
«به ضرس قاطع میگویم؛ مخاطبان امروز سینما همان مخاطبان کنسرت ریوندی و ماهی صفت هستند که قیمت بلیت کنسرت ۸۰۰ هزار تومانی را برای کنسرت میپردازند، پس در سینما هم بلیت ۱۰۰ هزار تومانی برایشان چیزی نیست. پس این نوع مخاطب چه در کنسرت ریوندی چه فیلمهایی که در سالنهای سینما میبینند فقط خواستشان لودگی است، این نوع مخاطب نه فیلم برایشان مهم است نه سینما و نه فیلمنامه و نه کارگردان و نه هیچ چیز دیگر.»
محمدرضا لطفی طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: قیمت بلیت سینماها در سال ۱۴۰۴ به رقم صد هزار تومان رسیده است و این افزایش قیمت بازتابهای مختلف و گستردهای داشته، بعضی مخالف افزایش قیمت بودند و بعضیها موافق.
اما قبل از اینکه بخواهیم ارزیابی درباره افزایش قیمت بلیت سینما داشته باشیم و درباره اینکه چقدر افزایش قیمت منطقی است و آیا اصلا باید بلیت سینما گرانتر میشده، صحبت کنیم، بد نیست به خود سینما بپردازیم و به حال و روز آن در این روزها اشارهای داشته باشیم. آن چیزی که این روزها تقریبا صدای اهالی سینما و مخاطبان جدی آن را بلند کرده که ناشی از تداوم سیاستهای دولت قبل است این است که گونههای مختلف سینما در حال نابودی هستند و آن چیزی که ما روی پرده میبینیم نه سینما که لودگی آن هم نه در فیلم کمدی که در فیلمهای شبه کمدی شاهدش هستیم و تمام سینما به تسخیر این فیلمهای شبهکمدی در آمده و فیلمهای هنری، اجتماعی، اکسپریمنتال، فرهنگی به انزوا رفتهاند و تقریبا تولیدی در این زمینه نداریم.
اما علت این موضوع چیست؟ به زعم من این موضوع دو دلیل عمده دارد:
۱- تهیهکنندگان کارنابلد، بیسواد و بینام و نشانِ بدون تجربه در سینما که ورودشان به این مقوله به واسطه ارتباط با ارگانها بوده و توانستند کارت تهیهکنندگی بگیرند و فیلم تولید کنند. همین نکته باعث شده توازن تولید به هم بریزد و هیچ منطقی در زمینه تولید فیلم وجود نداشته باشد.
۲- من دلیل به به انزوا رفتن سینمای اجتماعی را سینماداران میدانم، با اینکه معتقدم ما تعدادی سینمادار باسواد و آگاه به مسائل سینما داریم اما این افراد به تعداد انگشتان دو دست نمیرسند و در برهه فعلی سرنوشت فیلم را سینماداران مشخص میکنند اینکه سانس خوب به فیلم بدهند یا سانس بد یا اینکه فیلمی را اکران کنند یا نکنند.
واقعیت این است سرنوشت، موفقیت یا شکست فیلمها این روزها دست سالندار و سینمادار است.
یک نمونه اگر بخواهم مثال بزنم از فیلم پیرپسر بگویم که خبر آمده یکی از ارگانهای سینمایی که تعداد زیادی سالن سینما در سطح کشور دارد اعلام کرده به دلیل طولانی بودن تایم فیلم، سینماداران این فیلم را اکران نمیکنند.
فیلمی که درخشان است و همه نقدها دربارهاش مثبت بوده، همه فیلم را تحسین کردند، ولی سینمادار به خاطر تایم بالا میگوید من این فیلم را اکران نمیکنم.
من فکر میکنم این یک تلنگر است که نشان میدهد سالندار صلاحیت بخش فرهنگی فیلم را ندارد، سالندار میتواند بیزینسمن خوبی باشد ولی یادمان باشد سینما در عین اینکه صنعت است ولی در وهله اول کالای فرهنگی محسوب میشود و باید وجه فرهنگی آن حفظ شود که اگر حفظ نشود همین اتفاقی میافتد که امروز شاهدش هستیم، یعنی به انزوا رفتن سینمای متفکر هنری، اجتماعی.
سینمای اجتماعی یا فرهنگی و هنری همواره سینمای پیشرو است اگر در این زمینهها فیلم تولید میشود سازندگان سعی میکنند چند گام از جامعه جلوتر باشند و موضوعات مهم را در فیلمهایشان مطرح کنند، ولی آنچه اهمیت دارد گلوگاه سخت دریافت پروانه ساخت و پروانه نمایش در کنار فیلمهای ارگانی باعث شده فیلمهایی که در این زمینه تولید شده چند قدم از جامعه عقبتر باشد و طبیعی است که مخاطب تمایلی نداشته باشد چیزی را بر پرده سینما ببینید که از دانش و دانسته خودش عقبتر است.
با تمام این صحبتها، آیا بلیت ۱۰۰هزار تومانی مناسب و منطقی هست یا خیر؟
به نظر من بلیت۱۰۰هزار تومانی در مقابل محصولات فرهنگی اعم از تئاتر یا کنسرتهای موسیقی یا قیمتهای گالری نقاشی و… مبلغ پایینی محسوب میشود.
یعنی ۱۰۰هزار تومان به نسبت قیمت دیگر محصولات فرهنگی قیمت پایینی است و باید گفت سینما و تماشای فیلم همچنان تفریح ارزانی برای مخاطب است. امروز ۱۰۰ هزار تومان در میان اقلامفرهنگی و چه غیرفرهنگی رقم قابل توجهی نیست.
قیمت بلیت سینما به اندازه یک بستنی چوبی همنیست، پس به نظر من افزایش قیمت بلیت سینما کاملا طبیعی است اما موضوعی که مخالفان افزایش قیمت بلیت سینما به آن اشاره دارند این است که با رشد قیمت بلیت سینما، قشر متوسط و خانوادهها کمتر به سینماها میآیند و فیلم میبینند. در پاسخ به این مخالفان و در کمال تاسف باید گفت به لطف مدیران سینما در دولت قبل، شخم جدی در میان مخاطبان «سینما رو» زده شد، طوریکه مخاطبان جدی را از سالنهای سینما دور کرد.
به نظر من، ما نباید نگران خانوادهها و کسانی که سینما برایشان جدی است مثل دانشجوها باشیم، به این دلیل که متاسفانه (کلمه متاسفانه را به کار میبرم چون باید حقیقت را اذعان داشت) خانوادهها دیگر مخاطب سینما نیستند، امروز خانوادهها نیازهای تصویری خودشان را از ماهوارهها تامین میکنند یا اگر کمی به لحاظ اندیشه جلوتر باشند در پلتفرمها دنبال آنچه میخواهند، هستند.
متاسفانه امروز افرادی که سینما و هنر برایشان مهم است به سینما نمیروند، چرا؟ چون آن چیزی که به اسم سینما روی پرده میرود از خود جامعه عقبتر است و باز هم میگویم به دلیل سختگیری شورای پروانه ساخت و پروانه نمایش، این بخش از مخاطبان نیازهایشان را در کافهها یا سالنهای تئاتر تامین میکنند یا در انتها سراغ پلتفرم میروند.
حالا سوال اینجاست پس مخاطبان امروز سینما چه کسانی هستند؟
به ضرس قاطع میگویم؛ مخاطبان امروز سینما همان مخاطبان کنسرت ریوندی و ماهی صفت هستند که قیمت بلیت کنسرت ۸۰۰ هزار تومانی را برای کنسرت میپردازند، پس در سینما هم بلیت ۱۰۰ هزار تومانی برایشان چیزی نیست.
پس این نوع مخاطب چه در کنسرت ریوندی چه فیلمهایی که در سالنهای سینما میبینند فقط خواستشان لودگی است، این نوع مخاطب نه فیلم برایشان مهم است نه سینما و نه فیلمنامه و نه کارگردان و نه هیچ چیز دیگر. اینها به سینما میروند تا لودگی ببینند، برای همین است که شبهکمدیهای این روزهای سینما فروش میکند و برای این نوع مخاطب بلیت صد هزار تومانی در مقایسه با بلیت هشتصد هزار تومانی کنسرت رقم ناچیزی است.
و نکته آخر اگر سازمان سینمایی عزم و تصمیم جدی برای پویایی سینمای متفکر و فرهنگی، هنری دارد باید کاری کند آن دسته از مخاطبان که با سینما قهر کردند را به سالنها بازگرداند. ، مخاطبانی که متمایل به سینمای واقعی هستند و باعث زنده نگاه داشتن سینمای اجتماعی میشوند و باعث میشوند سینما تعریف فرهنگی به خودش بگیرد را با سینماها آشتی دهند و آنها را به سالن برگرداند.