
مثل همیشه ترافیک. ماشینها پشت هم قطار شدهاند و نور قرمز چراغهایشان با نور روشناییهای کنار بزرگراه که تک و توک روشن شدهاند، دست به یکی میکنند و به تاریک و روشن دم غروب چنگ میزنند. رانندههای کلافه پا را روی پدال گذاشتهاند و مثل گلولههای منجنیق آمادهاند تا جلویشان حتی شده یک متر خالی شود و خود را به جلو پرتاب کنند.
من چندتاشونو از نزدیک دیدم ،یکیشون هر سال از یکی باردار میشه و بچشم نگه میداره
چرا هیچکی به فکر اینا نیست
چرا همه مسئولین به فنا رفتن