فرارو- افشار سلیمانی*؛ در بررسی مولفههای مربوط به چالشهای پیش روی فعالیتهای هستهای ایران دریک دهه اخیر میتوان وجود نوعی جنگ سرد بین ایران و آمریکا را به عنوان یکی از اساسیترین ومحوریترین موانع برشمرد.
عدم برقراری گفتگویی محتوایی و معطوف به هدف ازسوی واشنگتن وتهران درطول سه دهه گذشته علی الخصوص در دهه اخیر مانعی جدی برای مدیریت صلح آمیز بحران در خاورمیانه و حل بحران هستهای ایران بوده است. وجود چنین خلایی سبب شده بود که همواره طرف امریکایی سخن از روی میز بودن گزینه نظامی علیه ایران بگوید و برخی دیگر از همپیمانان منطقهای وجهانیاش نیز با او هم آوا شوند.
اما در پی انتخاب دوباره اوباما به ریاست جمهوری آمریکا و نیز انتخاب حسن روحانی به عنوان چهرهای اعتدال گرا در انتخابات ریاست جمهوری ایران در ۲۴خردادماه ۱۳۹۲و سپرده شدن مسولیت مذاکرات به وزیر امورخارجه برخی امیدها را احیا کرد. یکماه و اندی پس از تنفیذ حکم ریاست جمهوری روحانی یعنی درروزهای نخست مهر ماه ۱۳۹۲ باراک اوباما در ۶۶مین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «ما در پی تغییر رژیم (در ایران) نیستیم…ما برای حق مردم ایران برای دستیابی به انرژی صلح آمیز هستهای احترام قائلیم… من بر این باورم که اگر بتوانیم مسئله هستهای ایران را حل و فصل کنیم، این میتواند گامی بزرگ در جهت تحول در روابط باشد – روابطی بر اساس منافع و احترام متقابل.»
روحانی نیز در همان نشست به اظهارات همتای امریکایی پاسخ مثبت داد وتأکید نمودکه ایران در پی «تعامل سازنده» است و «درصدد افزایش تنش با آمریکا نیست». وی همچنین افزود، «بگذارید بلند و واضح بگویم که صلح در دسترس است.»
در پی این اظهارات امیدبخش و پس از ۳۴ سال برای اولین بار گفتگوهای مستقیمی بین جان کری وزیر امور خارجه آمریکا و محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در تاریخ ۲۶سپتامبر۲۰۱۳ در مقر سازمان ملل برگزار شد. روز بعد از آن، در مسیر هتل به فرودگاه درنیویورک برای نخستین بار روسای جمهور ایران وآمریکا تلفنی با یکدیگر گفتگو کردند و از وزیران خارجه خود خواستند به گفتگوهای مستقیم ادامه دهند.
گفتگویی که جایگزین ملاقات درخواستی اوباما گردید و سروصداهایی در ایران بپا کرد بگونهای که عدهای معدودی از عناصر وابسته به اردوگاه افراطیون با حضور در فرودگاه مهرآباد اقدام به اعتراض و کفش پراکنی علیه روحانی نمود که در مقایسه با استقبال کنندگان از وی بسیار اندک بودند. تماس تلفنی حسین با حسن بازتاب گستردهای در جهان وایران داشت و ازسوی اکثریت ایرانیها مورد پشتیبانی واقع شد.
فضای سیاسی جدید در پی انتخابات ریاست جمهوری ایران که با گفتگوهای مستقیم بین واشنگتن و تهران تقویت شده بود، در عین اینکه برخی کشورهای منطقه را نگران کرد اما درمجموع تأثیر ملموسی بر تحولات منطقهای برجای گذاشت.
ازیک سو همکاری سه جانبه بین روسیه، ایران و آمریکا منجر شدتا دولت سوریه با حضور بازرسان بین المللی نسبت به کنار گذاشتن ونابودی سلاحهای شیمیاییاش اقدام لازم را آغاز و کنوانسیون منع سلاحهای شیمیایی را امضا کند.
در چنین فضایی بود که مذاکرات هستهای ایران آغاز شد و تا سه دور ادامه پیدا کرد. در سوم آذرماه ۱۳۹۲ بود که پس از چهار روز مذاکرات فشرده و سخت در سومین دور از این مذاکرات با پیوستن وزرای امورخارجه ۱+۵ به نشست معاونین خود درژنو توافقنامهای میان ایران و این گروه به امضاء رسید که بازتاب بسیار گستردهای در ایران وجهان داشت و موجب واکنشها و تحلیلهای مثبت ومنفی، خوش بینانه، بدبینانه و واقع بینانه گردید که درمجموع درایران، منطقه وجهان نگاه مثبت به این توافقنامه بر نگاه منفی بر آن میچربید.
اگر در نظر داشته باشیم که این توافقنامه در کدامین شرایط حاکم برایران، منطقه وجهان به امضاء رسید، بیشتر درخواهیم یافت که برغم ایده آل نبودن مفاد آن، گریزی از امضای آن برای همه طرفها نبود و استراتژی برد- برد به معنی توازن تمام عیار نمیتوانست باشد و ناگزیر میبایست میزان برد ایران کمتر از میزان برد طرف مقابل میشد. ازاین دریچه اگر به ارزیابی توافقات بپردازیم باید اعتراف کنیم که توافقنامه ژنو توامان دارای نکات مثبتی و منفی و ابهاماتی نیز میباشد.
درحالیکه محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در سخنانی که پس از حصول توافق ایراد کرد از آن به عنوان «توافقی ضامن حقوق مردم» ایران یاد کرد که نهتنها غنیسازی را متوقف نمیکند بلکه از تحریمهای یک جانبه غرب نیز خواهد کاست. چند دقیقه پس از سخنان آقای ظریف، جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده تفسیری دیگر از توافق ارائه کرد که با تعابیر ظریف فاصله زیادی داشت.
وی پس از آن نیز در مصاحبههای متعدد ابراز داشت که نهتنها حق غنیسازی ایران مورد تایید قرار نگرفته بلکه در دوره ۶ ماهه توافق، آمریکا با ایران بر سر کاهش ابعاد برنامه هستهای گفتگو خواهد کرد. وزیر امورخارجه آمریکا روز سه شنبه ۵آذر نیز با صدور بیانیهای بر سخنان پیشین خود تاکید کرد.
آنچه روشن است اینکه در ایران وامریکا دولتمداران و تحلیل گران تفسیر خاص خود را از متن توافقنامه دارند و دولتمداران قسمت پر لیوان را دیده و از امتیازاتی که گرفتهاند و فرصتهای که به طرف مقابل ندادهاند سخن میگویند و جناحهای منتقد ومخالف دولتها در دوطرف قسمت خالی لیوان را دیده و از زیادی امتیازاتی که به طرف مقابل دادهاند بحث میکنند. بدیهی است که در فرایند اجراشدن آن ارزیابی دقیقتری میتوان بعمل آورد.
در ایران منتقدین با اعلام اینکه انتقادهایشان به معنای نفی تلاشهای انجام پذیرفته یا نفی نفس مذاکره نیست و توافق مزبور قطعا نکات مثبتی از قبیل اشاره مستقیم به غنیسازی توسط ایران، برگشتپذیر بودن اقدامات اعتمادساز داوطلبانه ایران، ادامه غنیسازی در دوره ۶ ماهه توافق و کاهش بخشی از تحریمهای ضدایران دارد. مشروط کردن برنامه غنی سازی ایران را به تعریف محدودیتهای عملی و اقدامات شفاف ساز به منظور تضمین ماهیت صلح آمیز برنامه هستهای در مقدمه توافقنامه و قید اینکه گام نهایی باید متضمن یک برنامه غنیسازی باشد که توسط طرفین تعریف میگردد، برنامهای که شاخصههای آن با موافقت طرفین و منطبق با نیازهای عملی، با محدودیتهای مورد توافق در خصوص دامنه و سطح فعالیتهای غنیسازی، ظرفیت غنیسازی، محلهایی که در آن غنیسازی انجام میشود و ذخایر اورانیوم غنی شده برای دوره زمانی که مورد توافق قرار میگیرد را از نکات مبهم بیانیه محسوب میکنند و معتقدندهرچندکه میزان غنیسازی اورانیوم در ایران نامعلوم است اما برنامه (ونه حق) غنی سازی مورد پذیرش طرف مقابل قرارگرفته است. اما در گام نهایی استفاده از این حق محدود به مولفههای ذیل است:
۱- تعریف مشترک (دو طرفه)
۲- محدودیتهای عملی
۳- اقدامات شفافساز
۴- انطباق با نیازهای عملی
۵- محدودیتهای مورد توافق
۶- دامنه، سطح فعالیت، ظرفیت، ذخایر و محلهای محدود و مشخص که طبعا باید به صورت دوجانبه تعیین شوند.
برخی منتقدین ایرانی درتحلیل نهایی معتقدندکه:
۱- با این توافقنامه تعریف حق غنیسازی ایران از چارچوب صرف انپیتی خارج شده و جنبه بینالمللی خواهد یافت. نقش ساختار قدرت بینالمللی در تعریف و تبیین اندازه و شکل غنیسازی قابل انجام در ایران بر اساس سند ژنو به رسمیت شناخته شده است که میتواند به محدود سازی حق ایران در بهره گیری از چرخه سوخت در خاک ایران بینجامد.
۲- مفاهیم «نیازهای عملی و محدودیتهای عملی» مفاهیمی غیرروشن و تفسیرپذیر است. طرف غربی در مسیر ابداع تعریف مشترک، قادر خواهد بود از این دو مفهوم برای تحدید حق غنیسازی ایران استفاده کند. بهطور مثال، ایران در تعریف میزان غنیسازی مورد نیاز خود، عملا نظر طرفهای بینالمللی را بر اساس این توافق بهرسمیت شناخته است. آنها میتوانند به این نتیجه برسند که چه مقدار غنیسازی مورد نیاز ایران است و بدون توافق آنها غنیسازی برای ایران قابل تعریف نیست.
۳- دورهای که ایران باید محدودیتهای غنیسازی را بپذیرد نامشخص است. اگر این محدودیتها برای یک دوره مشخص و معقول باشد شاید بتوان آن را پذیرفت اما اگر معلوم نباشد تکلیف چیست؟
۴- در بخش مقدمه توافقنامه، به صراحت به قطعنامههای شورای امنیت اینگونه اشاره شده است: «در فاصله میان گامهای اولیه و گام آخر، گامهای دیگری از جمله به قطعنامههای شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد اشاره شده است، اگر ایران آنگونه که اعلام کرده، این قطعنامهها را غیرقانونی میداند پس پرداختن به قطعنامههای شورای امنیت به چه معناست؟
۵- درتوافقنامه تصریح شده است: در خصوص گام نهایی و هر یک از گامها عدم انجام یک اقدام ازسوی ایران موجب انجام نشدن همه اقدامات ازسوی طرف مقابل خواهدشد یعنی همه یاهیچ، واین بهانهای بهتر دست ۱+۵خواهد داد تا عنداللزوم از زیر مسولیت شانه خالی کند.
در مقابل منتقدان و مخالفان درآمریکا با نگاهی تندروانهتر از نگاه افراطیون ایرانی با توافقنامه مواجه میشوند و معتقدند که کاخ سفید امتیازات زیادی به ایران داده است از جمله اینکه، سناتور جو لیبرمن، سناتور سابق آمریکایی بر این باور است که ایران دشمن آمریکاست و سابقه تاریخی میزان خصومت ایران با آمریکا را نشان میدهد. او که از حامیان سرسخت اسرائیل است ادعا میکند تجربه نشان داده که ایران به قراردادها پایبند نمیماند. این در حالی است که نخست وزیر اسرائیل نیز این توافقنامه را اشتباهی تاریخی توصیف میکند. تونی بلینکن، مشاور معاون امنیت ملی آمریکا ادعا میکند که اسرائیل حق دارد نگران باشد. چرا که ایران هستهای، موجودیت اسرائیل را تهدید میکند. اما اوباما به سهم خود از این قرارداد دفاع کرده و میگوید نمیتوان در را به روی دیپلماسی بست.
مخالفین توافقنامه همچنین معتقدند به موجب توافق اخیر، ایران میتواند به ۷ میلیارد دلار از اموال بلوکه شده خود دست یابد. منتقدان میگویند این توافقنامه متوازن نیست، چرا که آنچه که از ایران دریافت میشود با لغو تحریمهای ارایه شده، همخوانی ندارد. برخی نیز توافق مقدماتی با ایران را یک اشتباه خوانده و میگویند به عقب برگرداندن لغو تحریمها بسیار دشوار است. به این ترتیب به نظر میرسد نظام اعمال تحریمها نیز دچار تحریم شده است. تحریمهایی که لغو آنها از روی نظام تحریمها کارآسانی نخواهد بود. نظام اعمال تحریمها نیز دچار تحریم شده است. تحریمهایی که لغو آنها از روی نظام تحریمها کارآسانی نخواهد بود.
دلیل دیگر منتقدین این است که این توافقنامه موجب مشروعیت بخشیدن به اهداف هستهای ایران میگردد چراکه به ایران اجازه میدهد عملیات غنی سازی را با خلوص پایین دنبال کند. از دیگر علل نگرانی منتقدین با توافقنامه ژنو، مشروعیت بخشیدن به نقش محوری ایران در خاورمیانه است به ظن آنها تحولات خاورمیانه را نمیتوان از توافق هستهای اخیر جدا کرد. در حال حاضر بحران سوریه در منطقه ادامه دارد و رقابت شیعه و سنی در خاورمیانه در حال شدت گرفتن است. ایران شیعه از بشار اسد در سوریه حمایت میکند و این درحالی است که عربستان سعودی سنی، معارضان سوری را تجهیز میکند. برخی اعراب در منطقه بر این باورند که با حصول توافق هستهای در ژنو، ایران میتواند نفوذ خود را در منطقه در کشورهایی مانند لبنان و بحرین گسترش دهد. هرچند که مقامات سعودی و دیگر شیخ نشینهای حوزه خلیج فارس در محافل عمومی به طور محتاطانهای در مورد این توافق ابراز خوش بینی کردهاند اما در محافل خصوصی آنها به شدت نگرانند.
عده دیگری هم که عمدتا تحت تاثیر لابی اسراییل در آمریکا هستند با اعتقاد به اینکه دشمن اسرائیل دشمن من است با این توافقنامه ابراز مخالفت میکنند. این عده براین باورندکه دشمنی ایران با اسرائیل به معنی دشمنی با آمریکاست. آنها میگویند ایران باید برنامههای هستهای خود را متوقف کند. برخی نیز بر این باورند که اوباما زمان امضاء این توافق را به نحوی تنظیم کرد که کشورهای غربی در تعطیلات آخر هفته باشند و به این ترتیب واکنشها به آن به حداقل برسد.
جان کری وزیر خارجه آمریکا سهشنبه شب ۵آذر ۹۲با صدور بیانیهای، توضیحاتی را در مورد توافق هستهای با ایران ارائه کرد. اهم نکات این بیانیه بدین شرح است: «توافق ژنو به هسته مرکزی تحریمها ضربه نمیزند و تحریمهای اصلی از جمله بانکداری و نفت به قوت خود باقی میمانند.»
فارغ ازاینکه ارزیابی منتقدان را صحیح یا ناصحیح بدانیم آنچه روشن است اینکه درمجموع در توافق نامه ژنو حتی اگر آنها را به دلیل فراتر بودن از ان. پی. تی داوطلبانه تلقی کنیم نه متعهد شدن، به هرحال ایران جبرا امتیازات زیادی ازقبیل تعطیلی غنی سازی اورانیوم ۲۰ درصدی، تبدیل اورانیوم ۲۰ درصد موجود به میله سوخت و اکسید کردن آن، پذیرش بازرسیهای سرزدهتر از اماکن هستهای ایران، توقف تکمیل رآکتور هستهای اراک و مانندآن، امتیازات زیادی است که ایران در ازای کاهش برخی تحریمها و پذیرش محدود غنی سازی زیر۵درصدی ازسوی آنان و ادامه فعالیتهای سایتهای نظنز وفردو در ابعاد مشخص وتحت نظارت، ضرورتا به ۱+۵ واگذار کرده است.
البته از آنجا که این توافقنا مه ۴ صفحهای ۶ ماهه نقطه شروع بسته شدن باصطلاح پرونده هستهای ایران است میتوان امیدوار بود که با تقویت اعتماد سازی متقابل بهبود تدریجی در وضعیت پیش آید و در مذاکرات جامع آتی با استفاده از فضای نوین مهیا شده و تمام ابزارهای دیپلماتیک سندی که بیش از پیش منافع ملی کشورمان را تامین کند به امضاء برسد و موضوع هستهای ایران ازدستور کار شورای امنیت خارج و به سازمان بین المللی انرژی اتمی عودت گردد.
کلام آخر
اگربه تحولات ۳۴ ساله پس از تاسیس جمهوری اسلامی ایران در عرصه روابط بین الملل و فراز ونشیبهای ده ساله اخیر پیرامون فعالیت هستهای ایران و آنچه درطول سه ماه اخیر در دوره دولت تدبیر وامید سپری شد و کنشها واکنشهای قبل و پس از توافق هستهای ژنو در سوم آذرماه ۱۳۹۲ نگاهی واقع بینانه با درک منطقی وکارشناسانه بیندازیم باید بگوییم که: امضای توافقنامه ژنو با تجمیع شرایط چندگانهای که حاصل شد یک ضرورت تاریخی بود هرچند که اگر این اتفاق در دورهای که ایران تحت تحریم نبود وشرایط بسیار بهتری نسبت به امروز داشت رخ میداد بسیار سودمندتر بود. اهم شرایطی که منجر به ظهور توافقنامه ژنو شدعبارتنداز:
۱- پیگیری راهبرد دیپلماسی ازسوی امریکا دردولت دموکراتها وارجح دانستن آن بر راهبرد نظامی پرهزینه با داشتن نتایج غیرقابل پیش بینی برای منافع ملی امریکا
۲- روی کار آمدن دولت تدبیر وامید با تاکید بر مشی اعتدال درعرصه سیاستهای داخلی وخارجی
۳- تاثیر منفی تحریمهای بین المللی ودوجانبه بر اقتصاد ایران ومعیشت ایرانیان
۴- پیچیدهتر شدن اوضاع درخاورمیانه، بویژه درسوریه وافزایش تندرویها در منطقه ونگرانی از آینده منطقه وسوق داده شدن امریکا به ضرورت استفاده از پتانسیل منطقهای ایران
۵- نتیجه بخش بودن همکاری سه جانبه ایران، روسیه وآمریکا در خلع سلاح شیمیایی سوریه
۶- شروع تماس مستقیم تهران-واشنگتن در سطوح روسای جمهور و وزرای امورخارجه دوکشور
۷- غلبه سیاست اعتدال برافراط در داخل وخارج
۸- نگرانی امریکا و ۵ کشور دیگر از توسعه فعالیتهای هستهای ایران بویژه در مورد غنی سازی اورانیوم
شرایط کنونی نتایج دیگری نیز درپی داشت:
- تابوی مذاکره با امریکا شکست و برضرورت مذاکره مهر تایید زده شد
- راهبرد برخی کشورهای منطقه برپایه ایران هراسی و هلال شیعی با چالش جدی مواجه شد
- مسیر دیپلماسی منسجمی پیش روی ایران قرارگرفت و گزینه روی میز بودن
- اقدام نظامی علیه ایرانی بیش از گذشته رنگ باخت.
امیدواری مردم ایران به حل مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی وامنیتی افزایش یافت و محبوبیت رهبری، رییس جمهور و انسجام داخلی افزایش یافت وسبب شد افراطیون داخلی وخارجی پیرامون افکار ورفتارخودتعمق بیشتری نمایند.
* سفیر اسبق ایران در آذربایجان و تحلیلگر مسایل بین المللی