مردی که اجیرشده بود تا به صورت شوهر زن جوانی اسید بپاشد روز گذشته پای میز محاکمه رفت. به گزارش خبرنگار ما، پرستاران بیمارستانی در کرج اسفند سال 82 به ماموران خبر دادند مردی با اسید سوزانده شده و شدت جراحات به حدی است که باید تحت عمل جراحی قرار گیرد.
وقتی پلیس به بیمارستان مراجعه کرد مهدی -قربانی اسیدپاشی- نتوانست صحبت کند چرا که به گفته پزشکان اسید نهتنها روی صورت و بدنش ریخته شده بلکه به او خورانده هم شده و مری و معدهاش بهشدت آسیب دیده بود. مدتی بعد از اینکه مرد جوان مورد عمل قرار گرفت و بهتر شد، گفت: دو مرد به سراغم آمدند. آنها موتور داشتند من را روی کاپوت ماشین خواباندند و رویم اسید ریختند من اصلا آنها را نمیشناختم و نمیدانم چه شد که این کار را کردند.
تحقیقات ماموران برای بازداشت متهمان به اسیدپاشی به جایی نرسید تا اینکه پنجسال بعد مهدی دوباره به ماموران مراجعه کرد و گفت شواهدی دارد که نشان میدهد همسرش مهتاب برای اسیدپاشی روی او آدمی را اجیر کرده بود. متهم گفت: هنوز هم نمیدانم چه کسی روی من اسید ریخته است اما شخصی به من گفت اسیدپاش از سوی همسرم اجیر شده و با او رابطه داشته است.
نام مردی که روی من اسید ریخته رحمان است. آنطور که تحقیقات من نشان میدهد رحمان خودش هم دچار سوختگی شده و زمانی که من در بیمارستان بستری بودم او هم به دلیل سوختگی در خانه بستری بوده است. وقتی ماموران رحمان را بازداشت کردند او اعتراف نکرد و گفت این حرفها که در موردش گفتهاند دروغ است تا اینکه برادر رحمان راز چندینساله او را نزد پلیس فاش کرد. مرد جوان گفت: سال 82 یک شب برادرم به سراغم آمد و گفت کاری دارد و از من خواست با موتور او را برسانم، وقتی به محل رسیدیم برادرم پیاده شد. هوا تاریک بود. او کمی از من دور شد و بعد دیدم که با سرعت به سمت موتور میدود. به من گفت سریع حرکت کن. گفتم چه شده گفت به تو ربطی ندارد و فقط سریع حرکت کن من هم راه افتادم در راه بهخاطر حرفهای زشتی که به من زد دعوا کردیم.
وقتی او را به خانه رساندم دیگر با او حرف نزدم و قهر کردم و دیگر برادرم را ندیدم تا اینکه از خواهرم شنیدم او دچار سوختگی با آبباطری شده و مدتی مادرم از او پرستاری میکرده است. البته اینکه با آبباطری سوخته است ادعای برادرم بود چون زمانی که من او را به محل رساندم کیسه سیاهی دستش بود. هرچند هنوز هم با برادرم حرف نمیزنم اما از خواهرم شنیدم او مدتی قبل با دوست خواهرم که شوهر هم داشته رابطه برقرار کرده است. فکر میکنم زنی که خواهرم در موردش حرف میزد مهتاب است. در تحقیقات بعدی از مهتاب مشخص شد او به دلیل اختلاف با شوهرش دست به اینکار زده است.
مهتاب گفت: ما خیلی با هم درگیری داشتیم و همیشه شوهرم من را کتک میزد حاضر هم نبود مرا طلاق دهد برای اینکه او را تنبیه کنم از برادر دوستم خواستم روی شوهرم اسید بپاشد البته گفتم مراقب باش به او آسیب جدی وارد نشود اما او طوری روی شوهرم اسید ریخت که یک چشمش را از دست داد. به این ترتیب کیفرخواست علیه متهم صادر شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. شاکی در ابتدای جلسه محاکمه گفت: من و همسرم با هم درگیری داشتیم.
او بارها مرا تهدید کرده بود که توسط فامیلهایش من را میکشد و حالا من هم از همسرم و هم از متهم شکایت دارم. با توجه به اینکه کیفرخواستی علیه همسر شاکی صادر نشده بود، رحمان در جایگاه حاضر شد. او همچنان اتهام را قبول نکرد اما با توجه به اینکه درست در زمان سوختگی شاکی او نیز با اسید سوخته بود و شاهدان نیز گواهی دادند که او زمان اسیدپاشی سر کارش حاضر نشده بود و همچنین گفتههای برادر وی، قضات متهم را محکوم به پرداخت دیه کامل یک چشم و اُرش در مورد سایر قسمتهای بدنش که سوخته بود محکوم شد. روز گذشته متهم بهخاطر اعسار و اینکه توانایی پرداخت دیه را ندارد به دادگاه آورده شد اما قضات درخواست او را رد کردند و به این ترتیب وی تا زمان پرداخت دیه باید در زندان بماند.