
لیگ برتر از اول راه را برای ورود سرمایه داران باز گذاشت و قوانین دست و پا گیر برای سرمایه گذاری را از میان برداشت. فوتبال داشت نشان میداد که مکان مناسبی برای سرمایه گذاری و جلب توجهات رسانهای است. سرمایه دارانی که علاوه بر دغدغه مالی، عطش شهرت نیز داشتند، فوتبال را مکان مناسبی برای سرمایه گذاری یافتند. با افول تدریجی سری آ، حالا لیگ جزیره بود که در دید رسانهها قرار گرفت. مخصوصن که رسانههای انگلیسی زبان از همتایان ایتالیایی، اسپانیایی، آلمانی و فرانسوی قدرتمندتر و برای شهرت لیگشان موثرتر بودند.
فرارو- علیرضا جعفری؛ دو تیم انگلیسی و لیورپول و تاتنهام توانستند با بازگشتی معجزه آسا در برابر غولی مثل بارسلونا و غول کشی مثل آژاکس، به دیدار پایانی لیگ قهرمانان اروپا راه یابند. از طرفی آرسنال با برتری قاطع برابر والنسیا و چلسی با برتری در ضربات پنالتی در مقابل آینتراخت فرانکفورت توانستند دو طرف فینال تمام انگلیسی لیگ اروپا باشند. با نتایج به دست آمده آیا باید تصور کرد که لیگ جزیره خود را از سایر لیگها به کلی جدا کرده است؟ لالیگا و بوندسلیگا و سری آ. دیگر حرفی برای گفتن ندارند؟ آیا دوران افول بزرگانی، چون بارسلونا، رئال مادرید، بایرن مونیخ و یوونتوس فرا رسیده؟ برای جواب دادن به این گونه سوالها باید چند مسئله را بررسی کرد.
ورود سرمایه خصوصی
در دهه هشتاد و نود میلادی، سری آ. با بهره گیری از سرمایه داران بزرگ، لیگ جذابی برای ستارههای فوتبال و حامیان مالی بود. خانواده آنیلی در یونتوس، موراتی در اینتر، برلوسکونی در میلان، کرانیوتی در لاتزیو، سنسی در رم و بعدها شرکت پارمالات در پارما، با تزریق سرمایههای هنگفت توانستند سری آ. را به لیگی جذاب و پویا تبدیل کنند. اما دست و پنجه نرم کردن با مشکلات اقتصادی و همچنین مرگ سرمایه داران اصلی، از سالهای ۲۰۰۰ به تدریج سرمایه گذاری در سری آ. کاهش یافت و این لیگ رو به افول نهاد.
لیگ جزیره در دهه نود با تغییر ماهیت، لیگ برتر را راه اندازی کرد و بعد با گذاشتن نام کارلینگ بر لیگ تازه تاسیس، از همان ابتدا نشان داد که از هر راهی، حتا فروش نام لیگ میتوان درآمد زایی کرد.
لیگ برتر از اول راه را برای ورود سرمایه داران باز گذاشت و قوانین دست و پا گیر برای سرمایه گذاری را از میان برداشت. فوتبال داشت نشان میداد که مکان مناسبی برای سرمایه گذاری و جلب توجهات رسانهای است. سرمایه دارانی که علاوه بر دغدغه مالی، عطش شهرت نیز داشتند، فوتبال را مکان مناسبی برای سرمایه گذاری یافتند. با افول تدریجی سری آ، حالا لیگ جزیره بود که در دید رسانهها قرار گرفت. مخصوصا که رسانههای انگلیسی زبان از همتایان ایتالیایی، اسپانیایی، آلمانی و فرانسوی قدرتمندتر و برای شهرت لیگشان موثرتر بودند.
رومن آبراماویچ، میلیاردر روس با خرید چلسی و جذب فلهای ستاره و مربی روی بورسی مثل مورینیو، اولین گام را در قدرت گیری یک شبه تیمها برداشت. چند سال بعد خانواده آل نهیان اماراتی پروژهای مشابه را در منچسترسیتی آغاز کرد. در این بین خانواده گلیزر و شرکا علیشیر عثمانوف و فرهاد مشیری هم بی سر و صدا منچستر یونایتد و آرسنال را به دست گرفتند و سایر باشگاههای کوچک و بزرگ انگلستان حتا تا سطح چهارم لیگ (لیگ تو) هم این مسیر را رفتند.
پخش تلویزیونی
با جذابتر شدن و رقابتیتر شدن لیگ جزیره، توجهات به این لیگ بین مخاطبان افزایش یافت و حق پخش این لیگ به شکل تصاعدیای روند صعودی پیدا کرد. در آخرین قرارداد آن بالغ بر ۵.۱ میلیارد پوند را برای یک بازه سه ساله در بر میگرفت و با سایر پرداختیها در فصل گذشته حدود ۲.۷ میلیارد پوند پرداختی سازمان لیگ به باشگاهها در یک فصل بود. در حالی که لالیگا نزدیکترین رقیب لیگ برتر حدود ۱.۳ میلیارد یورو در آمد داشته که اختلاف فاحشی با لیگ برتر دارد. نکته جالب این که فاصله بین تیم اول و آخر در جدول درآمدهای لیگ برتر تنها ۵۶ (۶۳ میلیون یورو) میلیون پوند است. در حالی که در لیگ رقیب، لالیگا فاصله دو تیم اول و آخر بیش از ۱۰۷ میلیون یورو است که این مسئله نشان میدهد که چرا لیگ برتر در مقایسه با سایر لیگها رقابتیتر است، چون تیمهای کوچکتر هم به شکل عادلانه تری از حق پخش برخوردار میشوند.
البته این برابری حداکثری تا پایان فصل جاری پا بر جا است و از فصل آینده با قرارداد جدید و ورود شرکت بزرگ آمازون، شش باشگاه بزرگ لیگ برتر (بیگ سیکس) سهم بیشتری را از حق پخش دریافت خواهند کرد.
خرید بازیکن
درآمد هنگفت تلویزیونی به علاوه تزریق سرمایهی سرمایه گذارانی که با دور زدن قوانین محدود کننده مانند فیرپلی مالی یوفا، باعث شده باشگاههای انگلیسی قدرت زیادی در جذب بازیکن و پرداخت حقوقهای نجومی داشته باشد. به طوری که ۶۷.۱ درصد بازیکنان لیگ برتر را بازیکنان خارجی تشکیل میدهند.
علاوه بر بازیکنان، مربیان بزرگ بین المللی نیز جذب لیگ برتر میشوند. به طور مثال، فقط در شش تیم بزرگ، گواردیولا و امری اسپانیایی، کلوپ آلمانی، ساری ایتالیایی، پوچتینوی آرژانتینی و سولسشر نروژی که چند ماهی هست جایگزین مورینیوی پرتقالی شده، باعث قدرت گیری تیمهای بزرگ لیگ برتر شده اند.
در این میان در سه فصل اخیر لیگ برتر با هزینه ۵.۴۹ میلیارد یورویی و درآمد ۲.۷۵ میلیارد یورویی بابت نقل و انتقال بازیکن، تراز منفی ۲.۷۴ میلیارد یورویی را رقم زده است. یعنی به طور متوسط هر باشگاه لیگ برتری در هر فصل چیزی حدود ۴۵.۷ میلیون یورو صرف خرید بازیکن کرده است.
در صورتی که در این بازه زمانی لالیگا با خرید ۲.۳۹ میلیاردی و فروش ۲.۲۳ میلیاردی، تراز منفی ۱۶۰ میلیون یورویی دارد که نشان میدهد هر باشگاه به طور متوسط تنها ۲.۶۷ میلیون یورو برای خرید بازیکن در هر فصل هزینه کرده اند. این رقم برای بوندسلیگا در فصل جاری +۲۰ است، بدان معنا که باشگاههای آلمانی بیشتر فروشنده بوده اند تا خریدار. همین بس که گرانترین خرید باشگاه بزرگ بایرن مونیخ تا این فصل ۴۱.۵ میلیون یورو برای کورنتین تولیسو بوده، در حالی که باشگاه متوسط انگلیسی ای، چون اورتن خرید ۵۰ میلیونی انجام داده است.
نتایج
از آخرین باری که یک تیم انگلیسی قهرمان لیگ قهرمانان شد هفت سال میگذرد. در این بین به غیر از تک قهرمانی بایرن مونیخ، این جام در قرق باشگاههای اسپانیایی بود. در لیگ اروپا که دومین سطح رقابتهای اروپایی است هم در بر همان پاشنه چرخیده و در هفت سال اخیر، پنج قهرمانی سهم اسپانیاییها بوده و تنها دو قهرمانی سهم انگلیسی ها. در این بین همیشه انتقادات شدیدی بر لیگ برتر وارد میشد که چرا نسبت به هزینههای هنگفتی که انجام میدهد، بازدهی مناسبی در رقابتهای اروپایی ندارد. به ویژه دو فصل پیش که تنها لسترسیتی، کم امیدترین تیم انگلیسی توانست تا بین هشت تیم لیگ قهرمانان بالا برود و انگلیسیها جایی حتا در نیمه نهایی هم نداشتند.
استدلال منتقدان این بود که فشار زیاد لیگ برتر و رقابت شدید و حجم بازیهای زیاد در قالب سه جام داخلی و نبود تعطیلات نیم فصل باعث ضربه خوردن تیمهای لیگ برتری در رقابتهای اروپایی شده است. جالب، اما این جا است که امسال در سایه عملکرد خوب تیمهای لیگ برتر، همین استدلالها برای عملکرد خوب این تیمها آورده میشود. بدین صورت که رقابت شدید داخلی باعث آمادگی ذهنی باشگاهها و تمرکز بالا حتا در اواخر فصل که زمان سرنوشت سازی است، میشود!
در بهترین حالت باید گفت که به طور کلی، نه آن استدلالها درست بود و نه این. لیگ برتر با انباشت بیش از پیش سرمایه و به طبع آن ورود هر چه بیشتر بازیکنان و مربیان ممتاز بین المللی، روز به روز میتواند قدرتش را افزایش دهد، اما نباید از چند دلیل عمده نتایج امسال لیگ برتریها چشم پوشید.
از یک طرف شور و شوقی که یورگن کلوپ و مائوریسیو پوچتینو، مربیان لیورپول و تاتنهام به این دو تیم تزریق کردند و حالا این دو باشگاه تبدیل به پرچمدارهای لیگ برتر شده اند را نباید نادیده گرفت. وگرنه کماکان منچستر سیتی و گواردیولا در لیگ قهرمانان ناکام هستند، چلسی و از آن بیش تر، منچستر یونایتد چند سالی هست راهشان را گم کرده اند و آرسنال هنوز بین تیم بزرگ گذشته و تیم معمولی اخیر دست و پا میزند.
از طرف دیگر ضعف و پوست اندازی سایر باشگاههای بزرگ را باید مورد توجه قرار داد. رئال مادرید قهرمان سه دوره اخیر و بایرن مونیخ پای ثابت مراحل بالای لیگ قهرمانان، در حال پوست اندازی هستند و به احتمال فراوان سال آینده با قدرتی بازیافته پا به مسابقات خواهند گذاشت. همین سناریو را هم باید برای بارسلونا و یوونتوس تصور کرد که امسال اسیر شور و قدرت لیورپول و آژاکس شدند. از پاریسن ژرمن هم با پولهای هنگفت قطری نباید غافل شد. اتلتیکو مادرید، دورتموند، ناپولی و ... را هم نباید نادیده گرفت.
پس طرفداران لیگ برتر نباید خیلی به خود غره شوند و طرفداران سایر لیگها ناامید. فوتبال ادامه دارد و سایر لیگها هم برای درآمدزایی در حال برنامه ریزی هستند و گمان این که قدرت اروپا در دست باشگاههای انگلیسی قرار گیرد، گمان دور از ذهنی است.