داربیشایر میگفت: «کاری که به من محول شده بود، بسیار ساده بود؛ به آنجا بروید، به سفیر اطلاع ندهید و هر هزینهای که برای تأمین سرنگونی مصدق با ابزار قانونی یا شبهقانونی نیاز دارید، از سرویس اطلاعاتی بگیرید». این افسر امآی ۶ در ادامه توضیح میدهد که او «مبلغ هنگفتی پول، بیش از یک و نیم میلیون پوند» خرج کرده است: «من شخصا دستور میدادم و آشوبهای خیابانی را هدایت میکردم».
دهم مرداد، روز دستور مصدق برای خروج اشرف پهلوی از ایران
ستاره اقبال اشرف پهلوی به عنوان زنی جاهطلب، سرکش، باهوش، جسور و مکار از زمانی رو به افول گذاشت که رزمآرا بر سر کار آمد. رزمآرا برخلاف رویه اسلاف خود بدون کوچکترین مشورتی با اشرف، کابینه خود را تشکیل داد و به اعتراضات اشرف بیتوجهی کرد. اشرف از این خودسری عصبانی شد و دست به تحریک و کارشکنی علیه دولت زد. رزمآرا از این تحریکات خشمگین شد و به شاه شکایت برد.
محمدعلی عمویی، از اعضای برجسته حزب توده درباره موضع دکتر مصدق در مواجهه با سرکوب معترضان ۲۳ تیر گفت: برای اینکه میزان مخالفت با امپریالیسم آمریکا هم نمایان شود، حزب [توده]در روز ورود هریمن به ایران، تظاهرات گستردهای را در سراسر ایران انجام داد. در تهران انبوه جمعیت در میدان بهارستان حضور یافتند، تمام خیابانهای منتهی به بهارستان مملو از جمعیت بود. آن روز من خودم از دانشکده افسری رفتم منزل، لباسم را عوض کردم، رفتم که استقبال مردم را ببینم؛ باور کنید من هرگز چنین جمعیتی را ندیده بودم البته بهجز در انقلاب سال ۵۷ هرگز اینچنین جمعیتی برای یک تظاهرات ندیده بودم.
او شاید تنها خبرنگاری بود که در دوران نهضت ملی کردن نفت با وزیران دولت مصدق ، مخالفان وی، و سران حزب توده راه داشت و همین روابط، دسترسی وی را به خبرهای پشت پرده، در سالهای کاری خود آسان میکرد.
کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ از نگاهی متفاوت
در صفحه ۲۰۲ کتاب «خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق » چنین آمده؛ «رییس هر مملکت باید افکار عمومی را محترم بشمارد تا بتواند منافع ملت را در مقابل بیگانگان حفظ نماید و انتخاب رویهای غیر از این سبب میشود که پادشاه به یکی از دولتهای بیگانه سر بسپارد تا بتواند بر یک ملت مرده سلطنت نماید.»
نگاهی به زندگی دکتر علی امینی
امینی در طول دوران نخستوزیری خود تلاش میکند تا بنا به آنچه که از خاطره مشروطه در یادش مانده، اختیارات بی اندازه شاه را کاهش دهد تا کشور به سویی برود که نفسی تازه کشد؛ او با عصبانیت لایحه دیگری میآورد به نام «قانون از کجا آوردهای»! اما مجلس فرمایشی با آن خواسته ملی در میافتد، چون اکثر صندلیها را افراد سفارشی پر کرده اند که هیچ خاصیتی برای ملت جز پر کردن کیسه خود ندارند. اصرار نخست وزیر بر اجرای این قانون، آنهایی را نگران میکند که جیب بزرگی برای خود دوخته اند و دائما از لطف خاص ملوکانه برخوردار میشوند!
نگاهی به نهضت ملیشدن نفت و چگونگی اداره کشور در شرایط تحریم
سالهای بعد ازکودتا که دکتر مصدق در زندان بود، دکتر غلامحسین مصدق که برای شرکت درکنگره پزشکی به لندن میرود، او را به طور تصادفی در خیابان میبیند. مکنیر از زندانی شدن مصدق اظهار تاسف میکند و به او سلام رسانده و میگوید: «او از مردان بزرگ تاریخ است، به ایران خدمت کرد، باید مجسمهاش را از طلا بسازند...»
٦٥سال پیش در چنین روزی، برابر ٦ اسفند ١٣٣٢ خورشیدی، دکتر حسین فاطمی، وزیرامور خارجه دولت دکتر محمد مصدق که پس از کودتای ٢٨ مرداد در خفا میزیست، دستگیر شد. دکتر فاطمی را شاید بتوان وفادارترین یار رهبر نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران یعنی دکتر مصدق دانست، چه آنکه مصدق نیز با صحه گذاشتن بر این تصور، قدمی فراتر گذاشته و دکتر فاطمی را پیشنهاد دهنده ملی شدن صنعت نفت ایران معرفی کرد.
۲۵ دی ماه سالگرد مذاکرات مصدق و هندرسون در تهران
این مذاکرات و دیدارهای بین مصدق و هندرسون تا مرداد سال بعد، یعنی زمان کودتا، ادامه داشت. هندرسون هرچه بیشتر از مصدق ناامید میشد، نقشه کودتا قوت بیشتری میگرفت؛ تاجاییکه ۲۷ مرداد را اینطور روایت کرده است: «صحبت من با مصدق امشب یک ساعت طول کشید.
گفتگو با محمد توسلی
در نگاه دکتر مصدق ، هدف فقط به ملیشدن صنعت نفت محدود نبود، بلکه او تلاش میکرد تا بهطور کامل به سلطه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی انگلستان بر کشور ایران پایان بدهد. علاوهبراین، دولت وقت با اتخاذ سیاستهای راهبردی سعی میکرد که مردم را حاکم بر سرنوشت خود کند. چنین راهبردی باعث شد که نهضت ملی ایران از پشتوانه مردمی مؤثری بهرهمند شود و شخص دکتر مصدق نیز توانست با جامعه ارتباط بسیار خوبی برقرار کند.
نرخ دلار در دولت مصدق ۱۱۳ درصد افزایش یافت
وزیر وقت اقتصاد گفته بود که اگر لازم شود نرخ دلار را تا ۵۰ ریال نیز کاهش خواهد داد و به کسانی که به خرید و فروش ارز اشتغال میورزند هشدار داد که طبق مقررات قانون ارز و قانون قاچاق تحت تعقیب جزایی قرار خواهند گرفت و همچنین اعلام کرد موسساتی که به خرید و فروش ارز اشتغال دارند از طرف دولت تعطیل میشوند؛ بنابراین طبق تصویب نامه نرخ دلار از ۱۳۰ دلار به ۱۰۰ ریال و نرخ لیره را از ۲۸۰ ریال به ۲۳۰ ریال رسید و ثابت شد. هدف از این تصویب نامه این بود که تعادل ارزی برقرار شود و از سوءاستفاده دلالان و واسطهها جلوگیری شود.
حالا چند ماهی است که نام نخستوزیر ایران در فاصله سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲، روی تابلوی خیابانی به طول ٨٥٠ متر ثبت شده که برای خیلیها هنوز آشنا نیست. حالا بعد از سالها، بالاخره نام مصدق ، رهبر نهضت ملیشدن صنعت نفت بر پیشانی یکی از خیابانهای بلوار میرداماد نشسته و مردم باید به نام جدید عادت کنند و بگویند: «نفت سابق، مصدق جدید.»
اگر روشنفکران و مذهبیون به معنای سنتی این دو مفهوم بر سر همه اختلافات خود به توافق برسند ظاهرا بر سر بعضی حواشی کودتای ۲۸ مرداد چالش جدی خواهند داشت. مصدق و کاشانی دوگانهای است که بعد از گذشت ۶۵ سال نه تنها حتی با تلاش بعضی گروهها مبنی بر آنکه این دو گانه ساختگی است کمرنگ نشده است، بلکه اتفاقا با گذشت زمان نزاع طرفداران این دو رهبر جنبش ملی شدن صنعت نفت با یکدیگر بیشتر و بیشتر میشود.
تعدادی از اقتصاددانان معتقدند دکتر محمد مصدق در ایجاد وضع کنونی در اقتصاد ایران مقصر است
این استاد دانشگاه به تندی درباره دیدگاه رنانی نوشت: «افرادی مانند رنانی در اشاعه هیستری مصدق ستیزی پردههای رودربایستی را کنار میزنند و به عیان و آشکار از نفی کودتا و «بازگشت پادشاه» به قدرت سخن میگویند یعنی، اگر هم کودتایی در کار بوده، کودتای مصدق بر علیه شاه بوده است.» او تاکید کرد که " افرادی مانند رنانی حقیقت را وارونه میکنند و ضمن نفی کودتا، گرایش آمریکاستیزی را هم به گردن جنبش ملی شدن صنعت نفت میاندازند. "
ابوالحسن ابتهاج که هیچ سنخیتی با مصدق نداشت، با شعار «شکستن دور باطل فقر به کمک برنامهریزی متمرکز» و با تأکید بر نقش دولت بهعنوان موتور اصلی رشد، کار خود را از ١٣٣٣ به بعد پیگرفت. درحالیکه در شرایط مالی دشوار در دهه ١٣٤٠، بزرگانی مانند سمیعی، عالیخانی، یگانه، اصفیا و... تحولی عمدتا خارج از مدار اقتصاد دولتی بهوجود آوردند، این پهلوی دوم بود که در پی افزایش عظیم درآمد نفت در ١٣٥٢، همه رشتههای آن بزرگان را پنبه کرد و کشور را به مدار اقتصاد دولتی برگرداند.
یادداشت یک اقتصاددان درباره مصدق جنجال ساز شد
پسر آیت الله کاشانی:
سید محمود کاشانی پسر آیت الله کاشانی با نظر شورای شهر برای تغییر نام خیابان نفت مصدق موافق نیست و سردمداران این نامگذاری را به یک مناظره تلویزیونی دعوت کرد. او معتقد است ردپای بیگانگان در این تصمیم وجود دارد و اقدامی ضدمیهنی است.
اعضای شورای شهرتهران به تغییرنام خیابان نفت به نام " مصدق " رای مثبت دادند.