قاسمی همچنین درباره جزئیات این اتفاق گفت: متاسفانه برخی افراد در زمان تماشای فیلم در سینما با موبایل از پرده سینما تصویربرداری میکنند و بعد در کانالی تلگرامی قرار میدهند سپس با صاحب فیلم تماس میگیرند و اعلام میکنند که نسخه غیرقانونی فیلم منتشر شده است و اگر علاقه دارید ما میتوانیم آن را پاک کنیم، اما هزینه زیادی دارد.
سرهنگ نادربیگی توضیح داد: افراد سودجو اسکیمر را در جایی نصب میکنند که قابل مشاهده نیست و زمان این کار مجرمانه بیش از چند ثانیه طول نمیکشد و فرد قربانی فقط زمانی متوجه موضوع میشود که از حساب او مبالغی کسر شده است؛ بنابراین اعلام رمز کارت در حضور دیگران و فروشنده میتواند عواقب اینچنینی در پی داشته باشد.
پسر جوان گفت: در تمام این مدت چشمم بسته بود و یکبار هم جایی را که در آن نگهداری میشدم عوض کردند. در نهایت دوشنبهشب به سراغم آمدند و من را چشمبسته به اطراف پرند بردند و با دستوپای بسته در بیابان رها کردند که رهگذرها من را پیدا کردند و نجات دادند.
ادعای عجیب مأمور قلابی که دست به اخاذی زد
من یک دختر ۱۴ ساله دارم که دانشآموز موفقی است او از من خواسته است کارهای خلافم را کنار بگذارم و سالم زندگی کنم. من هم بهخاطر دخترم سالم زندگی میکردم شاکی به دلیل رابطه نامشروعی که داشت، ترسید و از ترس به من پول داد. این اتفاق تقصیر من نبود. من درخواست بخشش از دادگاه دارم. شاکی از من مبلغ کلانی پول خواسته تا رضایت دهد، اما من پولی برای پرداخت ندارم اگر داشتم که اصلا پول او را قبول نمیکردم و کار به اینجا نمیکشید.
رئیس پلیس فتاي استان هرمزگان در ادامه گفت: با توجه به نیازهای غریزی و گمراهی برخی از کاربران، یکی از دستاویزهای مطلوب برای تحصیل مال نامشروع از طریق فضای مجازی، راهاندازی وبسایت، وبلاگ، کانال و رباتهای تلگرامی برای تحریک عاطفی جوانان است و مجرمان سایبری به این واسطه اقدام به اجرای شگردهای کلاهبرداری میکنند.
خلاصه این رفت و آمدها به جایی رسید که من درباره سرد مزاجی همسرم، با ستار به درد دل پرداختم و سیر تا پیاز زندگی خصوصی ام را برایش بازگو کردم تا این که روزی ستار به آرامی کنار گوشم گفتتو با این وضعیت مالی خوبی که داری نمیخواهی کمی برای خودت زندگی کنی و غرور همسرت را بشکنی؟! با این جمله او وسوسه شیطانی بر وجودم غلبه کرد و پیشنهادش را پذیرفتم.
اعضای این باند خانوادگی در شعبه ۷ دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شدند. در پی محاکمه اعضای این باند یکی از مردان فریب خورده در جایگاه ایستاد و گفت: من سوار خودرو شاسی بلندم از اتوبان ستاری عبور میکردم که زنی را بههمراه دو دخترش در حاشیه اتوبان سوار خودرو کردم. آنها مرا به خانهشان دعوت کردند، اما به محض اینکه وارد شدم پسری جوان در حالی که چاقو در دست داشت از اتاق بیرون آمد و به سمت من حمله کرد.
همه این مردان برای رابطه با پای خودشان وارد خانه من شدند و هیچ آدم ربایی اتفاق نیفتاده است. وی در ادامه گفت: شوهر صیغهایم به خاطر پرداخت مهریه زن اولش در زندان است. من این کار را میکردم تا پول آزادی شوهرم را فراهم کنم. من یک فرزند ۵ ساله دارم که با پدرش زندگی میکند.
پسر جوان که بابک نام داشت به مأموران گفت: این دختر و سه مرد همدستش مرا گروگان گرفته بودند. آنها با تهدید اسلحه و چاقو مرا وادار کردند که همراه این دختر به طلافروشی بروم و برایشان سکه و طلا بخرم.
قصدمان سرقت بود. در یکی از سایتها آگهی خانم دکتر روانشناسی را دیدم که بهدنبال همخانه بود. با او قرار گذاشتم. به همراه دوستم که افغانستانی بود به خانه خانم دکتر رفتیم. وقتی از تصمیم ما با خبر شد شروع به سر و صدا کرد. من هم آبجوشی را که داخل چایساز بود روی صورتش ریختم.
شاکی به کارآگاهان گفت: با کذبگوییهای حرفهای این پسر اغفال شدم و برای آشنایی بیشتر از طریق واتسآپ با او تماس تصویری و صوتی برقرار کردم و سپس عکسهای خصوصیام را برایش فرستادم. آن پسر یکی از دنبالکنندههای صفحه اینستاگرامم شد، ولی پس از مدتی با مخالفت من برای برقراری ارتباط تصویری نامشروع، از من ۳۰ میلیون ریال باج خواست و مرا تهدید به انتشار تصاویر خصوصیام در فضای مجازی کرد.
در بازرسی از خودروی پراید مورد استفاده متهمان، یک قبضه کلت جنگی برتا به همراه 11 تیر فشنگ جنگی و برگه های صورت جلسه صوری به همراه مقادیر زیادی قرص و شربت متادون و ترامادول (داروهای ترک اعتیاد) کشف و ضبط شد.
سرهنگ تورج کاظمی، رئیسپلیس فتای تهران بزرگ، با تأیید این خبر تذکر داد: در تلفن همراه اطلاعات بسیار ارزشمندی وجود دارد بنابراین کاربران باید تجهیزات خود را در برابر خطرات احتمالی همیشه محافظت کنند. فعالکردن قفلهای امنیتی تلفن همراه لازم است؛ بنابراین با یک راه آسان و گذاشتن رمز عبور مانعی مناسب برای عدم دسترسی دیگران به اطلاعات خصوصی خود ایجاد کنید.
من هم مبلغ صد میلیون تومان را که پس انداز خرید جهیزیه ام بود به حساب فرزاد ریختم، ولی او دیگر حتی تلفن هایم را پاسخ نداد. فالگیر هم میگفت: صبور باش! ولی الان دو سال میگذرد و من خبری از فرزاد ندارم
در بررسیها مشخص شد آپارتمانی که مرد جوان در آن گروگان گرفته شده بود خانه مبلهای است که بهصورت روزانه اجاره داده شده و مدارکی که برای اجاره ملک استفاده شده نیز سرقتی است.
در ادامه مشخص شد در بزرگراه تهران – کرج، یک خودروی مگان تصادف کرده که با استعلام شماره پلاک مشخص شد خودروی مگان، همان خودروی سرقتی مرد جوان است.بلافاصله مأموران راهی محل شده و سرنشینان خودرو مگان را که پسر و دختر جوانی بودند دستگیر کردند.
متهم در بازجوییهای اولیه سعی میکرد با اظهارات ضدونقیض، خود را بیگناه معرفی کند و مسیر تحقیقات مأموران را به انحراف بکشاند، ولی با حضور شاکی و در مواجهه با مستندات و مدارک جمعآوریشده از سوی کارشناسان ضمن اقرار به جرم خود گفت: مدتی پیش با این زن از طریق یکی از شبکههای اجتماعی آشنا شدم و با بهدستآوردن اعتماد وی، عکسهای خصوصیاش را گرفتم
متهم در تحقیقات ابتدا منکر هرگونه جرمی شد، اما در نهایت با مشاهده ادله و مستندات، ضمن اعتراف به انجام عمل مجرمانه خود، انگیزهاش را انتقامجویی به علت اختلافات شخصی با همسایه خود عنوان کرد.
دتی بعد احساس کردم او قصد سوء استفاده از مرا دارد و به فکر ازدواج با من نیست این موضوع را زمانی دریافتم که او به بهانه دریافت وام بانکی مبلغ هنگفتی سفته برای یک ضمانت واهی از من گرفته بود وقتی آخرین بار به درخواست پول پاسخ منفی دادم کارش به تهدید کشید
با شناسایی مخفیگاه این افراد تیمی از کارآگاهان پایگاه سوم برای دستگیری متهمان با هماهنگی مقام قضائی به مخفیگاه آنان اعزام شده و مدتی مخفیگاه زوج زورگیر را تحت مراقبت قرار دادند تا اینکه موفق شدند در پنجم تیر ماه امسال، هر دو متهم را در مخفیگاهشان دستگیر و برای ادامه تحقیقات پلیسی به پایگاه سوم منتقل کنند.