bato-adv
bato-adv
کد خبر: ۱۳۵۱۰۷

دست‌های مشکوک در مذاکرات هسته‌ای

تاریخ انتشار: ۱۵:۰۳ - ۲۲ آذر ۱۳۹۱
احمد نقیب زاده در روزنامه بهار نوشت:

در این‌که درگیری ایران و آمریکا شتابان به مراحل پایانی خود نزدیک می‌شود هیچ شکی نیست.
بحران از تمام منزل‌ها گذشته و به سرمنزل نهایی خود رسیده است که دوراهی سرنوشت‌سازی را در برابر خود دارد.

در این مدت 30 سال سوءتفاهم‌ها، بدبینی‌ها و تفسیرهای نادرست در یک طرف و فتنه‌انگیزی بدخواهانه عناصر حقیر منطقه‌ای در طرف دیگر، راه مذاکره رو در رو را که تنها وسیله مطمئن حل مسئله بود، بسته نگه می‌داشت.

اما این تنها نکته قابل‌توجه در روابط دو طرف نیست. ایران قبلا ضعیف بود و به حق از پهلو زدن با آمریکا هراس داشت.

اما اینک به درجه‌ای از ثبات و قدرت و قوت رسیده است که با شیطان بر سر یک میز بنشیند بدون آن‌که از وسوسه‌های شیطانی بهراسد. از سوی دیگر به همان میزان که ایران قوی‌تر شده است، آمریکا دچار ضعف شده و با بحران‌های توفنده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند.

جنگی دیگر آن هم با دشمنی که قادر است ناوهای جنگی خود را‌ هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود جولان دهد و موشک‌هایش قادرند چون شهابی ثاقب بر سر دشمنان دور و نزدیک فرود آیند و هواپیماهایش در گنبدهای فولادین رخنه کنند، برای آمریکا از آنچه فکر می‌کردند گران‌تر تمام خواهد شد.

این واقعیت‌های تلخ دوست و دشمن را به اندیشه وامی‌دارد تا اجازه ندهند چون گذشته به القائات دیگران تکیه کنند یا در عالم وهم و خیال به طراحی بپردازند.

همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، آمریکا به گاه خطر منافع ملی خود را به دست دوست یهودی خود نمی‌دهد و به‌جای گوش دادن به گزارش‌های واهی دوستان نامطمئن، به چشم و گوش خود تکیه خواهد کرد. پذیرش مذاکره مستقیم و بدون قید و شرط با ایران نشان‌دهنده واقع‌گرایی به جای پنداربافی در سیاست خارجی آمریکاست. مواضع ایران اسلامی از اول روشن بود.

هیچ تخطی از قوانین بین‌المللی صورت نگرفته و هیچ نیت سویی در پشت ذهنیت ایرانیان وجود نداشته و ندارد. اما آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای به جای تکیه بر مشاهدات خود، گاه و بیگاه تحت ‌تاثیر لابی دشمنان ایران قرار می‌گرفت و با اضافه کردن یک جمله مانند این که «هیچ اطمینانی هم وجود ندارد یا هیچ تضمینی وجود ندارد که ایران به سمت سلاح‌های هسته‌ای برود» اعتبار خود را زیر سوال می‌برد و به دیگران هم بهانه می‌داد تا بر شرارت خود بیفزایند.

اینک در آستانه مذاکرات رو در رو به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها به این واقعیت پی برده‌اند که باید دست‌های مشکوک را کنار بزنند و واقعیت را از زبان خود ایرانیان بشنوند. طبیعی است در چنین شرایطی اسراییلی‌ها، سعودی‌ها و شاید خیلی از دوست‌نمایان بور شده و تیرشان به سنگ بخورد. اما این ماجرا روی دیگری هم دارد که به داخل مربوط می‌شود.

دوستان یا آدم‌هایی که نمی‌دانند جنگ منی چند تومان است دائم بر طبل جنگ می‌کوبند و هشدار می‌دهند که فرسوده‌ها بر رهبری برای دست کشیدن از مقاومت فشار نیاورند.

باید گفت این شما هستید که در کار کشتیبان دخالت کرده و فشار می‌آورید و افکار عمومی را نادیده می‌گیرید. به چپ رفتن و به راست رفتن و عقب‌گرد کردن تاکتیکی در اختیار کشتیبان است. 

اگر رهبری به جنگ حکم فرمود یا به صلح، اگر سر مذاکره داشت یا سر مقاومت، ما بر همان سریم.