وی در پاسخ به این سوال که «آیا تا این لحظه گفتوگویی از سوی خانواده آقای نجفی با اولیای دم میترا استاد صورت گرفته است یا خیر؟»، اظهار کرد: وقوع این اتفاق بسیار تلخ است و برای خانواده «استاد» به حتم از دست دادن عزیزشان دردناک و غمانگیز است؛ لذا هنوز اقدامی در خصوص دلجویی از خانواده میترا استاد صورت نگرفته است، ولی قطعاً تلاش برای دریافت بخشش و گذشت صورت خواهد گرفت.
دختر محمدعلی نجفی، در مورد نامهای که پدرش برایش نوشته و محتوای آن صحبتهای تامل برانگیزی را مطرح کرده است.
دیروز خبری شوکه کننده و عجیب سراسر کشور پیچید. همسر دوم شهردار اسبق تهران، کسی که سابقه سالها وزارت و مدیریت را در کارنامه خود دارد کشته شده است. حرف و حدیثها از قاتل بودن شخص محمدعلی نجفی حکایت داشت. تا که حدود ساعت هفت عصر، محمدعلی نجفی خود را به آگاهی به عنوان قاتل معرفی کرد.
قبلا در مخابرات کار میکردم، اما بعد از این مشکل همسرم استعفا کردم و پیک موتوری شدم تا وقت بیشتری برای رسیدگی به اوضاع خانه و همسرم داشته باشم. همیشه در حال نظافت خانه بودم و هر کسی که تمیزی خانه ما را میدید، باور نمیکرد این نظافت کار یک مرد باشد.
مرد جوان پس از قتل همسرش برای مخفی نگه داشتن راز این جنایت، مدعی شد به خارج از کشور سفر کردهاند، اما پیگیریهای خانواده زن راز این جنایت هولناک را فاش کرد.
وی بیان کرد: گزارشات قبلی، سرآغاز درگیری این ماجرا بود که قاتل از اسفند سال گذشته با جوابهای سربالای خود سعی کرده بود ماجرای قتل همسرش را از بقیه پنهان کند تا اینکه در مراجعات مکرر خواهرزنها و برادرزنهایش بالاخره لب به بازگویی واقعیت میپردازد.
اسلامی ادامه داد: امروز گسیختگی خاصی میان خانواده و شکاف بین نسلی وجود دارد. خشونتهای خانوادگی، خود کشی، انحرافات جنسی و استعمال مواد مخدر به نحوی در فضاهای مجازی چشمگیر شده که بسیار نگرانکننده هستند.
ساله بودم که عاشق دختر خاله ام شدم. آن زمان برای کمک به مخارج خانواده در یک رستوران کار میکردم. با آن که پدرم کاملا مخالف این ازدواج بود، اما نامه نگاری و دیدارهای حضوری ما ادامه داشت و من به شدت به دختر خاله ام وابسته شده بودم. خلاصه مخالفتها به نتیجه نرسید و با اصرار من مراسم عروسی برگزار شد بعد از این ماجرا به نوازندگی در مجالس جشن پرداختم چرا که شیوه نواختن سازهای بادی را از پدرم آموخته بودم.
این مرد نگون بخت دو روز پس از انتقال به بیمارستان بر اثر جراحات جان سپرد.
مرد قاتل در پاسخ به سوال "چرا همسرت را کشتی؟" گفت: "میخواستم دخترم را نجات دهم. او مدام بچهام را اذیت میکرد. آن روز هم داشت بچهام را اذیت میکرد. برای همین در یک لحظه عصبی شدم."
عشرت زمانی بازداشت شد که پلیس جسد مرد جوانی را که با ضربات چاقو به قتل رسیده بود، پیدا کرد. بررسیهای مأموران نشان داد مقتول موادفروشی بوده که از مدتی قبل با دختر جوانی به نام عشرت زندگی میکرده است؛ از آنجایی که همزمان با مرگ مرد جوان عشرت هم گم شده بود، پلیس نسبت به او ظنین شد و در نهایت او را بازداشت کرد.
شوهر پس از مرگ همسر اقدام به خودکشی کرده که با رسیدن نیروی انتظامی و اوژانس، به بیمارستان قائمشهر انتقال و در حال حاضر وضعیت جسمانی رو به بهبود دارد.
«همه عشقم را به همسرم دادم، اما او را با مرد دیگری دیدم و کشتمش. میخواستم مرد خیانتکار را هم بکشم که موفق به فرار شد».
«ناهید آنقدر عاشق من بود که میخواست از من بچهدار شود، اما من خودم زن و زندگی داشتم و نمیتوانستم چنین چیزی را قبول کنم. از مرگ او بسیار ناراحت هستم. چون ناهید من را خیلی دوست داشت؛ او روز حادثه چمدانش را بسته و همه لباسها و وسایلش را آورده بود تا با من به خانه مشترک برویم و با هم زندگی کنیم که این حادثه اتفاق افتاد».
سروان محمد علی منصوری رییس کلانتری ۱۷۷ خاور شهر دقایقی قبل در تشریح این خبر گفت:ساعت ۲۰:۳۵ شب جاری ماموران گشت کلانتری در جریان کشف جسدی در طبقه دوم خانه ای در منطقه اشرفآباد خاور شهر قرار گرفتند که سریعا به محل اعزام شدند.
روز حادثه یک چاقو تهیه کردم و به سراغ همسرم رفتم و گفتم قصد صحبت با او را دارم. بعد به سمت پارک رفتیم. به او گفتم 2تا از آپارتمانها به نام خودت باشد اما 5 تا از آنها را که سهم بچههاست به نام من بزن. اما قبول نکرد و گفت درخواست طلاق غیابی داده است. من هم عصبانی شدم و به او ضرباتی زدم.
مرد 29 ساله که دست و پای خود را گم کرده بود ناگهان از قتل یکی از همکارانش با همدستی همسر مقتول سخن گفت و اظهار کرد: با همدستی زن 27 ساله (متهم دیگر دستگیر شده) در اتاق سرایداری یک کارگاه قالیشویی، همسر زن جوان را به قتل رسانده و جسد او را در اطراف روستای نغندر طرقبه به آتش کشیده اند.
مرد جوان که 10 سال قبل بهدنبال اختلاف خانوادگی همسر باردارش را به قتل رسانده بود در حالی که در یک قدمی چوبه دار قرار داشت، با پرداخت یک میلیارد تومان به خانواده همسرش رضایت آنان را جلب کرد.