کد خبر: ۱۵۷۷۲۰

کوثری: پذیرش قطعنامه 598 تحمیل شد

تاریخ انتشار: ۱۶:۰۰ - ۰۶ مرداد ۱۳۹۲
پنجره نوشت:

قطعنامه 598 شورای امنیت 29 تیر 1366 از سوی شورای امنیت برای پایان دادن جنگ میان ایران و عراق صادر شد که این قطعنامه باتوجه به وضعیت عراق و شکست‌هایی که از سوی نیروهای ایرانی به آنها تحمیل شده بود بلافاصله پذیرفته شد ولی ایران بعد از گذشت تقریباً یک سال این قطعنامه را پذیرفت و امام در 29 تیرماه 1367 پیامی در مورد پذیرش قطعنامه منتشر کرد که به نوشیدن جام زهر معروف شد.

در راستای بررسی دلایل تبیین مخالفت بری از فرماندهان جنگ، با محمداسماعیل کوثری به گفت‌وگو نشستیم. وی سابقه 84 ماه حضور در جبهه را دارد و در زمان جنگ نیز مدتی مسئولیت عملیت سپاه 11 قدر را برعهده داشت. از دیگر سوابق او می‌توان به فرماندهی لشکر 27محمد رسول‌الله، جانشینی تیپ 27 زره‌ای رمضان، جانشینی فرمانده قرارگاه ثارالله تهران، فرماندهی بسیج استان تهران و ریاست اداره امنیت ستاد کل نیروهای مسلح و حضور در مجلس هشتم و نهم اشاره کرد

علت مخالفت برخی از فرماندهان جنگ با پذیرش قطعانه 598 چه بود؟

علت مخالفت فرماندهان سپاه و برخی از فرماندهان ارتش با پذیرش قطعامه این بود که در واقع آنها می‌خواستند خواسته امام را مبنی بر «جنگ جنگ تا رفع فتنه» محقق کنند. این در حالی است که عده‌ای موضوع «جنگ تا یک پیروزی را مطرح می‌کردند. رزمندگان و بسیجیان جنگ خود را وابسته به امکانات نکرده بودند و در بسیاری از موارد توانسته بودند با امکانات کم به پیروزی‌های بزرگی دست پیدا کنند.

آنها از وضعیت و امکانات کشور به خوبی آگاه بودند و براساس همین امکانات نیز در جبهه‌های جنگ فرماندهی می‌کردند ولی در آن زمان محسن رضایی فرمانده سپاه در نامه‌ای به امام از کمبود امکانات می‌گویند به اینکه تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی‌ای نخواهیم داشت ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی یا مقابله به مثل را داشته باشیم. در آن زمان (در سال 67) قرارگاه خاتم تبدیل به ستاد فرماندهی کل قوا شد و رئیس دولت، آقای موسوی، ریاست ستاد را برعهده داشتند، آقای خاتمی مسئول تبلیغات و روابط عمومی و آقای بهزاد نبوی نیز مسئول پشتیبانی این ستاد بودند متأسفانه برخی از آقایان نه تنها کمک آنچنانی نکردند که امکانات لازم تامین شود بلکه طوری جا انداختند و این‌گونه بیان کردند که نمی‌شود جنگ را ادامه داد و باید قطعنامه را پذیرفت و ناراحتی فرماندهان در این مقطع به خاطر این موضوع بود.

چرا فکر می‌کنید پذیرش قطعنامه تحمیل شد؟
باید توجه داشت که هیچ‌کس جنگ را دوست ندارد و فرماندهان نیز به دستورات عمل می‌کردند و تلاششان این بود که خواسته امام را محقق کنند وقتی که درخواست امکانات شد دولت وقت چندان همکاری نکرد. آقای خاتمی اعلام کردند که مردم از جنگ خسته شدند و کسی جبهه نمی‌رود. این در حالی است که اگر مردم به جبهه نمی‌رفتند چطور وقتی امام بعد از پذیش قطعنامه گفتند دشمن را رها نکنید و آن اتفاقات در غرب کشور رخ داد. مردم بار دیگر برای دفع وارد شدند و دشمن را سرکوب کردند؟ یا آن موقعی که رهبری بعد از حمله مجدد عراقی‌ها اظهار داشتند که تا بیرون راندن دشمن در منطقه باقی مانده و تا آخرین نفس ایستادگی خواهیم کرد سیل عظیم نیروهای داوطلب از سراسر ایران به طرف جبهه جنوب سرازیر شده بودند و عراقی‌ها با شکست سنگین و دادن تلفات بسیار بالا مجبور به عقب‌نشینی شدند. به دلایلی که ذکر شد فکر می‌کنیم پذیرش قطنامه تحمیل شد و اگر امکانات و تجهیزات موردنظر تأمین می‌شد خواسته امام خمینی(ره) محقق می شد ولی متأسفانه این موضوع تحقق پیدا نکرد.
برچسب ها: کوثری قطعنامه
bato-adv