
فرارو- دویل مک مانوس، ستون نویس لس آنجلس تایمز نوشت: ترامپ و متحدینش میگویند نتیجه مواجهه با ایران از پیش تعیین شده است: «پیروزی آمریکا»! ایران در رکود شدید به سر میبرد، رشد اقتصاد این کشور ممکن است امسال به منفی ۶ درصد برسد، تورم به بالای ۴۰ درصد رسیده است و ارزش ارز ایران سقوط کرده است. علاوه بر این، تشدید تحریمها، که به تازگی صورت گرفته است، دولت ایران را دست کم از ۱۰ میلیارد دلار در آمد نفتی محروم کرده است.
اما تضعیف اقتصاد ایران، هرگز تنها هدف آمریکا نبوده است. تحریمها به انگیزه اهداف بزرگتری اعمال شده است: «وادار کردن ایران به توقف حمایت از نیروهای شبه نظامی در خاورمیانه، پذیرش محدودیتهای تحمیلی آمریکا بر قدرت نظامی و شاید فروپاشی کامل حکومت ایران». اما هیچکدام از این دستاوردها محتمل نیست و بعید است به زودی اتفاق بیافتد. این مساله شگفت انگیزی نیست، تاریخ نشان میدهد تحریم اقتصادی اغلب شکست میخورد.
دولت آمریکا در سال ۱۹۶۲ بر دولت فیدل کاسترو در کوبا تحریمهای تجاری اعمال کرد. حالا بعد از نیم قرن هنوز همان رژیم در کوبا روی کار است. ایران از زمان انقلاب ۵۷ تحت تحریمهای آمریکا بوده است، اما بعد از ۴۰ سال هنوز نظام اسلامی ایران پابرجاست. بعد از حمله نظامی صدام حسین به کویت در سال ۱۹۹۰ آمریکا عراق را تحریم کرد، اما در نهایت با حمله نظامی در سال ۲۰۰۳ توانست حکومت بعث را سرنگون کند.
دیوید کوهن، یکی از مقامات ارشد سابق وزارت خزانه داری آمریکا که مسئول تحریمهای ایران در دوران اوباما بود میگوید درسی که از تاریخ میگیریم واضح است: «تحریمها به تغییر رژیم نمیانجامند». او میگوید: «هیچ نشانه تاریخی در مورد نابودی یک حکومت در نتیجه فشار تحریمهای بلند مدت وجود ندارد.»
بر اساس تجارب تاریخی، تنها در موارد محدودی تحریمها موفقیت آمیز بوده اند؛ آنهم نه در تغییر رژیم بلکه در کشاندن حکومتها سر میز مذاکره. در آفریقای جنوبی، تحریمهای چند جانبه کمک کرد تا رژیم آپارتاید سفیدپوست در آفریقای جنوبی با کنگره ملی آفریقایی به رهبری نلسون ماندلا مذاکره کند تا انتقال حکوت به اکثریت سیاهان آغاز شود. البته تنها بعد از اعتراضات شدید مردم و قطع حمایت آمریکا از رژیم آپارتاید بعد از پایان جنگ سرد بود که چنین اتفاقی ممکن شد.
مک مانوس در ادامه مدعی شد: در مورد ایران تحریمهای چند جانبه، تهران را به سمت توافق سال ۲۰۱۵ و محدود کردن برنامه هستهای خود کشاند. تحریمهای کره شمالی، کیم جونگ اون را به سمت توقف برنامه اتمی و دوبار ملاقات با ترامپ کشاند.
همه این موارد یک عنصر مهم و مشترک دارند: «به رژیمهای تحت تحریم یک "معامله" پیشنهاد شده است». اما الان این سناریویی نیست که ترامپ برای ایران پیش بینی کرده باشد. به جای آن دولت آمریکا ۱۲ درخواست مطرح کرده است که شامل: «محدودیتهای شدیدتر در تحقیقات هستهای و توسعه موشکی، بیرون کشیدن نیروها از سوریه و پایان دادن به حمایت از گروههای طرفدار ایران در سایر کشورها، تعهد به متوقف کردن اظهارات ضد اسراییلی و اصلاحات سیاسی داخلی» میشود. برای واشنگتن همه این شرایط اهداف با ارزشی است، اما برای تهران مانند تسلیم به نظر میرسد و پیشنهاد جدی برای شروع گفتگو نیست.
آمریکا با تشدید تحریمها هدف میانهای را هم دنبال میکند: «این تحریمها ایران را از پولی که میتواند برای اهداف منطقهای خود خرج کند محروم میسازد». این همان چیزی است که مقامات دولت ترامپ ماه گذشته وقتی آخرین اقداماتشان علیه ایران را اعلام میکردند، بر آن تاکید کردند. پمپئو مدعی شده بود تحریمها ایران را از منابع مالی که به گفته او "برای بیثبات کردن خاورمیانه" استفاده میشود، محروم میکند.
اینکه آیا ایران حمایت خود از گروههای شبه نظامی در منطقه را قطع میکند یا نه، مشخص نیست. اما اگر هدف آمریکا صرفا قطع درآمد ایران باشد پس احتمالا کاخ سفید هر میزان افت در صادرات نفت ایران را یک پیروزی به حساب میآورد.
با این وجود، تاریخ نشان میدهد، قطع درآمد نفتی به حمایت ایران از گروههای شبه نظامی پایان نمیدهد. ایران حتی قبل از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با وجود تحریمهای شدید بین المللی به حزب الله لبنان کمک مالی میکرد، نیروهای نظامی به عراق میفرستاد و از حکومت بشار اسد در سوریه حمایت میکرد.
کاخ سفید وقتی چنین تحریمهایی علیه ایران اعمال میکند باید هزینه بالقوهای که این اقدامات برای آمریکا در روابط با دیگر کشورها به ویژه متحدین نزدیک آمریکا دارد را نیز بسنجد. بر اساس تحریمهای دولت ترامپ، از اول ماه می ۲۰۱۹ هیچ کشوری حق ندارد از ایران نفت بخرد. این تحریم شامل حال چین، بزرگترین مشتری نفتی ایران و همکار تجاری مهم آمریکا، هند، بزرگترین دمکراسی جهان و ترکیه، عضو ناتو و همسایه ایران، هم میشود. اگر این کشورها دستور ترامپ را نقض کنند وزارت خزانه داری آمریکا ممکن است آنها را از سیستم مالی ایالات متحده آمریکا حذف کند.
همچنین مقامات آمریکایی به این کشورها هشدار داده اند که باید بین دو گزینه انتخاب کنند: «آنها یا میتوانند با آمریکا معامله کنند یا ایران، اما نمیتوانند همزمان با هردو معامله کنند». برای شرکتهای بزرگ نفتی این انتخاب سختی نخواهد بود. دسترسی به سیستم بانکی آمریکا برای تجارت آنها ضروری است.
این در حالی است که چین و هند و دیگر کشورها برای تامین بخش مهمی از انرژی خود روی نفت ایران حساب باز کردهاند. حالا آنها باید امیدوار باشند عربستان سعودی و سایر تامین کنندگان نفت بتوانند نفتی که آنها نیاز دارند را تامین کنند.
مشکلات این کشورها ناشی از سیاست اجرا شده سال گذشته کاخ سفید است: «تصمیم ترامپ برای خروج از برجام و اعمال تحریم علیه ایران». الیزابت روزنبرگ که روی مساله تحریمها در دولت اوباما کار کرده است میگوید: «این حرکت ترامپ حرکتی بزرگ برخلاف جریان دیپلماسی است... این حرکت به معنی از دست رفتن اعتماد و اراده بین کشورها، برای همکاری در موضوعات امنیتی، بهداشت جهانی، مهاجرت و در یک کلام "همه چیز" است.»
اگر سایر کشورها هم از تحریمها متضرر شوند، میتوانند باهم دیگر در قالب مفهومی که روزنبرگ آن را "ائتلاف کشورهای تحت تحریم" مینامد به دلیل نارضایتی از شرایط موجود علیه ایالات متحده آمریکا متحد شوند. آنها در نهایت میتوانند راههایی برای دور زدن سیستم مالی آمریکا پیدا کنند که این برای آمریکا یک شکست خواهد بود.
ترامپ و متحدانش تحریمهای جدیدی طراحی کرده اند که به ادعای آنها یک پیروزی به حساب میآید. اما با توجه به شرایط موجود، همین تحریمها میتواند به یک طرح شکست خورده تبدیل شود که برای امریکا سود واقعی ندارد و تنها برای این کشور هزینه پنهانی به بار خواهد آورد.