
سخنرانی18 بهمن امام(ره)
امام خمینی در 18بهمن 1357:باید همه بنشینیم و مع الأسف یک خرابه را بسازیم! این مملکت را اینها خراب کردند و رفتند و خوردند و بردند، و حالا باید شما و ما همه دست به دست هم بدهیم و این مملکت را از سر بسازیم. باید ما مثل زلزلهاى که آمده است، باید از سربسازیم .
حضرت امام خمینی در اوج التهاب ایران، وکلای دادگستری را به حضور می پذیرد و در جمع آنان از قرائت ایده ایدئولوژیک شرق شناسی سخن می گوید و اندیشه ای را طرح می کند که آن روزها، چالش برانگیزترین بحث جهان بود ؛چالشی که ادوارد سعید کنشگر آن بود و امام خمینی به عنوان رهبر فقیه و عارف متاله به چالش های مدرن دوران خود، توجه داشت.
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
من از جهتى باید اظهار تأسف بکنم، و از جهتى باید اظهار شادمانى. آنکه موجب اظهار تأسف است این است که طبقات ملت ایران به واسطه فعالیتهاى اجانب همچو از هم دور شدند که ما در تمام عمر مواجه با این وجوه کریمه نشدیم؛ و هر کدام- هر صنفى- در یک طرف واقع شدند: دانشگاهى در یک طرف بود، روحانى در یک طرف بود، قضات دادگسترى در یک طرف بودند، علماى روحانى در یک طرف بودند، و وکلاى دادگسترى همین طور. و این دستى بود که از اجانب در این مملکت فعالیت مىکرد.
کارشناس هاى آنها که از سابق الایام مطالعه کردند این ممالک شرق را و زمینهاى اینجا را، وجب به وجب رفتند و گردش کردند و چیزهاى مادى که در آن بوده است کشف کردند. روحیات ما و طوایف ما را و آن چیزهایى که ما به آنها مُتمسّکیم، اینها را مطالعه کردند. بر اثر مطالعهاى که اینها کردند یافتند که اگر مذهب در بین این مردم باشد و همه تحت یک لوا باشند، نمىتوانند بر اینها غلبه کنند و این خزاین را ببرند؛ و کوشش کردند اینها براى اینکه تضعیف کنند مذاهب را، و اصل مذهب را بگویند که اینها چیزهایى بودند که قدرتمندها درست کردند؛ اینها افیون جامعه است!
اصل دیانتْ افیون جامعهاست! و این براى این بود که مىخواستند که مذهب را در نظر مردم و در نظر روشنفکرها نازل کنند، و از دست بدهند اینها اعتصام به مذهب را. در صورتى که کسى که به تاریخ انبیا توجه بکند، مىبیند که انبیا از تودهها درآمدند و حمله کردند به قدرتمندها. از بین همین تودهها. حضرت موسى یک شبانى بود با یک عصا، از همین تودهها، بر ضد فرعون قیام کرد تا آنجا که رساند. پیغمبر خودمان که تاریخش نزدیک است، و همه آقایان لابد مىدانند، این یک شخصى بود که از همین تودهها و جمعیتها بود و با همینها بود؛ و از بدو بعثت تا آخر با قدرتمندها و باغدارها و مُکنَت دارها و سرمایه دارها همیشه در جدال بود. پیغمبرها از این تودهها بودند و قدرتمندها را مىترساندند، نه از قدرتمندها بودند براى اینکه تودهها را [خام] بکنند. این یک مطلبى است که واضح است لکن دست تبلیغات اجانب خیلى قوى است ..
توطئه جدایى مردم از روحانیت
از آن طرف دیدند که خوب بین خود اقشار ملت، اگر اینها با هم متحد باشند، باز هم آن منافعى که مىخواهیم ببریم نمىتوانیم ببریم؛ بین اقشار این ملت ما اختلاف بیندازیم. اول متوجه شدند به روحانیت. در زمان رضا خان- اگر کسى یادش باشد، آقایان هر کدام یادشان باشد- همچو روحانیت را کوبیدند که دیگر نه خطیبى براى ما گذاشتند نه امام جماعتى، تمام را کوبیدند. نه مجلسى، مجلس خطابهاى براى ما ماند. و در بین ملت آنطور اینها را ذلیل کردند که حتى شوفرها ملاها را به اتومبیلها گاهى نمىنشاندند، مىگفتند نمىنشانیمت در اتومبیل! ملا را نمىنشانیم در اتومبیل. تضعیف کردند روحانیت را.
از یک طرف اختلاف بین احزاب درست کردند؛ و این هم یک راه اختلافى شد که اینها به سرِ هم زدند، و این هم یک بساطى شد. دانشگاهى را با دانشگاههاى ما از هم جدا کردند. آنها اینها را یکجور طرد مىکردند، اینها آنها را یکجور طرد مىکردند. و اینها که تفصیلش زیاد است و من هم حالم مقتضى نیست. خودآقایان باید متوجه باشند که همه اینها عواملى بود که این ملت، که باید یکپارچه در تحت یک لوا ملیت خودشان را حفظ کنند، این یکپارچگى را از اینها بگیرند و اینها را با هم مختلف کنند، بلکه دشمن کنند با هم. این جهتى است که موجب تأسف است. و لهذا قبل از این نهضت، ما هیچ وقت با شما آقایان مواجه نبودیم، و با یک طایفه دیگر مواجه بودیم.
آنچه اسباب خوشحالى است این است که این نهضت اسلامى ایران موجب شد که این اختلافات رو به نقصان گذاشت و رو به نابودى. دانشگاه با دانشجویان دینى ما با هم شدند. الآن این مجلسى که از آقایان قضات و آقایان وکلاى دادگسترى هست، هیچ وقت براى ما نبوده است. حالا ما با شما مواجهیم و درددلها را با شما مىخواهیم بکنیم. ما زیاد درددل داریم آقا. و آن درددلى است که شماها دارید .
گذرى به نیم قرن خیانت
ما پنجاه سال است که هیچ چیز آزاد نداشتیم. همه شما مىدانید، از آن وقتى که رضا شاه آمد تا الآنى که من اینجا نشستهام، ما غیر از اینکه حالا- اخیراً شده است- ما هیچ چیز آزاد نداشتیم. نه مطبوعات آزاد داشتیم، نه یک دادگسترى مستقل داشتیم، نه یک کانون وکلاى مستقل. همهاش آنها تصرف داشتند. نه یک دانشگاه داشتیم، نه مىتوانستند جوانهاى ما را تربیت صحیح بکنند ... اینها را عقب نگه داشتند. فرهنگ ما یک فرهنگى است که برمى گرداند بچههاى ما را به طرف عقب. یک باب مفصلى است اینکه راجع به فرهنگ، اینها چه کردند.
از آن طرف، مراکزى که براى فحشا درست کردند در تمام کشور، خصوصاً در تهران. این همه مراکز فحشا در تهران و اطراف تهران درست شد. جوانهاى ما را کشیدند به این مراکز، و در آن مراکز این نیروى انسانى ما را از بی بردند. از آن طرف، اقتصاد ما را به آنطور که مىبینید رساندند. کشاورزى ما را آنطور که ملاحظه مىکنید عقب بردند و از بین بردند. و همه چیز ما الآن از بین رفته است. از آن طرف، ارتش ما یک ارتشى است کهمستشارهاى امریکایى و مستشارهاى اسرائیلى بر آن حکومت مىکند. اینها مصیبتهایى است براى این مملکت و براى ما .
آمال ملت ایران
این ملت الآن ایستاده است و مىگوید که ما مىخواهیم آزاد باشیم. این یکى از حقوق بشر است- که همه عالَم این معنا را قائلند- و مىگویند ما مىخواهیم مستقل باشیم. این هم یکى از حقوقى است که هر کسى سرنوشت خودش باید دست خودش باشد. و مىگویند ما یک حکومت عدل مىخواهیم، حکومت عدل اسلامى مىخواهیم. این هم آرزوى هر آدمى است که یک حاکمى باشد براى آن حکومت بکند که بعد از چند وقتى جیبهایش را پر نکند و از این مرز برود! شما ملاحظه بکنید که بعد از سى و هفت سال که این آدم حکومت داشته است در اینجا، حکومت غیرقانونى داشته در اینجا، چقدر اینها از منافع ما بردند و خوردند و از بین بردند.
الآن بانکهاى امریکا و انگلستان و سوئیس و کذا پر است از مالهاى ملت ما که به دست اینها ثبت شده است، در اسم اینها ثبت شده است. و ما امیدواریم که یکوقت دادگسترى ما به عرض ملت برسد و محاکمه کند این آدم را. اگر شد بخواهیم او را در اینجا و محاکمهاش کنیم. از او بگیریم و اگر این معنا نشد، محاکمه غیابى کنیم و اموالش را توقیف کنیم در بانکهایى که هست .
بسیج همگانى براى یارى نهضت
لکن شما آقایان بدانید که اینها رفتند و یک مملکت خراب براى ما گذاشتند. یک مملکت که همه چیزش ریخته است. هر جا دست بگذارید فساد هست. و خیال کنید که این با یک سال دو سال، و با یک قشر دو قشر بشود تعمیر کرد، نمىشود. براى همه ما الآن تکلیف است که اولًا راجع به این نهضتى که شده است و تا حالا این نتایج را داشته، و ما امیدواریم تا آخر برسد، بر همه ماست که کمک کنیم به این نهضت. شما اهل قلم هستید بنویسید، بحث کنید- عرض مىکنم- صحبت بکنید، تبلیغات بکنید، این نهضت را بزرگ کنید، پشتیبانى کنید، از این دولت پشتیبانى کنید، اظهار کنید، در روزنامهها اعلامکنید. و بعد هم که ان شاء اللَّه یک دولت حقى برقرار شد، آن وقت باید همه بنشینیم و مع الأسف یک خرابه را بسازیم!
این مملکت را اینها خراب کردند و رفتند و خوردند و بردند، و حالا باید شما و ما همه دست به دست هم بدهیم و این مملکت را از سر بسازیم. باید ما مثل زلزلهاى که آمده است، باید بسازیم از سر. ان شاء اللَّه امیدوارم که خداوند این قشرها را همه را به هم نزدیک کند. نه من به شما بدبین باشم و نیستم، و نه شما به ما بدبین باشید و ان شاء اللَّه نیستید. خداوند همه شما را توفیق بدهد، تأیید کند. متشکرم از اینکه تشریف آوردید.