
«ريشه ناباوري کجاست» عنوان سرمقالهي روزنامهي جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
در حالی دیروز محمود احمدینژاد پشت میز کنفرانس خبری با رسانههای داخلی و خارجی نشست که تحرکات منطقهای برای تحت فشار قراردادن ایران بیشتر شده است. این موضوع عصر روز قبل باعث شد تا بسیاری از مباحث به سمت سیاست ایران در تعامل با جهان و موضوع هستهای سوق پیدا کند و در ادامه برخی سوالهای دلخواه رییسجمهور از سوی رسانههای نزدیک به دولت هم باعث شد تا جوابهای همیشگی رییس کابینه شنیده شود.
اما در این میان چند سوال هم وجود داشت که به زندگی مردم و اقتصاد عمومی ربط داشت و باعث شد حرف تازهای شنیده شود.
رییسجمهور در پاسخ به چگونگی تحقق وعدهها و رشد اقتصادی کشور جوابی داد که خبرنگاران و آگاهان اقتصادی را مبهوت کرد. وی گفت که حقوق کارمندان و کارگران 20 درصد بالا رفته، قدرت خرید مردم افزایش یافته و با وجود رشد 9.6 درصدی اقتصاد ایران، عدهای نمیخواهند این پیشرفت را ببینند!
بدون حاشیه رفتن، آمار سالانه بانک مرکزی که شهریورماه 88 منتشر شد را به یاد دکتر احمدینژاد میآوریم که اعلام کرده بود، رشد اقتصادی کشور در سال قبل 2.3 درصد است و آمار مورد اشاره وی مربوط به سال 86 و زمانی است که نفت در قله قیمت خود بود، نه سال 87 !حال باید پرسید که چرا وی نمیگوید رشد اقتصادی امسال کاهش محسوسی داشته و پیشبینی سال بعد تا حدود یک درصد برآورد شده است. حال آمار اعلامی بانک مرکزی که مرجع رسمی در اعلام آمار اقتصاد کشور است را باور کنیم یا آمار دو سال قبل را !
آیا این گزیدهگویی هدفمند از سوی رئیس دولت خبر مثبتی است که منفی نوشته میشود؟
آقای احمدینژاد اگر ناراحت نمیشوید و این مطلب را هم منفی نویسی نمی دانید، باید یک سوال زیربنایی بپرسم.
وقتی شما آمار دو سال قبل را اعلام کردهاید چگونه انتظار دارید در حال حاضر همه آمارها را باور کنند؟ ای کاش در کنار خبر دو سال قبل حال و روز امروز و پیشبینی سال بعد را هم میگفتید تا باورپذیریمان رشد یابد.