
استاد شهید آیت الله مطهری
قرآن در باب روزه میگويد: يا ايُّهَا الَّذينَ امَنوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقونَ.
اى مردم با ايمان، براى شما روزه فرض شده است همچنان كه براى پيشينيان شما فرض شده بود، چرا؟ قرآن فلسفه را هم ذكر مىكند: لَعَلَّكُمْ تَتَّقونَ، براى اينكه در شما روح تقوا و ملكه تقوا پيدا بشود. ملكه تقوا يعنى چه؟ يعنى تسلط بر نفس. تسلط بر نفس همان است كه امام صادق فرمود ربوبيت (الْعُبُوديّةُ جوهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبوبيَّة).
پس اگر ما ماه رمضانى را گذرانديم، شبهاى احيايى را گذرانديم، روزه هاى متوالى را گذرانديم و بعد از ماه رمضان در دل خودمان احساس كرديم كه بر شهوات خودمان بيش از پيش از ماه رمضان مسلّط هستيم، بر عصبانيت خودمان از سابق بيشتر مسلّط هستيم، بر چشم خودمان بيشتر مسلّط هستيم، بر زبان خودمان بيشتر مسلّط هستيم، بر اعضا و جوارح خودمان بيشتر مسلّط هستيم و بالاخره بر نفس خودمان بيشتر مسلّط هستيم و مىتوانيم جلو نفس امّاره را بگيريم، اين علامت قبولى روزه ماست.
اما اگر ماه رمضانى گذشت و تمام شد و حظّ ما از ماه رمضان- آنطور كه پيغمبر اكرم فرمود كه بعضى از مردم حظّشان از روزه فقط گرسنگى و تشنگى است- فقط اين بوده كه يك ماه يك گرسنگي هايى و يك تشنگي هايى كشيديم (اغلب هم از بس كه سحر و افطار مىخوريم تشنه و گرسنه هم نمىشويم ولى لااقل بدحال مىشويم)، يك بدحالى پيدا كرديم و در نتيجه اين بدحالى قدرت ما بر كاركردن كمتر شد و بعد آمديم روزه را متهم كرديم كه روزه هم شد كار در دنيا؟! (آن كه محصل و دانشجوست گفت من در تمام اين ماه رمضان قدرت درس خواندنم كم شد و آن كه اهل كار ديگرى است گفت قدرت فلان كار من كم شد، پس روزه بد چيزى است)، اين علامت قبول نشدن روزه ماست.
درصورتى كه اگر انسان در ماه رمضان، روزه گير واقعى باشد، اگر واقعاً به خودش گرسنگى بدهد و همينطور كه گفته شده است سه وعده غذا را تبديل به دو وعده كند، يعنى قبلًا يك صبحانه ويك ناهار و يك شام مىخورد، حالا ديگر ناهار نداشته باشد، افطارش فقط به اندازه يك صبحانه مختصر باشد، بعد هم سحر نه خيلى زياد بر معده تحميل كند بلكه يك غذاى متعارف بخورد، بعد احساس مىكند كه هم نيروى بدنىاش بر كار افزايش پيدا كرده است و هم نيروى روحىاش بر كار خير و براى تسلط بر نفس. اين حداقل عبادت است.
ما در دو آيه از آيات قرآن اينچنين مىخوانيم، يعنى در دو جا اين آيه تكرار شده است: يا ايُّهَا الَّذينَ امَنُوا اسْتَعينوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ؛ اى اهل ايمان! از نماز و از صبر- كه به روزه تفسير شده است- كمك بگيريد.
اين تعبير خيلى عجيب است! به ما میگويند از نماز استمداد كن، از روزه استمداد كن، يعنى تو نمىدانى كه اين نماز چه منبع نيرويى است! اين روزه چه منبع نيرويى است! اگر به شما گفتند نماز بخوانيد، شما را به يك منبع نيرو هدايت كردهاند و اگر گفتهاند روزه بگيريد شما را به يك منبع نيرو هدايت كردهاند. براى اينكه بر نفس و روح خودتان مسلط بشويد نماز بخوانيد، روزه بگيريد. الْعُبوديَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبوبيَّةُ..