميکرد براي تکميل فرمي به آدرسي که به آنها اعلام ميکرد، مراجعه کنند يا آدرس آنها را براي انجام يکسري تحقيقات دريافت ميکرد که در همين زمينه دو نفر به دليل آزار و اذيت جنسي از اين فرد اعلام شکايت کردهاند.
یک سرهنگ بازنشسته نیروی انتظامی:سالهای قبل از انقلاب در ایران هر سال برنامهای با عنوان دختر شایسته در کشور برگزار میشد که طرفداران زیادی هم داشت و هر ساله دختران شرکت در این مراسم شانس خود را برای برگزیده شدن میآزمودند تا شاید بهعنوان شایستهترین دختر این سرزمین معرفی شوند.
جمعیتی که این دو دختر را به شدت غافلگیر میکنند. پسران جوانی که با خندههای بلند و برفهایی در مشتشان دور این دو دختر را میگیرند. در ابتدا یک شوخی ساده به نظر میآید، ولی چند ثانیه بعد ناگهان این دو دختر در میان جمعیت پسران گم میشوند و همین طور برف و مشتی است که از پسران نثارشان میشود.
خلیل اللهی گفت: پرونده آنها امروز به شعبه بازپرسی ارجاع شد و پس از تفهیم اتهام به زندان معرفی شدند.