آینده اصلاحطلبان چیست؟ جبهه اصلاحات قرار است در انتخابات آینده چگونه حضور داشته باشند؟ آیا تاکنون اصلاحطلبان فعالیتی جدی داشتهاند؟ اصلاحطلبان چقدر این روزها به نظریه پردازی پرداختهاند؟ اینها سوالاتی است که نه تنها در بین اصلاحطلبان بلکه به ذهن سایر مردم هم متبادر میشود و دلیل آن هم چیزی نیست به جز پایگاه اجتماعی و مردمی که اصلاحطلبان بین مردم دارند.
این سوالات و سوالات دیگر در گفتوگوی آرمان با حجتالاسلام رسول منتجبنیا مطرح شد شاید خیلی از جوابها خوشبینانه به نظر برسد اما حجتالاسلام منتجبنیا آنقدر با اطمینان بر جوابها تاکید داشت که ما را نیز مطمئن کرد خبری در راه است:
این روزها اصلاحطلبان و اصولگرایان فصل مشترکی دارند به نام نقد دولت اگر بخواهیم مسئله را از زاویه دیگر نگاه کنیم و از آینده اصلاحطلبان صحبت کنیم و وارد این مسئله نشویم، قبول دارید این روزها چیزی که میان اصلاحطلبان کمتر وجود دارد، تئوریها و فرضیههای مختلف برای حضور در انتخابات یازدهم است؟
هر جبههای که بخواهد در جریانات سیاسی حضور داشته و نقش آفرینی کند، ناچار است بنا را بر تبادلنظر و هماندیشی در درون جبهه خودش بگذارد. این مسئله با آزاداندیشی و دموکراسی سازگار نیست که فرد یا افرادی در یک جبهه و جریان به جای دیگران تصمیم بگیرند و دیگران موظف باشند تبعیت کنند و تصمیمات آنها را به مرحله اجرا در بیاورند. این مسئله در سطح کشور، احزاب، جبههها و جریانهای سیاسی، اعم از اصولگرا و اصلاحطلب باید مورد توجه قرار گیرد. بر همین اساس در درون جریان اصلاحات دیدگاههای مختلفی مطرح میشود و از طریق رسانهها و سخنرانیها و محاورهها منتشر میشود. کسی هم انتقاد یا ممانعت نکرده است که فرد یا افرادی نظر خودشان را ابراز کنند. منتها پراکندهگویی و اظهارنظرهای پراکنده، ضمن اینکه مفید است تا به صورت یکپارچه و سازمان یافته در نیاید و در حالتی جمعی ابراز نشود، نمیتواند مفید فایده باشد و به نتیجه برسد. چه بسا موجب سوءتفاهم و فاصله هم شود و به تصمیمی چکش کاری شده و متمرکز تبدیل نشود.
بر این پایه اصلاحطلبان شورایی دارند به نام شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، گرچه برخی از احزاب عضویت آن را نپذیرفتهاند اما اکثریت اصلاحطلبان هستند و نظرات را به سایر احزاب و فعالان سیاسی منعکس میکنند. جلساتی که تا به حال گرفته شده و در آینده قرار است اتخاذ شود، در همین راستاست. چندی پیش هم حزب مردم سالاری بانی این قضیه شد و با بنده هم صحبت شد که بنده مشروط بر این مسئله در جمع شرکت کردم که تنها بحث در مورد نظرات مختلف صورت گیرد و هدف شخص خاص یا جهت خاصی نباشد و جهت گیری خاصی به القا نشود. به جز این جلسه، جلسهای بسیار وسیعتر توسط جبهه اصلاحات در اواخر ماه جاری برگزار میشود که اگر مشکلی پیش نیاید و همایش برگزار شود و صاحب نظران حضور داشته باشند و نظراتشان را بیان کنند و پس از آن هم گروهی آن نظرات را جمعبندی کنند تا به یک تصمیم واحد برسند، میتوان گفت که مسئله مطرح در سوال شما اتفاق میافتد. اگر این جهتگیری ادامه پیدا کند من فکر میکنم روند خوبی باشد، ضمن آنکه افراد نظراتشان را در آن جلسه یا در رسانهها مطرح کردهاند، جمعبندی هم انجام شود و در نهایت طبیعی است که افراد در جبهه اصلاحات به نظر جمع تمکین کند.
ابتدا باید نظریههای مختلفی وجود داشته باشد که قرار باشد به جمعبندی برسد. در حال حاضر گمان نمیکنم بیش از دو نظریه وجود داشته باشد. یکی اینکه آقای عبدی در مصاحبهای اعلام کرده بودند اصلاحطلبان مثل سال 76 در انتخابات حضور داشته باشند و دیگر آنکه آقای حجاریان تلویحا از آقای خاتمی خواسته بودند با توجه به شرایط پا به عرصه بگذارند. به جز این دو نظر آیا فرضیههای دیگری مطرح شده است؟
توضیحات بنده در همین راستاست که آنچه انجام شده تا به حال نظر شخصی بوده است. دو نظر که هیچ، اگر دهها نظریه هم منتشر شود، تنها میتواند در رسیدن به وحدت نظر کمک کند اگر نه نظر سازمان یافته محسوب نمیشود. باید بدانیم چکش کاری و زدودن زائدهها و بررسیهای تخصصیتر در رسانهها انجام نمیشود بلکه صیقل دادن نظریهها در سمینارهای بزرگ و در همایشهای فراگیر انجام میشود که همگی آزادانه حرفهایشان را به صورت مستدل بیان کنند، سپس جمعبندی آن به صورت نتیجه واحد مطرح شود. این سیری است که برای بررسی نظریهها لازم است.
آنچه شما اشاره کردید به عنوان نظرات شخصی است که خیلی هم خوب است و هیچ ایرادی ندارد و جرقههایی است که زده میشود و روشنگریهایی است که تحلیل میشود اما در نهایت در همان جلسات و همایشها باید بررسی نهایی صورت گیرد. البته ممکن است در یک همایش نتیجهای حاصل نشود و نیاز به همایشهای متعددی باشد تا به تصمیم واحد برسیم. نظرات شخصی مادامی که جمعبندی نشود، نمیتواند راهگشا باشد. دیدگاهها باید عرضه و نقد شود. گرچه مناظره گاهی به مخاصمه یا تخریب یا بحثی تشریفاتی منجر شده است اما در حقیقت برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید این مفهوم را کنار بگذاریم و به دنبال تضارب آرا باشیم تا دیدگاهها با هم برخورد کنند. این خواست با صحبتهای پراکنده بهدست نمیآید. اگر منظور شما این است که این اتفاق افتاده است یا خیر، باید بگویم در این چند سال اخیر متاسفانه این اتفاق نیفتاده است اما به دنبال آن هستیم که در همایش اصلاحطلبان این مسائل بیشتر از پیش مطرح شود.
سال 76 هم خیلیها این مسئله را بیان میکردند که نگاهها به سمت اصلاحات نیست اما در نهایت داستان به گونهای دیگر رقم خورد. اگر این هم اندیشیها و همایشهایی که شما میگوئید به صورت کامل انجام نشود، چطور؟ چه راهکاری وجود دارد که اصلاحطلبان بتوانند برای انتخابات آماده باشند؟
چرا همایشها برگزار نشود؟ مگر مشکلی هست که همایشها برگزار نشود؟ هرکس در تعیین سرنوشت خود حق دارد و یکی از ابزارها همین همایشهاست. لازمه کار برگزاری همین نشستهاست تا نتیجه آن به صورت میتینگ به اطلاع مردم برسد. اگر قرار باشد اصلاحطلبان و اصولگرایان وارد صحنه شوند، راهی به جز این ندارند که به صورت گسترده در کنار هم نظراتشان را بیان کنند. درست است سال 76 این اتفاق افتاد. ما در آن ایام چند ماه دستاندرکار همین مسئله بودیم و جلسه برگزار میکردیم.
بعد از انتخابات دوره چهارم مجلس وقتی مجمع روحانیون مبارز مصمم شدند به صورت موقت از صحنه سیاست کنارهگیری کنند اما وقتی فضا رفته رفته آماده میشد، اصلاحطلبان در دفتر یکی از بزرگان حضور پیدا کردند و بحثها را از آنجا آغاز کردند. در عین حال تصمیم بر این شد که از آن جمع وسیع گروهی 5 نفره انتخاب شوند که بنده هم در آن گروه بودم. روزهای بسیاری وقت گذاشتیم و بررسی کردیم و فضا را ارزیابی کردیم و در مجموع نتیجه آن شد که فضا آماده است تا جریان خط امام (که الان به اسم اصلاحات معروف است) به صحنه بیاید و سکوت را بشکند. دوستان دیگری هم به ما پیوستند. ما اصل را بر این گذاشتیم که فضا آماده است. بعد از آن به سراغ افراد و کاندیداها رفتیم. ارزیابی کاندیداها صورت گرفت، کاندیدای اول اعلام انصراف کرد و کاندیدای دوم که آقای خاتمی بودند قبول کردند و همه گروهها روی ایشان اتفاق نظر داشتند. به عبارت دیگر اجماعی در مقابل دیدگاههای رقیب خط امام به وجود آمد. از آن سو رقیب هم منسجم حضور پیدا کرده بود و از تمام ابزارها برای رای آوردن کاندیدای خودشان استفاده میکرد که البته حق آنها هم بود. در نهایت باعث شد در سال 76 آن پیروزی بزرگ بهدست بیاید. چنانچه این روند یا فرآیند دنبال شود، به نتیجه خوبی خواهیم رسید.
این مسئله مربوط به سال 76 بود، آیا این اتفاق در سال 92 هم میافتد؟
بله، مطمئن باشید اصلاحطلبان در تلاش هستند که این اتفاق بیفتد. همین الان یک همایش برگزار شده و همایش بزرگتری هم در پیش است. جلسات محدودتر و تخصصیتر تحت عنوان شورای هماهنگی هم وجود دارد که همگی در حال انجام است. ما هم امیدواریم مانعی پیش نیاید به نتیجه برسد. من معتقدم تلاشهای ما به نتایج خوبی خواهد انجامید.
یعنی به صراحت میگویید سال 76 میتواند تکرار شود؟
اگر مانعی از ناحیه رقبا به وجود نیاید، میتوانیم تکرار 2خرداد 76 را شاهد باشیم. در 2 خرداد معجزه که پیش نیامده است، شرایطی فراهم شد که این پدیده رخ داد. اگر بازهم این شرایط مهیا باشد، باز هم پیش میآید. من فکر میکنم این حضور حداکثری به نفع نظام هست.
این روزها کاندیداهای مستقل اعلام حضور میکنند، این مسئله خوب است یا بهتر آن است که تصمیمگیری در شورا انجام شود؟
کاندیداهای اصلاحطلب؟
کاندیداهای اصلاحطلب و آنها که به اصلاحطلبان نزدیکی بیشتری دارند.
فکر میکنم اگر اصلاحطلبان به جمعبندی برسند و کاندیدایی را به صورت اجماع مطرح کنند، یقینا کاندیداهای مستقل کنارهگیری میکند و در صحنه حاضر نمیشود چراکه در غیر این صورت شانسی برای پیروزی ندارد. حضور پراکنده افراد احتمال موفقیت را کم میکند. دوستان اصلاحطلب ما که به عنوان کاندیدای مستقل هستند، هنگام مواجهه با اجماع سراسری جبهه اصلاحات، حرمت هم حزبیهای خود را حفظ و از آنها تبعیت خواهند کرد.
یعنی کاندیداهایی مثل آقای عارف و دیگران که الان مطرح هستند، اگر درخصوص حضورشان صحبت نکنند، برای جبهه اصلاحات بهتر است؟
منظور من این نیست. صحبتهای افراد هیچ اشکالی ندارد و هرکس آزاد است نظرش را اعلام کند. تا زمانی که روال حزبی و عمومی اصلاحات انجام نشده، افراد مستعد میتوانند صحبت کنند و هیچ اشکالی هم ندارد، گزینهها متنوع باشد. شاید هم در جمعبندی، یکی از همان آقایان انتخاب شود و مورد اجماع اصلاحطلبان قرار بگیرد اما لازم است زمانی که تصمیم نهایی گرفته شد تمام افراد به آن نظر تمکین کنند.
این مسئله را قبول دارید که الان اصلاحطلبان بین دو انتخاب مردد هستند؟
این مسئله طبیعی است که انتخاب بین افراد صورت بگیرد. حضور در انتخابات نیازمند همین بررسیهاست. البته بارها گفتهام آقای خاتمی شانس موفقیت بیشتری دارند و در ایجاد اجماع اصلاحطلبان گزینه بهتری هستند لذا اگر شرایط مساعد بشود احتمال حضور آقای خاتمی و پذیرش ایشان هست منتها همه این مسائل به شرایطی که توضیح دادم باز میگردد. یعنی لازم است ابتدا اجماع اصلاحطلبان باشد و دوم اینکه شرایط بیرونی برای حضور اصلاحطلبان مهیا شود. اگر شرایط فراهم شد، قطعا این انتظار رد نمیشود.
آیا شرایط مهیا میشود؟
حضور هر کاندیدا به شرایط مشخصی بستگی دارد. این مسئله فقط مختص اصلاحطلبان نیست بلکه اصولگرایان هم برای معرفی کاندیدا شرایط را در نظر میگیرند. اگر شرایط مهیا شود دلیلی ندارد کاندیدایی که روی آن اجماع شده حضور پیدا نکند.
برای این اجماع و تصمیم گیری خیلی دیر نیست؟
باید ببینیم این اشکال به کجا برمی گردد. مطمئنا این اشکال به اصلاحطلبان بازنمی گردد بلکه به این مسئله برمیگردد که تا به حال شرایط حضور اصلاحطلبان به طور کلی آماده نبود. در حال حاضر هم بسیاری از اصولگرایان حاضر نیستند حضور رقیب را بپذیرند و نمیخواهند با اصلاحطلبان اطمینان بدهند که حضورشان نیاز جامعه است. درست است که اصلاحطلبان وقت کمی دارند و باید کارهای زیادی انجام بدهند اما مطمئن باشید جبهه اصلاحات تمام تلاش خود را میکند.
در مقطعی برخی اصلاحطلبان از حمایت از کاندیدای اصولگرای میانه مثل آقای قالیباف و ناطق سخن میگفتند. با این وصف اصلا نیازی هم به چنین فرضیههایی هم نیست.
اصلا این بحثها مطرح نیست. الان بحث اصلاحات و اصلاحطلبان مطرح است و نیازی هم به این بحثها نیست. اینها دو تفکر جداگانه است. هرچند تفکر اصولگرایان محترم است اما از تفکر اصلاحطلبی جداست. بنابراین جبهه اصلاحات تنها به دنبال فردی است که از لحاظ فکری و جهتگیریها مورد قبول جمع آنها باشد.
اگر بخواهیم درباره اشخاص بحث کنیم نظرتان درباره کاندیداتوری آقای عارف چیست؟
نظر ایشان محترم است و حق اساسی آقای دکتر عارف بود که خواستشان را اعلام کنند ولی اگر اصلاحطلبان به جمعبندی دیگری برسند، ایشان حرمت جریان اصلاحات را حفظ میکنند و با این جریان هماهنگ خواهند شد.
این جمعبندیها کی نتیجه میدهد که بتوانیم به صراحت بیشتری از افراد هم سخن بگوییم؟
هر روزی که آغوش مسئولان و جناح رقیب به روی اصلاحطلبان باز شود، همان روز اصلاحطلبان میتوانند به جمعبندی برسند.
اصلاحطلبان چقدر از ظرفیتها استفاده کردهاند، مثلا چقدر از حضور آقای هاشمی با توجه به موقعیتشان استفاده کردهاند یا قرار است استفاده کنند؟
آیت ا... هاشمی شخصیت ملی و بزرگواری هستند که متعلق به همه جریانها و نه یک جریان خاص هستند. ممکن است ایشان در مواردی بنا به تشخیص خودشان از یک جریان حمایت کرده باشند اما کلا ایشان در یک حزب یا یک جریان نمیگنجد بنابراین تلاش اصلاحطلبان هم این است که از حضور آقای هاشمی استفاده کنند. نه تنها اصلاحطلبان بلکه تمام جریانات باید از تجربههای آقای هاشمی استفاده کنند. ظرفیت ایشان در کشور بینظیر است لذا صرف نظر از چنین فرصتی، نادیده گرفتن واقعیتهاست. همین که آقای هاشمی مصمم هستند و تاکید دارند انتخابات خوب و سالم و رقابتی برگزار شود، به نفع تمام جریانات کشور است.
اصلاحطلبان پایگاه اجتماعی قابل توجهی دارند، با این پشتوانه عمومی نمیتوانند آرایش سیاسی داشته باشند که فضا را به نفع اصلاحات تغییر بدهند؟
ساختار سیاسی ما با سایر کشورها متفاوت است. برخی کشورها شیوه به این صورت است که احزاب و جبهههای سیاسی با فشار و فضا سازی وارد صحنه شوند و رقیب را مجبور میکنند تصمیم جدیدی بگیرد. در کشور ما هیچ گاه اصلاحطلبان و سایر جریانات به دنبال این مسائل نبودهاند و نیستند.
منظورم آرایش سیاسی برای فشار نیست، منظورم هماهنگی دسته جمعی و با قدرت اصلاحطلبان است.
تا حدی که ممکن است این اتفاق افتاده است. اتفاقاتی که افتاده باعث شده بیشترین فشارها و بیشترین ضربهها به اصلاحطلبان وارد شود و در واقع آن شیرازه تشکیلات سیاسی آنها برهم خورد و برخی احزاب با مشکل مواجه شدند. امیدواریم شرایط به گونهای شود که اصلاحطلبان جان تازهای بگیرند و با قوت و قدرت وارد صحنه شوند و تکلیف خود را نسبت به ملت و نظام ادا کنند.