تلاش دو سارق برای شکستن یک دستگاه خودپرداز به وسیله یک خودروی جیپ چروکی نتیجه بخش نبود و آنها با دست خالی محل را ترک کردند.
زن جوان توضیح داد: فرزندم در صندلی عقب نشسته بود و من در حال رانندگی بودم که ناگهان ۲ مرد موتورسوار به ماشینم نزدیک شدند. مردی که ترک موتور نشسته بود قمهای به من نشان داد و تهدیدم کرد که توقف کنم. من که وحشت کرده بودم به حرکت ادامه دادم. اما موتورسواران دست از سرم برنداشتند و به تعقیب من ادامه دادند تا اینکه یکی از آنها با قمه شیشه ماشینم را شکست و کیفم را که روی صندلی شاگرد بود به سرقت برد.
زن جوان میگوید به خاطر بچهها همکاری میکردم که پول داشته باشم.
آقای بازیگر گفت: قرار شد برای شروع ۵ هزار دلار برای سرمایهگذاری به جمشید بدهم و او وعده داد که بهزودی این مبلغ دوبرابر خواهد شد. من هم ۵ هزار دلار تهیه کردم و روز حادثه با جمشید در رستورانی واقع در شمال پایتخت قرار گذاشتم. آن روز با دوستانم سر قرار رفتم، اما هرچه منتظر نشستم خبری از جمشید نشد تا اینکه نیم ساعت بعد به من زنگ زد و گفت در ترافیک گرفتار شده است. او محل قرار را تغییر داد. قصد او این بوده که من تنها در محل قرار با او حاضر شوم تا نقشهاش را عملی کند.
متهمان اصلی صندوق امانات بانک ملی پس از استرداد به ایران، روایت جدیدی از این سرقت را فاش کردند
یکی از متهمان میگوید: اصلا تصورش را هم نمیکردیم که دستگیر شویم. وقتی بعد از سرقت توانستیم از ایران خارج شویم، فکر میکردیم که به هدفمان رسیدهایم. میخواستیم در ترکیه تفریح کنیم. حتی قصد داشتیم بعد از ۱۰ روز به ایران بازگردیم و بقیه پولها را با خود ببریم، اما حتی یک درصد هم فکر نمیکردیم به این زودی شناسایی شویم.
با شکایت مرد برجساز، تیمی از ماموران آگاهی تهران به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت وارد عمل شدند و با حضور در محل سرقت در شمال تهران تحقیقات را آغاز کردند. پس از بررسی دوربینهای مداربسته مشخص شد که دزدان، ۲ مرد بودند که صورت خود را با نقاب پوشانده و کلاهی بر سرشان داشتند. دزدان نقابدار به راحتی و با در اختیار داشتن کلید وارد ساختمان شده و توانسته بودند نقشه سرقت را عملی کنند.
پلیس به سراغ عروس خانواده رفت و او را دستگیر کرد. این زن نیز تحت بازجویی قرار گرفت و در نهایت به سرقت از خانه پدرشوهرش اعتراف کرد. او کینه از پدرشوهرش را انگیزه خود از این سرقت اعلام کرد. همچنین با اطلاعاتی که این زن در اختیار تیم تحقیق قرار داد، دو سارق اجیرشده نیز شناسایی و دستگیر شدند. در نهایت با قرار قانونی هر ٣مجرم در اختیار ماموران اداره آگاهی تهران قرار گرفتند.
معمولاً نام سرقت اذهان را به سمت طلا، جواهر، تلفن همراه، کامپیوتر و مواردی از این دست میبرد، اما برخی سرقت ها هم اتفاق میدهند که عجیب و در عین حال گرانقیمت هستند و باور آنها سخت است.
حکایت سارقی که ماشین سردار رادان را دزیده بود را در این ویدیو ببینید. سردار رادان امروز با حکم رهبر انقلاب فرمانده فراجا شد.
یک سارق با وجود نداشتن یک پا توانست یک موتورسیکلت را سرقت کند. وی که سوار بر دوچرخه بود در تاریکی شب به موتورسیکلت پارک شده در خیابان نزدیک شده و پس از بررسی آن دوچرخه خود را در گوشهای قرار داد و سوار بر موتورسیکلت شده و متواری شد.
روش جدید سرقت کیف و چمدان در فرودگاه را ببینید.
زن سارق پس از شنیدن صحبتهای دو مسافر مترو، تصمیم گرفت دست به سرقتهای سریالی بزند
با توجه به شیوه و شگرد زن جوان، مشخص شد که شقایق، همان سارق سریالی زنان و مردان کهنسال است. با این احتمال، شکات با شقایق مواجهه حضوری شدند و زمانی که از سوی آنها شناسایی شد، زن سارق به سرقت های سریالیاش اعتراف کرد.
تصاویری ضبط شده توسط دوربینهای بانک از لحظه سرقت ماهرانه و گروهی دو سارق از یک خانم با ترفند عجیب را ببینید./ منبع: خبرآنلاین
ولیپور گودرزی تصریح کرد: کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی پس از دریافت این اطلاعات راهی مخفیگاه متهمان شدند و پنج زن و مرد سارق را دستگیر کردند همچنین دلار و طلاهای مسروقه که داخل دو چمدان جاسازی شده بود، کشف و ضبط کردند. از محل دستگیری این افراد سه قبضه اسلحه جنگی نیز کشف و ضبط شد.
متهم گفت: پدرم عضو باند بود. البته باند که نه. اینها رفقای پدرم بودند، یک بار پدرم حین فرار از بلندی پرت شد و پایش شکست. بعد از آن چون لنگ میزد و پادرد داشت سرقت های سنگین را نمیتوانست برود، من به جای او رفتم.
معاون جرائم جنایی پلیس آگاهی پایتخت گفت: کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی در گام بعدی با بهرهگیری از شیوههای کشف نوین جرم، هویت متهمان را شناسایی کردند و در ادامه نیز موفق به ردیابی مخفیگاه متهمان در محله یاغچیآباد شدند.
ویدیویی از دوربین مداربسته یک خودپرداز منتشر شده است یک سرقت عجیب را به تصویر کشیده است.
بررسی دوربینها نشان میداد سرقت ها از سوی یک نفر، اما با دو شگرد صورت میگیرد. شگرد اول به بهانه برداشتن پول از داخل خودرو بود، اما در شیوه دوم سارق سرویس طلایی را انتخاب و در فرصتی مناسب با مشابه آن که بدلی بود جا به جا میکرد.
سارقان، زنانی بودند که در میان جمعیت خود را به افراد مختلف نزدیک کرده و دست به سرقت های سریالی میزدند. بیشتر سرقت ها نیز در شمال و شمالغرب پایتخت رخ داده بود. در تمام سرقت ها نیز زنان سارق، چهره خود را پوشانده بودند و ماسک میزدند؛ بنابراین چهرهشان قابل شناسایی نبود. سرقت های این باند تمامی نداشت و هر روز به تعداد شاکیها افزوده میشد.
اداره پلیس لسآنجلس اعلام کرد که دهها سارق فروشگاههای لباس و کفش منطقه لسآنجلس را غارت کردند و نزدیک به ۱۰۰۰۰۰ دلار کالا را با خود بردند.