کد خبر: ۲۲۶۴۴۱

بورس ایران؛ چشمه‌ای که دریا شد، دریایی که باتلاق شد!

جاوید برزگر

تاریخ انتشار: ۱۱:۴۹ - ۲۰ اسفند ۱۳۹۳
یادداشت دریافتی- جاوید برزگر؛ حال این روزهای بورس  ایران انسان را به یاد دربار شاه سلطان حسین می اندازد که سران نالایقش آن را چنان به نابودی کشاندند که عده ای افغان موفق به  نابودی  آن شدند. این روزها بورس ایران به قدری به  بیچارگی افتاده است که عده ای نوسانگیر وایبری میتوانند برای فردای نمادهای آن نقشه بکشند و حقوقی ها با دست دست کردن نمادهایشان در نوسان مثبت جلو قرمز شدن بیشتر شاخص را بگیرند.

بورس ایران مشکلات نهفته بسیاری داشت و دارد که صعودهای پی در پی سال‌های قبل مانع دیده شدنش می‌شد که بسیاری از آنها ریشه در مدیریت دوران قبل خود دارد.

در دوران خوش و رویایی  گذشته‌ی بورس ایران، مدیران  بورس با اضافه  نمودن شرکت‌های جدید  به بورس، بورس را بزرگ و بزرگتر کردند اما نه قوانین اصلاح شد و  نه نظارت و نه  بازرسی‌ها به آن اندازه افزایش یافت.
 
به هرحال  حجم زیاد پول متعلق به افرادی خاص و حقوقی‌های خاص وجود داشت که باعث می‌‌شد نقدینگی کافی وجود داشته باشد  و سهام‌ها  به روند صعود خود ادامه می‌دادند و تابلو معاملات تا روزانه 700 میلیارد تومان  معامله  را نشان می‌داد.

مدیران روزهای خوش و سهامداران چه چه می‌کردند و به به.  اما در دی ماه پارسال پس از فروش و خارج شدن اشخاص خاص و حقوقی خاص از بورس و فروختن سهام  در اوج قیمت‌ها و به قولی انداختن سهام به عموم سهامداران با سودی سرشار از بورس ایران رخت بر بستند و دیگر برنگشتند.

پس از آن بورس فربه ایران بر دوش عده‌ای حقیقی باقی ماند، به طوری که  بررسی معاملات نشان می‌دهد که حجم  معاملات حتی با معاملات بلوکی به  یک چهارم آن زمان دیگر برنگشت.

متاسفانه مدیران بورس به دلایلی چشمان خود را بستند. روند عرضه‌های اولیه با وجود کمبود نقدینگی ادامه یافت و همانطور که می‌بینیم بسیاری از شرکت‌ها پس ار عرضه اولیه هم اکنون زیر قیمت عرضه خود قرار دارند که این نیز اتفاقی نادر است.

جالب اینکه شنیده می‌شد در مورد شرکت‌هایی که عرضه‌های اولیه مناسبی داشتند و پس از عرضه تا 100 درصد نیز رشد قیمت را شامل شدند، بعضی از کارگزاری‌ها  با  استفاده از خلاء‌هایی، سهم تقسیمی مشتریان معاملات بر خط خود را محدود و خود و اطرافیان اقدام به خرید حجم سنگین از سهام‌هایی سودده کردند و این چنین سودهای سهام‌های  نادر نیز فقط در دایره خواص قرار داشت.

مورد دیگر رانت اطلاعاتی است که  این نیز شنیده می‌شد؛ هم به دست افراد داخل شرکت‌ها و هم به دست افراد خاص و هم متاسفانه افراد داخل سازمان که  دارای رانت اطلاعاتی قوی بودند، انجام می‌گرفت.  به طوری که  در سال 91  بعضی  افراد مطلع و همچنین اشخاص داخل سازمان با کد نزدیکان درجه یک اقدم به جمع‌آوری سهام‌های پر بازده کردند و جالب اینکه خود در سقف اقدام به فروش به سهامداران عادی می‌کردند.

نوع سوم افزایش قیمت‌ها افزایش قیمت به وسیله دلال‌های حقیقی خاص و بعضی از حقوقی‌ها بود که با پراکنده کردن شایعات بی اساس اقدام به بالا بردن عجیب قیمت‌ها می‌کردند و ناظر بازار مثل همیشه خواب و قربانی، افراد عمومی بودند که حکم قربانی و درب خروج این سفته بازان را داشتند.

در سال‌ها به جای به روز رسانی قوانین، اعمال نظارت شدید و بازرسی شرکت‌ها جهت نظارت بیشتر بر شرکت‌ها دیدیم که جز افزایش نمادهای بورس و تولید شاخص سحرآمیز  و همان نظارت ضعیف و بازرسی‌های بیهوده چیزی تغییر نکرد و بدترین جریمه یک سهم بستن آن سهم به مدت نامعلوم و بیچارگی سهام‌دارن خرد آن است. به طوری که یک نماد در بعضی مواقع چندین ماه به دل‌بخواه شرکت برای افزایش سرمایه یا فلان گزارش بسته می‌شد.

جالب اینکه بازار سرمایه ایران به شکلی در آمده که حتی حقوقی‌ها نیز اقدام به نوسان‌گیری می‌کنند و بر روی حمایت‌ها چنان سهم‌های خود را به افراد حقیقی می‌فروشند که گویی شرکت مورد نظر در حال ورشکستگی است و بار نوسان این حقوقی‌های بزرگ نیز باز بر دوش عموم سهامداران  عزیز و گرامی قرار دارد.

سامانه معاملات و وب سایت و اطلاع رسانی بازار سرمایه نیز که هنوز کند و ضعیف است و چیزی که مشخص است این که مدیران روزمره‌گی را بر بروزرسانی سامانه‌های نوین و دشواری‌های پیش‌روی آن ترجیح می‌دهند.

مورد دیگر اقدامات عجول ناظر بازاراست در بستن و باز کردن نمادهاست به طوری که برخی نمادها که ضرر یا سود همسان دارند با صعود یا افتی عجیب باز می‌شوند برخی سهام‌‌ها در  روزهای مثبت باز نشده و در بدترین روزها باز می‌شوند و برخی با تاخیری جالب در روزهای خوب و با صعودی مناسب؛ به طوری که هر انسانی را مجاب می‌کند که ناظر بازار به برخی از نمادها لطف بیشتری دارند یا قوانین بورس ایران به چنان ناکارآمد است که چنین می‌نماید.

در کل این اتفاقات ناگوار و شایع باعث شد که سود بازار سرمایه ایران فقط به جیب سفته بازان، افراد خاص، افراد درون سازمانی خاص و بعضی کارگزاری‌های متخلف برود و اگر سهمی تعدیل مثبت داشت، پیشاپیش توسط خواص خریداری و به سهامداران عادی نمی‌رسید و اگر تعدیلی منفی بود هیچ یک از آقایان در آن سهم جایی نداشتند پس ضرر بورس ایران با این روال و قوانین همیشه برای سهامداران عادی  عزیز و نفعش برای دوستان گرامی‌ست.

و چرا بورس ایران به جولانگاه نوسان‌گیران تبدیل شده و هزاران هزار خط مقاومت و حمایت و نمودارهای تکنیکالی بی اساس  تومان به تومان بر روی نمودارهایی ترسیم شده که در آکادمی کلاس‌های بورس بر روی آنان قسم خورده می‌شود.

آن عده از  سهامداران گرامی که سهامداری نمونه بودند و سهامداری کردند و به برخی مجامع رفته‌اند پس از دریافت سود با بازگشایی سهم متوجه میشوند که سهمی که به آنها 25 درصد سود داده با سی درصد افت بازگشایی میشود. سهمی که چند هفته بسته شده و سود آن نیز با تاخیر پرداخت می‌شود و سهم پس از پرداخت سود به بیچارگی و سقوط دچار خواهد شد، به طوری که سهامی همچون ... هنوز که هنوز است التهاب پس از مجمع آن التیام نیافته و سهامدار عزیز و گرامی و دوست داشتنی که سهمی بنیادی خریداری نموده و سهامداری کرده درصد زیادی از ثروت خویش را فدای بازار سرمایه دوست داشتنی کرده است.

پس چنین است که دیگر پی و سود مناسب شرکت‌ها نیز کسی را جلب نمی‌کند چرا که سهامداران ضرر دوستان خود را رصد می‌کنند و عقل حکم می‌کند که سهامداری نکنند و به دنبال نوسان گیری باشند چه حقیقی و چه حقوقی.

در این آشفته  بازار که شرایطی چنین دارد و سهامداری کردن و به مجمع رفتن حماقت است و عده ای سفته‌باز بازار بورس ما را کنترل می‌کنند هر انسان عاقلی که از شرایط عقلی مناسبی برخوردار باشد عقل بر او  حکم میکند که سرمایه خود را خارج و به مکان‌های کم ریسک تر مانند بانک‌ها  ببرد و شب را آسوده بخوابد.

بورس ابران تا زمانی که قوانین آن اصلاح نشده  مکانی نیست که بتوان  آن را مکان امن سرمایه عنوان کرد.

ینده به شخصه  فکر میکنم بورس ایران بنا به  مشکلات سیاسی، تحریم ها، تورم، بازار رقیب، مدیریت ضعیف و دولتی بسیاری از شرکت‌ها، مشکلات مدیرتی و نظارتی چند سال گذشته، قوانین بروز نشده، کمبود نقدینگی، فساد داخلی و نبود سرمایه‌گذاری‌های خارجی، نسخه رهایی آن در هیچ یک از بازارهای سرمایه ای دیگر کشورها وجود ندارد و بحران اخیر را نمی‌توان با نسخه‌های بحران بازارهای دیگر دنیا درمان کرد.

اقدامات اخیر تغییر حجم مبنا و شاخص جدید اقداماتی ابزاری لازم اما ناکافی بود.

از دید اینجانب  تنها راه برون رفت از چنین وضعیتی وضع قانون جدیدیست بدین شکل:

1-شرکت‌های بورسی زین پس سود تقسمی خود را به طور کامل در مجمع سالیانه تقسیم نکنند و سود را در حساب خاص شرکت که تحت نطارت سازمان  است قرار داده و آن را در دوازده  یعنی در ماه‌های  سال تقسیم کرده و ماهیانه آن را بین سهامدارانی که در روز خاصی از ماه سهامدار شرکت هستند توزیع کنند.

بدین شکل مشکلات تقسیم سود سالیانه و افت شدید سهم بعد از آن و خارج شدن عده زیادی از سهامداران آن وجود نخواهد داشت و سهم ها همیشه پر منفعت و سهامداری با ارزش تر خواهد بود.

بدین شکل که اگر شرکت  ایکس 120 تومان سود برای هر سهم به سهامدان سال 95 اختصاص داد به جای عرضه کامل آن پس از مجمع سالیانه آن را ماهیانه در روز خاصی از ماه(به طور مثال 30 ام هر ماه) 10 تومان از آن را به کد سهامدارانی که در روز یکم یا 15 هر ماه شناسایی شده اند پرداخت نماید.

2-فرهنگ و ذهنیت مردم ایران بگونه‌ای است که زمانی که در بازه کوتاهی سود می‌گیرند یعنی ماه به ماه تمایل بیشتری نسبت به سرمایه‌گذاری در آن بازار دارند.

3-(سود ماه به ماه به + احتمال رشد سهم و رشد شرکت) بسیار جذابتر از نگهداری پول و گرفتن سود بانکی پایین آمدن ارزش آن بر اثر تورم خواهد داشت.
 
4-گرایش شدید سهامداران فقط به شرکت‌های بنیادی با پی ای مناسب

5-از بین رفتن تمایلات به نوسان گیری در بسیاری از نمادهای بی بنیاد و کم شدن فروشنده‌های سهم‌های با ارزش

6-کمتر شدن تخلفات و پرداخت نکردن به موقع سودهای سهامدران

7-کمتر شدن شدید دامنه نوسانات در سهم های با بنیاد

8-بازگشت ثبات به بازار و تمایلات جدید سرمایه‌گذاری در افراد حقیق و حقوقی جدید

9-کم شدن ریسک بازار برای افراد اماتور


مشکلات پیش روی چنین فرضیه‌ای نیز  بدین شکل است:

1-شرکت‌های هلدینگ و سرمایه‌گذار؛ این شرکت‌ها  نیز ماه به ماه اقدام به جمع آوری سود شرکت‌های زیر مجموعه خود کرده و چنان فرقی برای وضعیت آنان  نخواهد داشت.

2-مشکلات پرداخت ماهیانه سود؛ میتوان با راه اندازی سامانه‌ای هوشمند این مشکلات را حل کرد و شاید بیشترین مشکل  طراحی سامانه‌ای هوشمند و سریع و بدون قطعی باشد که عزم مدیران شایسته را می‌طلبد تا چنین تحولی را ایجاد کنندو

3-شرکت‌هایی که در بورس ایران سود سهام راه به بهانه‌های مختلف با تاخیر پرداخت می‌کنند و با چنین طرح‌هایی به نفع سهامدارن مخالف باشند؛ همانطور که می‌دانید هستند شرکت‌هایی که به  سرعت سود سهامداران را پرداخت می‌کنند و متاسفانه این کارشکنی‌ها و تاخیر در پرداخت سود سهامداران و فرهنگ آن در دوره مدیران گذشته باب شده و مدیران جدید می‌توانند با شرکت های متخلف برخورد و آن ها را مجاب به پرداخت به موقع سود سهام کنند چرا که همین کارشکنی ها بسیاری از سهامداران  در بورس ایران را فراری داد.

4-مشکل شناسایی کد سهامداران؛ می‌توان با چنین طرحی که روز یکم هر ماه طرح شناسایی کد سهامدار و روز سی ام  هر ماه روز پرداخت سود به سهامداران  باشد.
bato-adv