
سخنرانی20 بهمن امام(ره)
تنها دو رو به پایان سلطنت مانده است امام خمینی در این آخرین روزها، در حمع پزشکان بیمارستان سوم شعبان از آنچه بر ملت انقلابی ایران در یالهای مقاومت و انقلاب رفته ، سخن می گوید. کلام امام در این سخنرانی بسیار تلخ است او می فرماید: شش میلیون دلار، یعنى تقریباً 32 میلیون تومان، خرج گلکارى! اینها برداشتند هر چه ما داشتیم، رفتند. ارتشبدهایشان چقدر بردند، و خودش و عائلهاش چه قدر بردند؛ و خزاین ملت را خالى کردند و یک مملکت خراب و ویران گذاشتند و رفتند .
[بسم اللَّه الرحمن الرحیم].
آقایانى که در بیمارستان هستند بیشتر از سایر مردم مصیبتها را دیدهاند، حتى از آنهایى که در خیابانها بودهاند. آنهایى که در خیابان بودهاند دیدهاند که جوانى تیر خورد و افتاد لکن آنها که بالاى بستر او بودهاند دیدهاند چه گذشته است. پدر و مادر او آمدهاند لابد- اگر گذاشته باشند بیایند- آمدهاند در بیمارستان و شما حال آنها را دیده اید. مصدومین را، مجروحین را، آنهایى را که کشته شدهاند و بردهاند که شما هم ندیده اید- همه در نظر خدا محفوظ است.
گناه این ملت این بود که مىخواست که اجانب در مملکتشان تصرف نکند. گناهشان این بود که مىخواستند آزاد باشند، اختناق نباشد؛ مىخواستند غارتگرها را بیرون کنند. اینها گناه این ملت بود که بهروى آنها اینطور مسلسلها کشیدند و حالا هم دست برنمى دارند. همین چند روز هم باز در شهرستانها از این کارها بوده است .
اینها- یعنى عمال اجانب- هر روزى با یک صورت در پردهها و در چهره هایى هستند. اینها عمالشان را ممکن است بیست سال، سى سال، به صورت یک آدم ملى درآورند و بر ملت معلوم نباشد که این چه کاره است! وقتى که چهره واقعى پیدا شد، آن وقت ملت مىفهمد چه بوده این. یک نفر سى سال، بیست سال در چهره ملیت بوده است، در چهره دیانت بوده است آن وقتى که آن محفوظ بوده است این؛ و نگه داشتهاند این را براى یک روزى- یک روزى که احتیاج دارند که با حربه ملیت ملت را بکوبند، مثل امروز.
امروز با حربه «ملیت» و رفتن سر قبر دکتر مصدق ملت را دارند مىکوبند. و چنانکه شریف امامى با حربه «صلح» آمد و ملت را کوبید، اینها با این حربه آمدند. و این ملت که الآن دارد صدایش ... دیروز سرتاسر مملکت، تمام مملکت، یکصدا مىگفتند که ما دولت جدید را مىخواهیم. اینها را ملت حساب نمىکنند.! ملت آن است که امریکا بشناسد که او ملت است، اگر امریکا تثبیت کرد ملیت کسى را! آن هم تثبیتش به این است که منافع او را تأمین بکند والّا آن اشخاصى که مىگویند ما ملى هستیم و ما مطیع ملت هستیم، به آراى ملت احترام مىگذاریم، [خیر.]
دیروز این آراى ملت نبود؟ دیروز چند میلیون مردم فریاد کردند، اینها ملت نیستند؟ باز هم آن ملتى که باید در نظر امریکا و عمال امریکا باشد اینها نیستند. این «ملت» آنهایند که مىگویند باید همه چیز را داد به امریکا، همه چیز را داد به خارجیها!.
شما که در بیمارستانها بودید مىدانید به این ملت چه گذشت. شما یک گوشهاش را مىدانید، بیمارستانهاى دیگر هم گوشههاى دیگرش را مىدانند. بسیارىاش هم از چشم شماها و سایر برادرهاى شما مخفى بوده است. چنانکه دزدیهایى که اینها کردند، خیانتهایى که اینها کردند، از چشم ما اکثرش مخفى است؛ ما نمىدانیم اینها چه کردند.
آقا من یک قصهاى را برایم نوشتند یا در مجله دیدم- یادم نیست الآن- که یکى از خواهرهاى این محمدرضا در خارج یک ویلایى خریده است که قیمت او را من الآن نمىدانم چه قدر بود لکن نوشته بود که براى گلکارى او شش میلیون دلار خرج گلکارى آن ویلاست.! اینها یک همچو کارهایى کردهاند و ما بىاطلاعیم و نمىدانیم چیست.
شش میلیون دلار، یعنى تقریباً 32 میلیون تومان، خرج گلکارى! اینها برداشتند هر چه ما داشتیم، رفتند. ارتشبدهایشان چقدر بردند، و خودش و عائلهاش چه قدر بردند؛ و خزاین ملت را خالى کردند و یک مملکت خراب و ویران گذاشتند و رفتند .
خداوند ان شاء اللَّه شما که زحمت کشیدید براى این ملت و تَعَب (1) کشیدید- خوب، من مىدانم که کسى بالاى سر یک کسى که مظلوم است و کتک خورده است مجروح شده است دارد مىمیرد شاید در حضور شما بسیارشان مردهاند من مىدانم به شما چه گذشته است، خدا هم مىداند- شما اجرتان با خداست. خدا مىداند که شما چه کشیده اید؛ و خداوند جبران خواهد کرد. ان شاء اللَّه خداوند به همه شما سلامت بدهد. رفقا همه تشریک مساعى کنید در این امور؛ در این نهضت متحد بشوید. اگر در این نهضت شکست بخورید تا آخر شکست خورده اید. همه با هم باشید، همه با هم تشریک مساعى بکنید تا اینکه پیروزى برایمان حاصل بشود.