
بیستوهشتمین روز از بهمنماه یكهزار و سیصدو هشتاد و هفت، محمود احمدینژاد یك بار دیگر میهمان رسانه ملی بود تا كارنامه فعالیت دولت خود را در اختیار مردم قرار دهد. كارنامهای كه بهزعم او میتواند بهترین فصل اقتصادی ایران از روزگاران بسیار قدیم تا امروز باشد. این البته ادعای تازهای نیست.
اصولگرایان حاضر در اردوی دولت نهم بارها با زبانی مستقیم بر این طبل كوبیدهاند كه بهگونهای دیگر اقتصاد ایرانی را خشت روی خشت نهادهاند كه تا به حال در توان هیچیك از دولتهای قبلی نبوده است.
تعریف ساده سخنان آنها میتواند این باشد كه تاریخ در پیش از دولت نهم بر تكرار، روزمرگی و بیكارگی چرخ میزده است و حالا منجیان اجرایی با پوستینی دیگر سكان به سمت توسعه چرخاندهاند.
محمود احمدینژاد نیز با همان ظاهر همیشگی و پوششی به سبك روزهای نخست انقلاب، باری دیگر و اینبار نیز در رسانه ملی در جهت اثبات ادعای خود و همكارانش در دولت نهم بر ویترین رسانه ملی تكیه زد اما ادلههایش برای اثبات برتری فعالیت دولت نهم تا امروز تنها دیگ بگومگوهای اقتصادی را هم زده است و پیش از هر زمان دیگری تحلیلگران اقتصادی با انتقاد در مقابل سخنان احمدینژاد به صف شدهاند. انتقاد تحلیلگران و فعالان اقتصادی اما از منظری اتفاق تازهای نیست و دولتیهای نهم نیز بارها نشان دادهاند كه میتوانند به سادگی از كنار انتقاد آگاهان اقتصادی عبور كنند.
چهبسا پیش از این نیز سخنان رئیس دولت نهم در رسانه ملی همراه بوده است با اعتراض حاضران در میادین اقتصادی و مدیرانی كه سالیان دراز سكاندار عرصههای مختلف بودهاند اما همچنان ارقامی از تریبون دولت نهم به بیرون درز میكند كه بسیاری مبداء تولید و ظهور عینی آن را نمیدانند و امكانی نیز برای شناخت آن ندارند. این اتفاق اینبار بهگونهای دیگر رخ داده است.
اسحاق جهانگیری، وزیر سابق صنایع و معادن در نامهای سرگشاده به محمود احمدینژاد با حیرت از سخنان رئیس دولت نهم یاد كرده است و به گونهای شفاف در مقابل صحت یا سقم این سخنان به خدا پناه برده است.
اینكه آیا گلایه وزیر سابق صنایع ایران میتواند در تغییر منش دولت نهم موثر افتد پرسشی است كه بدون شك شیوه رفتاری اعضای كابینه نهم در سهونیم سال گذشته از حالا پاسخی روشن برای آن محسوب میشود. دولت نهم اما خوشاقبالترین دولت ایران بوده است و شیرینترین روزهای نفتی را مزمزه كرده است.
در دیماه 86 این دولت نفت را با 5/68 دلار راهی بازارهای جهانی میكرد و در گرمای امسال برای هر بشكه نفت حتی تا 127 دلار هم پول دریافت كرد. درآمد نفتی ایران در سه سال گذشته بیش از 260 میلیارد دلار تخمین زده شده است.
اما از سوی دیگر افزایش 60 درصدی بدهی معوقه نظام بانكی، رشد نقدینگی غیرمولد از 68 هزار میلیارد تومان به 170 هزار میلیارد تومان، افزایش نرخ تورم به 26 درصد، رشد خط فقر تا 780 هزار تومان، واردات بیرویه و شكست صنایع، چرخ نرخ بیكاری روی 12 تا 13 درصد و تزریق 20 میلیارد دلار به بنگاههای زودبازده برای رفع بیكاری، نشتی حساب ذخیره ارزی و موجودی 20 میلیارد دلاری آن كارنامه این دوران پرشكوه نفتی است، احمدینژاد در سیمای ملی گفت كه ما به 85 درصد از اهداف برنامه چهارم عمل خواهیم كرد. به نظر شما این ادعا تا چه حد میتواند درست باشد؟
نامه اسحاق جهانگیری پاسخ مناسبی برای سخنان رئیسجمهور است. در ادامه بخوانیدش.
جناب آقای دكتر محمود احمدینژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام
اكنون 42 ماه است كه دولت جنابعالی استقرار پیدا كرده است و در این مدت سخنان پرشماری به مناسبتهای گوناگون درباره موضوعهای متفاوت بیان كردهاید. دقت در آنچه برزبان شما جاری شده مؤید این داوری است كه جنابعالی دولت خود را اصولگراترین دولت پس از انقلاب دانسته یا دستكم دولت را در این تراز میدانید. طبیعت و سرشت اصولگرایی حكم میكند دولتی كه خود را به آن متصف میكند بهویژه رئیس محترم آن، اخلاق اسلامی و بهویژه صداقت در گفتار و عمل را پاس بدارد.
جناب آقای احمدینژاد
پایه نظام جمهوری اسلامی و سرمایه حاكمان آن، اعتماد ملی است و این اعتماد همه چیز نظام است و همه تصمیمها، اقدامها و رفتارهای حكمرانان باید در مسیر صیانت ازاین عنصر صورت پذیرد.اعتماد پدیدار شده به حاكمان در این نظام به آسانی به دست نیامده است. سالهای زیادی سپری شده و خونهای بسیاری ریخته شده تا اعتماد گسترده شهروندان به مسوولان نظام فراهم شده است. جفاكارانهترین كار این خواهد بود كه مسوولان با بیاعتنایی یا خدای ناخواسته خودپسندی، پایههای استوانه نیرومند این اعتماد را با بیان سخنانی كه با حقیقت سازگار نیست، سست و لرزان كنند.
راز ماندگاری همراه با سربلندی و افتخار هر جامعهای این است كه حاكمان و مسوولان و همچنین رهبران احزاب خود را مقید به صیانت از ارزشهای اخلاقی دانسته و در مناسبات جاری میان خود و مردم این ارزشها را به كار گرفته و به الزامهای آن پایبند باشند.
جناب آقای رئیسجمهور
در چند سال گذشته تلاش كردهام ضمن اظهارنظر كارشناسانه درباره برخی سیاستها كه تشخیص میدادم برای ایران و شهروندان ایرانی مفید است، از ورود به بحثهایی كه جنابعالی و وزیران محترم مطرح كردهاند اجتناب كنم. اما مطالب شما در گفت و گوی تلویزیونی مورخ 29/11/1387 آنقدر از واقعیتها به دور بود كه مانع از ادامه رویكرد قبلیام شد. حضرتعالی در سخنان خود همانند دفعات قبل در سال جاری آمار و اطلاعاتی به مردم دادید كه گویا عملكرد و دستاوردهای اقتصادی دولت شما، چندین برابر دستاورد دولتهای قبلی و حتی احتمالا از اول تاریخ بوده است. انگیزه نوشتن این مطلب صرفا این نیست كه چرا چنین آمار و اطلاعاتی به شهروندان میدهید، بلكه انگیزهام از بیان آنچه در سطور بعدی میآید درباره نتیجهگیری عجیب شما بود و من بهعنوان یك شهروند كه اطلاعاتی از وضعیت اقتصادی و مدیریتی كشور دارم تمایل دارم نكاتی را به اطلاع رئیسجمهورمحترم برسانم. اگر با دقت و از سر انصاف به این تذكر دلسوزانه توجه شود، مفید فایده برای نظام و كشور خواهد بود.
جناب آقای رئیسجمهور
علاقهمندم پیش از اینكه به بررسی برخی آمارهای ارائه شده توسط جنابعالی در گفت و گوی تلویزیونی مورخ 29/11/1387 بپردازم و آن را با واقعیتها مقایسه كنم، چند نكته را یاد آور شوم:
1- شما ضمن برشمردن دستاوردهای اقتصادی و صنعتی در دولت نهم آنها را ناشی از روحیه آرمانی دراین 5/3 سال دانستید و آن گاه در مقایسه با پیشرفتهای زمان جنگ چنین نتیجهگیری كردید كه <وقتی جنگ آغاز شد كسانی تا سال 1360 فضا را تخریب میكردند، بنابراین تا آن زمان پیشرفت نداشتیم، اما وقتی عوامل تخریب از صحنه سیاسی كشور كنار گذاشته شد فضا برای پیروزیها مهیا شد.>
جناب آقای رئیسجمهور
اطلاعرسانی درباره دستاوردهای دوران مسوولیت جنابعالی به مناسبتهای گوناگون و مقایسه این دستاوردها با سالهای قبل، در صورتی كه با هدف امیدوار كردن مردم به نظام و همچنین تقدیر از مسوولان فعلی باشد، امری پسندیده است، اما این اقدام موقعی در جهت هدفهای یاد شده خواهد بود كه واجد دو ویژگی باشد؛ نخست آنكه، این آمار و اطلاعات بر پایه واقعیات استوار باشد. واقعیت این است كه تقویت اعتماد شهروندان و ایجاد امید در آنها بیش از آنكه به ارائه آمار و ارقام معطوف باشد، به صادقانه و كارشناسانه بودن این اطلاعات بستگی دارد.
دیگر اینكه تقدیر رئیسجمهور از تلاش مدیران و مسوولان دولت خود، نباید موجب توهین و تخریب غیرمنصفانه مسوولان قبلی شود كه در فرآیند ایجاد كارهایی كه اكنون بهعنوان دستاورد دولت نهم معرفی میشود سهم و نقش بسزایی داشتهاند. احتمالا قبول دارید كه توهین و تحقیر كسانی كه اكنون در دولت فعالیت ندارند با هیچكدام از آموزههای دینی و با هیچ معیار اخلاقی سازگار نیست و تصدیق میكنید كه این كار با شعار مهرورزی و عدالتخواهی كه شما مدعی آن هستید درتناقض كامل قرار دارد.
از این داوری غریب شما كه گروه پرشماری از مدیران و مسوولان دولتهای قبلی را با عوامل تخریب سالهای قبل از 1360 مقایسه كردید، باید به خدا پناه برد. آن هم درباره كسانی كه در فرآیند ایجاد آنچه كه شما دستاوردهای دولت نهم میدانید، قطعا نقش كمتری از مسوولان دولت فعلی نداشتهاند.
جناب آقای احمدینژاد
ضرورتی نمیبینم كه از خود دفاع كنم اما لازم میدانم از همكاران گرانقدر خود در وزارتخانههای معادن و فلزات و صنایع و معادن دفاع كنم. این دفاع از كسانی است كه سالها مسوولیت مستقیم فعالیتهایی را برعهده داشتند كه نتیجه بخشی از فعالیت آنها را شما بهعنوان دستاورد دولت نهم ارائه میكنید. این گروه از مدیران دولتهای سابق از زمره پاكترین و آرمانگراترین مدیران ایران بوده و هستند وسابقه مبارزات آنها در دوران دانشجویی درسالهای قبل از انقلاب آشكار است. اكثر آنها در دفاع مقدس حضوری فعال و مستمر داشتهاند و افتخار در اختیار داشتن مسوولیتهای گوناگون از بسیجی تا قائممقام لشكر را داشته و افتخار دارند كه جانباز و از اعضای خانواده معزز شهدا هستند.
این مدیران كه من خود را موظف به دفاع ازآنها میدانم پله به پله مسوولیت پذیرفته و با كسب تجربههای ارزشمند به معاونت وزارتخانه رسیدهاند. این گروه كسانی هستند كه هرگز بر اساس رفاقت به مناصب و مقامهای اجرایی دست نیافته و زمانی در مسوولیتهای مهم قرار گرفتند كه كوهی از تجربه و دانش ذخیره كرده بودند. به همین دلایل است كه آنها با تكیه بر علم و تجربه، كارآمدترین تصمیمها را در زمان مسوولیت خود در بخش صنعت ومعدن اتخاذ كردند و دوره پرافتخاری را در این عرصه رقم زدند. احتمالا پس از 5/3 سال فعالیت در منصب بالاترین مقام اجرایی كشور، جنابعالی با روند اجرایی شدن طرحهای بزرگ صنعتی آشنا شدهاید. در این صورت اكنون میدانید برای اجرایی شدن طرحهای بزرگ در صنعت و معدن مثل طرحهای فولاد، مس، آلومینیوم، پالایشگاه، نیروگاه، سد و... حتی اگر مدیران شرایط محیطی مهیایی داشته باشند، آیندهنگر باشند و نیز جسارت تصمیمگیری داشته باشند، از زمان تصمیم به اجرای طرح تا رسیدن به بهرهبرداری و استفاده از همه ظرفیتهای تولیدی باید یك فرآیند نسبتا طولانی سپری شود.
واقعیت این است كه طرحهای بزرگ صنعتی نیازمند مطالعات فنی و اقتصادی است. احتیاج به برگزاری مناقصههای بینالمللی دارد، باید قراردادهای متعددی با طرفهای خارجی اعم از شركتهای مجری و بانكهای تامین كننده منابع منعقد شود و این قراردادها باید به تایید و تصویب مراجع قانونی مثل سازمان مدیریت و برنامهریزی(سابق) و شورای اقتصاد برسد و سپس به مرحله عملیات ساخت تجهیزات رسیده و در طی یك مدت مقرر ساخته و به بهرهبرداری برسد.
اگر مدعی قدرت خلقالساعه برای دولت نباشید باید بپذیرید كه واحدهای بزرگ صنعتی و معدنی، نفت و پتروشیمی در یك چشم برهم زدن به وجود نمیآیند و بنابراین هیچ دولتی نمیتواند و نباید ادعا كند كه طرحهای بزرگ را بدون فعالیت دولتهای قبلی انجام داده است (آن هم در كمتر از یك دوره.) هر فردی كه چنین ادعایی كند تنها موجبات تعجب و بهت كارشناسان و متخصصان را فراهم كرده است. پیشنهاد میكنم گزارشی از پیشرفت طرحهای بزرگ نظیر فولاد، آلومینیوم، پتروشیمی و پالایشگاه كه در دور اول سفرهای استانی بهعنوان ایدههای جدید به مردم وعده اجرای آنها داده شده از مسوولان دریافت شود. میزان پیشرفت آنها خیلی از مسائل را روشن خواهد كرد.
درباره اجرای طرحهای بزرگ صنعتی توجه به نحوه تامین منابع مالی ضروری است، از اواخر فعالیت دولت آقای هاشمیرفسنجانی تصمیم گرفته شد كه توسعه طرحهای فولاد، مس و آلومینیوم از منابع داخلی شركتها تامین شده و مسوولیت بازپرداخت وامهای ریالی و ارزی نیز به عهده شركتها باشد. در اواسط فعالیت دولت قبلی بود كه تاسیس بورس فلزات با هدف خارج كردن كالاهای یاد شده از سبد حمایتی به مثابه یك روش كارآمد انجام شد.
این اقدام منطقی و مبتنی بر رفتار اقتصادی راه را برای تامین منابع مالی طرحهای توسعه فولاد، آلومینیوم و مس هموار كرد. مزید اطلاع جنابعالی یادآور میشوم متوسط قیمت فولاد، مس و آلومینیوم در دولت فعلی نسبت به دولت قبل از رشد چشمگیری برخوردار بوده است؛ لذا در دوره فعالیت دولت نهم حتی اگر رشد تولید اتفاق نمیافتاد، رشد منابع مالی به شركتها تنها از طریق افزایش قیمتها، قابل توجه بوده است. علاوه بر این فروش 80 درصد سهام فولاد مباركه، صنایع مس و فولاد خوزستان و آلومینیوم اراك در دولت جنابعالی منابع مالی بیشتری برای تزریق به واحدها فراهم كرده است كه در دولتهای قبلی چنین امكانی وجود نداشت.
اكنون میتوان پرسید كه افزایش ورودی منابع مالی جدید به شركتهای عهدهدار تولید و توسعه فولاد، مس و آلومینیوم كه از دو محل افزایش قیمت این محصولات و فروش سهام به دست آمده در این مدت به چه كاری اختصاص یافته است؟ در صورتی كه بخواهیم رشد ظرفیت در تولید كالاهای یاد شده در دولت فعلی و دولتهای قبلی را به صورت واقعی و منصفانه مقایسه كنیم، ضرورت دارد كه میزان و چگونگی تامین منابع مالی طرحها را لحاظ كنیم تا مقایسهای دقیق صورت پذیرد.
جناب آقای احمدینژاد
پس از یادآوری 3 نكته مهم یاد شده اكنون به بررسی آمار اعلام شده توسط شما در سیمای جمهوری اسلامی میپردازم. شما اعلام كردید <هر زمان كه ما آرمانی حركت كردیم سرعت پیشرفت بیشتر شده است، برخی این را باور نمیكنند اما من این را در زمین نشان میدهم. ما در بخش تولید آلومینیوم، قبل از انقلاب 25 هزار تن تولید میكردیم. این رقم در سال 1383 به 218 هزار تن رسیده و در دولت نهم به 457 هزار تن رسید. میبینید وقتی فضا انقلابی میشود چگونه پیشرفت شتاب میگیرد.> شما درست میگویید كه تولیدات صنعتی روی زمین انجام میشود و قابل شمارش است.
بنابراین لازم است كه هممیهنان گرامی در جریان میزان صحت و دقت آمار ارائه شده توسط جنابعالی قرار گیرند. در شرایط حاضر دو كارخانه مهم و بزرگ تولید آلومینیوم در كشور فعال است كه تولید آنها در سال 1383 معادل 218 هزار تن و در سالهای 1385 و 1386 به ترتیب معادل 205 هزار تن و 202 هزار تن بوده است. بنابراین جنابعالی باید توضیح دهید كه عدد 457 هزار تن كه مغایرت فاحشی با واقعیات دارد متعلق به كدام سال است؟ و از كجا و با چه منطقی تهیه شده است؟ احتمالا از مسوولان سوال خواهید كرد كه چرا چنین اشتباهاتی را به زبان رئیسجمهور محترم جاری میسازند.
صحبت در مورد طرحهای در دست اجرا كه از دولت قبل فعالیت اجرایی آنها شروع شده بود و در این دولت به بهرهبرداری رسیده و یا در دست اجرا میباشد را به فرصتی دیگری واگذار میكنم. جنابعالی در گفتوگوی تلویزیونی اعلام كردید: <در مس، قبل از انقلاب تولید نداشتیم؛ قبل از دولت نهم تولید مس به 178 هزار تن و در دولت نهم به 260 هزار تن رسیده است.> برای اطلاع هممیهنان گرامی و رئیسجمهور محترم، یادآور میشوم عملیات اجرایی برای بهرهبرداری از مس سرچشمه در كرمان، پیش از پیروزی انقلاب شروع و پس از پیروزی انقلاب اسلامی كارخانه آن تكمیل و راهاندازی شد. مطالعه و اجرای <احداث و توسعه> كارخانه مس سرچشمه، كارخانه تغلیظ سرچشمه، كارخانه تغلیظ مس میدوك، كارخانه تغلیظ مس سونگون از دولت اول آقای خاتمی آغاز و به همراه كارخانه مس خاتونآباد در یك روز ماندگار در تاریخ صنعت مس كشور در سال 1383 با حضور آقای خاتمی به بهرهبرداری رسید. تنها كارخانه تغلیظ سونگون با تأخیر در اوایل دولت نهم افتتاح شد.
ملاحظه میكنید كه با طرحهای یاد شده به اضافه چندین طرح زیربنایی مورد نیاز برای صنعت مس، ظرفیت تولید مس كشور در سال 1383 به 280 هزارتن در سال افزایش یافت و تولید این محصول پس از گذشت 4 سال از افتتاح طرحهای مذكور باید بیشتر از رقمی میشد كه اعلام كردید. به علاوه میتوان سوال كرد كه با وجود مطالعات مقدماتی در این حوزه دولت نهم كدام طرح جدید برای افزایش ظرفیت تولید مس را اجرا نموده یا در دست اجرا دارد؟
جناب آقای احمدینژاد
درباره موضوع مهم فولاد نكات پرشماری وجود دارد كه برخی از آنها را به اختصار یادآور میشوم. شما در مصاحبه تلویزیونی به مردم گفتید: <درتولید فولاد قبل از انقلاب 370 هزار تن تولید میكردیم، قبل از دولت نهم 9 میلیون تن، در این دولت به 15 میلیون تن رسیدیم.> با توجه به اینكه معیار سنجش میزان تولید فولاد در همه كشورهای جهان و از جمله ایران <فولاد خام> است و انستیتوی بینالمللی فولاد، تولید فولاد ایران را در سال 2008 معادل 964/9 تن اعلام كرده كه فقط 500 هزار تن بیشتر از رقم تولید سال 2005 است، این پرسش مطرح است كه جنابعالی عدد 15 میلیون تن فولاد را از كجا آوردهاید. با توجه به اینكه شما در اوایل امسال نیز همین عدد را اعلام كرده بودید، بهتر است از كسانی كه این رقم را برای اطلاعرسانی به شما ارائه كردهاند بپرسید كه این میزان تفاوت تولید (از 10 میلیون تن تولید واقعی تا 15 میلیون تن اعلام شده توسط حضرتعالی) از كجا حاصل شده است؟
انتظار میرود اگر كسانی به اشتباه میزان فولاد تولیدی كشور را با فولاد وارداتی (كه در كشور نورد میشود) بهعنوان فولاد تولید كشور مطرح میكنند مسوولان آن را اصلاح نمایند نه اینكه در گزارشهای رسمی بازگو كنند.
یادآور میشوم مطابق مصوبه شورای اقتصاد، مقرر شده بود با اجرای طرحهای توسعه فولاد، ظرفیت تولید این محصول در پایان برنامه سوم به 14 میلیون تن برسد كه به دلیل پیمانشكنی شركتهای ژاپنی در ساخت كارخانه فولاد هرمزگان در حد 9/11 میلیون تن متوقف شد. همچنین در برنامه چهارم پیشبینی شده بود كه 12 میلیون تن به ظرفیت تولید فولاد اضافه شود و با سازمان مدیریت و برنامهریزی (سابق) نیز به توافق رسیده بودیم. ملاحظه خواهید فرمود كه ظرفیت فولاد كشور با هدف برنامه چهارم فاصله زیادی دارد.
متأسفانه آمارهای اعلام شده توسط جنابعالی درباره رشد تولید ذغالسنگ و كك حاوی همان اشتباههای اشاره شده است كه از تكرار آنها صرفنظر مینمایم. اگر علاقهمند باشید میتوانید از مسوولان این بخشها توضیح بخواهید تا حداقل خودتان اطلاع دقیقی از آمار واقعی تولید سالانه این محصولات پیدا كنید. در شرایط فعلی میزان كك وارداتی افزایش یافته و معادن ذغال سنگ كشور با مشكل فروش روبه رو شدهاند.
آقای رئیسجمهور
شما و همه كارشناسان و متخصصان و دستاندركاران از اهمیت صنعت سیمان برای پیشبرد طرحهای توسعهای- عمرانی اطلاع كافی دارید؛ جنابعالی در همان سخنرانی در مورد سیمان گفتید <در تولید سیمان قبل از انقلاب 2/6 میلیون تن، قبل از دولت نهم به 34 میلیون تن و هم اكنون به 64 میلیون تن رسیده است.> پس از انقلاب در دو زمان دو تصمیم مهم برای توسعه سیمان كشور گرفته شد.
در برنامه اول توسعه كه نیاز شدید به سیمان احساس شد، توسعه این صنعت در دستوركار قرار گرفت. با اختصاص سهمیه قابل توجهی از اعتبارات فاینانس ارزی به شركت احداث صنعت سیمان و نیز سایر تولیدكنندگان، ساخت و بهرهبرداری از چند كارخانه سیمان انجام شد. در اوایل برنامه سوم توسعه، كمبود ظرفیت تولید سیمان با توجه به طرحهای عمرانی پیشبینی شده به صورت یك نیاز جدی مطرح شد. لازم بود اقدام مهمتری برای توسعه سیمان انجام میگرفت. برای ایجاد تعادل در عرضه و تقاضا و نیز افزایش صادرات سیمان، وزارت صنایع و معادن، مصوبهای را در سال 1380به تصویب هیأت امنای حساب ذخیره ارزی رساند كه بر اساس آن بخش خصوصی ترغیب شد كه در این صنعت سرمایهگذاری كند و این حركت ماندگار نتیجه تدبیر برای توسعه صنعت سیمان با استفاده كارآمد از حساب ذخیره ارزی و توان بالقوه بخش خصوصی بود.
مصوبه یاد شده و اطلاعرسانی شفاف درباره چگونگی استفاده از تسهیلات حساب ذخیره ارزی راه را برای ورود دهها متقاضی سرمایهگذاری در بخش سیمان هموار كرد. آمار موجود نشان میدهد تا پایان خرداد 1384 ساخت 51 طرح جدید تولید سیمان با ظرفیت حدود 50 میلیون تن در سال در بانكها تصویب شده بود.
در این مسیر بود كه پرداخت وام ارزی به میزان 1350 میلیون دلار برای طرحهای سیمان به تصویب بانكها رسید و برای شروع به كار 40 كارخانه سیمان به ظرفیت حدود 40 میلیون تن در سال گشایش اعتبار شد. عملیات اجرایی كارخانههای سیمان از 1380 آغاز و سیمان كویر كاشان بهعنوان نخستین كارخانه كارش را با این روش آغاز كرد. پیشبینی شده بود كه متقاضیان و دریافتكنندگان وام ارزی و سرمایهگذاران چهار سال پس از گشایش اعتبار، كارخانههای سیمان را راهاندازی كنند در صورتی كه منابع ریالی طرحهای گشایش اعتبار شده سیمان به موقع تامین میشد با راهاندازی طرحهای مذكور در سالهای برنامه چهارم باید ظرفیت تولید سیمان كشور در سال 1388 به حدود 70 میلیون تن در سال میرسید كه قادر بود علاوه بر نیاز داخلی بازارهای عراق و افغانستان را نیز تامین كند. جناب آقای احمدینژاد، باید با كمال تأسف به اطلاع برسانم، اعضای دولت شما با باز گرداندن سیمان به سبد حمایتی كه پیامد آن در بورس سهام آشكار گردید و ارزش سهام این شركتها از 250 میلیارد تومان به كمتر از 100 میلیارد تومان كاهش یافت و از طرف دیگر بانكها در تامین منابع ریالی مورد نیاز طرحها سختگیری كردند و این عوامل اجازه نداد تولید سیمان رشد شتابان را تجربه كند به طوری كه مطابق گزارشهای رسمی تولید سیمان در ده ماهه منتهی به پایان دیماه امسال حدود 5/37 میلیون تن بوده است مشخص نیست عدد 5/64 میلیون تن كه جنابعالی اعلام كردید از كجا آمده است؟
یادآور میشوم كه تجربه موفق سیاستگذاری كارآمد در توسعه صنعت سیمان میتوانست مدل مناسبی برای توسعه سایر رشتههای صنعتی باشد و حساب ذخیره ارزی رشد و توسعه صنعتی را تحرك بخشد و كانونی برای افزایش سهم بخش خصوصی در اقتصاد باشد اما صد افسوس كه این تجربه موفق نیز به عمد یا به سهو تداوم نیافت و هزار افسوس كه منابع حساب ذخیره ارزی به شكلهای دیگری هزینه شد و به جای فایده رساندن به تولید كشور حتی در مواردی به زیان مردم عمل كرد.
جناب آقای رئیسجمهور
ضمن پوزش از طولانی شدن مطالب امیدوارم فرصت كافی برای خواندن و دقت در آنچه نگاشته شد داشته باشید و شخصا به این نكات توجه كنید. از فرصت استفاده كرده و حرف پایانی را برای روشنگری یادآور میشوم.
واقعیت این است كه ابلاغ سیاستهای كلی اصل 44 قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری و حمایت همهجانبه مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام، قوه قضاییه و سایر نهادهای نظام از اجرای این سیاستها كه با رشد شتابان قیمت نفت در بازارهای جهانی و كسب درآمد ارزی افسانهای مقارن شد، فرصت طلایی در اختیار دولت نهم قرار داد كه نهضت اصیل و سترگی برای كشاندن پای بخش خصوصی به صحنه سرمایهگذاری در اقتصاد را برپا كند. با این همه و با كمال تأسف واقعیت برخلاف آن شد و ماهیت هزینه كردن منابع ارزی گرانبهای حاصل از فروش ثروت ملی در 5/3 سال گذشته نهتنها به رشد سرمایهگذاری منجر نشد بلكه متوسط رشد سرمایهگذاری طی سالهای اخیر به كمتر از نصف عملكرد برنامه سوم 66/9 درصد) محدود گردید. علاوه بر این، متأسفانه شیوه و ماهیت هزینه كردن درآمدهای ارزی به رشد حیرتانگیز نقدینگی در جامعه منجر و به این دلیل تورم نیز افزایش یافت.
جناب آقای احمدینژاد، حتما میدانید كه ایجاد فضا و محیط مناسب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مهمترین عامل محقق شدن رشد سرمایهگذاری است و وظیفه شخص رئیسجمهور و دولت ایجاد چنین فضای مناسبی است. مطمئن باشید در صورت فراهم كردن فضای مناسب و اطمینانبخش، هزاران سرمایهگذار و كارآفرین توانا، در صحنه عمل اقتصادی حاضر شده و راه رشد و توسعه را هموار میكنند. با این توضیح كلی و برای حسن ختام، چند مشكل اساسی موجود تولید صنعتی را یادآور شده و توصیه میكنم كه راهحلهای ارائه شده مورد توجه قرار گیرد، اگر قصد و ارادهای وجود دارد كه مشكل تولید صنعتی برطرف شود، گام اول باید در جهت بهبود فضای كسبو كار باشد كه متاسفانه به اذعان برخی از مدیران ارشد دولت شما در سالهای اخیر وضع بدتر شده است.
اقدام دیگر مربوط به حوزه مسكن و ساختمان است كه باید ركود این بخش برطرف و رونق به آن بازگردانده شود. رونق بخش مسكن اهرم رشد تولید دهها رشته صنعتی است ادامه وضعیت فعلی میتواند بخش صنعت را با مشكلات جدیتر مواجه كند. گام دیگر تامین نقدینگی واحدهای تولیدی است كه در حال حاضر به مشكل اصلی تبدیل شده است. این معضل با توجه به فشار ظالمانه قدرتهای جهانی در اعمال تحریم بانكهای ایرانی بیشتر از هر بخشی، فعالیتهای صنعتی را متأثر كرده است و باید در این باره چارهاندیشی شود تا صنعت را زمینگیر نكند. مساله مهم دیگر رشد واردات با پایین نگه داشتن اداری نرخ ارز علیرغم نرخ بالای تورم در كشور است كه موجب كاهش قدرت رقابت تولیدات داخلی شده و فعالیتهای صنعتی را در تنگنای اساسی قرار داده است.
آقای رئیسجمهور، امیدوارم به اهمیت بخش صنعت و معدن بهعنوان موتور محرك رشد اقتصادی و توسعه كشور توجه كافی مبذول و تدبیرهای كارآمد برای تسریع و شتاببخشی به این فعالیتها اتخاذ فرمایید.
با پوزش مجدد و آرزوی توفیق
اسحاق جهانگیری