
موردی که فرهاد مجیدی فراموش کرده یا عامدانه میخواهد فراموش کند، این است که همهجای دنیا سیاستمدارانی که به فوتبال علاقهمند هستند، از تیمی خاص طرفداری میکنند؛ نمونه بارز آن را میتواند امانوئل مکرون دانست؛ رئیسجمهور جوان فرانسه که همه از علاقه وافرش به تیم «المپیک مارسی» اطلاع دارند.
شرق نوشت: فرهاد مجیدی، سرمربی جوان و فعلا موقت استقلال، این روزها حسابی عصبانی است؛ به گمان او، داور گل سالم تیمش را برابر صنعت نفت آبادان مردود کرده تا دوباره «فوتبال کثیف» و البته «فساد گسترده»، خودش را نشان دهد.
فرهاد مجیدی معتقد است برای اینکه عدهای در دولت طرفدار پرسپولیس هستند، نمیخواستند تیم او برنده از میدان خارج شود.
تساوی در آبادان، استقلال را از کورس قهرمانی خارج کرد تا این تیم دیگر شانس قهرمانی نداشته باشد. بااینحال روز گذشته مجیدی برای اینکه شاهد دیگری برای ادعاهایش داشته باشد، در پستی اینستاگرامی به عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه، تاخت و گفت: صحبتهای او روی داوران بازی صنعت نفت – استقلال تهران اثر گذاشته است. برای روشنشدن این موضوع باید به روز شنبه و پیش از بازیهای برگزارشده هفته بیستونهم لیگ رجوع کرد؛ جایی که عراقچی در گفتوگویی تلویزیونی ابراز امیدواری کرد پرسپولیس همین امروز (شنبه) بتواند قهرمان شود؛ «امیدواریم چنین اتفاقی (قهرمانی پرسپولیس) بیفتد. من از قدیم طرفدار تیم محبوب ایران بودهام».
این اولینبار نبود که عراقچی پرسپولیسیبودنش را رو میکند؛ او پیشتر در فصول قبل و در تمام قهرمانیهای پرسپولیس، علاقه رنگیاش را بروز داده و برای موفقیت این تیم در رقابتهای آسیایی نیز ابراز امیدواری کرده بود. بااینحال، ردشدن گل استقلال مقابل صنعت نفت که شاید میتوانست امیدهای این تیم را برای قهرمانی زنده نگه دارد، دلیلی شد تا سرمربی استقلال به صحبتهای معاون وزارت امور خارجه واکنش نشان دهد.
فرهاد در پستی اینستاگرامی نوشت: «استقلال قهرمان نشد و همه به آنچه میخواستند، رسیدند؛ از فدراسیون گرفته تا وزیر و معاون وزیر که در میانه این همه بحران خارجی و داخلی، گرانی و فروپاشی اقتصادی، اختلاس و فساد، آرزویش این است پرسپولیس قهرمان شود. این همه بدبختی گریبانمان را گرفته و فوتبال، شادی و تسکین موقت دردهای همه ماست که آن را آلوده به ناحق میکنند و از ما دریغ میکنند».
این صحبتها، فارغ از اینکه درستی یا نادرستی ادعای مجیدی را نشان دهد، موجی از اعتراض را بین اعضای هیئتمدیره باشگاه و البته هواداران استقلال به وجود آورد که انگار واقعا نمیخواهند تیمی بهجز پرسپولیس، قهرمان رقابتهای لیگ شود. در این بین، نباید از هوش فرهاد مجیدی به این سادگیها عبور کرد؛ فرهاد در بین مربیان نسل جدید، آدمی اهل مطالعه است و به خوبی میتواند شرایط را ارزیابی کند. شاید بخشی از متهمکردنهای او به دلیل عصبانیتش از نتیجهنگرفتن باشد، ولی بدون تردید او با زیرکی، نگاهها را متوجه سمتی دیگر کرد تا کمی از حواشی بهوجودآمده درباره نتایج احتمالی تیمش در رقابتهایی که استقلال تحت نظرش بوده، بکاهد. او با استقلال در لیگ قهرمانان آسیا موفق نبود و آبیها از گردونه رقابت کنار رفتهاند؛ حالا نیز با نبردن صنعت نفت آبادان، نهفقط قهرمانی در لیگ را از دست داده، بلکه ممکن است شرایط به گونهای رقم بخورد که تیمش سهمیه لیگ قهرمانان آسیا در فصل آینده را نیز به دست نیاورد. مجیدی با تصمیمی که شاید با فکر قبلی گرفته، برای ناکامی استقلال یک متهم تازه پیدا کرد تا همچنان به جایگاه خوب خودش در بین هواداران استقلال لطمهای وارد نشود.
بالطبع خود مجیدی هم میداند که طرفداریکردن از تیم مورد علاقه، چیزی نیست که بشود بهسادگی از آن گذشت. طبق عرفی که از دیرباز میان فوتبالیهای ایران بنا گذاشته شده، همه آنهایی که فوتبال را دنبال میکنند، بالاخره به یکی از دو رنگ آبی و قرمز علاقه دارند؛ حال اینکه عدهای شجاعت به خرج میدهند و علاقه خود را بیان میکنند، دلیلی بر این نمیشود که آنها الزاما تأثیری روی قهرمانشدن یا قهرماننشدن تیمی داشته باشند. دستکم وضعیت آدمهایی که علاقه خود را بروز میدهند، بسیار بهتر از آنهایی است که محافظهکارند و حاضر نیستند گرایشهای رنگی خود را علنی کنند.
موردی که فرهاد مجیدی فراموش کرده یا عامدانه میخواهد فراموش کند، این است که همهجای دنیا سیاستمدارانی که به فوتبال علاقهمند هستند، از تیمی خاص طرفداری میکنند؛ نمونه بارز آن را میتواند امانوئل مکرون دانست؛ رئیسجمهور جوان فرانسه که همه از علاقه وافرش به تیم «المپیک مارسی» اطلاع دارند.
مکرون حتی در زمینه کریخوانی و گرفتن عکس با پیراهن مارسی نیز دستکمی از یک هوادار دوآتشه ندارد. او همیشه برای پاریسنژرمنیها (رقیب سنتی مارسی) کری میخواند که در این بازی مثلا مارسی حتما پاریسنژرمن را شکست میدهد. موضوع جذابتر دراینباره این است که مکرون گاهی روی پیروزیهای مارسی در دیدارهای حساس، شرطبندی نیز میکند؛ باز هم نمونهاش مقابل پاریسنژرمن که با وجود شرطبستن روی برتری مارسی، پاریسنژرمن برنده از زمین مسابقه خارج شد.
اگر ادعای فرهاد درباره عراقچی و دیگر موارد درست باشد، مارسی به دلیل حمایت رئیسجمهور فرانسه باید دستکم در این چند سال قدرت مطلق این کشور باشد و همه بازیهایش را ببرد و قهرمانیها را درو کند! بااینحال، واقعیت با چیزی که تصور میشود، کاملا متضاد است؛ مارسی نهفقط قهرمان نمیشود، بلکه برای گرفتن سهمیه لیگ قهرمانان اروپا نیز کلی دردسر میکشد و گاهی به هدفش نیز نمیرسد.
امانوئل مکرون یکی از دهها نمونه خارجی است که در آن سیاستمداری عالیرتبه طرفدار تیمی خاص است، ولی اگر تیم مورد علاقه آنها در یک بازی برنده یا دست آخر قهرمان شد، کسی نمیگوید به دلیل صحبتهای رئیسجمهور یا وزیر یا معاون وزیر بوده است؛ کمااینکه نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور پیشین فرانسه، نیز طرفدار پروپاقرص پاریسنژرمن بود و در فرانسه کسی پاریسیها را به این متهم نکرد که قهرمانیهای شما به این دلیل است که رئیسجمهور طرفدار پاریسنژرمن است.
در این میان نمیشود فرهاد مجیدی را نیز خیلی عجولانه قضاوت کرد. همانطور که در بالا عنوان شد، او به اندازه کافی باهوش هست که ناکامی تیمش را به موردی دیگر ربط دهد، ولی نباید شرایط فوتبال ایران را با فوتبال روز دنیا مقایسه کرد. اگر در کشورهای دیگر، سیاستمداران و دولتمردان بهراحتی از تیمهای مورد علاقه خود حمایت میکنند، به این خاطر است که سازوکار آنها کاملا جداست و تیمها خصوصی هستند؛ شرایطی که فعلا در ایران برای دو تیم بزرگ پایتخت مهیا نیست.
استقلال و پرسپولیس، هر دو، تیمهایی دولتی هستند و شاید به همین دلیل است که ابراز علاقه آشکار به این تیمها در سطوح مختلف دولت، چنین شایعههایی را به وجود میآورد.