
انسان درنتيجه تقرب به خداوند- و تقرب به خداوند در نتيجه عبوديت و اخلاص و خود را فراموش كردن و تذلل در نزد پروردگار و اطاعت محض در برابر پروردگار- مي رسد به اين مرحله كه در عين اينكه بدنش نيازمند به روح است، روحش از بدنش بي نياز مي شود، چطور؟ ما الآن، هم روحمان نيازمند به بدنمان است، هم بدنمان نيازمند به روحمان.
الآن اگر آن روح و قوه حيات ما نباشد اين بدن ما زنده نيست؛ اگر هم اين بدن ما نباشد اين روح ما در اينجا كارى از او ساخته نيست، نمي تواند كارى بكند. اما آيا همه انسانها همين جورند؟ هم بدنشان نيازمند به روح است و هم روحشان نيازمند به بدن؟ يا اينكه انسانهايى در نتيجه تقرب به خدا و عبوديت پروردگار، مي رسند به اين حد كه لااقل روحشان از بدنشان بي نياز مي شود. چطور بي نياز مي شود؟ يعنى اين قدرت را پيدا مي كنند كه به اصطلاح، روح را از اين بدن تخليه كنند (البته در اينجا تخليه به معنى مردن نيست)، يعنى همان استقلال روح را در مقابل بدن حفظ مي كنند.
در زمان خودمان، هستند چنين اشخاصى كه قدرت دارند تخليه كنند، يعنى روح را از بدن منفك كنند به طورى كه خودش را مسلط بر اين بدن مي بيند. بدنِ خودش را مي بيند كه در اينجا مثلًا مشغول عبادت است و خودش در جاى ديگر سير مي كند، افق وسيعترى را دارد مي بيند.
شيخ شهاب الدين سهروردى، معروف به «شيخ اشراق» عبارتى دارد، مي گويد ما حكيم را حكيم نمي شماريم مگر آن وقتى كه قدرت داشته باشد بر اينكه روح خودش را از بدنش خلع كند.
ميرداماد مي گويد ما حكيم را حكيم نمي شماريم مگر در آن مرحله اى كه خلع بدن برايش ملكه شده باشد، يعنى هر وقت كه اراده كند بتواند روح خودش را از بدنش مستقل و جدا كند.
براى ما خيلى اين حرفها سنگين و زياد است. چنين چيزهايى را باور نمي كنيم؛ حق هم داريم باور نكنيم، براى اينكه ما خيلى از اين مراحل پرت هستيم. ولى از آن بدبينى و باورنكردن هاى خودتان كمى پايين بياييد. ما كه نرفته ايم، ما كه راه عبوديت را همان قدم اولش را هم طى نكرده ايم تا ببينيم آيا همين مقدار اثر در عبادت خدا هست؟
ما يك ماه رمضان، يك روزه درست نگرفتيم. شما همين يك ماه رمضان را واقعاً تجربه كنيد؛ شما همه كارها را در دنيا تجربه مي كنيد، يك ماه رمضان را تجربه كنيد و يك روزه واقعى، همين طور كه پيغمبر اكرم فرموده است و ائمه اطهار دستور داده اند، بگيريد، يعنى اولًا ظاهر روزه را كه ترك كردن مأكولات(خوردني ها) و مشروبات(نوشيدني ها) و يك عده مسائل ديگر است عمل كنيم. اين كار را كه البته همه ما مي كنيم. ولى آن روزه اى كه در حديث «روزه خاص» تعبير شده است آن روزه را هم بگيريم؛ يعنى در اين يك ماه، تنها دهان ما روزه نگيرد، زبان ما هم روزه بگيرد. در ماه رمضان كوشش كنيم كه زبان ما غيبت نكند، دروغ نگويد ولو اين دروغ برايمان منافع زيادى دارد؛ زبان ما افطار نكند، چون روزه تنها به نخوردن نيست. پيغمبر فرمود: رُبَّ صائِمٍ لا حَظَّ لَهُ الَّا الْجوعُ وَ الْعَطَشُ اى بسا روزه دارهايى كه حظّ و بهره اى ندارند جز گرسنگى و تشنگى. زبان ما بيهوده و لغو نگويد، جز حرفى كه مورد نياز زندگى دنياى ما يا آخرت ماست حرف ديگرى نزند. گوش ما غيبت نشنود، لهو و لعب نشنود، فحش نشنود؛ چشم ما به ناموس مردم خيره نشود؛ دست ما به طرف خيانت دراز نشود؛ قدم ما به طرف خيانت و ظلم نرود.
در مقابل، اين ماه رمضان را ماه اطعام و دلجويى و محبت و احسان و خدمت قرار بدهيم. امتحان كنيم، يك ماه رمضان كوشش كنيم
انسان باشيم، آن وقت شما ببينيد بعد از يك ماه، عبادت و عبوديت اثر خودش را مي بخشد يا نمي بخشد؛ ببينيد بعد از يك ماه همين روزه، شما را عوض مي كند يا نمي كند؛ ببينيد بعد از يك ماه همين روزه به شما ربوبيت يعنى خداوندگارى و تسلط و قدرت مي دهد يا نمي دهد.
اگر ديديد نداد، آن مراحل بعد را انكار كنيد. اما اگر ديديد در اين يك ماه اين مقدار ربوبيت و خداوندگارى و تصاحب يعنى تسلط بر نفس خودتان، بر غرائز و شهوات خودتان، بر اعضا و جوارح خودتان پيدا مي كنيد پس باور كنيد كه آن مراحل ديگر هم عملى است. قدرت بر تصرف در بدن آيا از اين بالاتر هم است؟ آيا اين مركب عبوديت از اين هم بيشتر انسان را به خدا نزديك مي كند و از اين بيشتر هم به انسان قدرت و توانايى مي دهد؟ بله، نه تنها رابطه انسان با بدن خود به اينجا منتهى مي شود كه روح از بدن مستقل شود و نياز خودش را از بدن سلب كند، بلكه مي رسد به مرحله اى كه هر تصرفى كه بخواهد، در بدن خودش مي كند. حتى اين قدرت را پيدا مي كند (مي دانم بعضى از شما اين مطلب را شايد دير باور مي كنيد) جلو حركت قلب خودش را يك ساعت بگيرد و نميرد، قدرت پيدا مي كند دو ساعت نفس نكشد و نميرد، قدرت پيدا مي كند كه با همين بدن، طىّ الارض كند؛ بله قدرت پيدا مي كند.
اين اثر عبادت است. آيا از اين بالاتر هم هست؟ بله، اگر شما وحشت نمي كنيد، بالاترش هم هست. آن مرحله بالاتر، آن قدرتى است كه بنده اى در اثر بندگى و عبوديت خداوند و در اثر قرب به ذات اقدس الهى و در اثر نزديك شدن به كانون لايتناهاى هستى، مي تواند در دنياى بيرون خودش هم تصرف كند، مي تواند چوبى را تبديل به اژدها كند، مي تواند قرص ماه را دو نيم كند، مي تواند تخت بلقيس را در يك چشم به هم زدن از يمن به فلسطين احضار كند. بله مي تواند. العبودية جوهرة كنهها الربوبية. اما اين مراحل از ما خيلى دور است.