
اولین فرمانده سپاه اصفهان در گفتوگویی با روزنامه ایران عبدالله نوری و محمد عطریانفر را از نزدیکان مهدی هاشمی معدوم معرفی و از اینکه برخی اسناد مربوط به رابطه عبدالله نوری با بنی صدر را پاره کرده ابراز تاسف کرد.
به گزارش سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی وی گفت: من پروندههای ریزی داشتم که با اعلام اقدام امام علیه این گروه همه را تحویل وزارت اطلاعات دادم. به ریشهری گفتم مدارک منحصر به فردی دارم که میترسم از بین بروند و شاید من تا صبح زنده نباشم و صبح فردای آن روز با حضور فلاحیان از ساعت 8 صبح تا 4 بعدازظهر تمامی اطلاعات را در اختیار وزارت اطلاعات قرار دادم لیکن اکنون افسوس میخورم که چرا از بعضی از این اسناد منحصر به فرد برای خود کپی نگه داشتم. بعضی از اسناد را هم خودم پاره کردم. این اسناد در واقع تصاویری در رابطه با ارتباط عدهای نظیر عبدالله نوری با بنیصدر و مهدی هاشمی بود.
وی افزود: بر مبنای دو نامهای که منتظری به حضرت امام داد وی معارض با انقلاب بود و در صورت ادامه حیات، وی تبدیل به یک جریان اپوزیسیون علیه نظام میشد. به نحوی که هنگامی که آقای ریشهری در دولت میرحسین موسوی بحث دستگیری مهدی هاشمی را مطرح کردند عدهای از وزرا به آقای ری شهری حمله کردند که چرا این اقدام را انجام دادی؟
سالک گفت: آقای ریشهری به عنوان وزیر اطلاعات به صورت مستقیم وارد مذاکره با مهدی هاشمی شد. هدف اول وی جدا کردن این دو از هم بود، امری که به وقوع نپیوست. ریشهری شروع مذاکرات خود را با موعظههای اخلاقی مبنی بر سختتر بودن عقوبت آخرت نسبت به دنیا شروع کرد. بعد از این هاشمی نامهای خطاب به ریشهری مینویسد، لیکن سریعاً نامه را گرفته مچاله و شروع به گریه کردن میکند. طبق گزارش آقای ریشهری وی حتی یک ضربه شلاق تعزیری هم نخورده بلکه در اثر ایجاد حالات روحی اعترافات گرفته میشود.
وی افزود: گروه طرفدار هاشمی به تعبیری از سه دسته تشکیل میشوند؛ گروه اول آناناند که در قبل از انقلاب با حرکت چشم و ابروی هاشمی دست به جنایت میزدند از این جمله میتوان به امیری، اکبری و حسن ساطع اشاره کرد و به واقع این عده عاشق هاشمی بودند. عدهای از این گروه در واحد نهضتهای سپاه مشغول به کار شدند؛ در ادامه با شروع همکاری وی با محمد منتظری و اداره مدارس تربیت طلاب در قم، تیمهای جدیدی را تشکیل داد که از این دست هم باید به محمود صلواتی و شیخ سعیدی اشاره کرد.گروه سوم دوستان مهدی هاشمی و شرکتکنندگان در جلسات مخفی بودند که شاخص این افراد نیز عبدالله نوری، شیخ عباسعلی روحانی و عدهای دیگر بودند.
سالک میافزاید: جلسههایی را به یاد دارم که در خیابان 17 شهریور تهران در منزل دکتر واعظی با حضور قمصری، عطریانفر، طاهری با شیخ عباسی و البته مهدی هاشمی مبنی بر تصمیمگیری جهت تعویض استانداران و در این سطحها برگزار میشد. همچنین مهدی هاشمی در اوج قدرت خود طی جلسهای در اصفهان تا نیمههای شب با عنوان نجات اسلام تصمیم بر ترور 3 تن منجمله خود من، آقای پرورش، مهدوی کنی را گرفتند در این جلسه حتی قاتلها نیز مشخص شده بودند لیکن با نفوذی که من در بین بعضی از اعضای این جریان داشتم این لیست در ساعت 2:30 بامداد به دست من رسید.
رییس گزینش کل کشور اظهار داشت: چندین سال قبل جهت انجام مأموریتی به بیت آقای منتظری رفتم. به محض ورود آقای نوری، حسن ساطع و خیلیهای دیگر را که در زیر تیغ اعدام بودند، یکجا در بیت منتظری دیدم. مثلاً مهاجرانی پس از درگذشت آقای منتظری می گوید: «پدر، پدر گروه و گفته نشناختیمت پدر» واضح است چرا آنان که به غرب و امریکا دلبستهاند از تنها کسی که میتوانستند جهت فشار به نظام استفاده کنند، منتظری بود. فردا به جای منتظری به دنبال یک ضعیفالنفس ساده دیگری میروند تا از او سوء استفاده کنند. این عده اگر قدرت را در همراهی با منتظری ببینند، به سمت او حرکت میکنند؛ اگر برعلیه او منافع قدرتشان را تأمین کند، به نحو دیگری برخورد میکنند. همینهایی که به شدت با منتظری برخورد کردند، امروز از جنازه ایشان به عنوان یک حرکت سیاسی علیه نظام سوءاستفاده میکنند. حال حتی اگر وصیت بر عدم سوءاستفاده سیاسی از جنازهاش را هم مطرح کرده باشد، مهم منافع قدرت این عده است نه منتظری.
وی در خصوص ترور زهرا بنیانیان در اصفهان میگوید: باخبر شدم در مبارکه تروری صورت گرفته و خانمی به نام بنیانیان کشته شده. سریع به سمت مبارکه حرکت کردم؛ وقتی رسیدم، چند نفر را آنجا دیدم که آقای عطریانفر و خود سلمان صفوی و چند تن دیگر آنجا بودند. وقتی در را دیدم، متوجه جای گلوله بر روی آن شدم. به هر حال حادثه کشته شدن زهرا بنیانیان را تا به حال هیچ کس نمیداند و اگر خانواده بنیانیان جهت خونخواهی فرزند خود قیام کنند، به شرطی که اسناد آن از بین نرفته باشد، میتوانند با احضار چند تن، ماجرا را پیگیری کنند.