کد خبر: ۳۶۳۴۱

دانشجو نمی‌داند حرف بزند یا نه

عماد افروغ

تاریخ انتشار: ۱۲:۳۵ - ۱۸ آذر ۱۳۸۸


دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران را شاید بتوان یکی از مقاطع تاریخی فعالیت جنبش دانشجویی در ایران دانست، مقاطعی که با فراز و فرودهای بسیار به آرامشی تامل بر انگیز در این حوزه منجر شد، آرامشی که دکتر عماد افروغ استاد جامعه شناس از آن به عنوان لعابی که طوفانی در زیر خود پنهان دارد یاد می‌کند، و با تاکید نسبت به جلوگیری از روند فعلی در نفی وجود چنین طوفانی، تداوم این روند را منتهی به فاجعه‌ای دردناک می‌ داند.

با توجه به روز 16 آذر که به عنوان روز دانشجو نامگذاری شده ، جایگاه این قشر را در منظر بنیانگذار جمهوری اسلامی چگونه می‌توان تعریف کرد؟
حضرت امام (ره) همواره دانشجویان را سیاسی می‌خواستند و از دانشجوی گریزان از سیاست و سرنوشت سیاسی ، اجتماعی کشور تا حدی نگران بودند. ایشان از این‌که دانشجو به رسالت تارخی خود و به شرایط پیرامونی‌اش توجه نداشته باشد، هشدار می‌دادند و خواهان توجه این قشر نسبت به مسایل پیرامونی بودند ، ودر زمینه حساس بودن نسبت به مسایل سیاسی ایشان تفاوتی بین دانشجو و طلبه قایل نبودند و در این زمینه همانطورکه ایشان در منشور روحانیت به‌گونه‌ای ابراز انزجار خود نسبت به مشغول شدن طلاب در مسایل دینی و علمی و غفلت از مسایل سیاسی و پیرامونی را ابرزا داشتند در زمینه توجه دانشجویان به مسایل سیاسی نیز حساس بودند . 

حضرت امام (ره) تاکید بسیار زیادی بر این مساله که دانشجویان در بینش خود دچار غرب زدگی یا شرق زدگی نشوند داشتند، ایشان خواستارآن بودند که دانشجویان از بینش پیشرو و متناسب با جامعه برخوردار باشند و بیگانه از جامعه خود نباشند که لازمه این بینش آگاهانه را حضور مستمر در عرصه سیاست و اجتماع می دانستند.ایشان در عین این‌که تاکید می‌کردند دانشجو دارای بینش سیاسی باشد این قشر را به پرهیزاز سیاست زدگی دعوت می کردند، زیرا سیاست زدگی باعث می‌شود تا همه چیز را سیاسی ببینیم و همه فعالیت‌ها را سیاسی تعریف کنیم که این با اندیشه امام (ره) سازگار نیست.
 
از مبانی مورد توجه امام که احیاگری ایشان در داخل به واسطه آن معنا پیدا می‌کند تلفیق دین و سیاست بود، و براین اساس می‌توان عنوان کرد که ایشان در کنار تاکید بر لزوم علم آموزی دانشجویان بر این نکته که آنها دارای بینش سیاسی نیز باشند، تاکید می کردند و دانشجویان مبارزسیاسی در داخل و خارج ایران مورد عنایت ایشان بودند و ویکی ازمعیارهای حرکت سیاسی دانشجویان به ویژه در خارج از کشور همواره رهنمودهای امام (ره) بود. البته ایشان در عین آنکه دانشجو را دور از عالم سیات نمی‌خواستند، این قشر را سیاست زده نیز نمی‌پسندیدند .

این نوع نگاه در رفتار خود حضرت امام چطور تجلی می یافت؟
چنانچه توجه کنیم نگاه امام به معارف دینی بیگانه از مسایل سیاسی و اجتماعی مبتلا به جامعه نبود ، و در مساله علم نیز ایشان علمی را می‌خواستند که شرق زده یا غرب زده نباشد و از تحلیل متناسب با اوضاع جامعه بهره‌مند باشد.

یکی از دلمشغولی‌های همیشگی امام وحدت حوزه و دانشگاه بود و بر این نکته که این دو مرکز علمی ارتباط سیاسی ، علمی،اجتماعی و عاطفی داشته باشند، تاکیدمی‌کردند و همواره از حوزویان و دانشگاهیان می‌خواستند تا به دام‌هایی که توسط دشمنان در مسیر نزدیک شدن این دو مرکز علمی پهن شده توجه کنند ، دام هایی که به واسطه آنها سعی می‌شد دانشگاهیان را در دیدگاه حوزویان غرب زده و حوزیان را در منظر دانشجویان متحجر معرفی کنند.
 
امام همواره سعی داشت این توطئه‌ها را بلااثر کند ، زمانی‌که ایشان از وحدت حوزه و دانشگاه سخن می گفتند به گونه‌ای بسیار ظریف در این وحدت، روحانی را نماد ملت و دانشگاهی را نماد دولت معرفی می‌کردند و این وحدت را وحدت و نزدیکی دولت و ملت می‌دانستند .

در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب بحث انقلاب فرهنگی وبه تبع آن تعطیلی دانشگاه‌ها را داشتیم که از آن بعضا به عنوان اقدامی در جهت کنترل فضای سیاسی دانشگاه‌ها که مورد تایید حضرت امام بود یاد می‌شود ، اهداف واقعی انقلاب فرهنگی چه بود ؟
زمینه و خاستگاهی که امام در آن بحث انقلاب فرهنگی را مطرح کردند بازمی‌گردد به زمانی که دانشگاه‌ها به سنگر گروهک‌ها تبدیل شده بودند و از روح و مضمون خود خارج شده بودند و هر گروهی برای خود قسمتی از دانشگاه را اشغال و به پادگان نظامی تبدیل کرده بود و در آن مقطع امام (ره) بحث انقلاب فرهنگی را برای مقابله با فضای سیاست زده‌ای که در دانشگاه‌های کشور وجود داشت مطرح کردند و این مساله نباید اقدامی برای جلوگیر ی از تضارب آراءو آزاد اندیشی در محیط دانشگاهی تعبیر شود. 

امام (س) نسبت به این مساله که گرفتار از خود بیگانگی ، شرق زدگی و غرب زدگی نشویم هشدار می دادند و تاکید داشتند که خودمان باشیم و این بازگشت به خود و خورشید شرق در دیدگاه‌های امام (س) وجود دارد و حکایت از این دارد که ایشان عنایت به گذشته هویتی ایران دارد و به دانشجویان نیز توجه می‌دادند که گذشته هویتی خود را باور کنند و در مقابل غرب زدگی و شرق زدگی بایستند . 

این‌ها اهداف انقلاب فرهنگی بود، اما چه محملی دارد که ما در محیط دانشگاه حزبی و پادگانی عمل کنیم ، مبارزه با نوگرایی در محیط دانشگاه و تمرکز گرایانه عمل کردن و سلب استقلال و آزادی در این محیط دراندیشه امام (س) جایی ندارد. 

اگر در دانشگاه‌های ما احساس آزادی ورقابت وجود نداشته باشد و با مکانیزم‌های تعیین شده کار گزینش دانشجو و فعالیت‌ها در این محیط انجام شود، قطعا نمی‌توانیم به اهدافمان در انقلاب فرهنگی که مبارزه با غرب زدگی و شرق زدگی بود برسیم، زیرا با دستور العمل نمی‌شود در دانشگاه به اهداف مورد نظر دست یافت.

با توجه به وضعیت فعلی دانشگاه‌ها اهداف انقلاب فرهنگی را چقدر محقق شده می‌بینید ؟
در برخی زمینه‌ها اهداف انقلاب فرهنگی محقق شده و در برخی زمینه‌ها شورای انقلاب فرهنگی نتوانست این اهداف را محقق کند و این به دلیل غرق شدن این شورا در مسایل سیاسی و روزمرگی‌هاست ، زیرا آنها ترجیح می‌دهند به جای صرف کردن وقتشان در چالش‌های سیاسی وقت خود را صرف روزمرگی‌ها کنند . 

به عقیده من در زمینه عدم تحقق اهداف انقلاب فرهنگی موارد بسیاری قابل رد یابی است ، باید به سمت علم بومی برویم ، علمی که متناسب با ساختارهی اجتماعی ما باشد ، در این زمنه علوم انسانی باید جایگاه واقعی خود را پیدا کنند و فائق بر علوم دقیقه باشند ، در همه جای جهان علوم انسانی فائق بر علوم دقیقه هستند ، اما در ایران عکس این این رویه حاکم است و با اظهار تاسف باید بگویم که این مساله ، مساله‌ای است که ما از آن غفلت کردیم و بعد از جنگ تحملی نیز بیشتر شد.

زمانیکه اهداف تمدنی را بر اهداف فرهنگی ترجیح دادیم، دچار این بلیه شدیم و این بلیه عرصه‌های مختلف را تحت الشعاع خود قرار داد و اگر به این مساله توجه نشود و غفلت کنیم فاصله ما از اهداف متعالی انقلاب بیشتر می‌شود.

وظیفه همیشگی جنبش دانشجویی چیست ؟
جنبش دانشجویی باید همواره در جریان و فرآیند نقد ونظارت باشد جنبش دانشجویی باید فاعل شناسایی نقد باشد و از اینکه موضوع شناسایی نقد شود اجتناب کند. برخی اوقات این موضوع شناسایی نقد واقع شدن به حدی اوج می گیرد که بعضا تشکلهای دانشجویی ما ابزارهژمونی دولتهای مستقر می شوند که این مسئله آسیبی جدی به جنبشهای دانشجویی وفرآیند آگاهی بخشی به توده ها وعلم غفلتی از رسالت تاریخی واجتماعی جنبش دانشجویی در ایران است. 

جنبش دانشجویی به دلیل پیوندش با روشنفکری وآگاهی بخشی نسبتی عمیق با وجه فرهنگی، فکری و معرفتی انقلاب دارد به بیانی دیگر جنبش دانشجویی نسبتی با وجه سخت افزارانه و تمدنی انقلاب ندارد، زیرا اگر جنبش دانشجویی اسیر وجه تمدنی انقلاب شود گرفتار ابزارگرایی، کمیت گرایی و بازی عدد و رقم خواهد شد اما اگر نسبت ماهوی خود را با وجوه فرهنگی انقلاب حفظ کند بیشترین توجهش معطوف به ابعاد اخلاقی، معنوی، کیفی، رهایی بخشی، استکبارستیزی، عدالت خواهی و آزادمنشی انقلاب خواهد بود.

متاسفم که برخی از عوامل ونیروهای خارج از دانشگاه وجنبش دانشجویی موضوع مذکور را درک نمی کنند .عده ای که رسالت حقیقی جنبش دانشجویی را برنمی تابند این جنبش را صرفا به عنوان ابزار کار سیاسی خود می خواهند و یا دانشجو را دعوت به سکوت، سکون و آرامش برای رسیدن به وجوه کمی و به اصطلاح تمدنی می کنند.

از منظر شما چگونه می توان جنبش دانشجویی را آسیب شناسی کرد ؟
جنبش دانشجویی به دلیل پیوند با روشنفکری و آگاهی بخشی نسبتی عمیق با وجه فرهنگی، فکری و معرفتی انقلاب دارد و اگر نسبت ماهوی خود را با این وجوه حفظ کند بیشترین توجهش معطوف به ابعاد اخلاقی، معنوی، کیفی، استکبارستیزی، عدالت خواهی و آزادمنشی خواهد بود. 

به عنوان یک واقعیت تاریخی همواره حرکتهای دانشجویی در آگاهی بخشیهای سیاسی واتفاقات عمده سیاسی اثرگذار بوده است. 

در خصوص سمت وسو وصحت وسقم این اثرگذاری در جامعه بحثی ندارم امابه هرحال به دلیل فقدان بسیاری از نهادهای مدنی اثرگذار و یا نهادهای واسط این وظیفه و رسالت به گونه ای برعهده دانشجویان ما و در برخی مقاطع حساس مثل " 16 آذر" و "13 آبان " و یا مثل جریاناتی که در سالهای 82-83 ایجاد شد به عهده جنبش دانشجویی بوده است. در حقیقت روز 16 آذر یخ انجماد سیاسی شکسته شد و باردیگر امید به فعالیتهای سیاسی بازگشت. 

روز 16 آذر امید وحیات مجددی را به حیات سیاسی واجتماعی کشورمان به وضعیتی که گروههای سیاسی وفعالان سیاسی درمقطع بعد از کودتای 28 مرداد وتحکیم پایه های رژیم سلطه داشتند دمید. دومین جنبش دانشجویی ، جنبش دانشجویی 13 آبان است . در حقیقت روز 13 آبان نقطه عطف انقلاب اسلامی یا همان بازگشت گفتمان انقلاب اسلامی به حیات سیاسی واجتماعی ما است. 

اما متاسفانه بنا به دلائلی در آن مقطع انحرافی در انقلاب ایجاد شد یعنی کسانی که متصدی امور شدند با جوهره انقلاب تناسب نداشتند. 

اگر 13 آبان نبود گفتمان انقلاب اسلامی احیا نمی شد . اگر 13 آبان نبود معلوم نبود که در جنگ توفیق چندانی حاصل کنیم و دفاع جانانه ای از مرزوبوم خود کنیم، زیرا دفاع بیش از آنکه جنبه نظامی داشته باشد فکر و گفتمان است واین گفتمان است که اندیشه ای را پیش می برد وحماسه ای را رقم می زند به طوری که گفتمان حماسه سازی را به جامعه برمی گرداند که از آن به عنوان انقلاب دوم یاد می شود. 

در سالهای بین 82-83 هم یک جریان سوم دانشجویی به وجود آمد که بار دیگر مولفه های انقلاب را احیاء کرد . یکی از اتفاقاتی که در مورد جنبش برجسته اجتماعی ما یا همان 13 آبان است اتفاق افتاد این بود که دانشجویان بعضا بر این پندار بودند که بعد از توفیق به دست آمده و تحولات سیاسی واجتماعی ناشی از این تحولات رسالتشان به پایان رسیده است و به گونه ای بایستی بیش از آنکه نقش روشنفکری وآگاهی بخشی خود را دنبال کند بر تحکیم دولت مستقر بپردازد که این یکی از آفتهای همواره جنبش دانشجویی بوده است.

به عنوان یک فرد دانشگاهی ارزیابی شما از رونق فعالیت‌های سیاسی دانشگاه‌ها به چه نحو است .
در حال حاضر شور و نشاط لازم را در محیط های دانشگاهی نمی‌بینم ، عوامل زیادی دست اندرکار هستند تا جلوی شور و نشاط در محیط‌های دانشگاهی گرفته شود و در دانشگاه‌ها بسته و متمرکز عمل شود ، آنها دانشگاه‌ها را مانند خمیری می‌دانند که می توانند به آن شکل دهند . 

در حال حاضر دانشگاه‌ها را بدون آزادی عمل و استقلال می‌خواهند ، البته منظور ما از استقلال و آزادی عمل دانشگاه‌ها استقلال و آزادی عمل مطلق نیست ، استقلال و آزادی عمل نسبی نیز می‌تواند مفید به حال محیط‌های دانشگاهی باشد ، باید سیاست و اهداف دانشگاه‌ها در تعامل با دانشجویان تعریف شود و به آنها قدرت عمل داده شود تا گام‌های شایسته در جهت تحقق اهداف دانشگاه را بردارند، لذا با توسل به این روش که عده‌ای زمام امور را به دست گیرند و سیاست‌گذاری و نظارت کنند نمی‌شود، دانشگاه را اداره کرد. 

در حال حاضر شاهدیم که به لحاظ سیاسی شور و نشاط در دانشگاه جای خود را به یاس و ناامیدی و ناامنی نسبت به شرایط آتی داده است و دانشجو نمی‌داند حرف بزند یا نزد ، لعابی از آرامش بر روی فضای دانشگاه است و زیر آن طوفانی است و این مطلوب نیست ،باید اجازه داد آن طوفان خود را نشان دهد ، زیرا در غیر این صورت تبدیل به فاجعه‌ای دردناک می‌شود . 

امروز در مورد آنچه که در دانشگاه‌ها می‌گذرد باید به عمق و نه ظاهر توجه جدی داشت.و این هم وظیفه حاکمان است و هم گروه‌های سیاسی که دانشگاه‌ها را محملی برای پی‌گیری فعالیت حزب متبوعشان می‌داننند . 

به عقیده من هم دخالت احزاب و هم دخالت حاکمان در دانشگاه‌ها سم است دانشگاه باید زادگاه‌ اندیشه‌های نوین باشد ، ایدئولوژی خلق کند و به اقتصاد و سیاست خط دهد زیرا اندیشه مقدم بر اقتصاد و سیاست است ، باید ساختار دانشگاه جور دیگری تعریف شود و کارکرد دیگری از آن مد نظر قرار گیرد و دانشجویان ما هم منطبق شرایط نسبت به عوامل بیرونی واکنش نشان دهند و سعی کنند با ایجاد تحول در این محیط به تضارب آراء بپردازند و به اعتقاد من اگر آنها به صورت فراگیر در این زمینه عمل کنند، بر عوامل بیرونی که سعی دارند بر دانشگاه‌ها تاثیر بگذارند فایق می‌آیند .به نظر می رسد در حال حاضر جنبش دانشجویی ما شتاب زده عمل می‌کند . 

در حال حاضر به اعتقاد من تشکل‌های دانشجویی در برابر فشارهای وارده به یک گروه نمی‌ایستند و واکنش نشان نمی‌دهند ،غافل از این‌که ممکن است فردا سراق آنها مِی‌‌آیند ، تشکل های دانشجویی ما باید ضمن حفظ خط و مرزهایی که ‌با یکدیگر دارند به محض تعرض به یکی از تشکل‌های دانشجویی با این دید که ممکن است فردا چنین برخوردی با آنه نیز صورت گیرد واکنش نشان دهند .
 
در فضای موجود تشکل‌های دانشجویی باید در ذیل گفتمان انقلاب فعالیت کنند و امور خود را سامان بخشند و به تعریف هویت فعالیت‌شان بپردازند و برای دیگر تشکل‌های دانشجویی که در ذیل گفتمان انقلاب فعالیت می‌کنند، احترام قابل شوند و در این زمینه حتی معتقدمم تشکل‌های دانشجویی ما باید به حدی از رشد یافتگی رسیده باشند، که چنانچه تشکلی خارج از گفتمان انقلاب فعالیت کرد به گفت‌وگو و مباحثه با آن بپردازند ؛ چراکه دانشگاه عرصه تضارب افکار و عقاید مختلف است.

آیا سیاسی شدن وسیاسی بودن دانشجویان در شرایط کنونی اثرات مثبت در جامعه خواهد گذاشت یا خیر؟
این موضوع بستگی به تعریف ما از سیاسی شدن دارد، زیرا بین سیاسی شدن وسیاست زدگی تفاوت هست. به هیچوجه مدافع سیاست زدگی نیستم اما اولا من به شخصه غافل از کار ویژه تاریخی وسیاسی خاص دانشجویان نیستم، ثانیا دلالتهای سیاسی فعالیتهای بشری را نیزدر این خصوص نادیده نمی انگارم. نباید کانون اصلی فعالیت جنبشهای دانشجویی صرفا سیاسی باشد و از کارویژه های فرهنگی، فکری، بینشی و معرفتی آن غافل شد. 

جنبشهای دانشجویی می توانند متاثر از نیازهای عصر باشند البته این عصر هم می تواند شامل عرصه های ملی باشد وهم شامل عرصه های جهانی. 

برای مثال مسئله غزه، مبارزه با استکبار و مبارزه با صهیونیسم بین الملل می تواند یکی از کارویژه های بیرونی جنبشهای دانشجویی در پیوند با سایر جنبشهای دانشجویی جهانی وهمچنین عدالت خواهی، آزادمنشی، فهم فلسفی و حکمی انقلاب اسلامی، فهم جامعی از حقوق شهروندی، توجه به اخلاق، معنویت و وجوه فرهنگی انقلاب اسلامی در کنار مبارزه با تحجر، استبداد واستکبار می تواند از اهداف داخلی جنبشهای دانشجویی در مقاطع کنونی باشد.اگر صاحبان قدرت فهمی عمیق از جایگاه بلند تاریخی جنبشهای دانشجویی کشورمان می داشتند و اگر گروههای سیاسی ما جنبش دانشجویی را صرفا به عنوان ابزاری برای خود نمی خواستند امروز ما شاهد سکوت و رکود جنبش دانشجویی نمی بودیم.

شرایط کنونی فضای حرکتهای دانشجویی را چگونه ارزیابی می کنید ؟
شرایط کنونی فضای حرکتهای دانشجویی را فضای بانشاط نمی دانم راهکاری که می توان برای برون رفت از شرایط فعلی جنبش دانشجویی ارائه کرد این است که از یکسو صاحبان قدرت را به سعه صدر، فهم بیشتر از جایگاه جنبش دانشجویی، درک عمیق از انقلاب اسلامی و سابقه یکصدساله آن، دعوت گروههای سیاسی به پرهیز از نگاه ابزاری به جنبش دانشجویی دعوت کنیم و از سویی دیگر تشکلهای دانشجویی را به درک بیشتر رسالتهای تاریخی خود، اقدام به روشنفکری و اجتناب از خیز برداشتن برای قدرت سیاسی و دوری کردن از ابزارهژمونی شدن قدرتهای مستقر و نهایتا تحمل یکدیگر فرا بخوانیم.

دانشجویان باد در فضای موجود به پاسداشت رو دانشجو بپردازند که از آن سیاست زدگی برداشت نشود؟
16 آذر روز متعلق به دانشجویان است و نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی و مبارزات سیاسی آنها بعد از کودتای 28 مرداد که نوعی انجماد را بر فضای سیاسی کشور تحمیل کرد محسوب می شود. دانشجویان می توانند امسال از طرق مختلف اعم از برگزاری میزگرد یا جشن‌های دانشجویی به پاسداشت این روز بپردازند ، آنها باید توجه داشته باشند که جنبش دانشجویی در مقاطع مختلف استکبار ستیز بود که این استکبار ستیزی هم شامل غرب و هم شامل شرق می‌شود ، آنها باید امسال نیز غرب زدایی و شرق زدایی را مد نظر قرار دهند، علاوه بر این جنبش دانشجویی ما همواره استبدا ستیز بوده که امسال نیز باید آنها این روحیه استبدا ستیزانه خود را به رخ بکشند و در کنار این دومولفه همچون گذشته تاریخی خود عدالت خواه بودن را در ذیل گفتمان انقلاب از یاد نبرند.

علاوه براین به اعتقاد من در مراسم 16 آذر امسال عوامل بیرونی نیز باید از خود سعه‌صدر نشان دهند و بگذارند کارها در چارچوب قانونی خود پیش رود و. شکل غیر قانونی به خود نگیرد ،زیرا قانون برای تعارف وضع نشده برای اجراست ، و ماموران این قانون که کسانی هستند که قدرت را در دست دارند باید از نگاه امنیتی داشتن فاصله بگیرند و دانشگاه را محیطی بدانند که فکر و فرهنگ تولید می کند، لذا نباید دانشگاه با حزب و پادگان خلط شود.

برچسب ها: افروغ دانشجو
bato-adv
پرطرفدارترین عناوین